حمید بعیدینژاد
سازمان کنفرانس اسلامی که تنها نهاد بینالمللی متشکل از کشورهای اسلامی است در طول حدود 35 سال عمر خود با تحولات و فراز و نشیبهای مهمی همراه بوده است. در بیش از سه دهه از زمان تشکیل این سازمان در کنار همراهی با تغییراتی که در این برهه از تاریخ در سطح روابط بینالمللی به وقوع پیوسته است، سازمان کنفرانس اسلامی در تبیین اهداف، اولویتها، برنامهها و سیاستهای خود نیز چند دوره مشخص را طی کرده است.
آنچه میتوان از بررسی این تحولات مهم نتیجه گرفت آن است که این سازمان پس از گذشت سه دوره مهم اینک در مرحله تاریخی مهمی قرار گرفته است، مرحلهای که با توجه به بلوغ ساختارهای سیاسی و سازمانی این سازمان، نوید دوره جدیدی از همکاریها میان کشورهای اسلامی را میدهد.
دوره اول) دوره تشکیل و استقرار سازمان:
سازمان کنفرانس اسلامی در 12 رجب 1389 هجری (سپتامبر سال 1969) با توجه به بحران سیاسی در قدس شریف تشکیل شد. به دنبال جنایات رژیم صهیونیستی در قدس شریف که در ماه اوت 1969 به آتشسوزی در مسجدالاقصی انجامید، سران کشورهای اسلامی ایده تشکیل یک سازمان بینالمللی متشکل از کشورهای اسلامی برای انجام هماهنگیهای لازم و اتخاذ مواضع مشترک میان این کشورها، را بطور جدی مورد بررسی قرار داده و متعاقباً اولین اجلاس سران کشورهای اسلامی، تشکیل این سازمان را اعلام کرد.
سران کشورهای اسلامی در اولین اجلاس خود در رباط در کشور مراکش، با محکوم کردن جنایات رژیم صهیونیستی و تاکید بر قداست قدس شریف، از جامعه بینالمللی درخواست کند که این رژیم را از اتخاذ اقدامات مخالف حقوق بینالملل و تلاش برای انهدام اماکن متبرکه اسلامی باز دارد. سران اسلامی تصمیم گرفتند که هرگونه طرح و ابتکاری را که سعی کند وضعیت حقوقی قدس نسبت به آنچه قبل از سال 1967 بوده است، تغییر دهد را مردود دانسته و آن را به رسمیت نشناسند.
در اولین کنفرانس سران اسلامی در رباط تصمیم گرفته شد که وزیران امور خارجه کشورهای اسلامی با برگزاری نشست خود، به عنوان یک اولویت، به تشکیل دبیرخانه دائمی سازمان کنفرانس اسلامی مبادرت ورزند. بر این اساس 6 ماه بعد از اولین اجلاس سران، اولین جلسه وزیران امور خارجه کشورهای اسلامی در مارس 1970، تشکیل دبیرخانه دائمی این سازمان را به تصویب رسانید. با تصویب اجلاس وزیران، این دبیرخانه با هدف اجرای مصوبات سران و وزیران امور خارجه کشورهای اسلامی و تعیین محلی برای هماهنگی اجرای تصمیمات کشورهای اسلامی از جمله پیگیریهای سازمان در موضوع فلسطین و قدس شریف تشکیل شد. تصمیم کشورهای اسلامی آن بود که مقر دبیرخانه سازمان بطور اصولی در قدس شریف قرار داشته باشد اما تا زمان آزادی آن از یوغ رژیم صهیونیستی در جده واقع شود.
تشکیل این سازمان نقطه عطفی در روابط بین کشورهای اسلامی محسوب میشود و پس از آن بود که اعضای این سازمان به تدریج پایههای گسترش همکاریهای میان خود را پیریزی کردند.
با اراده کشورهای اسلامی در پیشبرد این همکاریها، حدود 3 سال پس از اولین اجلاس سران، در سال 1972، وزرای خارجه کشورهای اسلامی، در سومین نشست خود، اساسنامه سازمان کنفرانس اسلامی را نهایی کردند و به تصویب رساندند. براساس این اساسنامه، هدف اساسی سازمان کنفرانس اسلامی، تقویت همبستگی و همکاری میان کشورهای اسلامی در زمینههای سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی میباشد. سه رکن اساسی سازمان کنفرانس اسلامی نیز مرکب از اجلاس سران کشورهای اسلامی، اجلاس وزیران امور خارجه کشورهای اسلامی، و دبیرخانه سازمان به ریاست دبیر کل تعیین شد. اجلاس دوم سران کشورهای اسلامی که در فوریه سال 1974 در لاهور پاکستان برگزار شد نیز بطور ویژه تمرکز بحثهای خود را بر محکومیت اقدامات اسرائیل، ضرورت آزادی اسرائیل در خروج فوری از سرزمینهای اشغالی و دفاع از حقوق مردم فلسطین قرار داد و تنها یک قطعنامه به موضوع توسعه همکاریها و روابط اقتصادی میان کشورهای اسلامی و ضرورت برقراری روابط منصفانه و متوازن اقتصادی در سطح بینالمللی اختصاص داد.
