تاریخ انتشار : ۲۶ اسفند ۱۳۸۸ - ۰۸:۱۰  ، 
کد خبر : ۵۲۰۶۵
ابزار ارتباطی مهم و استراتژیک

دوستی با شرق


برمک بهره‌مند
تشنگان نفت لشکرکشی می‌کنند تا نفت بدون دغدغه به سوی‌شان جاری شود. ایران، به عنوان دومین منبع نفت جهان، مشتریان را خود به صورت استراتژیک انتخاب می‌کند تا در این مواجهه جهانی بتواند برندگی سلاح نفت را برای دستیابی به اهداف خود حفظ کند. رویترز این روزها گسترده‌تر از هر خبرگزاری خارجی دیگر داستان انتخاب وزیر نفت کابینه احمدی‌نژاد را پوشش می‌دهد. یک دلیل آن است که این خبرگزاری کلی مشتری‌های پولدار دارد که سرمایه‌‌هایشان را در بیشتر کشورهای تشنه به انرژی پهن کرده‌اند. دلیل دیگرش این است که زندگی بسیاری از آدم‌ها از اهالی چانگسا، شهری در دل چین گرفته، تا تولوز، شهری در قلب فرانسه، به نفت ایران وابسته است.
همین وابستگی باعث شده تا از یک طرف خرداندیش‌های جهان بکوشند تا امنیت برای جاری شدن نفت ایران حداقل به آسیا و اروپا قرار باشد و از طرف دیگر سلاحی به عنوان نفت در دست ایران، چهارمین صادرکننده نفت جهان، باشد تا آن را در بازی‌های بین‌المللی به رخ این و آن بکشد. در این بازی‌های بین‌المللی لشکرکشی‌ها از غرب به شرق و از شرق به غرب ادامه دارد. تقریباً بیشتر پایگاه‌های نظامی آمریکا دارند به آسیای میانه (نفت خزر) و آفریقا (نفت نیجریه و چاد و...) و صد البته خاورمیانه منتقل می‌شوند که در روزهای جنگ سرد دور و بر اروپای شرقی، ترکیه و حوالی آسیا جنوب شرقی ساخته شده بودند.
جنگ سرد جای خود را به جای انرژی در قرن بیست و یکم داده است. اما لشکرکشی فقط کار غربی‌ها و توسعه یافته‌ترها نیست. هند و به ویژه چین هم در این بازی سهیم هستند که دارند کیف و کفش و لباس‌مان را می‌دوزند و انرژی می‌خواهند آن هم با چه اشتیاق سوزانی. پس قراردادهای طولانی مدت 20 و 30 ساله با ایران امضا می‌کنند و تیم‌های تخصصی‌شان را به منطقه ما می‌فرستند تا نفوذشان در خاورمیانه از آنچه هست بیشتر بشود که نفت باید جاری باشد اگر نه به سوی توسعه یافته‌ترها لااقل به سوی رو به توسعه گذاشته‌ها.
ایران عزیز است و عزیزتر هم می‌شود
بنابراین آخرین آماری که در ژورنال نفت و گاز (Oil_and_Gas_Journal,April 2005) چاپ شده ایران دومین منبع نفت در جهان است و حدود 8/125 میلیارد بشکه نفت را در خود جا داده است. تنها عربستان سعودی است که با حدود 260 میلیارد بشکه نفت بیشتری دارد. عراق در مقام سوم قرار گرفته و حدود 115 میلیارد بشکه نفت دارد. انتظار می‌رود نیاز جهان به نفت، به خصوص در ایالات متحده آمریکا، چین و هند تا 20 سال آینده چشمگیر باشد و به حدود دو برابر برسد. در ژورنال‌های نفتی گفته می‌شود که عربستان دارد تقریباً از تمام ظرفیت صادراتی خود بهره می‌گیرد و روزانه ده میلیون بشکه نفت صادر می‌کند.
