صبری انوشه
قضیه فلسطین بطور اعم و قدس شریف بطور اخص، جایگاه ویژهای در 13 اجلاس سران سازمان کنفرانس اسلامی داشته است، زیرا اساس و انگیزه اصلی تشکیل این نهاد، حادثه آتشسوزی قدس بوده و قضیه فلسطین محور قضایای جهان عرب و اسلام بوده است. میثاق و اساسنامه این نهاد اسلامی بزرگ، تأکید شد که قدس شریف محور اساسی توجه کشورهای عضو این اتحادیه است. در اواخر اجلاس سران سازمان OIC (سازمان کنفرانس اسلامی) که در سال (1969) 1347 برگزار شد دو قطعنامه صادر شد، در اولین قطعنامه اعضای این سازمان هرگونه راهحلی برای قضیه فلسطین بدون محافظت از وضعیت شهر قدس ـ ما قبل سال 1346 (1967) ـ مردود دانستهاند.
و در دومین قطعنامه اعضای این نهاد از جامعه بینالملل خواسته تا رژیم صهیونیستی را به عقبنشینی از سرزمینهای اشغالی (در 5 ژوئن 1967) وادار سازد. در دومین اجلاس سران OIC که در سال 1353 (1974) برگزار شد اعضای سازمان حمایت کامل و فعال خود را از کشورهای خط مقدم جبهه علیه رژیم صهیونیست، اعلام کردند و اجلاس قطعنامه ویژهای درباره قضیه قدس صادر نمود که به موجب آن از رژیم صهیونیستی خواسته شده تا به اشغال شهر مقدس قدس پایان بخشد و تصمیم گرفته شد تا از یهودیسازی شهر قدس شریف با اقدامات مقتضی جلوگیری به عمل آید.
در سومین اجلاس سران کشورهای OIC که در سال 1360 (1981) برگزار شد قضیه فلسطین و قدس شریف جایگاه ممتازی داشت حتی نام اجلاس به نام فلسطین و قدس رقم خورد و در این اجلاس مصر به خاطر امضای قرارداد ننگین کمپ دیوید با رژیم صهیونیستی، منزوی گشت و همچون دو اجلاس قبلی بر ضرورت آزادی سرزمینهای اشغالی فلسطین تأکید شد و قدس را به عنوان پایتخت ابدی فلسطین مطرح شد و قطعنامهای صادر شد که هرگونه مذاکره انفرادی اعضا با رژیم صهیونیستی، محکوم میکند و بر تداوم مقاومت قرارداد کمپ دیوید، تأکید میکند.
همچنین این قطعنامه قطعنامه شماره 242 شورای امنیت سازمان ملل را به خاطر مغایرت آن با حقوق ملت فلسطین مردود دانسته و آن را راهحل درستی برای حل قضیه خاورمیانه ندانسته است.
در این قطعنامه اعضای این سازمان حمایت خود را از تعلیق عضویت مصر در جنبش عدم تعهد، اعلام داشتند. در این اجلاس مثل سایر اجلاسها؛ راهکارهای عملی و اجرائی برای حل قضیه فلسطین و مقابله با توسعهطلبی رژیم صهیونیستی، اتخاذ شده و جنبههای شعاری و انشائی بر روح تصمیم و اقدام جدی برای دفاع از حقوق فلسطینها و حرمت شهر مقدس قدس، چیرگی داشته است.
در اجلاس سران کشورهای سازمان OIC که در سال 1363 (1984) برگزار شد بر اسلامیت شهر قدس تأکید شد و رعایت حقوق کامل فلسطینیها و تشکیل دولت فلسطین که قدس پایتخت آن باشد به عنوان راهحل قضیه خاورمیانه دانسته شد.
در پنجمین اجلاس که در 1366 (1987) برگزار شد، سران کشورهای اسلامی، آنها دوباره قطعنامه شماره 242 شورای امنیت سازمان ملل را زمینه مناسبی برای حل قضیه خاورمیانه ندانسته و صهیونیسم را شکلی از نژادپرستی دانستند و قطعنامهای علیه شهرکسازی صهیونیستها صادر شد و ارتباطات برخی از کشورهای عضو با رژیم صهیونیستی، محکوم شد. با آغاز دهه نود و فروپاشی شوروی و پایان جنگ سرد و شکست عراق در جنگ دوم خلیج فارس و حضور مستقیم آمریکا در منطقه خلیج فارس، قضیه فلسطین و مسأله قدس شریف شاهد تحولات ژرفی گشت.
ششمین اجلاس سران کشورهای OIC که در سال 1370 (1991) برگزار شد تحت شرایطی جهانی و منطقهای شاهد تحولاتی در تصمیمگیری شد، سران کشورهای اسلامی این بار روند صلح اعراب و رژیم صهیونیستی را تأئید کردند و بر تشکیل دولت فلسطین را نیز تأکید داشتند. آنها خواهان اجرای قعطنامههای شورای امنیت بودند. در هفتمین اجلاس سران سازمان OIC که در کازابلانکا (مغرب) در 1373 (1994) برگزار شد، سران جهان اسلام دگربار روند صلح را تأئید نموده و اصل زمین در مقابل صلح را پذیرفته و خواهان اجرای قطعنامههای شماره 242، 338 و 425 شورای امنیت سازمان ملل بودند.
در اجلاس سران سازمان OIC که در تهران در سال 1976 برگزار شد جامعه اسلامی از رژیم صهیونیستی خواسته تا دست از تغییر هویت اسلامی شهر قدس بردارد و از جامعه ملل خواسته شهر قدس به عنوان پایتخت رژیم صهیونیستی را به رسمیت نشناسد و از اقدامات توسعهطلبانه رژیم صهیونیستی در شهرک یهودینشین ابوغنیم جلوگیری به عمل آورد. در اجلاسهای بعدی سران سازمان OIC تأکید بر روند صلح خاورمیانه پررنگ گشته است. طرح قضیه فلسطین و قدس در اجلاسهای سران این سازمان طی سه دهه اخیر شاهد تحولاتی بوده است.
در دهه هفتاد و هشتاد برای رژیم اشغالگر قدس لفظ رژیم صهیونیستی اطلاق میشد ولی با آغاز کنفرانس صلح در خاورمیانه مادرید سال 1370 (1991) این لفظ به دولت اسرائیل تغییر یافته. موضوع مذاکره و سازش با رژیم صهیونیستی در آغاز کار سازمان مردود و محکوم بوده ولی با انعقاد ششمین نشست سران این سازمان در داکا در سال 1370 (1991) روند صلح خاورمیانه تأئید شده و مذاکره با رژیم صهیونیستی توصیه گشته است.
در گذشته از دید سران این سازمان قطعنامههای 242 و 338 شورای امنیت سازمان ملل ظلمی در حق فلسطینیها دانسته ولی پس از آغاز دهه نود آن را اساس و پایه ایجاد صلح پایدار در منطقه، قلمداد شد. اکنون با برگزاری سومین اجلاس فوقالعاده در مکه، سیزدهمین اجلاس سازمان کشورهای کنفرانس اسلامی بر پا گشته و مثل همیشه قضیه فلسطین و قدس شریف محور بحث و گفتوگوی این مجمع عمومی جهانی اسلام است.
ولی هفت کشور از میان شانزده عضوی کمیته قدس این سازمان با رژیم صهیونیستی روابط گوناگونی دارند و رژیم صهیونیستی توانسته است 80 کل سرزمینهای اشغالی فلسطین را با احداث تغییرات جغرافیایی و جمعیتی، یهودی سازد.
کنفرانس مکه
کنفرانس فوقالعاده سران سازمان OIC در شهر مکه مکرمه در روزهای 16 و 17 آذر 1384 با حضور نمایندگان 57 کشور عضو برگزار شد. حضور نمایندگان کشورها در سطوح بالا بار دیگر جایگاه و هژمونی عربستان سعودی در جهان اسلام به منصه اثبات، نشان داد. حضور سران در نشست مکه بسیار باشکوه بود ولی حاصل این اجلاس به مراتب دون شأن این عظمت بود و بار دیگر جامعه اسلامی جهان ناامید گشته و چشمش به افق تازه دوخته است. سه سند در پایان این اجلاس تصویب شد.
1- ابلاغیه مکه: در این ابلاغیه، جهان اسلام به اصلح ذات و مقابله با فساد در شکلهای مختلف آن، دعوت شد.
2- طرح دهگانه: این طرح محور کنکاش سران 57 کشور اسلامی بوده. در این طرح به گفتوگو میان ادیان و احترام مذاهب اسلامی و تقویت نقش زن در جوامع اسلامی و مقابله با افراطگری مذهبی توصیه شده است.
3- بیانیه پایانی: در این بیانیه اعلام شد که اسلام دین تساهل و تسامح و میانهروی است و باید تصویر آن در افکار جهانی روشن و زیبا باشد. همچنین جهان اسلام را به وحدت فراخوانده است.
جمعبندی: با بررسی کارنامه 36 ساله سازمان کشورهای OIC و کنکاش پیرامون مصوبات و قطعنامههای آن به نتایج زیر میتوان رسید:
1- متأسفانه پس از 36 سال از تأسیس این مجمع جهانی اسلامی متشکل از یک سوم کشورهای عضو سازمان ملل است، هنوز جایگاهی در تحولات و تصمیمگیری در جامعه بینالمللی پیدا نکرده است.
2- سازمان کنفرانس اسلامی دارای 29 نهاد و تشکیلات فرعی است و طی 36 سال صدها مصوبه صادر کرده ولی هیچکدام از آن به مرحله عمل و اجرا نرسیده است و هنوز هیچکدام از آن به مرحله عمل و اجرا نرسیده است و هنوز هیچکدام از مصوبات آن لازمالاجرا نیستند و سازمان به صورت نهاد مشورتی مطرح شده است.
3- جمهوری اسلامی ایران پس از پیروزی انقلاب اسلامی در جهت تقویت و فعالسازی این سازمان که کمر همت بست و جهت توسعه هژمونی و جایگاه جهانی این سازمان از هیچ تلاشی دریغ نورزیده و در این راستا پیشنهادات راهبردی به سازمان ارایه داده از جمله طرح بازار مشترک اسلامی جهت تقویت بنیه اقتصادی و تجاری کشورهای اسلامی. در گذشته ایران اسلامی بارها بر تقویت مجامع و محافل اقتصادی، علمی و فرهنگی کشورهای اسلامی تأکید داشته و تسامح و تساهل میان مذاهب اسلامی بستر مناسبی برای تحکیم وحدت اسلامی دانسته است.
اولویت دادن به قضیه فلسطین و قدس شریف یکی از سیاستهای راهبردی ایران بوده و در این زمینه با سازمان کشورهای OIC فعالیت و همکاری جدی داشته است. جمهوری اسلامی ایران از دقایق کارنامه 36 ساله سازمان آگاهی روشنی دارد و به نقش و وزنه جامعه اسلامی در جهان کنونی و این نهاد، هنوز امیدها و آمالها بسته است.
4- این نهاد طی 36 هیچ اقدامی بازدارنده جدی علیه توسعهطلبی رژیم صهیونیستی و قتل عام ملت مظلوم فلسطین و اقدامات خرابکارانه آن رژیم در شهر مقدس قدس، انجام نداده است و رژیم صهیونیستی و حامیان آن تاکنون هیچ وقعی و اهمیتی به مصوبات این سازمان نمیدهد.
5- این سازمان تاکنون نتوانسته است از حقوق حقه ملت فلسطین و اقلیتهای مسلمان در اروپا دفاع کند. در قابل تجاوز غرب به کشورهای اسلامی و منافع آن و اشغال کشورهای اسلامی چون افغانستان و عراق از خودش هیچ ظرفیت و قابلیت بازدارندگی نشان نداده است.
سیاستمداران غرب اسلام را به عنوان خطر سبز مطرح میکنند و گفتمانهای سیاسی و عقیدتی آنها پسماندههای دوران جنگ صلیبی، بوده. آنها اسلام و مسلمانان صلحطلب را تروریست میخواندند و مبانی اسلامی را سرچشمه فکری تروریسم میدانند. سران کشورهای اسلامی در نشست مکه سعی داشتند اسلام و مسلمانان را از تهمت تروریسم مبرا سازند و اسلام را دین مسامح و تساهل و میانهروی معرفی کردند.
6- مصوبات و موضوعات مورد بحث و کنکاش اجلاسهای سران کشورهای OICهمیشه تحت تأثیر محیط خارجی بوده و عامل قدرت فرامنطقهای همیشه در تصمیمگیریهای سران کشورهای اسلامی دخالت داشته است توافق و اتحاد نظر در میان سران کشورهای اسلامی همیشه با ناکامی و سختیها روبهرو بوده است. گویا کشورهای اسلامی متفق شدند که به توافق نرسند.
در پایان باید گفت میان جوامع اسلامی وحدت و الفت و محبت وجود دارد، ولی متأسفانه میان سران کشورها، دوستی و یگانگی نیست.