امامت امام عسگری (ع)
پس از شهادت امام هادی (ع ) امام حسن عسگری , در سن 22 سالگی به امامت شیعیان رسید و در همان شهر سامرا شبکه وسیع ارتباطی با شیعیان برقرار نمود.
ایشان که در سال (232 ) هـ . ق در مدینه متولد شده بود در سن چهار سالگی به همراه پدر بزرگوارشان به سامرا مهاجرت نمود و در سال (254 ) هـ . ق پس از 24 سال مهاجرت به شهر سامرا به مدت 6 سال امامت شیعیان را بر عهده گرفت . ایشان در این مدت کوتاه امامت با سه نفر از خلفای عباسی به نامهای
1 ـ المعتز بالله (252 ـ255 )
2 ـ المهتدی بالله (255 ـ276 )
3 ـ المعتد بالله (256 ـ279 )
معاصر بودند که فشارهای زیادی را به این امام همام وارد کردند.
ابعاد هفتگانه اقدامات امام عسگری علیه السلام در برابر حکومت عباسی
امام عسگری علیه السلام , با وجود همه این فشارها و کنترلها و مراقبتهای بی وقفه حکومت عباسی , یک سلسله اقدامات سیاسی و اجتماعی و علمی در جهت حفظ اسلام و مبارزه با افکار ضد اسلامی انجام می داد که می توان آنها را بدین گونه خلاصه کرد:
1 ـ کوششهای علمی در دفاع از آیین اسلام و رد اشکالها و شبهات مخالفان , و نیز تبیین اندیشه صحیح اسلامی.
2 ـ ایجاد شبکه ارتباطی با شیعیان مناطق مختلف از طریق تعیین نمایندگان و اعزام پیکها و ارسال پیامها
3 ـ اقدامات سری سیاسی به رغم تمامی کنترلها و مراقبتهای حکومت عباسی
4 ـ حمایت و پشتیبانی مالی از شیعیان , بویژه یاران خاص خود
5 ـ تقویت و توجیه سیاسی رجال و عناصر مهم شیعه در برابر مشکلات
6 ـ استفاده گسترده از آگاهی غیبی برای جلب منکران امامت و دلگرمی شیعیان
7 ـ آماده سازی شیعیان برای دوران غیبت فرزند خود امام دوازدهم.
ایجاد شبکه ارتباطی با شیعیان
در زمان امام عسگری علیه السلام تشیع در مناطق مختلف و شهرهای متعددی گسترش و شیعیان در نقاط فراوانی تمرکز یافته بودند. شهرها و مناطقی مانند : کوفه , بغداد , نیشابور , قم , آبه (آوه ) , مدائن , خراسان , یمن , ری , اذربایجان , سامرا , جرجان و بصره از پایگاههای شیعیان به شمار می رفتند. در میان این مناطق , به دلائلی , سامرا , کوفه , بغداد , قم و نیشابور از اهمیت ویژه ای برخوردار بود.(4)
گستردگی و پراکندگی مراکز تجمع شیعیان , وجود سازمان ارتباطی منظمی را ایجاب می کرد تا پیوند شیعیان را با حوزه امامت از یک سو , و ارتباط آنان را با همدیگر از سوی دوم برقرار سازد , و از این رهگذر , آنان را از نظر دینی و سیاسی رهبری و سازماندهی کند.
این نیاز , از زمان امام نهم احساس می شد و چنانکه در سیره آن حضرت و امام دهم توضیح دادیم , شبکه ارتباطی وکالت و نصب نمایندگان در مناطق گوناگون , به منظور برقرار چنین سیستمی , از آن زمان به مورد اجرا گذاشته می شد.
این برنامه در زمان امام عسگری علیه السلام نیز تعقیب گردید : به گواهی اسناد و شواهد تاریخی , امام عسگری علیه السلام نمایندگانی از میان چهره های درخشان و شخصیتهای برجسته شیعیان , برگزیده در مناطق متعدد منصوب کرده و با آنان در ارتباط بود و از این طریق پیروان تشیع را در همه مناطق زیر نظر داشت . از میان این نمایندگان , می توان از « ابراهیم بن عبده » نماینده امام در « نیشابور » یاد کرد.