برای همین احتمال می‌رود که عربستان نتواند در 20 سال آینده به شکل قابل ملاحظه‌ای صادرات خود را افزایش دهد. اما ایران پتانسیل رشد دارد. این روزها ایران حدود 4 میلیون بشکه در روز تولید می‌کند و حدود یک دهم مصرف نفت جهان توسط ایران تامین می‌شود. همچنین گفته می‌شود که ایران می‌تواند تولید خود را در سال‌هایی که می‌آید تا 7 میلیون بشکه در روز افزایش دهد. مایکل تی.کلر، یک تحلیلگر نفتی، در مطلبی با عنوان «نفت، ژئوپولتیک، و جنگ در پیش با ایران» که در نشریه تام دیسپاچ چاپ شده، اعتقاد دارد به خاطر همین پتانسیل رشد، اهمیت ایران به عنوان یک صادر کننده نفت در سال‌هایی که می‌آید افزایش می‌یابد رخ‌نمایی ایران تنها به همین جا تمام نمی‌شود. علاوه بر نفت، ایران گاز هم فراوان دارد.
این موضوع وقتی بیشتر اهمیت پیدا می‌کند که نیاز به گاز با سرعت بیشتری نسبت به نیاز به نفت در جهان افزایش می‌یابد. گفته می‌شود که ایران حدود 28 تریلیون متر مکعب گاز دارد که این یعنی حدود 16 درصد کل ذخایر گاز جهان. تنها روسیه است که گاز بیشتری از ایران دارد. مثل نفت، استخراج گاز نیز در ایران در سال‌هایی که می‌آید افزایش خواهد یافت.
لشکرکشی از نوع شرقی
در حالی که بسیاری بحث می‌کنند جنگ آمریکا و عراق بر سر نفت بوده یا نه و در شرایطی که ایران به عنوان کشوری نفت‌خیز دارد هر روز مهم‌تر می‌شود، کشورهای تشنه به نفت نیمکره شرقی دارند می‌کوشند تا وابستگی خود را به نفت ایران و خاورمیانه کم کنند. چین و ژاپن در شرق آسیا تشنه نفتی هستند که می‌توانند از سیبری به جنوب سرازیر بشود. روس‌ها نشسته‌اند و چین رو به رشد و ژاپن توسعه‌یافته و همچنان تشنه به انرژی پیشنهاد احداث خط لوله و دادن امتیاز به روسیه می‌دهند تا شاید موفق شوند برنده این نفت بشوند.
اگر چین نفت سیبری را از دیوار چین عبور بدهد و به خاک خود بکشاند، آن وقت برگی برنده دارد وقتی با مقامات نفتی ایران و عربستان سعودی چانه می‌زند. در این بین، روسیه باید تصمیم بگیرد که نفت خود را با گذر از خط لوله‌ای 2240 کیلومتری روانه چین کند یا با گذر از خط لوله‌ای 3860 کیلومتری روانه سواحل ژاپن. این جنگ و جدل چنان شدت گرفته که ژاپن گفت سرمایه پنج میلیارد دلاری احداث خط لوله را تامین می‌کند، هفت میلیارد دلار هم در توسعه ذخایر نفتی سیبری سرمایه‌گذاری می‌کند و دو میلیارد دلار دیگر هم به «پروژه‌های اجتماعی» روسیه کمک می‌کند. و همه اینها بدون در نظر گرفتن این موضوع است که اگر توکیو برنده این ماجرا بشود روابطش با پکن به سردترین نوع خود از زمان جنگ جهانی دوم می‌رسد.
لشکرکشی از نوع غربی
در کنار چین و ژاپن که سر نفت سیبری بحث و جدل دارند، در دریای خزر، دولت‌های اروپایی و ایالات متحده به همراه شرکت‌های چند ملیتی نفتی دارند سر و دست می‌شکنند تا به بخشی از منابع نفتی جمهوری آذربایجان و قزاقستان دست یابند. در آفریقا، ایالات متحده آمریکا دارد شبکه‌ای از پایگاه‌های نظامی و برنامه‌های سیاسی ایجاد می‌کند که چنانکه روزنامه واشینگتن پست خبر می‌دهد، هدف اصلی آن حمایت و دفاع از دسترسی آمریکا به منابع نفت کشورهایی مثل نیجریه، کامرون، چاد و سائوتوم و در عین حال جلوگیری از دسترسی چین و دیگر ابرقدرت‌های تشنه به منابع نفتی این منطقه است.
و اینها همه به کنار، صحبت از خاورمیانه پیش می‌آید که به رغم تمام خبرها درباره منابع جدید نفت در روسیه و آفریقا، هیچ کجای جهان هنوز نمی‌تواند مثل نفت خاورمیانه به تشنگی کشورهای صنعتی جواب بدهد. و سربازان آمریکایی و متحدان آنها در هیچ کجای جهان به اندازه خاورمیانه پهن نیستند.
تا نفت همیشه جاری بماند
روزنامه واشینگتن پست می‌نویسد: «جنگ اعلام نشده نفت یادآور این موضوع است که در یک اقتصاد جهانی که وابسته تک محصول نفت است، «تضمین جاری شدن انرژی» بیش از بالا بردن امنیت پالایشگاه‌ها در مقابل حملات تروریستی معنا می‌دهد: مهم‌تر از همه، جاری شدن انرژی یعنی قابلیت کشورها برای همگامی با اقتصاد جهانی است یعنی آنقدر تولید سوخت و الکتریسته به قیمت اقتصادی باشد تا کشوری بتواند با اقتصاد جهانی همراه بشود، به مردمان خود غذا بدهد و از مرزهای خود دفاع بکند.
عدم موفقیت در حفظ انرژی یعنی رشد صنعت و مدرنیزه شدن به حالت ایستا درآید و در نتیجه ملتی مجبور بشود بگوید «ما شکست خورده‌ایم».» در ایالات متحده و اروپا تقاضای رو به رشد به انرژی از عرضه نفت و گاز فراتر رفته و هر چه می‌گذرد شهرهای بیشتری قطع برق را تجربه می‌کنند. در کشورهای رو به رشد، مثل برزیل، هند و به ویژه چین، نیاز به انرژی با چنان سرعتی رشد می‌کند که ممکن است تا سال 2020 به دو برابر برسد.
واشینگتن پست می‌نویسد: «این نیاز رو به رشد دورنمای بحران انرژی را ترسیم می‌کند که در آینده‌ای نه چندان دور کشورهای رو به رشد را تهدید می‌کند.» واشینگتن پست در مقاله‌ای به قلم پل رابرتز نتیجه گرفته بحران انرژی به بحران‌های سیاسی خواهد انجامید. رابرتز نوشته: «در حالی که کشورها همیشه برای دستیبابی به انرژی رقابت داشته‌اند به نظر می‌رسد که این رقابت برای دستیابی به آخرین ذخایر نفت جهان یکی از موضوعات کلیدی ژئوپولتیک در قرن بیست و یکم خواهد بود.»
لشکرکشی از نوع ایرانی
زمانی که شرکت فرانسوی تونال قبول کرد، به رغم تحریم‌های 1995 آمریکا، یک قرارداد بزرگ توسعه میادین گاز ایران را اجرا کند، آن روز در شرکت توتال جشنی برپا بود که فرانسه توانسته بود رقیب قدری به نام ایالات متحده آمریکا را کنار بزند. اتفاقاتی که بیشتر تصمیم‌گیری‌های سیاسی باعث آن شده بود. و این همان روزی بود که ایران چرخش به شرق را شروع کرده بود. فرانسه، اگر چه خودش کشوری غربی بود اما یکی از سوسیالیست‌ترین کشورهای اروپای غربی هم محسوب می‌شد. کشوری که بعدها نشان داد با کشورگشایی‌های ایالات متحده هم به شدت مخالف است.
اما این آغاز کار برای ایران بود تا آنجا که دو ماه پیش خبرگزاری نفتی شانا نوشت ایران حالا بزرگترین تامین کننده نفت خام چین است. تا قبل از این جهش، عربستان سعودی تامین کننده اصلی نفت خام کشور یک میلیارد و حدود سیصد میلیون نفری چین بود. شانا نوشت: «این میزان نسبت به واردات سپتامبر (یک میلیون و 200 هزار تن) 66/39 درصد و نسبت به ماه مشابه سال گذشته میلادی 14/85 درصد افزایش نشان می‌دهد.»
