* ارزیابی شما به عنوان یک مرکز پژوهشی و تحقیقاتی هنر از وضعیت پژوهش در کشور چیست؟
** نکتهای که باید مورد توجه قرار دهیم این است که پژوهش و تحقیق نیازمند ایجاد انگیزه است، بویژه در شرایطی که برای پژوهش نمیخواهیم هزینه کنیم و پژوهش بیشتر جنبه ویترینی دارد. پس اینجا نقش دولتها و سازمانها حتی در همین وضعیتی که ذکر شد باز هم حیاتی به نظر میرسد. این را هم عرض کنم که وظیفه سازمانها، تولید پژوهش نیست. اگر هم جاهایی بنا به ضرورت و پر کردن خلاء موجود این کار را انجام میدهند به نظر میرسد باید در درازمدت تغییر جهت بدهند. وظیفه سازمانها، ایجاد انگیزه و کمک به فراهم آوردن فرصتها و زمینههای لازم ـ به عنوان مثال در بخش پژوهش ـ برای توسعه پژوهش است.
* آیا سازمانهای مربوط در این کار موفق هستند؟
** به گمان من، سازمانهای اداری در بخش هنر هیچ شباهتی با سازمان اداری مثلاً در یک بخش خدماتی و پشتیبانی ندارد. این دو سازمان، با هم تفاوتهای اساسی دارند، اما متاسفانه اکنون شما، هیچ تفاوت مهمی میان این دو سازمان نمیبینید. ما به عنوان یک مرکز پژوهش در هنر به این موضوع توجه کردهایم و دست کم در حد طرح مسأله در قالب سلسله سخنرانیها و همایشها به آن پرداخته و ما حصل آن را منتشر کردهایم. بحث هم این است که سازمان به عنوان ظرف باید با مظروف خود تناسب داشته باشد. ظرف هنر، با مظروف خود ـ یعنی هنر ـ سنخیتی ندارد و ابتدا حتماً باید این ظرف تغییر کند. هنر، در ظرف متناسب با خود رشد خواهد کرد.
* این مرکز در زمینه تحقیقات هنری چه کارهایی در دست اجرا دارد؟
** ما با توجه به برنامههای قبلی (پیش از 76) به بازنگری و در عین حال طراحی برنامههای آینده پرداختیم؛ مثلاً سخنرانیهایی ترتیب داده میشد که در حد و اندازه کلاسهای دانشگاهها بود، یعنی این مباحث میتوانست در کلاسهای درسی دانشگاه طرح شود که البته همین طور هم بود، ولی ما در این بازنگری گفتیم واقعاً وظیفه ما این است؟ نکته دیگر این بود که مطالعات و تحقیقاتی که در قالب فصلنامهها تجلی مییافت میبایست مخاطب روشن و تعریف شدهای داشته باشد. پس کار اصلاح شد. وظیفه و مأموریت اینگونه تعریف شد که درباره مولفههای اصلی توسعه هنر مطالعه کنیم.
بنابراین مباحث مهم و اساسی مانند توسعه و هنر، مدیریت و هنر، هنر و جهانی شدن را به عنوان موضوع تحقیق و کنکاش قرار داده و همایشهای فراگیر و تخصصی را با حضور صاحبنظران و صاحبان اندیشه داخلی و خارجی برپا کردیم. همچنین نشریاتی را در پشتیبانی و مددرسانی و انتقال موضوعات و موجهای فکری ایجاد شده منتشر کردیم و تاکنون، همایشهای پژوهشی مدیریت و هنر، سازمان اداری و هنر، اقتصاد و توسعه هنر، زیباییشناسی کاربردی، توسعه هنر و نقش دولتها، هنر و زندگی و همایش بینالمللی هنر و جهانی شدن ـ در طول سالهای 1377 تا 1383 ـ برگزار شده است. امسال (84) هم همایش زیباییشناسی دین برگزار شد.
* در زمینه نشریات علاوه بر فصلنامه هنر که واقعاً جایگاه جدی و ارجمندی در حیطه تحلیل هنر و فرهنگ میان علاقهمندان یافته، فعالیت دیگری هم شده است؟
** به طور کلی نشریات ما به 2 بخش ادواری و غیرادواری تقسیم میشوند که فصلنامه هنر و نیم سالانه زیبا شناخت، جزو نشریات ادواری هستند.
