* انتشار کاریکاتور توهینآمیز به ساحت مقدس پیامبر اسلام(ص) نقض ارزشهای اساسی اروپاست که در بند 6 قرارداد اتحادیه اروپایی قرارداد آمستردام مدنظر قرار گرفته و در چارچوب حقوق اساسی اتحادیه اروپایی آمده است با این حال سکوت دول غربی در این زمینه چه معنایی دارد؟
** از نظر این دولتها اینگونه رفتار توهین به ارزشهای اسلامی محسوب نمیشود و انتشار این کاریکاتور در تفکر لیبرال غربی آزادی بیان اصلیترین حقوق غرب محسوب میشود. از نظر این کشورها خدا در جامعه مدنی جایی ندارد و آزادی بیقید و شرط در همه موارد جزو ارزشهای زیربنایی و در چارچوب آزادیهای غربی است. در قاموس غرب، اهانت به پیامبران از جمله حضرت مسیح(ع) مهم نبوده و حرکتهای ضدارزشی نسبت به دین و کلیسا در چارچوب آزادی بیان قرار دارد اما نکته آنجاست که آنها تلاش می کنند تا این فرهنگ خود را به سایر کشورها و جهان تعمیم دهند.
نکته آنجاست که شاید آنها براساس قوانین خود در کشور خود این حق را داشته باشند و بیتوجهی به اقلیتها را حق خود بدانند اما این حق را ندارند که روش خود را به سایر کشورها انتقال دهند چرا که و نقطه تلاقی جهان غرب با کشورهای اسلامی در این راستا قرار گرفته است.
آنها تلاش می کنند تا دنیا را وادار کنند که مانند آنها فکر کنند و ارزشهای لیبرالی آنها را بپسندند و دموکراسی مورد نظر آنها را بپذیرد.
* آیا این کشورها در تمام موارد بر این تعاریف خود پایبند هستند؟ ما شاهد دوگانگیهای آنها در مواردی چون اظهارات آقای احمدینژاد بودهایم؟
** خیر، همانگونه که گفتم آنها از این ابزار برای تحمیل عقاید خود به سایر جهان استفاده میکنند. اما شاهد بودیم در مقابل اظهارات آقای احمدینژاد چگونه از خود واکنش نشان دادند. اگر در اتریش در خصوص هولوکاست تردیدی ابراز شود حکم 25 سال زندانی را خواهد داشت. این در حالی است که برای برابری با مجازات اعدام تنها 15 سال زندان در نظر گرفته شده است. مواردی چون اهانت سلمان رشدی و... نیز حکایت از سوءاستفاده دولتهای غربی از آزادی بیان دارد.
* برای مقابله با اینگونه اقدامات وجود ابزارهای اجرایی برای سازمان کنفرانس اسلامی و اتخاذ سیاستهای واحد تا چه اندازه ضروری است؟
** متاسفانه کشورهای مسلمان مانند کشورهای عضو اتحادیه اروپا با یکدیگر اتحاد ندارند. اکثریت قریب به اتفاق این کشورها زیر سلطه غرب بوده و اقدامی برخلاف منافع آنها انجام نمیدهند.
در عین حال باید توجه داشت که این کشورها نتوانستهاند تعریفی واضح از حقوق اسلامی در سطح بینالملل از خود ارائه دهند. لذا کاری که در ابتدا باید انجام گیرد، تعریفی جامع از حقوق بشر، حقوق ملتها و کشورها از دیدگاه کشورهای اسلامی در سطح جهان است. کشورهای اسلامی باید از حالتی توافقی خارج شده و به اقدامی تهاجمی بپردازند یعنی دیدگاههای خود را در جهان ابراز و تعریف جدیدی را به نهادهایی چون سازمان ملل ارائه دهند. نمونه یکی از این تعاریف در سطح جهان تعریف شهادت است که زیربنای حرکت اسلامی و ضداستعماری در جهان است، اما کشورهای غربی با سوءاستفاده آن را به عنوان تروریسم مطرح میکنند.
* آیا نبود این تعاریف از فقدان وحدت نظر میان کشورها ناشی می شود؟
** خیر ما با نظریات متعدد از جانب کشورهای اسلامی روبهرو هستیم. خود این کشورها با هم نظر واحد ندارند. سازمان کنفرانس اسلامی تنها ظاهری دارد اما ابزار اجرایی آن کامل نیست و تاکنون جز صدور اطلاعیه کار مهمی را انجام نداده است. باید در نظر داشت یک میلیارد و 300 میلیون مسلمان در پشت این کشورها قرار دارند و اتحاد این کشورها میتواند حرکتی راهگشا برای مقابله با این هجوم باشد. اما متاسفانه اکثر اعضای این سازمان از دستنشاندگان غربند و باید برای رسیدن به محوری اجرایی در این سازمان در انتظار ماند.
توجه داشته باشید حرکتی مانند تحریم اقتصادی، ابزار مهمی در دست این کشورهاست. همانگونه که این کشورها ایران را با تحریم اقتصادی تهدید میکنند، مسلمانان و اوپک نیز از این توانمندی برای اجرای اهداف سیاسی خود میتوانند بهره ببرند برای صنعت غرب بحران ایجاد کنند. کشورهای اسلامی زیربنای صنعت اروپا را در دست خود دارند. با این حال از آن استفاده نمیکنند.