دوره دوم) دوره نهادینهسازی و گسترش سازمان در ابعاد سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی:
دهه 1980 و بخشی از دهه 1990 را باید دوره بازیابی هویت جمعی کشورهای اسلامی و دوره گسترش فعالیتهای سازمان کنفرانس اسلامی نام نهاد. در این دوره کشورهای اسلامی با شناخت هر چه بیشتر نسبت به توانمندیهای بالفعل و بالقوه خود در عرصههای مختلف اقتصادی، اجتماعی، سیاسی و فرهنگی، به ایجاد نهادهای ثابت در این سازمان پرداخته و تصمیمات خود را بسیار فراتر از موضوع فلسطین که همچنان به عنوان اولویت اول دستور کار کنفرانس باقیمانده است، به موضوعات بسیار گستردهای تسری دادند.
در این دوره سازمان کنفرانس اسلامی توانست به نهادینه ساختن کمیسیونهای فرعی و نهادهای تابعه و وابسته خود که هر یک حوزههای مشخصی از همکاریهای میان کشورهای اسلامی را پوشش میدادند اقدام کند. این فرایند از اجلاس سوم سران اسلامی در ژانویه 1981 در مکه آغاز شد.
برای اولین بار در این اجلاس، سازمان کنفرانس اسلامی سه کمیته همکاریهای علمی و فنی، همکاریهای اقتصادی و اجتماعی و اطلاعرسانی و فرهنگی را برای تمرکز هر چه بیشتر مباحث کنفرانس تشکیل داد. در همین اجلاس بود که آکادمی فقه اسلامی برای بهرهگیری از اجتهاد و فقه اسلامی در تبیین و ارائه راه حل برای مسائل پیش روی جوامع اسلامی بعنوان یکی از نهادهای وابسته به این سازمان تاسیس شد. سازمان آموزشی، علمی فرهنگی اسلامی که به معنایی، نقش سازمان یونسکو را در میان کشورهای اسلامی ایفاء مینماید و حتی جامعه صاحبان کشتی نیز برای تسهیل و تقویت خطوط و رفت و آمدهای کشتیرانی میان کشورهای اسلامی در اجلاس مکه تاسیس گردند.
در این اجلاس برای اولین بار، حوزه دستور کار سازمان کنفرانس اسلامی از موضوع محدود فلسطین، به گستره وسیعی از موضوعات سیاسی، اقتصادی و فرهنگی توسعه یافت. این اجلاس 13 قطعنامه در خصوص بحرانها و مناقشات سیاسی در میان کشورهای اسلامی، 6 قطعنامه اقتصادی و 8 قطعنامه فرهنگی به تصویب رسانید.
این روند در اجلاس چهارم سران که در 16 ژانویه 1984 در کازابلانکا در کشور مراکش برگزار شد نیز دنبال شد. در این اجلاس کمیتههای سه گانه سازمان کنفرانس اسلامی به کمیتههای دائمی تبدیل شدند و ریاست هر یک از آنها بعهده یکی از سران کشورهای اسلامی قرار گرفت.
شکلگیری کمیتههای ثابت سازمان کنفرانس اسلامی و برگزاری اجلاسهایی در سطح وزیران امور آموزش عالی و فنآوری در چارچوب کمیته دائمی علمی و فنی "COMSTECH". به ریاست پاکستان، وزیران اقتصادی و دارایی در چارچوب کمیته دائمی همکاریهای اقتصادی و تجاری (کومسک COMSEC) به ریاست ترکیه، و وزیران اطلاعرسانی و امور فرهنگی در چارچوب کمیته دائمی اطلاعرسانی و فرهنگی (کومیاک، COMIAC) از تصمیمات مهم و دستاوردهای مهم اجلاسهای بعدی سازمان کنفرانس اسلامی بود.
اجلاس پنجم، ششم و هفتم سران که بترتیب در ژانویه 1987 در کویت، دسامبر 1991 در داکار در سنگال و در دسامبر 1994 در کازابلانکا در مراکش تشکیل شدند، هر یک روند تقویت نهادهای سازمان کنفرانس اسلامی در کنار تقویت دبیرخانه این سازمان را پیگیری کردند که در نتیجه آنها و از جمله مراکز تحقیقاتی، اسلامی، دانشگاهی، آموزشی و آژانسهای تخصصی بیشتری در میان کشورهای اسلامی تاسیس شد. در سطح دبیرخانه سازمان کنفرانس اسلامی نیز کمیسیون اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی و کمیسیون ثابت مالی و اداری برای تمرکز هر چه بیشتر به موضوعات تخصصی تشکیل شدند که تصمیمات و قطعنامههای لازم را مورد بررسی و تصویب قرار میدادند.
