تاریخ انتشار : ۰۶ اسفند ۱۳۸۸ - ۰۹:۳۶  ، 
کد خبر : ۵۱۹۴۵

ژنرال را هم می‌شود محاکمه کرد


حسن فتحی
گروه بین‌الملل
اوضاع در آمریکای لاتین به سرعت در حال دگرگونی است. این منطقه که حیات خلوت آمریکاست از زمانی که دوران حکومت ژنرال‌ها و نظامیان کودتاگر به پایان رسیده و دموکراسی نوپا با سیاست قطره چکانی به تدریج به خورد مردم داده شد دارای تغییراتی گردیده که این تغییرات چهره حکومت‌ها و منطقه را تغییر داده است تا حدی که امروزه اثری از نظامیان کودتاگر در راس حکومت‌ها دیده نمی‌شود و کسانی در این کشورها قدرت را در دست گرفته‌اند که از طریق انتخابات و آرای مردم به پیروزی رسیده‌اند.
ولی با وجود این که چهره‌ی آمریکای لاتین تغییرات چشمگیری کرده و روند دموکراتیک استمرار دارد هنوز هم دو چهره را باید از چهره‌های خبرساز این منطقه به حساب آورد که از چهره‌های قدیمی بوده و میراث گذشتگان بشمار می‌روند. این دو چهره که یکی از آنها با سرنگونی یک حکومت چپ‌گرا قدرت را در دست گرفته و مخوف‌ترین حکومت پلیسی و نظامی را به قدرت رساند ژنرال پینوشه رییس‌جمهوری و حاکم پیشین نظامی شیلی است که تا کودتا علیه سالوادور آلنده و مرگ او‌، این کشور را به کشتارگاه چپ‌گرایان تبدیل کرد.
چهره دیگر، فیدل کاسترو رهبر مادام‌العمر کوباست که اولین حاکم چپ‌گرا در آمریکای لاتین است که پس از در دست گرفتن قدرت در این کشور و سقوط باتیستا، به کمونیسم گرایش یافته و کشورش را به دامن مسکو انداخت. یک نویسنده و روزنامه‌نگار معروف آمریکای لاتین از پینوشه و کاسترو به عنوان دیکتاتورهایی نام می‌برد که در این میان پینوشه دیکتاتور بد و کاسترو دیکتاتور خوب لقب گرفته بودند.
هنوز هم با گذشت ده‌ها سال از حکومت آنها، سایه این دو را می‌توان بر روی حکومت‌ها مشاهده کرد به طوری که چپگراها سعی می‌کنند خود را به کاسترو متصل کرده و با او همراه شوند نظیر چاوز رییس‌جمهوری کنونی ونزوئلا که به یکی از دوستان و متحدان کوبا و کاسترو تبدیل شده و یا «‌مورالس‌» رییس‌جمهوری جدید بولیوی که به تعریف و تمجید از کاسترو و چاوز پرداخته و قول داده که به کابوس آمریکا تبدیل شود.
ولی آنچه در این ارتباط جالب توجه است این است که این افراد دارای پرونده مخدوشی بوده و چندان پاک و مطهر نبوده‌اند. به طور مثال چاوز که سرهنگ چترباز ونزوئلا بوده در ‌زمان ریاست جمهوری پرز در کشورش دست به کودتا زده و سعی کرد با بمباران کاخ ریاست جمهوری به شیوه پینوشه قدرت را در دست بگیرد که کودتایش با شکست مواجه شده و ناگزیر به فرار از کشور گردیده و یا مورالس رییس‌جمهوری جدید بولیوی که می‌خواهد به کابوس آمریکا تبدیل شود قبلاً رهبر فدراسیون کشت کوکائین بوده و قصر دارد از ائتلافی که واشنگتن در جنگ علیه مواد مخدر رهبری می‌کند خارج شود.
از دیگر متحدان کاسترو و چپ‌گرایان آمریکای لاتین باید به حاکم پیشین پاناما اشاره کرد که هم اکنون به اتهام دست داشتن در قاچاق مواد مخدر در زندانی در آمریکا به سر می‌برد. ژنرال نوریه‌گا هم از دوستان کاسترو بوده و چون از جانب آمریکا تحت فشار قرار گرفته سیاست چپ‌گرایان را پیش گرفته و به جبهه مخالفین واشنگتن پیوست اما در میان کودتاچیان و سران نظامی که در جبهه راستگرایان قرار داشتند و با چپ‌ها چالش داشتند نام و چهره‌ی پینوشه شاخص‌تر است خصوصاً با اقداماتی که او در دوران حکومتش انجام داد همواره از سوی مردم کشورش نفی شده است.
هر از چند گاهی موضوع پینوشه و یا محاکمه و زندانی کردن او مطرح می‌شود و گفته می‌شود که قرار است او در پای میز محاکمه در دادگاه حضور یافته و پاسخگوی جنایاتی باشد که در زمان حکومتش انجام داده است.
