مهندس حسین کبریاییزاده
میزبانی ایران در دومین اجلاس سران دریای خزر تحولی تازه در برون رفت چالشهای زیست محیطی، اقتصادی و امنیتی منطقه ساحلی محسوب میشود. در پایان این اجلاس بیانیه تهران به امضای روسای جمهور کشورهای ایران، روسیه، ترکمنستان، آذربایجان و قزاقستان رسید که میتوان به آن به عنوان سندی تاریخی و همهجانبه در بررسی مسایل دریای خزر نام برد این سند که دستاورد نشست تهران محسوب میشود از سه منظر قابل بررسی میباشد.
اولین وجه و مهمترین بعد آن مربوط به مسایل امنیت دریای خزر میباشد که در بندهای 1، 13، 1415، 17، 19، 21، 22 و 23 به صورت مستقیم و غیر مستقیم به آن اشاره گردیده بخصوص بندهای:
1 ـ طرفها از هر لحاظ مساعدت میکنند تا منطقه خزر به منطقه صلح و ثبات، توسعه و شکوفایی پایدار اقتصادی، حسن همجواری و تساوی حقوق در همکاریهای بینالمللی بین کشورهای ساحلی مبدل شود.
13 ـ طرفها اعلام میدارند که دریای خزر فقط باید جهت اهداف صلحآمیز مورد استفاده قرار گیرد و همه مسایل مربوط به دریای خزر بوسیله کشورهای ساحلی از طرق مسالمتآمیز حل و فصل خواهد شد.
14 ـ طرفها تایید میکنند که نیروهای مسلح آنان به منظور حمله به هر یک از طرفها مورد استفاده قرار نخواهد گرفت.
15 ـ طرفها تاکید میکنند که در هیچ صورتی به کشورهای دیگر اجازه نخواهند داد تا از قلمرو و کشورشان برای تهاجم و سایر عملیات نظامی علیه هر یک از طرفها استفاده شود.
19 ـ طرفها، معاهده "منع اشاعه و تکثیر سلاحهای هستهای" را به عنوان یکی از مهمترین بنیانهای امنیت و ثبات بینالمللی دانسته و خواستار تعمیم آتی این معاهده هستند. طرفها همچنین حق مسلم کلیه کشورهای عضو معاهده "منع اشاعه و تکثیر سلاحهای هستهای" جهت توسعه تحقیقات، تولید و استفاده از انرژی هستهای در مقاصد صلحآمیز بدون تبعیض و در چارچوب مفاد این معاهده و همچنین سازو کارهای آژانس بینالمللی اتمی را مورد تایید قرار میدهند.
با کمی دقت میتوانیم نگاه نگران کشورهای منطقه را در مسایل مباحث امنیتی دنبال کنیم چرا که توجه و واشکافی بندهای اعلامیه تهران ذهن هر تحلیلگری را به سمت واقعگرایی ساحلنشینان خزر در دستیابی به صلح و ثبات در منطقه میبرد. چیزی نزدیک به نیمی از بندهای اعلامیه به مسایل امنیتی اشاره دارد که مبین دغدغههای امنیتی این کشورها میباشد. این در حالی است که در سالهای بعد از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی پیچیدگیهای خاصی بر منطقه حاکم شد. خلا ناشی از نبود اتحاد شوروی سابق باعث حضور بازیگران فرامنطقهای و رسوخ به درون لایههای حکومتی کشورهای تازه استقلال یافته گردید. این نفوذ و حضور باعث شد مقوله امنیت با تعریف جدید و بسیطی وارد ادبیات منطقه گردد.
در همین راستا اشتغالات فکری و انرژی مادی و معنوی دولتهای این منطقه به طور گسترده معطوف ایجاد سپرهای تدافعی به دور خود بوده است که هر از چند گاهی نیز گرایش به غرب در رفتار و منش کشورهایی چون قزاقستان و آذربایجان دیده میشد. واضح و مبرهن است تشجیع فضا و نگاه امنیتی به مسایل امنیتی فقط به ایجاد ناامنی کمک میکند مخصوصا که در مقاطعی از عمر 16 ساله کشورهای آذربایجان و قزاقستان گرایش به غرب عمده چالش را فرا روی این کشورها و کشورهای مقتدر منطقه یعنی روسیه و ایران قرار داد، طوری که روسها از هرگونه تهدید و تنبهی برای منصرف کردن آنها کوتاهی نمیکردند که همین مسایل باعث سرگردانی کشورهای استقلال یافته بین دو قطب قدرت جهانی میشد.
در اجلاس تهران ابتکار عمل ایران و دیپلماسی هوشمندانه دولتمردان کشورمان با نزدیک کردن مواضع و دیدگاهةای طرفها راهی که طی 16 سال به بنبست رسیده بود و حتی روسها در اجلاس قبلی سعی کردند با رزمایش نظامی و ارعاب و تهدید سایر کشورها را مجاب نمایند در نشستی دو ساعت و نیم تا تفاهم پیموده شد که نشان از توانای بالای ایران در عرصه دیپلماسی و اعتماد و اطمینان کشورهای همجوار علیرغم جنگ روانی غرب به این کشور اسلامی دارد.
از دیگر ابعاد مورد توجه در اعلامیه، همکاری کشورها در حفظ و حراست از محیط زیست واکولوژی دریای خزر میباشد لزوم توجه به این مهم سرنوشت دریاچه آرال را به کشورهای همجوار خزر گوشزد میکند، سرنوشت شومی که حاصل بیتوجهی انسانها به محیط زیست و زندگیشان میباشد.
در همین راستا اگر عمق و شکل و شیب ساحل کشورمان در دریای خزر را مورد مطالعه قرار دهیم میبینیم بدلیل عمق زیاد و تمایل شیب و سمت ساحل ایران همچنین تقعر ساحل عمده زیانهای آلودگیهای خز نصیب ایران میشود لذا گنجاندن بندهای که حفاظت از محیط زیست را در دستور کار بیانیه قرار میداد برای کشورمان بسیار مهم و اثرگذار بوده است.
آخرین نکتهای که از لحاظ حقوقی نباید از آن غافل شد بند آخر بیانیه میباشد. در این بند اشاره شده که اجلاس آتی روسای جمهور کشورهای ساحلی خزر طبق تاریخ توافق شده در اکتبر 2008 در باکو مرکز جمهوری آذربایجان برگزار خواهد شد.
این قسمت از این بیانیه از این لحاظ حایز اهمیت است که بدانیم اعلامیه تهران رئوس همکاریها را مشخص نموده در حالی که دستیابی به توافق در زمینههای تقسیم بستر و زیربستر و انتفاع از منافع اقتصادی دریاچه نیاز به مذاکرات و برگزاری نشستهای از جنس نشست تهران دارد مخصوصا که تصمیمگیری با توجه به رویه اجماع نظر هر 5 کشور صورت میگیرد که پروسه زمانبر میباشد.
دستاوردهای نشست تهران فقط به امضای بیانیه محدود نمیشود از جمله پیامدهای مثبت نشست سران به امضای توافقنامه ریلی بین ایران، ترکمنستان و قزاقستان میباشد که با مرتبط کردن منطقه آسیای مرکزی و قفقاز و خلیج فارس گامی برای جامع عمل پوشاندن به رویایی دسترسی کشورهای این منطقه به آبهای گرم خلیج فارس میباشد. آرزوی که سابقه آن به دوران حکومت تزارها برمیگردد و در زمان حاضر از آن به عنوان کریدور شمال ـ جنوب یاد میشود.
از دیگر دستاوردهای عملی این نشست پیشنهاد دکتر احمدینژاد برای تاسیس سازمان همکاری کشورهای ساحلی دریای خزر میباشد. این پیشنهاد که فرایند چند مرحلهای است با استقبال کشورهای شرکت کننده روبرو شد و قرار شد جهت بررسی بیشتر کنفرانسی در مسکو به میزبانی رییسجمهور این کشور تشکیل شود تا راههای رسیدن به این سازمان با کار کارشناسی فراهم شود.
در مجموع نشست تهران به باور اغلب ناظران، فرارتر از یک "رویکرد" را همراه دارد. این با اراده و اندیشههای عمیق، پشت تصمیم میهمانان اجلاس تهران نهفته است. سران کشورها با برداشتی تازه از معادلات سیاسی منطقه و جهان در کنار هم قرار گرفتند تا با درک مشترک و عزم راسخ گام در مسیر انتگراسیون منطقهای و کاستن از بار نفوذ نیروهای فرا منطقهای بردارند. البته از ماهها پیش پهنه خزر گرمای این تفاهم را با توقف چندین پروژه قدرتهای فرا منطقهای در پایتختهای آسیای مرکزی و قفقاز حس کرده بود.