** جهانی شدن فرآیندی است که در طول دهههای اخیر به طور گسترده مورد توجه قرار گرفته، چرا که به دلیل پیشرفتهای تکنولوژیهای ارتباطاتی روند افزایش آگاهیها نسبت به تجارب بشری با افزایش تقاضاها و انتظارات در سراسر جهان همراه شده است. به دنبال آن جهان با تلاشهایی برای سیطره هنجارهای غربی مواجه است. در واقع نه میتوانیم این فرآیند را پدیدهای خودکار که به طور طبیعی در حال گسترش است تعریف کنیم و نه یک پروژه که دولتهای دیگر برای اجرای آن تلاش میکنند. واقعیت این است که هم جهانی شدن و هم جهانیسازی هر دو بخشی از یک واقعیتند. نمیتوان انکار کرد در طول سالهای گذشته ما با تحولات ناشی از ظهور و گسترش سرمایهداری در سراسر جهان مواجهیم، از این منظر جهانی شدن یک پروژه است که نظام جهانی و دولتمردان در غرب جغرافیایی و تمدنی فرهنگی نفوذ خود را در سرتاسر جهان گسترش دادهاند. آنها از طریق قدرت فرهنگ، نظامی، اقتصادی و... برای توسعه هنجاریهای خاص خود در سراسر جهان تلاش کردهاند. لذا این واقعیت با آسیبپذیریهای جهان تلاش کردهاند. لذا این واقعیت با آسیبپذیریهای درونی در بخشهای وسیعی از جهان همراه شده که در واقع به دلیل مشکلات و نارساییهای درونی در برابر این فشار بیرونی بیدفاع ماندهاند. از این منظر جهانی شدن در یک رابطه نابرابر گسترش استانداردهایی را در جهان ممکن ساخته که از جوامع غربی نشأت گرفته، مقاومتهای جدی هم در برابر آن وجود داشته است. این روند در طول قرون متمادی گسترش یافته اما در دهههای اخیر به دلیل سرعت تحول تکنولوژی و گسترش سریع ارتباطات و افزایش سریع اطلاعات و انتقال و فرآوری آن در جهان ما با فشار هولناک این نابرابریها مواجه شدهایم. این پدیده مقابله و مواجهه را در ابعاد گوناگون با خود به همراه داشته و در متن این مقابله جهانی شدن به شکل پروژه مطرح میشود. در یک جمعبندی جهانی شدن به شکل پروژه مطرح میشود. در یک جمعبندی جهانی شدن و جهانی سازی هر دو وجوهی از یک واقعیت واحد در جهانند که امروزه زوایای زندگی عمومی و خصوصی همه ابنای بشر را تحت تاثیر خود قرار داده است.
* چه ارتباطی میان آن فرآیند با فرآیند دیگری تحت عنوان دموکراتیزاسیون در کشورهای در حال توسعه وجود دارد؟
** یکی از مهمترین وجوه جهانی شدن به عرصه سیاست انتقال مییابد که بازیگر اصلی آن همواره دولت بوده است. یکی از جدیترین آثار جهانی شدن به ماهیت و کارکرد و وظایف و حتی نقشهای دولتها مربوط میشود. جهانی شدن به طور مستقیم یا غیرمستقیم نهاد دولت را دچار محدودیت میکند یا امکانات جدید مواجه میسازد. به این اعتبار مهار قدرت دولت یا افزایش توان ملتها باید در این چارچوب مورد مطالعه قرار گیرد.
جهانیشدن باعث میشود نهاد دولت در سطح جامعه ملی توان پیشین را نداشته باشد، در عرصههای مختلف اقتصادی، سیاستگذاری فرهنگی، اجتماعی یا حوزه ناب سیاست دولتها با محدودیتهای جدیدی مواجه شدهاند. در این خصوص نقش سازمانهای بینالمللی و منطقهای و شرکتهای چند ملیتی باید مورد توجه قرار گیرد به ویژه نقش و نفوذ سازمان ملل متحد و نهادهای آن افزایش یافته است. از سوی دیگر این تحولات به افزایش مطالبات و اطلاعات مردم دیگر نقاط جهان افزایش انتظارات را به دنبال میآورد. قبل از 11 سپتامبر این تحول میتوانست به گسترش دموکراسی به طور طبیعی یاری رساند. اما 11 سپتامبر و برجستهشدن مفهوم امنیت باعث شد این تاثیرگذاری مخدوش شود. در واقع 11 سپتامبر این فرآیند کلی و عام جهانی شدن را در عرصه سیاست به شدت تحت تاثیر قرار داده است. به عبارت دیگر توجه به امنیت محدودیتهای جدی را در فرآیند پیگیری دموکراسی در برداشته و آن را کند ساخته است.