روند توسعه کار سازمان نیز کماکان ادامه یافت و بتدریج طیف وسیعی از موضوعات سیاسی، اقتصادی و اجتماعی مورد بررسی اجلاسهای سران و سپس اجلاسهای وزیران امور خارجه کشورهای اسلامی که هر ساله تشکیل میشد قرار گرفت.
دوره سوم) دوره چالشها و نیاز به تعریف اولویتهای سازمان:
دهه 1990 را باید دوره تحولات عمیق در سطح روابط بینالمللی نامید. در این دهه با پایان جنگ سرد و پایان یافتن نظام دو قطبی سیاسی ایدئولوژیک حاکم، تغییرات بسیاری در جغرافیا و ژئوپلتیک سیاسی مناطق مختلف جهان بوقوع پیوست. بیشک این تحولات در منطقه خاورمیانه نیز تاثیرات مهمی بر جای گذاشت. با تغییر ماهیت روابط کشورهای این منطقه با قدرتهای سیاسی و نظامی جهانی و نیاز به تعریف جدید در این روابط، نگرش کشورهای اسلامی به این سازمان نیز دستخوش تغییراتی شد.
در عین حال، با پایان یافتن نظم و قطببندی پیشین سیاسی، اقتصادی و فرهنگی پیشین و ایجاد خلأ ناشی از این دوره، برخی زمینههای بحران و بیثباتی در میان برخی از کشورهای اسلامی، به ایجاد مناقشات منطقهای، جنگهای داخلی و جنگهای میان دولتها انجامید که نیاز به ایفای نقش جدیتر و سیاسی سازمان کنفرانس اسلامی در عرصه همکاریهای منطقهای و بینالمللی را ملموستر میکرد.
اما عرصه دیگری که کشورهای اسلامی را به برخورد فعال و جدیتر در سطح بینالمللی دعوت میکرد، ضرورت مقابله با تلاشهای مغرضانهای بود که رسانههای جمعی غربی به بهانه از میان بردن ریشههای تروریسم در سطح وسیعی به آن دامن میزدند. متاسفانه بویژه در اوایل هزاره جدید اسلام ستیزی (Islamophobia) به یکی از وجوه سیاسی و فرهنگی مورد توجه رسانههای غربی تبدیل شد. با توجه به آنکه برخی عناصر افراطی در برخی از کشورهای اسلامی، توانسته بودند به طراحی عملیات تروریستی در کشورهای غربی مبادرت کنند با تبلیغات مسمومی سعی میکردند که اسلام را معادل خشونت تعریف کنند. بدیهی بود که این امر احساسات و افکار عمومی جوامع اسلامی را که خود از قربانیان این افراطیگریها بودند، جریحهدار میکرد.
مسلمانان که اینک از بزرگترین جمعیتهای مهاجر در کشورهای اسلامی بودند، به بهانه مقابله با تروریسم مورد شدیدترین تبعیضها قرار گرفته و محدودیتهای بسیاری را متحمل شدند. این در حالی بود که دولتهای اسلامی و مراکز دینی مسلمانان در کشورهای مهم و بزرگ اسلامی، همه به اتفاق انجام حرکتهای خشونتطلبانه و تروریستی را محکوم کرده و خواستار اقدام قاطع علیه آنها شده بودند.
در کنار این، پدیده فرآیند جهانی شدن که موجب تغییرات گستردهای در سطوح اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی جوامع جدید شده بود نیز از چالشهای نوینی که جوامع اسلامی را به همگرایی بیشتر با گسترش همکاریهای رو به توسعه در عرصههای مختلف اقتصادی و اجتماعی دیگر بعنوان امری ضروری و اساسی دعوت میکرد. دوره سوم فعالیتهای سازمان کنفرانس اسلامی را که از اجلاس هشتم سران در دسامبر 1997 در تهران آغاز شد، باید عصر نیاز به پاسخگویی به این چالشها و در نتیجه تلاش برای انجام اصلاحات لازم در فرایند تصمیمسازیها و نحوه همکاریها و تغییرات لازم در دبیرخانه سازمان برای ارائه بهترین پاسخها به این بحرانها نامید.