* با توجه به برگزاری همایش جهانی شدن به وسیله مرکز شما و همین طور موجهای موافق و مخالفی که درباره این موضوع در سراسر جهان برپا شده است، شما وضعیت فرهنگی ما را برای ورود به جاده جهانی چگونه میبینید؟
** من بیش از آنکه بخواهم درباره وضعیت و شرایطمان سخن بگویم مایلم به این نکته بپردازم که چه کار باید بکنیم تا حضورمان را در این میدان بزرگ جهانی قویتر کنیم. ببینید همه ما در بضاعت بالا و بینظیر منابع خود مثل دین و فرهنگ اتفاق نظر داریم. قرآن مجید و منابع ارزشمند اسلامی ما که عمق و غنای آنها هنوز هم برای ما ناآشکار است، منابع دست اول و بیبدیلی هستند که گاه مورد بیتوجهی و بیمهری بعضی اهل نظر هم قرار گرفته است، اما مهمتر این که بدانیم برای بهرهگیری از منابع عظیم خود، چقدر شایستگی، بضاعت و استعداد داریم و چقدر زمینه و امکانات ایجاد کردهایم و چقدر پشتیبانی و حمایت کردهایم؟
* با توجه به آثار فرهنگی و هنری بزرگانی چون مولانا و حافظ و حتی اراده و ادعای حافظ که در باب جهانی بودن آثارش گفته است و حسنت به اتفاق ملاحت جهان گرفت باز هم آمادگی نداریم؟
** بله، امروزه رویکرد جوامع غربی به مولانا شگفتانگیز است. این رویکرد به یک فرد نیست، بلکه رویکرد به فرهنگ و رویکرد به معنویت است. اما اینکه آمادگی داریم یا نه، به گمانم در سطور بالا اشاره مختصری به آن کردم.
* از منظر پژوهش توسعه و ابزارهای توسعه را چگونه میبینید ؟
** تا همین چندی پیش، توسعه را موضوع کمی قلمداد میکردند، اما امروزه جهان پذیرفته است که توسعه مساوی با توسعه است و نه رشد و مولفه اصلی آن نیز فرهنگ است.
توسعه بدون ملاحظات فرهنگی بیمعناست و در حد همان موضوع کمی و رشد تلقی میشود. حال باید ببینیم که در تصمیمگیریهایی که در جامعه ما میشود فرهنگ و ملاحظات فرهنگی چقدر دخیل هستند، از بضاعت و توانایی بالای هنر چقدر بهرهگرفته میشود؟ به نسبت این دخالت وضعیت توسعه ما هم مشخص میشود. حال آنکه میدانید از نظر فکر و اندیشه و حتی از نظر امکانات چندان مشکل نداریم. مشکل، بیشتر در نبود فرهنگ و تضارب آرا و درعین حال، توزیع ناعادلانه بودجه و امکانات است.
* امکانات و بودجه شما برای امور پژوهشی چگونه است؟
** اندک
* کمی بیشتر توضیح دهید.
** وقتی شما در مقام سیاستگذار و تصمیم گیرنده میخواهید بودجه را تقسیم کنید طبیعی است به بخشهایی که زودتر نتیجه بدهد و گاه اندکی تبلیغات هم باشد بیشتر توجه کنید، چون اولا نمیتوانید بودجه ندهید، چرا که از یک سو جامعه به این چیزها هم نیاز دارد و از سوی دیگر برخی از این فعالیتهای زود بازده و تبلیغاتی هم به علت قدمت، جای خود را به عنوان فعالیتهای اصلی و اصولی باز کرده است و در صورت لزوم همگاه نمیتوانید حذفش کنید و از سوی دیگر میزان بودجه هم محدود است. اینجاست که رفته رفته اتاق فکر که طبعا بیسر و صدا و جنجالی هم هست، فراموش و گاه تعطیل میشود.
درعین حال میدانید که سهم بخش فرهنگ اندک است و طبیعی است سهم ما که زیر پلهای این بخش به حساب میآییم، چقدر خواهد بود.
* این که پژوهش زیر پلهای باشد آیا فاجعه نیست؟
** بخش پژوهش نه در موضوع فرهنگ که به گمانم اساساً در نظام بودجهریزی ما همین وضع را دارد. جالب است بدانید که سال پیش، در جدول تشکیلاتی جدید، جعبه مرکز مطالعات و تحقیقات هنری حذف شد، یعنی با حذف این جعبه، همین زیر پله را هم نمیدانم چرا با عجله میخواستند حذف کنند.
* عاقبت چه شد؟
** در دوره جدید، آنگونه که شنیدهام دستور بازنگری در تشکیلات صادر شده است.
* در دوره جدید، حمایت چگونه است؟
** اولا حمایت از برگزاری همایش زیبایی شناسی دین در این دوره، از یک سو و پیام ریاست جمهوری و تأکید ایشان بر توجه بیشتر به این مقوله از سوی دیگر و حمایت وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی در برگزاری همایش، اینها کاملاً برای ما گویاست.
* آیا علت کمی بودجه تنها متوجه برنامه ریزان و سیاستگذاران است؟
** مسلماً نه، مدیران بخش فرهنگ هم بیتقصیر نیستند، چرا که با همین بودجهها میشد کارهایی انجام داد که با دیدن مصادیق مؤثر آن، مسئولان برنامه و بودجه، توجه بیشتری معمول دارند. یکطرفه نباید داوری کرد. این نکته را هم عرض میکنم که در سالهای اخیر همایشها و پژوهشهای موثری انجام شده است که موجبات توجه و حساسیت بیشتر مسئولان را فراهم آورده است که قاعدتاً ما را به آینده خوشبینتر میکند.