او از چندین سال قبل که در جریان سفری به اروپا به درخواست یک قاضی اسپانیایی در انگلیس تحت پیگرد قرار گرفت تاکنون همواره از سوی مخالفین مورد بازخواست بوده و تلاش بسیاری صورت گرفته تا محاکمه شود. در مقابل، دوستان و طرفداران پینوشه قرار داشتند که سعی کردند با کمک وکلای زبردست و با تکیه بر پیری و بیماری او را از زندان و محاکمه فراری دهند ولی اخیراً دادگاه عالی شیلی حکم داده که آگوستینو پینوشه از سلامت کافی برای محاکمه برخوردار است.
شبکه تلویزیونی یورونیوز در این ارتباط با اعلام این موضوع افزود: هیات 5 نفره قضات باید دای موافق در برابر 2 رای مخالف با درخواست تجدید نظر مبنی بر این که پینوشه 91 ساله به دلیل ضعف جسمانی قادر به شرکت در محاکمات نیست، مخالفت کرد. زیرا به گفته هیات جدید پزشکی، علایم مبنی بر بیماری این ژنرال پیشین شیلی بزرگ نمایی شده و آگوستینو پینوشه قادر به حضور در دادگاه است.
پینوشه به اتهام در دست داشتن در ناپدید شدن 6 تن از مخالفان سیاسی خود در سال 1975 در عملیاتی به نام کلمبو باید محاکمه شود. در زمان حکومت نظامی پینوشه گروهی از مخالفین او توسط پلیس این کشور بازداشت شدند که پس از آن دیگر کسی از سرنوشت آنان مطلع نشد. براساس تحقیقاتی که در مورد جنایات ژنرال پینوشه در زمان حکومت وی بر شیلی صورت گرفت بین سال‌های 1973 تا 1990 بیش از 3 هزار نفر در خشونت‌های سیاسی این کشور جان باختند. وی همچنین با اتهاماتی در زمینه ارتکاب جرایمی دیگر مانند دارا بودن حساب‌های مالی پنهانی در خارج از شیلی روبرو شده است.
با توجه به 91 سال سن به نظر نمی‌رسد هدف مخالفین و کسانی که در نظر دارند او را به پای میز محاکمه بکشند زندانی کردنش باشد زیرا به نظر نمی‌رسد او در شرایطی قرار داشته باشد که قادر به تحمل حبس و زندان باشد اما با محکوم کردنش در دادگاه می‌توان به جهانیان ثابت کرد که او یک جنایتکار است و باید در مقابل قضات و افکار عمومی پاسخگو باشد.
آمریکای لاتین در پی ارایه دکترین از سوی مونروئه رییس جمهوری پیشین آمریکا به عنوان حیات خلوت واشنگتن برگزیده شد اهداف آمریکا در آمریکای لاتین براساس دکترین مونروئه که در سال 1923 ارایه شد شامل دو مساله زیر می‌شد که شامل:
1‌ـ برقراری ثبات
2‌ـ ممانعت و جلوگیری از دست اندازی خارجی‌ها به این منطقه
در همین راستا بود که آمریکا سعی می‌کرد از طریق نظامیان و حکومت‌های نظامی و که تابع واشنگتن بودند موقعیت خود را در این منطقه تقویت کند. همان زمان این اعتقاد به وجود آمده بود که استمرار این وضعیت برای حفظ منافع آمریکا ضروری است به طوری که «جیمز برس» یک کارشناس مسایل سیاسی می‌گفت: اگر دیکتاتوری نباشد آمریکای جنوبی در هرج و مرج فرو می‌رود. هم چنین گفته می‌شد معنی حزب و احزاب در آمریکای جنوبی حزب عبارت است از مریدانی که اطراف مردی گرد آمده‌اند که همه چاکرانه کمر به خدمت بسته‌اند.
پینوشه و کاسترو دارای چنین شخصیتی هستند. اگر چه دوران ژنرال پینوشه پایان یافت و او در 91 سالگی آخرین سال‌های عمرش را می‌گذراند اما کاسترو هنوز قدرت را در دست دارد و با تبدیل کردن کشورش به یک زندان بزرگ کمونیستی مانع شکل‌گیری دموکراسی و اندیشه‌های آزادیخواهانه شده است.
اوضاع در آمریکای لاتین از زمانی که قدم‌های اول برای دموکراسی برداشته شد در زمینه‌های مختلف رو به بهبودی است و روی کار آمدن چهره‌هایی نظیر چاوز و مورالس در کشورهایی که قبلاً به هیچ وجه تصورش هم نمی‌رفت حکایت از جدی بودن انتقال قدرت به مردم دارد.
«‌ولتر‌» متفکر و نویسنده بزرگ فرانسوی اعتقاد دارد که خرابی کشور از دو چیز است. نخست: نداشتن مردان شایسته و دوم‌: نبودن آنها بر سر کارهای بزرگ.
این امید وجود دارد که آمریکای لاتین در این راستا حرکت کند. حال اگر امثال پینوشه محاکمه و زندانی شوند یا این که رای به عدم سلامت و ناتوانی آنها داده شود. مساله اصلی و مهم این است که قانون جای بی قانونی و دیکتاتوری را گرفته و اجاره رشد این افراد و شکل‌گیری حکومت‌ها داده نشود. زیرا به قول یک سیاستمدار غربی، مشکل اینجاست که نظام‌های اقتدار گرایانه مثل نظام سیاسی شوروی پیشین، بیشتر برژنف تولید می‌کنند تا گورباچف.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات