امید جعفری
براساس تحلیلهای ارایه شده و واقعیات موجود، جریان اصلاحطلبی در کشور، امروزه در یک طیف نسبتا وسیع و گاه ناهمگون تعمیم یافته است. اگر این طیف را میان دو جریان محافظهکار و برانداز بر یک خط رسم کنیم، جریان اعتدالگرا در جوار محافظهکاران و جریان دموکراسی خواه در همسایگی جریان اپوزیسیون برانداز جای خوش کرده و گروه سوم، یعنی جبهه اصلاحات به تعبیر رایج و شکل گرفته، گروه دوم خردادی، در میانه طیف قابل شناسایی هستند.
به لحاظ تشکلهای رسمی حزبی میتوان احزابی همچون کارگزاران، اعتدال و توسعه و زنجیره گروههای کوچک تکنوکرات و بوروکرات همفکر آقای هاشمی به علاوه معدودی از محافظهکاران سنتی را در شاخه اعتدالیون، و احزابی نظیر مجمع روحانیون، مجاهدین انقلاب، اعتماد ملی و مشارکت را در جبهه اصلاحات دید که افرادی نظیر خاتمی، کروبی، نبوی و موسویخوئینیها از منتقدین آن هستند.
در آن سوی نیز نیروهای ملی مذهبی، نهضت آزادی و دستههایی از دانشجویان و شخصیتهای مستقل حضور دارند که دل در گرو جبهه دموکراسی خواهی دارند. البته در عرصه مطبوعات، نهادهای مدنی و جریان روشنفکری نیز هر یک یارانی دارند.
برای شناخت جایگاه رسانهای این طیف لازم است ابتدا منظورمان از رسانه را بیان کنیم. از نگاه حرفهای رسانه به مجموعه ابزارها و روشهایی اطلاق میشود که برای ارتباطات اجتماعی و شخصی به کار میرود در این نوشته صرفا به رسانه از بعد اجتماعی و گروهی نگریسته میشود. لذا رسانه جمعی یا گروهی را همان روشها و ابزارهایی میدانیم که برای ایجاد ارتباط با مخاطبان انبوه به کار میروند.
امروزه در منابع علمی و تخصصی، رسانههای جمعی و گروهی در پنج دسته تقسیمبندی شدهاند:
ـ رسانههای چاپ (نوشتاری) شامل کتاب، روزنامه و مجلات.
ـ رسانههای پخش شامل رادیو، تلویزیون. سیستمهای صوتی و تصویری و پایگاهها و مراکز عمومی
ـ رسانههای کامپیوتری شامل اینترنت و شبکههای الکترونیکی و ...
ـ رسانههای خیابانی شامل تابلوهای (بیلبوردهای) تبلیغاتی، پوستر و ...
ـ رسانههای فروشگاهی شامل ویترینها و تابلوهای داخل فروشگاهها و ...
لازم به توضیح است هر یک از گروههای رسانهای فوق میتوانند در سطح جهانی، ملی یا منطقهای از طریق دولتها، نهادهای مدنی یا بخش خصوصی مورد استفاده قرار گرفته و مخاطبان عام یا خاص و ویژه داشته باشند.
در شرایط کنونی که اصلاحطلبان از حاکمیت خارج شدهاند و عملا توان تاثیرگذاری بر پروسه سیاستگذاریها در کشور را ندارند و رسانههای دولتی و حکومتی نیز زمینهای برای انعکاس بیطرفانه مواضع گروهها و شخصیتهای اصلاحطلب باقی نگذاشتهاند به نظر میرسد وضعیت رسانهای آنان به شرح ذیل قابل ترسیم است:
در رادیو و تلویزیون دولتی، ملی و محلی و نیز شبکههای ماهوارههای آنها پوشش بینالمللی دارد به جز موارد خاص ـ آن هم با نیت بهرهبرداری سیاسی و نه با هدف اطلاعرسانی است ـ هیچ مکانی برای بهرهبرداری اصلاحطلبان وجود ندارد. اهمیت این ضعف آنجا دو چندان میشود که دریابیم اکثریت جمعیت ایران تحت پوشش چنین رسانههایی است.
در حوزه رسانههای چاپی پس از توقیف اکثر نشریات اصلاحطلب، روزنامههای دیگر با تیراژی اندک و مشکلات مالی و اقتصادی عدیده و چند ماهنامه و فصلنامه با تیراژ محدود و تعدادی نشریات محلی کمتیراژ، موقعیت خاصی در اختیار اصلاحطلبان نیست.
به ویژه اینکه اکثر این روزنامهها و نشریات به دلایلی در قد و قواره یک روزنامه حرفهای ظاهر نمیشوند. در بخش کتاب هم به واسطه محدودیتهای اعمال شده و ضعفهای مالی عمده اصلاحطلبان قلم، تیراژ کتابهای چاپ شده در حد و اندازههای طیف اصلاحطلبی کشور نیست.
این مهم درحالی است که آمارها نشان از شاخص پایین کتاب و روزنامه خوانی در ایران دارد. این حجم از رسانههای چاپی نشان میدهد که بخش ناچیزی از جمعیت کشور میتوانند به واسطه این رسانههای چاپی مورد خطاب اصلاحطلبان قرار بگیرند. البته در این میان نمیتوان و نباید حجم بالای مطالبی را که هر روز از طریق رسانههای چاپی از سوی محافظهکاران علیه اصلاحطلبان منتشر میشود و امکان پاسخگویی به آنان وجود ندارد هم از نظر دور داشت.
در این بین اما شاید رسانههای کامپیوتری و شبکهها و سایتهای اینترنتی یگانه کانالی به شمار میرفتند که میتوانستند به دور از دسترس سانسور و در اختیار اصلاحطلبان قرار بگیرند اما این حوزه هم از سانسور دور نماند و دست سانسور بر گرده اصلاحطلب هم نشست و با وجود محدود بودن مخاطبان داخلی، به نشست و با وجود محدود بودن مخاطبان داخلی، به نسبت استفادهکنندگان از این رسانهها، جز چند سایت، امکاناتی در اختیار نمانده است.
در این حوزه شاید ایجاد شبکه رایت و تولید نوارهای کاست و ویدئویی میتوانست بخشی از نیازها را دفع سازد که غفلت اصلاحطلبان از آن، این فرصت را هم از دست داده است.
اینک بیش از بیست حزب و گروه اصلاحطلب با گرایشهای فرهنگی، اقتصادی، اجتماعی و سیاسی نسبتا متفاوت که در مقاطع انتخابات تمرکز اصلیشان بر اقشار متوسط به بالا و نخبگان کشور بوده است، اگر خواهان حضور در عرصه رقابت و پیروزی در انتخابات آتی هستند باید در جهت جذب آرای جمعیتی پنجاه میلیونی واجد شرایط برآیند. تجربه نشان میدهد که برندگان انتخابات آنانی خواهند بود که توان سخن گفتن، مخاطب قرار دادن و جذب نظر همه اقشار مختلف اعم از نخبگان، تکنوکراتها، کارگران. کشاورزان، زنان، جوانان و پیروان اقوام و مذاهب مختلف در کشور را داشته باشند.
انتخابات نهم ریاست جمهوری اسلامی نشان داد تمرکز صرف بر نخبگان نواندیش نمیتواند به تنهایی چاره ساز باشد. لذا این احزاب و گروهها سخت محتاج برقراری ارتباط و تعامل با همه اقشار جامعه هستند. جامعهای که اکثریت آن تحت نفوذ جدی رسانههای پخشی نظیر رادیو، تلویزیون و شبکههای ماهوارهای است. لذا به نظر میرسد مجموعه اصلاحطلبان اگر بخواهند در رقابتهای آتی قدرتمندانه در عرصه حضور داشته باشند باید نسبت به ساماندهی شبکه رسانهای خود اقدام جدی و عاجل به عمل آورند.
اقدام انفرادی و محدود به یک رسانه خاص قطعا راهگشا نخواهد بود. اصلاحطلبان ـ که تاکنون ولو در شکل ـ اکثریتشان در جبهه اصلاحات کنار هم قرار گرفتهاند، خوبست با استفاده از وجهه شخصیتهای ذینفوذ ـ و غالبا رانده شده از حاکمیت ـ حتی اگر در حوزههای سیاسی امکان تبدیل شدن به یک جبهه واحد را ندارند در عرصه رسانهای با یک هماهنگی و گزینش راهبرد منطقی و تقسیم کار آگاهانه در زمینههای زیر اقدام کنند:
الف ـ در حوزه رسانه پخشی: تلاش برای متقاعد کردن حاکمیت سیاسی که یک کانال رادیویی و تلویزیونی ملی را تماما و یا چند ساعت در روز در اختیار گروههای اصلاحطلب قرار بدهد. همزمان با این کار و تلاش برای ایجاد یک شبکه مستقل ماهوارهای با همکاری و همفکری همه گروهها و شخصیتهای اصلاحطلب و حمایت بخش خصوصی علاقهمند به سرمایهگذاری در عرصه رسانه، مناسب به نظر میرسد.
سومین اقدام در این بخش جذب همکاری برخی از شبکههای ماهوارهای موجود که متعهد به مشی اصلاحطلبانه بوده و شائبه وابستگی آنان به دولتهای متخاصم با کشور وجود ندارد، خواهد بود. برای تحقق این امر تشکیل ستادهای هماهنگی رسانه پخشی اصلاحات از کلیه احزاب موجود یک ضرورت جدی به شمار میرود.
ب ـ حوزه رسانه چاپ: در این حوزه ایجاد چاپخانهها و مراکز انتشاراتی با کمک بخش خصوصی و تقسیم کار منطقی میان ناشران و چاپخانههای موجود و عنداللزوم ترکیب سرمایهها و تجهیزات و ماشینآلات موجود برای ایجاد یک شبکه قدرتمند چاپ و نشر که بتواند نشریات موجود را با کیفیت مناسب منتشر سازد و از فعالیتهای تکراری و تکرویهای بیمورد جلوگیری کند و به خوبی احساس میشود.
در حوزه رسانههای چاپ، صاحبان روزنامههای موجود باید با پرهیز از باندبازیها و شخصی و فامیلی کردن مطبوعات و درک ضرورت سپردن امور روزنامهنگاری به افراد خبره و نیروهای حرفهای امکان استفاده بهینه از ظرفیتهای موجود را فراهم سازد. اصلاحطلبان، نیروهای حرفهای روزنامهنگار توانمندی در اختیار دارند که اکنون بیکار هستند که میتوانند در یک تقسیم کار منطقی در این زمینه بکارگیری شوند.
شاید تشکیل شورای هماهنگی روزنامهنگارهای اصلاحطلب برای ساماندهی وضع نامطلوب کنونی و پیگیری وضعیت نشریات توقیف شده بتواند در این راستا موثر واقع شود.
ج ـ حوزه رسانههای کامپیوتری: در این زمینه ایجاد موسسات تولید cd و نوارهای ویدئویی و کاست در کنار ایجاد سایتهای اینترنتی حرفهای، سهلالوصول و قابل دسترسی میتواند بخش قابل ملاحظهای از مخاطبان اصلاحطلبان را پوشش بدهد.
در مجموعه این راهکارها توجه مخاطبان در سه سطح بینالمللی، ملی و محلی و توجه به اقشار مختلف و ایجاد کانالهای تخصصی مربوطه و پرهیز از کلیگویی میتواند حائز اهمیت باشد. نابسامانی، عدم هماهنگی، تکروی، مصلحت ناشناسی در کنار برخی غفلتها موجب شده است که اصلاحطلبان نتوانند حتی در همین محدوده و چارچوب ظرفیتهای موجودشان از امکانات رسانههای جمعی و گروهی بهرهگیری مناسب داشته باشند. جامه عمل پوشیدن به همه موارد فوق نیازمند وجود نگرش استراتژیک در میان گروهها و شخصیتهای اصلاحطلب است.
مقطعینگری، اجراییاندیشی صرف و بخشی فکر کردن و بیتوجهی به تحولات بینالمللی موجب میشود فرصتهای موجود نه تنها از دست بروند بلکه گاهی به تهدید نیز تبدیل شوند.