* در سال 2005 میلادی جهان شاهد انتخابات سرنوشتساز در خاورمیانه بود، تحلیل شما از تأثیر این انتخابات در آینده جهان اسلام چیست؟
** مهمترین رویداد سیاسی که در سال گذشته میلادی به وقوع پیوست انتخابات عراق بود، البته مهم نیست که چند درصد مردم در انتخابات شرکت کردند و باز هم مهم نیست که سنیها تهدید کردند که اگر نتایج مورد بازنگری قرار نگیرد، آن را به رسمیت نخواهند شناخت. مهم نفس انتخابات است. یعنی عراق با این انتخابات، مانند انقلاب اسلامی در ایران مرحله دوم دموکراسی در خاورمیانه را کلید خواهد زد.
علاوه بر عراق ما در مصر انتخابات داشتیم، در کرانه غربی رود اردن و نوار غزه، انتخابات شهرداریها برگزار شد. در عربستان برای اولین بار در انتخابات، دو زن به شورای مشورتی راه یافتند. لبنان شاهد انتخابات آزاد بود و در کنار اینها دولت سوریه نیز برای تغییر و تحول تحت فشار است. بنابراین باید گفت خاورمیانه با این انتخابات به سمت و سوی تازهای حرکت میکند. نکتهای که حایز اهمیت است این که اگر شما یک کوه یخی را در داخل اقیانوس منجمد تصور کنید نوک قله آن کوه انتخابات عراق و دامنه کوه که کیلومترها زیر آب قرار دارد، انتخابات دیگری است که به آن اشاره شد.
ما از این پس شاهد آن خواهیم بود که عراق پس از سه دهه دیکتاتوری بعثیها وارد عرصه مناسبات خاورمیانه و جهان عرب شود و از آن جایی که این کشور دارای نفت است قطعاً در بازار انرژی جهان نیز تغییراتی به وقوع خواهد پیوست.
* برآیند نتایج این انتخابات به نفع چه جریانی در خاورمیانه است؟
** در تمام این انتخابات جریانات اسلامگرا پیروز شدند که قطعاً در آینده مناسبات آمریکا با این کشورها تأثیرگذار خواهد بود. در عراق گروههای اسلامگرای وابسته به شیعیان و سنیها پیروز میشوند. حال آن که جریان سکولار احمد چلبی و گروههای غیردینی دیگر توفیقی حاصل نکردند. در انتخابات مصر که زیر فشار شدید رژیم حسنی مبارک برگزار شد، «اخوان المسلمین» و اصولگرایان موفق شدند یک پنجم از کرسیهای مجلس عوام مصر را به دست آوردند البته خود مردم این کشورها از این پیروزیها نه تنها نگران نیستند، بلکه استقبال هم میکنند، چرا که اسلامگرایان نشان دادهاند که وقتی وارد منازعات سیاسی میشوند و قدرت به دست میگیرند مانع دموکراسی نشده و صدای دیگران را قطع نمیکنند.
* در کنار انتخاباتی که در جهان اسلام برگزار شد، ایران نیز در سال 2005 میلادی شاهد برگزاری انتخابات ریاست جمهوری بود که نتیجه آن برای محافل سیاسی با نوعی شگفتی همراه بود ارزیابی شما از این انتخابات و پیامدهای آن چیست؟
** قطعاً در میان رویدادهای مهم سیاسی سال 2005، انتخابات ایران نیز حائز اهمیت میباشد چرا که به جرأت میتوان گفت این انتخابات مهمترین رفراندوم بعد از پیروزی انقلاب اسلامی بوده است و قدرت را در کشور یکپارچه کرد.
* یعنی ما در 27 سال بعد از انقلاب حاکمیت یکپارچه از نظر اجرایی، قضایی و مقننه نداشتیم؟
** نه، در زمان حضرت امام که حاکمیت بیشتر از آن جریانهای رادیکال و چپ بود. در دولت آقای هاشمی بخشی از قدرت دست تکنوکراتها و بقیه هم دست چپها و محافظهکاران بود، یعنی شما در دولت لاریجانی، میرسلیم و بشارتی؛ راست، عبدالله نوری، حسین کمالی و معین؛ چپ و زنگنه و محلوجی تکنوکرات را میدیدید، در بسیاری از تحلیلها عنوان میشد این که جریان امور کشور به خوبی پیش نمیرود به خاطر چند پارگی قدرت است. اما اکنون دیگر اصولگرایان هیچ تنشی در این زمینه ندارند چرا که در دولتشان از اصلاحطلبان و کارگزاران خبری نیست.
* البته تنشی که اکنون وجود دارد این است که میگویند تغییر و تحولات صورت گرفته بیش از حد انتظار است؟
** این که میگویند، اصولگرایان، اصلاحطلبان را مانند برگ خزان از پستهای اجرایی ریختند، حرف مهمی نیست، زیرا این حق اصولگرایان است حق رئیس جمهور است، حق وزرا است، چون قانون این اختیار را به آنها داده است که هر که را میخواهند عوض کنند. هیچ کار خلافی در این میان صورت نگرفته است.
* در سال 2006 ایران اسلامی در عرصه بینالمللی در چه وضعیتی قرار میگیرد، آقای هاشمی گفته است تهدید جدی است و خوابهایی برای ما دیدهاند، این خوابها چیست؟
** این که در عرصه بینالمللی فشار علیه ما بیشتر میشود، شکی نیست و این بستگی به وضعیت آمریکا در عراق دارد. یعنی هر چقدر واشنگتن بتواند خود را از باتلاق عراق بیرون بکشد، تهدیدات علیه ایران جدیتر خواهد شد.
اما خوابهایی که برای ما دیدهاند شامل: پرونده هستهای، موضوع اسرائیل، حمایت ایران از گروههای رادیکال فلسطینی و مسأله حقوق بشر است.
* چگونه میتوان خواب آمریکا و اسرائیل علیه ایران را آشفته کرد؟
** قطعاً اگر دولت آقای احمدینژاد در زمینه توسعه سیاسی، اقتصادی و اجتماعی توفیق کسب کند، فشارهای بیرونی کمرنگ خواهد شد.
* دولت آقای احمدینژاد را در این چند ماهه چگونه ارزیابی میکنید؟
** 5 ماه، فرصت زیادی برای ارزیابی یک دولت نیست، فعلاً حرفهایی که زده میشود، حرفهای قشنگی است. انتظار مردم از دولت این است که هرچه زودتر برنامههای خود را در زمینه سیاست خارجی، تجارت، صنعت، کشاورزی و ... تعیین و تشریح کند.
* برگزاری جلسات دولت در استانها را چگونه تحلیل میکنید؟
** این که رئیس جمهور و هیأت دولت در ایلام، سیستان و بلوچستان و خراسان جلسه برگزار میکنند کار خوبی است فردا هم شاید به کردستان، شمال، جنوب و جاهای دیگر بروند، اما سؤالی که در این میان مطرح است این که تکلیف نظام برنامهریزی کشور چه میشود؟ اگر قرار باشد ما برای حل مشکلات به استانها سفر کنیم، دیگر چشمانداز 20 ساله برای چه میخواهیم؟ اداره کشور 70 میلیونی در قرن21 برنامههایی فراتر از آنچه اکنون انجام میگیرد، نیاز دارد.