امام طی نامه مفصلی خطاب به « اسحاق بن اسماعیل » و شیعیان نیشابور , پس از توضیح نقش امامت در هدایت امت اسلامی , تشریح ضرورت و اهمیت پیروی از امامان و هشدار از سرپیچی از فرمان امام نوشت:
« ... ای اسحاق ! تو فرستاده من نزد ابراهیم بن عبده هستی تا وی به آنچه من در نامه ای که توسط محمد موسی نیشابوری فرستاده ام عمل کند تو و همه کیانت که در شهر تو هستند موظفید براساس نامه مزبور عمل کنید.
ابراهیم بن عبده این نامه مرا برای همه بخواند تا جای سوال و ابهامی باقی نماند... درود و رحمت فراوان خدا بر ابراهیم بن عبده و بر تو و همه پیروان ما باد! همه کسانی که از پیروان من و از مردم شهر تواند و این نامه را بخوانند و کسانی که در آن ناحیه منحرف نشده اند , باید حقوق مالی ما را به ابراهیم بن عبده بپردازند و او نیز باید آن را به « رازی » (5 ) ویا به کسی که وی معرفی کند , تحویل بدهد , و این دستور من است ... » (6)
از این نامه , علاوه بر موضوع جمع اوری وجوه مالی شیعیان که اهمیت بسزایی در تقویت و تحکیم وضع اقتصادی جبهه تشیع داشت , استفاده می شود که نمایندگان امام دارای سلسله مراتبی بودند و حوزه فعالیت هر کدام از آنان مشخص بود ووجوه جمع آوری شده می باست در نهایت به دست وکیل اصلی برسد و او به امام برساند.
یکی دیگر از نمایندگان امام « احمد بن اسحاق بن عبدالله قمی اشعری » از یاران خاص امام و از شخصیتهای بزرگ شیعی در قم بود.
بعضی از دانشمندان علم رجال , از او به عنوان رابط بین قمی ها و امام و از جمله اصحاب خاص آن حضرت یاد کرده اند (7 ) اما دانشمندان دیگر , او را وکیل و نماینده امام دانسته اند(8 ) از روایتی در « بحارالانوار » استفاده می شود که او نماینده امام در موقوفات قم بوده است. (9)
« محمد بن جریر طبری » می نویسد : احمد بن اسحاق قمی اشعری , استاد شیخ صدوق , نماینده امام ابو محمد عسکری بود. وقتی که آن حضرت درگذشت , وکالت حضرت صاحب الزمان را به عهده گرفت . از طرف حضرت نامه هایی خطاب به او صادر می شد , و او وجوه و حقوق مالی قم و اطراف آن را گردآوری نموده و به امام می رساند (10 ) احمد بن اسحاق صد و شصت کیسه طلا و نقره را که از شیعیان قم گرفته بود , به امام تسلیم کرد (11 ) و این حجم چشمگیر وجوه جمع آوری شده را نشان می دهد.
« ابراهیم بن مهزیار » اهوازی , یکی دیگر از وکلای امام بود. اموالی از بیت المال نزد او جمع آوری شده بود و موفق نشده بود به حضرت عسگری علیه السلام تحویل دهد. پس از شهادت امام , هنگامی که ابراهیم بیمار شد , به فرزندش محمد وصیت کرد که آن اموال رابه محضر حضرت صاحب الزمان برساند. او نیز این ماموریت را انجام داد و به جای پدرش به نمایندگی امام دوازدهم منصوب گردید . (12 )
در راس سلسله مراتب وکلای امام , « محمد بن عثمان عمری » قرار داشت که وکلای دیگر , به وسیله او با امام در ارتباط بودند. آنان نوعا اموال و وجوه جمع آوری شده را به وی تحویل می دادند و او به محضر امام می رساند . (13)
اقدامات سری سیاسی
امام عسگری علیه السلام بر رغم تمامی محدودیتها و کنترلهایی که از طرف دستگاه خلافت به عمل می آمد , یک سلسله اقدامات سری سیاسی را رهبری می کرد که با گزینش شیوه های بسیار ظریف پنهان کاری , از چشم بیدار و مراقب جاسوسان دربار , بدور می ماند. در این زمینه نمونه های فراوانی به چشم می خورد که ذیلا موردی از نظر خوانندگان محترم می گذرانیم:
« عثمان بن سعید عمری » که از نزدیکترین و صمیمی ترین یاران امام بود (14 ) زیر پوشش روغن فروشی فعالیت می کرد . شیعیان و پیروان حضرت عسگری علیه السلام اموال و وجوهی را که می خواستند به امام تحویل دهند , به او می رساندند و او آنها را در ظرفها و مشکهای روغن قرار داده و به حضور امام می رساند.(15)
حمایت و پشتیبانی مالی از شیعیان
یکی دیگر از موضعگیریهای امام عسگری علیه السلام حمایت و پشتیبانی مالی از شیعیان , بویژه از یاران خاص و نزدیک آن حضرت , بود. با یک مطالعه در زندگانی آن حضرت , این مطلب بخوبی آشکار می شود که گاهی برخی از یاران امام , از تنگنای مالی , در محضر امام شکوه می کردند و حضرت , گرفتاری مالی آنان را برطرف می ساخت گاه حتی پیش از آنکه اظهار کنند , امام مشکل آنان را برطرف می کرد. این اقدام امام مانع از آن می شد که آنان زیر فشار مالی , جذب دستگاه حکومت ستمگر عباسی شوند
تقویت و توجیه سیاسی رجال و عناصر مهم شیعه
از جالبترین اقدامات سیاسی امام عسگری علیه السلام تقویت و توجیه سیاسی رجال مهم شیعه در برابر فشارها و سختیهای مبارزات سیاسی , در جهت حمایت از آرمانهای بلند تشیع بود. از آنجا که شخصیتهای بزرگ شیعه در فشار بیشتری بودند , امام به تناسب مورد , هر یک از آنان را به نحوی دلگرم و راهنمایی می کرد و روحیه آنان را بالا می برد تا میزان تحمل و صبر و آگاهی آنان در برابر فشارها , تنگناها و فقر و تنگدستیها فزونی یابد و بتواند مسئولیت بزرگ اجتماعی و سیاسی و وظایف دینی خود را بخوبی انجام دهند.
« محمدبن حسن بن میمون » می گوید : نامه ای از امام عسکری (ع ) نوشتم و از فقر و تنگدستی شکوه کردم . ولی بعدا پیش خود گفتم : مگر امام صادق (ع ) نفرموده که : فقر با ما بهتر از توانگری با دیگران است , و کشته شدن با ما بهتر از زنده ماندن با دشمنان ما است.
امام در پاسخ نوشت:
هر گاه گناهان دوستان ما زیاد شود , خداوند آن ها را به فقر گرفتار می کند و گاهی از بسیاری از گناهان آنان در می گذرد. همچنان که پیش خود گفته ای , فقر با ما بهتر از توانگری با دیگران است . ما برای کسانی که به ما پناهنده شوند , پناهگاهیم , و برای کسانی که از ما هدایت بجویند , نوریم . ما نگهدار کسانی هستیم که (برای نجات از گمراهی ) به ما متوسل می شوند. هر کس ما را دوست بدارد , در رتبه بلند (تقرب به خدا) با ماست , و کسی که پیرو راه ما نباشد , به سوی آتش خواهد رفت.(16)
نمونه دیگر در این زمینه نامه ای که امام عسکری (ع ) به « علی بن حسین بن بابویه قمی » , یکی از فقهای بزرگ شیعه , نوشته است . امام در این نامه پس از ذکر یک سلسله توصیه ها و رهنمودهای لازم , چنین یادآوری می کند : صبر کن و منتظر فرج باش که پیامبر فرموده است : برترین اعمال امت من انتظار فرج است.