نیاز به تعریف و ارتقاء نقش جدید سازمان کنفرانس اسلامی از موضوعات بسیار جدی در اجلاس تهران بود که در بیانیههایی اجلاس نیز منعکس شد. در اجلاس تهران، سران کشورهای اسلامی با تاکید بر ضرورت پاسخگویی موثر به چالشهای فراروی امت اسلامی، نیاز به تفاهم، گفتگو و اعتمادسازی میان کشورهای اسلامی را از یکطرف و ضرورت انجام اصلاحات در سازمان از جانب دیگر را مورد تاکید قرار دادند. بدین ترتیب تصویب بیانیه چشمانداز در اجلاس تهران که محورهای مهم و اصلی دور جدید کارکرد این سازمان را مورد توجه قرار میداد، بعنوان اولین منشور تغییر و اصلاح در سازمان کنفرانس اسلامی درآمد.
بر همین مبنا، ضمن تشکیل کمیته ویژه گفتگو، همکاری و اعتمادسازی میان کشورهای اسلامی، اجلاس تهران برای اولین بار به گستره جدیدی از موضوعات مهم بینالمللی همچون خلع سلاح، حقوق بشر، بحث پناهندگان، تروریسم، اعتمادسازی، اصلاحات سازمان ملل متحد، چالشهای معاهده منع گسترش سلاحهای هستهای پرداخت که نشاندهنده عمق توجه خاص و ویژه کشورهای اسلامی به موضوعات بینالمللی جدید بود.
به دنبال مصوبات اجلاس تهران و پیگیری آنها در اجلاس نهم سران در دوحه در قطر در نوامبر 2000، و اجلاس نهم سران در پوتراجایا در مالزی، در اکتبر 2003، زمینههای مهمی از تحول و اصلاح و توجه به مسائل ویژه بینالمللی تعریف و مشخص شده و به تصویب رسیدند.
اصلاح فرایند تصمیمسازی در سازمان کنفرانس اسلامی که به ابتکار جمهوری اسلامی ایران ارائه شد، در طی اجلاسهای کاری به نتایج و تصمیماتی رسید که منجر به تغییرات لازم در سازوکار تصمیمسازی در کنفرانس با هدف تمرکز بر اولویتهای اصلی جهان اسلام، شد.
تغییرات در ساختار دبیرخانه سازمان نیز توسط گروه ویژهای از کشورهای عضو پیگیری شد که متعاقباً به تصویب کشورهای عضو رسید.
در بیانیه نهایی اجلاس سران در مالزی نیز، سران کشورهای اسلامی کمیته ویژهای از شخصیتهای برجسته (Eminent Persons) را برای بررسی عملکرد سازمان و ارائه پیشنهاد برای تغییرات سازمان برای پاسخگویی موثر جوامع اسلامی به چالشهای نوین تشکیل دادند که گزارش آن متعاقباً به کشورهای اسلامی ارائه شد.
سازمان کنفرانس اسلامی در آستانه یک تحول جدید:
اراده کشورهای اسلامی در گسترش روابط خود در تمامی عرصههای مهم سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی، در کنار انجام اصلاحات لازم در فرایند تصمیمسازی و همچنین در دبیرخانه سازمان، نوید تحول جدید در ارتقاء جایگاه و نقش سازمان کنفرانس اسلامی در روابط میان کشورهای اسلامی را میدهد.
مصوبات اجلاس فوقالعاده سوم سران کشورهای اسلامی که در مکه برگزار شد، برآیند دورهای مهم از تلاشهای اعضای سازمان در انجام اصلاحات و مقدمه حرکت جدیدی در توسعه روباط کشورهای اسلامی محسوب میگردد. در این اجلاس، سران کشورهای اسلامی نتوانستند با تصویب برنامه عمل سازمان کنفرانس اسلامی در دهسال آینده، اهدافی را که کشورهای اسلامی باید در این دوره دهساله در حوزههای مختلف سیاسی، رسانهای، فرهنگی، اقتصادی، اجتماعی و فنآوری بدان دست یابند، مشخص کنند.
تعیین اهداف مهمی چون افزایش نقش سازمان در حل و فصل اختلافات و مناقشات داخلی، افزایش حجم تجارت میان کشورهای اسلامی از حجم محدود فعلی به 20 درصد از طریق کاهش موانع و تعرفههای گمرکی و بازرگانی و تقویت بخش خصوصی، تبادل مستمر فنآوری و افزایش سطح علمی و دانشگاهی در کشورهای اسلامی و تلاش برای ارائه تصویر صحیح از اسلام اگر همه تحقق یابند، باعث خواهند شد که سازمان کنفرانس اسلامی به یک نهاد بینالمللی کارآمد و موثر در میان کشورهای اسلامی مبدل گردد که بیشک امت اسلامی و کشورهای اسلامی از آثار و برکات آن بهرهمند خواهند شد.