ترجمه: محمدعلی فیروزآبادی
اما ظاهراً این سرمایهگذاریهای عظیم در آینده نه چندان دور به مناطق مرزی ختم نمیشود و در کره شمالی نیز کارهایی صورت خواهد گرفت. در آغاز سال 2005 رئیس بانک مرکزی کره جنوبی اعلام کرد: «به جای سرمایهگذاری در چین و ویتنام باید در کره شمالی سرمایهگذاری کنیم.» چنین پروژهای با خواست آمریکا مبنی بر سقوط دولت «کیم جونگ ایل» و یکسره کردن کار زرادخانه اتمی کره شمالی در تضاد کامل قرار دارد.
«سان هاک کیو» فرماندار ایالات مرزی «جیه اونجی» و یکی از فعالان «حزب راستگرای ملی» کره جنوبی یعنی حزبی که مخالف سیاست تابش آفتاب بود، فعالیت زیادی در راستای سرمایهگذاری و ارتباطات تجاری با همسایه شمالی دارد. او در این مورد میگوید: «پیش از هر اقدام دیگر باید اقتصاد شمال در جهت تسهیل اتحاد مجدد دو کره تقویت شود و استان ما میتواند در این مورد نقشی کلیدی ایفا کند.» «کیو» از آغاز سال 2002 به این سو هفده بار به کره شمالی سفر کرده است تا به قول خودش راههای سرمایهگذاری در آنجا را هموار کند.
در آوریل سال 2004 کیو موفق شد طی مذاکراتی با کمیته منتخب کره شمالی برای آشتی ملی، قراردادی در جهت همکاریهای اقتصادی به امضا برساند. بر پایه این قرارداد استان متبوع وی متعهد شد تا در همان سال تجهیزات کشاورزی و دارویی و بهداشتی به شهر «ساری وون» در آن سوی پرده آهنین ارسال کند. از آغاز سال 2005 نیز استان جیه اونجی عهدهدار تهیه طرحهایی برای اصلاحات کشاورزی و تکنولوژیک در «ساری وون» شده است.
معاون سیاسی فرماندار یعنی «کیم سونگ سیک» در مورد این همکاریها میگوید: «اگر بتوانیم همکاریهای فعلی را به نوعی توافق سیاسی تبدیل کنیم، آنگاه باید به غیر از برنج و گوشت، تکنولوژیهای پیشرفته را هم به کره شمالی صادر کنیم. البته این راه میدانیم که ایالات متحده آمریکا با هر گونه همکاری و حمایت از کره شمالی به ویژه در عرصه تکنولوژی مخالف است.»
از جمله جلوههای بارز این همکاری در شهر «کائه سونگ» در 12 کیلومتری شمال پایتخت کره شمالی در جریان است. این شهر که در قرن 14 پایتخت کره بوده است، در حل حاضر مرکز یکی از بزرگترین تحقیقات مشترک کره شمالی و جنوبی به شمار میآید. بر پایه توافقات به عمل آمده در آن ملاقات تاریخی ژوئن 2000 کره جنوبی مشغول ساخت یک مرکز صنعتی در این شهر است، مرکزی که با تکنولوژی جنوبی و نیروی کار شمالی اداره میشود ـ بر اساس اعلام دولت کره جنوبی تا پایان سال جاری نیز 300 شرکت و کارخانه توسط این کشور در کره شمالی تاسیس خواهد شد که این مراکز تعداد 10 هزار کارگر کره شمالی را با حقوق پایه ماهی پنجاه دلار به اضافه بیمه به استخدام خود در خواهند آورد. طبق برآوردهای بانک مرکزی کره جنوبی تنها آن مرکز صنعتی در کائه سونگ تا سال 2012 مبلغ 600 میلیون دلار و تا پایان پروژه در سال 2020 بالغ بر دو میلیارد دلار سالانه، برای کره شمالی درآمد خواهد داشت. ظاهراً مسئله کره شمالی برای کره جنوبی به عنوان یک مسئله ملی و میهنی مطرح است.
اما ایالات متحده آمریکا با دید دیگری به این مسئله نگاه میکند. از نظر آمریکا، کره شمالی از جمله کشورهایی است که از تروریسم بینالمللی پشتیبانی میکند و مقامات کره جنوبی برای ارسال هرگونه ابزار صنعتی باید مجوزی خاص داشته باشند. ایالات متحده آمریکا این ادعا را بر اساس قرارداد موسوم به «واسنار» که در سال 1995 و در هلند منعقد شد، مطرح میکند. براساس این قرارداد 39 کشور جهان از جمله کره جنوبی و ایالات متحده تعهد کردهاند که ارسال هر گونه سلاح و مهمات به کشورهایی که از نظر آنها جزء کشورهای خطرناک محسوب میشوند، باید محدود شود. اما جالب آنکه از نظر ایالات متحده حتی کامپیوترهای شخصی که در دیگر کشورها جزء پیش پا افتادهترین لوازم به حساب میآید، از جمله کالاهای استراتژیک محسوب میشود. طبق همان قرارداد محصولاتی که مثلاً در «کائه سونگ» تولید میشوند نیز اجازه صدور به ایالات متحده را ندارند. ایالات متحده درصدد است تا از هر طریق ممکن مانع آن شود که کره شمالی از طریق مناطق ویژه تجاری و اقتصادی کسب درآمد کند. اما با همه اینها آمریکا موفق به اجرای نقشههای خود نشده است که هیچ، طبق برآوردها تا سال 2020، دو هزار شرکت، 250 هزار کارگر و یک و نیم توریست روانه مانطق ویژه تجاری در کره شمالی خواهند شد و به تازگی نیز قرارداد ساخت چندین هتل و مرکز تجاری و یک زمین گلف بزرگ در «شاخ شرارت» مراحل پایانی خود را گذرانده است.
اما آیا کره جنوبی موفق به اجرای همه این پروژهها و طرحها در کره شمالی خواهد شد و آیا در این صورت این مسئله این کشور را از فاجعه هجوم جمعیت گرسنه و بیکار کره شمالی رهایی خواهد بخشید؟
بیتردید کره جنوبی موفق به اصطلاحاً معجزاتی شده است که پیش از آن کسی حتی فکرش را هم نمیتوانست بکند. این کشور امروز مدرن و پیشرفته حداقل در طول تاریخ معاصر خود رنجهای زیادی از جنگ داخلی و استعمار و در نهایت تجزیه شدن تحمل کرده است.
یکی از ناشران بزرگ و معروف کره جنوبی به نام «شیم یائهمون» میگوید: «چهل سال پیش باید یاد میگرفتیم و البته یاد گرفتیم که چطور میتوان از فقر و عقبماندگیهای اجتماعی نجات پیدا کرد. اما در آن زمان فرصت پرداختن به اینکه به کدامین سو باید برویم نداشتیم، به طرف آمریکا، ژاپ، سنگاپور و یا اروپا؟ تنها سرمایهای که آن زمان داشتیم، استعداد یادگیری و بس.» همین رنجها و دردها موجب آن شد که مردم کره جنوبی در زمان حال و اوج پیشرفتهای علمی و صنعتی خود نگاهی برادرانه و دلسوزانه به همسایه شمالی خود داشته باشند و البته نمیتوان این واقعیت را انکار کرد که به هر صورت ایجاد هرگونه ناامنی در کره شمالی تاثیر مستقیم در جامعه کره جنوبی نیز خواهد گذاشت.
به همین خاطر به تازگی آن چیزی که تا چندی پیش غیرممکن مینمود. یعنی توافق ارتشهای کره جنوبی و شمالی بر سر جلوگیری از ناامنی و تنش در مناطق مرزی محقق شده است. ب اساس این توافق هر دو ارتش همسایه بر سر استفاده از فرکانس مشترک در امور مخابراتی و نصب علائم هشدار دهنده برای پرهیز از برخوردهای ناخواسته میان یگانهای دریایی در دریای زرد، به توافق رسیدهاند. با این حال حتی این اقدامات هم به نوعی در کمال احتیاط و در نهایت وسواس و البته سوءظن انجام میگیرد. مثلاً هنوز هم در کره جنوبی اگر شهروندی جاسوسی از کره شمالی را شناسایی کند، میتواند با شماره 113 تماس گیرد و او را تحویل مقامات مسئول دهد و اگر جرم متهم ثابت شود، شخص گزارش دهنده یکصد هزار دلار جایزه میگیرد.
جمهوری خلق چین نیز به مانند کره جنوبی، در عین حال که اصرار بر چشمپوشی کره شمالی از تسلیحات اتمیاش دارد، نسبت به فروپاشی این کشور به شدت نگران است و درصدد است تا به طریقی رژیم کیم جونگ ایل را سرپا نگه دارد. زیرا از نظر چین هر گونه تنش و ناامنی نظام امنیتی در کره شمالی، موجب مداخله مستقیم سی هزار نیروی نظامی آمریکایی مستقر در کره جنوبی خواهد شد و چه بسا نیروهای آمریکایی تا مرزهای چین نیز پیشروی کنند. به همین دلایل دولت چین نیز به مانند دولت کره جنوبی به نوعی از رژیم استالینیستی کره شمالی حمایت میکند.
و البته کیم جونگ ایل هم مانورهای خاص خودش را دارد. وی در اکتبر سال گذشته ناگهان خواستار قطع کمکهای بینالمللی که از 10 سال پیش تا آن روز ادامه داشت، گردید و از نمایندگان سازمانهای کمکرسان خواست تا پایان 2005 خاک کره شمالی را ترک کنند، زیرا در حال حاضر این کشور از پشتیبانیهای غذایی کره جنوبی و چین برخوردار است. البته در درجه اول این اقدام به دلیل آن است که معمولاً سازمانهای کمکرسان بینالمللی بر این مسئله تاکید دارندکه باید نمایندگانشان کالاهای اهدایی را از مبدا تا مقصد همراهی کرده و علاوه بر آن همواره بر این مسئله نظارت داشته باشند که مواد غذایی تنها در میان مردم عادی و نیازمند و نه در میان پرسنل ارتش مستقیم شود. اما چین و کره جنوبی در این مورد چندان سختگیری نمیکنند. به همین خاطر هم هست که کره شمالی از همسایه جنوبیاش خواستنه است تا اینگونه کالاها را نه از طریق خط حائل مرزی بلکه از طریق خاک چین و یا از طریق دریا به این کشور ارسال کند، زیرا دولت کمونیستی کره شمالی در نظر دارد به هر صورت ممکن مقدار این کمکها از چشم مردم عادی پنهان بماند.
دلیل دوم مانورهای دیکتاتور کره شمالی برخورداری از مشاورهها و کمکهای این دو همسایه قدرتمند برای نجات مزارع خشک و دیگر نارساییهای اضطراری این کشور است.
پیونگ یانگ که سالها چین را به خاطر اصلاحات در بخش کشاورزی متهم به خیانت در ایدئولوژی میکرد، حال خود به صورتی محتاطانه درصدد آموختن راز و رمز این به اصطلاح سرمایهداری چینی است. پس بیجهت نبود که ریئسجمهور چین در آخرین دیدارش از پیونگ یانگ در اواخر اکتبر گذشته گفت: «کره شمالی دستاوردهای چین را به رسمیت شناخته است.» در حال حاضر نیز تعداد زیادی از دانشجویان کره شمالی در کشور چین مشغول گذراندن دورههای اقتصاد و کشاورزی هستند.
اما اینکه این اقدامات دو همسایه بزرگ و مانورهای دیکتاتور کره شمالی در نهایت رژیم این کشور را از سقوط حتمی نجات خواهد داد یا نه، مسئلهای است که هنوز کارشناسان در مورد آن نظرات متفاوتی ابراز میکنند. برخی عقیده دارند که ساختار اجتماعی کره شمالی به صورتی است که امکان انقلابهای مخملین و رنگارنگ را ندارد و رژیم این کشور هیچ جای آشتی با ملت خود باقی نگذاشته است. برخی دیگر نیز امکان جابهجایی مسالمتآمیز قدرت را ناممکن نمیدانند.
به هر حال چه رژیم پیونگ یانگ سقوط کند و چه پابرجا بماند، آنچه مسلم است، میتوان از همین حالا آرزوی دیرین کسانی مثل «جونگ هی نوح» را در آینده نزدیک محقق شده دانست و دور نیست که او شاهد ورود آن قطار افسانهای به ایستگاه «دوراسان» باشد، قطاری به مقصد پیونگ یانگ در آن سوی سیمهای خاردار.