کلر در مقاله خود نوشته است: «شکی نیست که کمپانی‌های بزرگ انرژی آمریکا عاشق آن هستند که این روزها در توسعه این منابع سرشار نفت و گاز سهیم باشند. اما آنها بنا بر تحریم تجاری ایران که توسط بیل کلینتون، رئیس‌جمهور پیشین آمریکا، در سال 1995 امضا شده و در سال 2004 میلادی توسط جورج دبلیو بوش تمدید شده، قادر به این همکاری نیستند. «آمریکا همچنین تهدید کرده که شرکت‌های غیرآمریکایی را هم که با ایران معامله می‌کنند بنابر تحریم‌های ایران ـ لیبی که در سال 1996 اعمال شده مجازات کند.
اما این قانون در عمل موجب نشده تا بسیاری از شرکت‌های بزرگ به ذخایر نفت و گاز ایران دسترسی نداشته باشد. بنا بر آمار وزارت انرژی آمریکا (DoE) نفت ایران در سال 2003 میلادی حدود 14 درصد واردات نفت چین را تشکیل داده است. ایران همچنین قرارداد بزرگی به مدت 25 سال با سینوتک، یک شرکت نفتی بزرگ چین امضا کرده است. بنا بر این قرارداد، چین به توسعه میادین بزرگ گاز ایران کمک می‌کند و گاز LNG ایران به چین صادر می‌شود.
اگر این قرارداد اجرا بشود، این یکی از بزرگترین سرمایه‌گذاری‌های چین در خارج از مرزهای این کشور خواهد بود و ارتباطی مهم و استراتژیک را میان دو کشور نمایان خواهد ساخت. در نیمکره شرقی، هند مشتری دیگر ایران است و پس از چین که به برداشتن گام‌های پرشتاب توسعه معروف شده، پله‌های توسعه را پرشتاب می‌پیماید. در ژانویه، شرکت گاز هند (Gas_ Auhority_of_India Ltd.GAIL) قرارداد 25 ساله‌ای را با شرکت ملی صادرات گاز ایران امضا کرده تا به این ترتیب، سالانه حدود پنج میلیون تن گاز ایران به هند صادر بشود. ارزش این قرارداد حدود 22 میلیارد دلار است.
ایران همچنین درصدد است تا هندی‌ها را درگیر توسعه میادین گاز نفتی یادآوران بکند. در همین حال، مقامات هندی و پاکستانی در حال مذاکره برای ساخت یک خط لوله انتقال گاز سه میلیارد دلاری از ایران به هند از طریق پاکستان هستند. گامی که برای دستیابی به اهداف درازمدت برداشته می‌شود. در صورتی که این خط لوله ساخته شود، مقدار قابل ملاحظه‌ای گاز به دو کشور خواهد رساند و پاکستان سالانه حدود 300 میلیون دلار عوارض ترانزیت دریافت خواهد کرد. شوکت عزیز نخست‌وزیر پاکستان ژانویه 2005 گفت این خط لوله پیشنهاد برد ـ برد برای ایران، هند و پاکستان است.
بیژن نامدار زنگنه، وزیر نفت پیشین، بهار امسال اعلام کرد صنعت نفت و گاز ایران در یک دهه آینده به بیی میلیارد دلار سرمایه‌گذاری جدید نیاز دارد تا تولید نفت خود را به 7 میلیون بشکه در روز برساند و بی‌درصد از تجارت گاز جهان را به دست بگیرد. دستیبابی به چنین رشدی شاید رویایی و غیرواقعی باشد، اما تقاضا برای چنین حجمی از سرمایه‌گذاری دورنمای همان آینده‌ای است که از هم اکنون به نظر می‌رسد جلوی چشم مسئولان نفتی ایران نقش بسته است.
آینده‌ای که، تا به اینجای کار، یک طرف آن کشورهای تشنه به انرژی چین و هند ایستاده‌اند و در طرف دیگر ایرانی نیازمند به ابزاری برنده که شاید بتواند با تکیه بر آن به چیزی به نام فناوری هسته‌ای فکر کند. لشکرکشی‌ها و تدارکات با سرعت ادامه دارد. مانده خط مقدم که باید منتنظر ماند و دید که چقدر می‌توان با سلاح نفت به انرژی هسته‌ای دست یافت.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات