آژانس بینالمللی انرژی اتمی تبدیل به داربستی محکم برای قدرتهای بزرگ به منظور محروم کردن کشورهای در حال توسعه از دستیابی به تکنولوژی صلحآمیز هستهای شده است. ایران اولین مهره دومینویی است که چنانچه بر زمین افتد سایر کشورهای غیراتمی نیز در پی آن سقوط خواهند کرد و دیگر یارای رفتن به سمت دانش بومی هستهای را نخواهند داشت. پس از آنکه پنج کشور دایم شورای امنیت به همراه آلمان در سر میز ضیافت شام 30 ژانویه لندن تصمیم گرفتند از شورای حکام بخواهند گزارشی گزینشی از عملکرد ایران را به شورای امنیت بفرستد، روز چهارشنبه متن پیش نویس قطعنامه شورای حکام از طرف سه کشور فرانسه، انگلیس و آلمان به صورت نسخه تجویزی به آژانس بینالمللی انرژی اتمی ارایه شد. در متن ارسالی از آژانس خواسته شده بود که ج.ا. ایران را به قصورهای متعدد و نقض تعهدات پادمانی NPT و مخفیکاری در فعالیتهای هستهای با توجه به گزارش 75/2003/gov و قطعنامه 24 سپتامبر 2005 متهم کند. همچنین در پیشنویس قطعنامه به ایران ضرب الاجل یکماهه برای تعطیلی تمامی فعالیتهای مرتبط با غنیسازی اورانیوم، از جمله تحقیقات داده شده بود.نکته جالب توجه در این قطعنامه این است که از آژانس خواسته شده که این نهاد بین المللی خود را عاجز از رسیدگی به برخی موضوعات برنامههای هستهای ایران معرفی کند. این در حالی است که در اساسنامه آژانس بند یا ماده واحدهای که در آن نهاد دیگری معیار صلاحیت و توانمندی این آژانس بینالمللی را مشخص کند، وجود ندارد.
اعضای دایم شورای امنیت به همراه آلمان درباره قطعنامه اخیر، سبک جدید و متکاملتری از سبکهای گذشته برای محروم کردن ایران از فعالیتهای صلحآمیز را به نمایش گذاشتند. در گذشته؛ سه کشور فرانسه، انگلیس و آلمان مثلث فشار را از درون شورای حکام تشکیل میدادند و پس از رایزنی با کشورهای چین و روسیه و با تاییدیه آمریکا قطعنامه را به تصویب می رساندند. اما در مقطع کنونی توافقات حاصله در قالب پیش نشست شورای امنیت انجام گرفته و مثلث فشار فرانسه، انگلیس و آلمان به عنوان نماینده شورای امنیت نقش آفرینی میکند.
آنچه که در اینجا حایز اهمیت است اینکه بر اساس بند 4 پیمان منع گسترش سلاحهای هستهای شورای حکام نمیتواند تفسیرهایی غیرمعمول از مواد آژانس برای محروم کردن کشورها از انرژی صلحآمیز هستهای نماید این در حالی است که اعضای شورای امنیت به صراحت از مدیر کل آژانس خواستهاند که با تکیه بر قطعنامههای غیرموجه و بیپایه گذشته ایران خاطی توصیف کرده و تهران علاوه بر برنامههای صلحآمیز هستهای از تحقیقات نیز محروم نماید.
همچنین براساس اساسنامه آژانس، شورای حکام باید بر طبق رسم کاری خود و با استناد به گزارش بازرسان و با استنباط فنی از عملکرد هستهای کشورها قضاوت منطقیاش را ارایه نماید، لذا ادعای شورای امنیت در خاطی بودن ایران بدون استدلال فنی و شواهد مستدل، تجویز حکم گناه برای ج.ا. ایران کذب محض محسوب میشود و فاقد مشروعیت بینالمللی است.
آمریکا به عنوان کلانتر اصلی شورای امنیت، با دستاویز قرار دادن قطعنامه آژانس بینالمللی انرژی اتمی درصدد است یک مبنای حقوقی مصنوع و خود خواسته را بتراشد و براساس آن نیات زورمدارانهاش را پیگیری نماید. عملکرد شورای امنیت در خلق مبنای حقوقی کاذب و تفسیر غیرمنطقی از آن به مثابه عملکرد مغازهداری میماند که ماست را به جای خامه به مردم معرفی و غالب میکند. حال آنکه فریبکاری این عناصر بینالمللی در نزد اذهان بینالمللی برملا است و جایگاه خاصی در نزد اذهان بیدار جامعه بینالمللی نخواهد داشت. با توجه به اوصاف فوق، رد صداقت جمهوری اسلامی ایران در شفافسازی فعالیتهای هستهای و کشاندن تهران به پشت دروازه شورای امنیت براساس متون تنظیمی با ادبیات استثمارگرایانه قرن نوزدهمی که شدت و حدت آن با مداخله برخی قدرتهای فرصتطلب مشرقی که به دنبال کیسهدوزی و زراندوزی هستند ملایم و تند میشود و در نهایت به خواستههای غرب تن میدهند، نه تنها ج.ا. ایران را به حاشیه و موقعیت تضعیفبرانگیز سوق نخواهد داد بلکه انقلاب ایران و حکومت مبتنی بر آن را سمبل آزادی و مقاومت در مقابل زورگوییهای قدرتهای غرب و شرق معرفی خواهد کرد.