شیعیان ما پیوسته در غم و اندوه خواهند بود تا فرزندم (امام دوازدهم ) ظاهر شود , همان کسی که پیامبر بشارت داده که زمین را از قسط و عدل پر خواهد ساخت , همچنانکه از ظلم و جور پر شده باشد.
ای بزرگمرد و مورد اعتماد و فقیه من ! صبر کن و شیعیان مرا به صبر فرمان بده ! زمین از آن خداست و هر کسی از بندگانش را که بخواهد , وارث (حاکم ) آن قرار می دهد. فرجام نیکو , تنها از آن پرهیزگاران است . سلام و رحمت خدا و برکات او بر و بر همه شیعیان باد!(17)
استفاده گسترده از آگاهی غیبی
می دانیم که امامان , در پرتو ارتباط با پروردگار جهان , از آگاهی غیبی برخوردار بودند و در مواردی که اساس حقانیت اسلام یا مصالح عالی امت اسلامی (همچون مشروعیت امامت آنان ) در معرض خطر قرار می گرفت , از این آگاهی به صورت « ابزار » هدایت استفاده می کردند. پیشگوییها و گزارشهای غیبی امامان , بخش مهمی از زندگینامه آنان را تشکیل می دهد , اما با یک مطالعه در زندگانی امام عسکری چنین به نظر می رسد که : آن حضرت بیش از امامان دیگر آگاهی غیبی خود را آشکار می ساخته است.
بر اساس تحقیق یکی از دانشمندان معاصر , از کرامات و گزارشهای غیبی و اقدامات خارق العاده امام عسکری (ع ) , « قطب راوندی » در کتاب « خرائج » جمعا چهل مورد , « سید بحرانی » در « مدینه المعاجز » صد و سی و چهار مورد , « شیخ حر عاملی » در « اثبات الهداه » صد و سی و شش مورد , و « علامه مجلسی » در « بحارالانوار » هشتاد و یک مورد را ثبت کرده اند(18 )و این , بخوبی روشنگر فزونی بروز کرامات و گزارشهای غیبی از ناحیه آن حضرت می باشد.
آمادهسازی شیعیان برای دوران غیبت
از آنجا که غائب شدن امام و رهبر هر جمعیت , یک حادثه غیرطبیعی و نامانوس است و باور کردن آن و نیز تحمل مشکلات ناشی از آن برای نوع مردم دشوار عرض کردم : پیشوا و امام بعد از شما کیست؟
حضرت به سرعت برخاست و به اطاق دیگر رفت و طولی نکشید که برگشت , در حالی که پسر بچه ای را که حدود سه سال داشت و رخسارش همچون ماه شب چهارده می درخشید به دوش گرفته بود.
فرمود : « احمد بن اسحاق » ! اگر پیش خدا و امامان محترم نبودی , این پسرم را به تو نشان نمی دادم , او همنام و هم کینه رسول خداست , زمین را پر از عدل و داد می کند چنانکه از ظلم و جور پر شده باشد. او در میان این امت (از نظر طول غیبت ) همچون « خضر » و « ذوالقرنین » است , او غیبتی خواهد داشت که (در اثر طولانی بودن آن ) بسیار به شک خواهند افتاد و تنها کسانی که خداوند آنان را در اعتقاد به امامت او ثابت نگه داشته و توفیق دعا جهت تعجیل قیام و ظهور او می بخشد , از گمراهی نجات می یابند...»(19)
شهادت امام عسکری (ع) و توطئههای بیثمر خلیفه معتمد عباسی
معتمد عباسی که همواره از محبوبیت و نفوذ معنوی امام در جامعه نگران بود , چون دید توجه مردم به امام روز به روز بیشتر می شود و زندان و اختناق و مراقبت تاثیر معکوس دارد , سرانجام به همان شیوه مزورانه دیرینه متوسل شد و امام را پنهانی مسموم ساخت.
دانشمند نامدار جهان تشیع , « طبرسی » می نویسد : بسیاری از دانشمندان ما گفته اند : امام عسکری (ع ) بر اثر مسمومیت به شهادت رسید , چنانکه پدرش و جدش و همه امامان , با شهادت از دنیا رفته اند . (20 ) و » کفعمی » دانشمند معروف شیعه , می گوید : او را « معتمد » مسموم ساخت (21 ) و « محمدبن جریربن رستم » , از دانشمندان شیعی در قرن چهارم , معتقد است که : امام عسکری (ع ) در اثر مسمومیت به درجه شهادت رسید.(22)
یکی از نشانه های شهادت امام توسط دربار عباسی , تحرکها و تلاشهای فوق العاده ای بود که معتمد عباسی در روزهای مسمومیت و شهادت امام , برای عادی جلوه دادن مرگ آن حضرت از خود نشان داد.
« ابن صباغ مالکی » , یکی از دانشمندان اهل سنت , از قول « عبیدالله بن خاقان » , یکی از درباریان عباسی ( که از احترام او نسبت به امام یاد کردیم ) مینویسد:
هنگام درگذشت ابومحمد حسن بن علی عسکری (ع ) معتمد , خلیفه عباسی حال مخصوصی پیدا کرد که ما از آن شگفت زده شدیم و فکر نمی کردم چنین حالی در او (که خلیفه وقت بود و قدرت را در دست داشت ) دیده شود. وقتی « ابومحمد » (امام عسکری ) رنجور شد , پنج نفر از اطرافیان خاص خلیفه که همه از فقیهان درباری بودند , به خانه او گسیل شدند. معتمد به آنان دستور داد در خانه ابومحمد بمانند و هر چه روی می دهد به او گزارش کنند , نیز عده ای را به عنوان پرستار فرستاد تا ملازم او باشند , و همچنین به « قاضی بن بختیار » فرمان داد ده نفر از معتمدین را انتخاب کند و به خانه ابومحمد بفرستد و آنان هر صبح و شام نزد او بروند و حال او را زیر نظر بگیرند. دو یا سه روز بعد به خلیفه خبر دادند حال ابومحمد سخت تر شده و بعید است بهتر شود. خلیفه دستور داد شب و روز ملازم خانه او باشند و آنان پیوسته ملازم خانه آن بزرگوار بودند تا پس از چند روزی رحلت فرمود. وقتی خبر درگذشت آن حضرت پخش شد , سامرا به حرکت درآمد و سراپا فریاد و ناله گردید و بازارها تعطیل و مغازه ها بسته شد. بنی هاشم , دیوانیان , امرای لشکر , قاضیان شهر , شعرا , شهود و گواهان و سایر مردم برای شرکت در مراسم تشییع حرکت کردند , سامرا در آن روز یادآور صحنه قیامت بود.
وقتی جنازه آماده دفن شد , خلیفه برادر خود , « عیسی بن متوکل » , را فرستاد تا بر جنازه آن حضرت نماز بگزارد. هنگامی که جنازه را برای نماز روی زمین گذاشتند , عیسی نزدیک رفت و صورت آن حضرت را باز کرد. و به علویان و عباسیان و قاضیان و نویسندگان و شهود نشان داد و گفت : این « ابومحمد عسکری » است که به مرگ طبیعی در گذشته است و فلان و فلان از خدمتگزاران خلیفه نیز شاهد بوده اند!! بعد روی جنازه را پوشاند و بر او نماز خواند و فرمان داد برای دفن ببرند...»(23)
البته این نماز جنبه تشریفاتی داشت و طرحی بود که رژیم حاکم برای لوث کردن ماجرای شهادت امام ریخته بود و چنانکه در میان دانشمندان شیعه مشهور است , حضرت مهدی (عج ) به طور خصوصی بر جنازه پدر بزرگوارش , امام عسکری (ع ) نماز گزارد.(24)