بیان مسأله:
جنگ هشت سالهای که مردم این مرز و بوم را به دفاع از کیان و ناموس خود فراخواند، برآیند توطئه استعمار جهانی بر ضد آرمانهای نظام نوپای جمهوری اسلامی ایران بود. بر این اساس مردم ایران برخاستند و دلاورانه در مقابل دشمن جهانی ایستادند و حماسههایی آفریدند که تاریخ نظیر آنها را کمتر به خود دیده است. حماسههایی که هنر و ادبیات را آیینهای ساختند ت تجلیبخش رشادتها و شهادتها باشد و شعر زبان گویایی است که ترجمان لحظات رزم، راز و نیاز و پرواز گشت.
کنگرههای شعر دفاع مقدس سنت حسنهای است در راستی استمرار فرهنگ جهاد و شهادت در بستر ادبیات ایران، این کنگرهها میقات قلمهایی هستند که به شوق دلاوران عرصههای نبرد بر کاغذ میروند. بزرگترین آفت کنگرههای مذکور دو چندان مینمید. با شناسایی آسیبها میتوان در راستای بهبود کیفی کنگرهها گام مؤثری برداشت.
کنگرههای شعر دفاع مقدس و سایر کنگرههای نظیر آن را میتوان از دو بعد مورد بررسی قرار داد. نخست بررسی «میان زمانی» و «طولی» و دیگر بررسی «در زمانی» و «مقطعی». بررسی طولی ناظر بر مطالعه پدیدهها در گذر زمان است. یعنی دگرگونیهای یک پدیده از نقطه آغاز ت انجام مورد بررسی قرار میگیرد و بررسی «مقطعی» اشاره بر بررسی پدیدهها در زمانی خاص و معین دارد. مثلاً بررسی چهاردهمین کنگره سراسری شعر دفاع مقدس.
مطالعه ایستایی شناسانه کنگرههای شعر دفاع مقدس (مطالعه مقطعی و در زمانی) ناظر بر مطالعه عناصر درونی کنگرهها از قبیل: خرده فرهنگهای شعری، نقشها، ارزشها و هنجارهای رایج، کارکردها، تابوها و تعاملات شعری است. محقق در مطالعه پویایی شناسانه کنگرهها (مطالعه میان زمانی و طولی) بر آن است تا روند تکاملی کنگرهها را در طول زمان مورد ارزیابی قرار داده و تغییر یا تحول آنها را بررسی کند. اگر عملکرد هر کنگره را در قالب یک میانگین عددی بیان کنیم پژوهشگر با 14 میانگین عددی مواجه خواهد بود اعدادی که اگر آنها را به ترتیب کنار هم قرار دهیم جهت و شدت تغییرات را بازگو خواهند کرد. آیا جهت اعداد تصاعدی است؟ و اگر چنین است شدت افزایش اعداد در این تصاعد به چه اندازه است؟ آیا میزان ارتقای کیفی کنگرهها براساس تصاعد حسابی افزایش یافته یا براساس تصاعد هندسی افزایش یافته یا براساس تصاعد هندسی؟ یا اینکه اعداد روندی نزولی را طی کردهاند؟
پویاییشناسی
مطالعه پویایی شناسانه کنگرههای شعر گواه این امر است که روند تغییرات کیفی بسیار بطئی صورت گرفته است تا جایی که گاه ممکن است هر بینندهای به این باور برسد که زمن در کنگرههای شعر دفاع مقدس متوقف شده است و عناصر ثابت کنگره بیآنکه تغییر یابند تنها از لحاظ چینش تغییر موقعیت میدهند. به عبارتی دیگر در کنگرههای شعر دفاع مقدس شاهد تغییر ساختاری نیستیم و نوع تغییرات پدید آمده بیشتر از نوع تغییر تعادلی هستند آنگونه که تالکوت پارسونز گفته است. وی اعتقاد دارد تغییر اجتماعی بر دو نوع است تغییر تعادلی و تغییر ساختی.
1- در مورد اول (تغییر تعادلی) بدون این که در سیستم اجتماعی دگرگونی حاصل شود تعادل موجود جای خود را به تعادل جدید میدهد به عبارت دیگر، سیستم به صورت یک مجموعه باقی میماند.
2- چنانچه نیروهای مؤثر در دگرگونی بسیار قوی باشند و چنانچه فشاری که از خارج و داخل بر سیستم اثر مگذارد نیرومند باشد تغییری حادث میشود که از تغییرات تعادلی به کلی متفاوت است به صورتی که باعث دگرگونی عمیق در کل سیستم میگردد و این تغییر را تغییر ساختی مینامند. (روشه، 1366، ص 22)
3- میل به ماندگاری آفتی است که گریبانگیر کنگرههای شعر دفاع مقدس گشته است. چنین میلی را باید در الگوهای ذهنی افراد اثرگذار جستوجو کرد. این میل مطابق بر ضرورتهای کارکردی دوران گذار و شرایط آن نیست. دوران گذار ضرورت اجتنابناپذیری است که جامعه ما آن را به تجربه نشسته است. در چنین دورانی، تعادل مطلوب، زمانی محقق میگردد که بین شتاب زیرساختها و روساختها با عناصر متعدد نظام اجتماعی نوعی ترازمندی پدید آید. چنانچه طی فرآیند گذار قسمتی از عناصر از دیگر عناصر عقب بیفتند جامعه شاهد نوعی بینظمی و آشفتگی خواهد بود. شواهد امر گواه این مطلب است بین کنگرههای شعر دفاع مقدس – به عنوان یک واحد اجتماعی – و شتاب فزاینده دوران گذار و انتظارات نوخاسته آن نوعی پسافتدگی ایجاد شده است. چنین گسستی بین ضرورتهای اجتنانناپذیر دوران گذار و تغییرات آن و میل به ماندگاری کنگرهها به حفظ وضع موجود سبب پدید آمدن مشکلات فراوانی خواهد گشت زیرا به تعبیر رابرت مرتون مساله اجتماعی زمانی پدید میآید که بین استانداردها (آنچه که باید باشد) و فعلیت (آنچه که هست) گسست ایجاد شود در کنگرههای شعر دفاع مقدس بین مدل آرمنی (ideal type) کنگره و آنچه که معمولاً برگزار میشود فاصله فراوانی هر کنگره گواه این امر است. البته این سخن به مفهوم ضایع ساختن و نادیده انگاشتن سعی و تلاش برگزارکنندگان کنگرهها نیست بلکه بیان واقعیتی است برای بهبود وضعیت.
پدیدهها و واقعیت اجتماعی – همانگونه که دورکیم گفت – عینی هستند، عمومیت دارند و خویش را بر ساختارها تحمیل میکنند. یک واقعیت یا پدیده اجتماعی برای ظهور و هویدا شدن از هیچ مقام مملکتی اجازه نمیگیرد. چنین پدیدهای را نمیتوان با آمر و ارقام و نمودارهای ساختگی مهار کرد. لذا باید ابعاد مختلف آن را شناخت و با آن کنار آمد.
به منظور شناخت بیشتر از پدیده «مقاومت در برابر تغییر» فرآیند تغییر اجتماعی را به عوامل سازنده آن تقلیل مدهیم تا ببینیم که سهم کدامیک از این عناصر در میل کنگرههای دفاع مقدس به حفظ وضع موجود بیشتر است. مهمترین عناصر تغییر اجتماعی عبارتند از: عوامل تغییر، شرایط تغییر و کارگزاران تغییر.
عواملی تغییر: عمل تغییر در واقع عنصری است از یک وضعیت معین که به علت موجودیتاش یا به وسیله عمی که انجام میدهد تغییری را موجب میشود و یا به وجود میآورد (روشه، 1366، ص 28). منند وارد شدن تکنولوژی به روست و مکانیزه شدن کشاورزی.
شرایط تغییر: عناصری هستند مناسب و یا نامناسب که اثر یا اثرات یک یا چند عامل تغییر را فعلتر یا کندتر، شدیدتر یا ضعیفتر میکند. (روشه، 1366، ص 289) نظیر شرایط فرهنگی روست و میزان پذیرش آنان نسبت به ورود تکنولوژی
کارگزاران تغییر: عبارتند از اشخاص، گروهها و انجمهایی که تغییر را وارد میکنند و از آن استقبال میکنند یا با آن به مخالفت برمیخیزند. شواهد امر بیانگر این مطلب است که عوامل و شرایط تغییر به منظور تحقق فرآیند تغییر آمده هستند به عنوان مثال میتوان از حمایت مسؤولین در خصوص برگزاری کنگرههای شعر دفاع مقدس و اختصاصی بودجه به این امر مهم اشاره کرد.
اما در این میان میزان مقاومت کارگزاران تغییر در مقابل دگرگونیهای ساختاری بیشتر از سایر عناصر است. کارگزاران تغییر به تفکری اطلاق میگردد که متولی برنامهریزی کنگرههاست.
ایستاییشناسی
همانگونه که پیشتر از این گفته شد مطالعه ایستایی شناسی به بررسی روابط بین عناصر یک نظام اجتماعی میپردازد نظیر نقشها، ارزشها، هنجارها، کارکردها و تابوها.
نقش به رفتاری اطلاق میشود که دیگران از دارنده یک منزلت معین انتظار دارند (کوئن، 1377، ص 57) نظیر نقش معلم، پدر، شاعر.
کنگرههای شعر دفاع مقدس نظیر سایر کنگرهها از نقشهای متعددی تشکیل شدهاند نظیر نقش شاعر، مجری، دبیر برنامهریزان، تدارکات و... هر کدام از این نقشها، کارکرد خاصی را ایفا میکنند تعادل موردنظر زمانی میسر میگردد که هر کدام از نقشها کارکرد (function) خود را به خوبی ایفا کنند. در غیر این صورت شاهد نوعی ناترازمندی خواهیم بود. به عبارتی دیگر تعادل و نظم زمانی پدیدار میگردد که بین نقش تجویز شده یعنی انتظاری که از صاحب نقش میرود و نقش محقق یعنی کنشی که صاحب نقش انجام میدهد تطابق وجود داشته باشد. مثلاً اگر هنجار رایج و مصوب کنگره آن باشد که هر شاعر پنج دقیقه شعر بخواند در صورتی که شاعری پانزده دقیقه به شعرخوانی خود اختصاص دهد موجبات بینظمی را فراهم خواهد ساخت. از آنجا که هر نظام از عناصر متعددی تشکیل شده تعادل ساختی وامدار آن است که هر کدام از عناصر به ایفای کارکرد مناسب خود بپردازند. اگر حتی یک جز از اجزای مختلف نظام به ایفای مناسب کارکرد نپردازد، تعادل مورد نظر محقق نخواهد شد.
آسیبشناسی کنگرهها (سطح خرد)
مهمترین آسیب کنگرههای دفاع مقدس فرو غلتیدن در دامان تکرارهاست. عدم بازنگری و بازاندیشی در بسیاری از این تکرارها سبب شده تا تعداد زیادی از برنامه و رفتارها به تابو مبدل شوند. در کنگرههای شعر دفاع مقدس جلوههایی خاص از این تابوها مشاهده میشود که میل کنگرهها را به حفظ وضع موجود و ماندگاری دوچندان ساختهاند. برای روشنتر شدن بحث به ذکر برخی از این تابوها میپردازیم:
الف) تابوی شخصیت
این تابو ناظر بر عملکرد افرادی است که هنجارهای خودساخته آنان به عنوان دستورالعملهای لازمالالجرا مبدل شدهاند و از قرار زیرند:
1- برخی از شاعران وجود دارند که بیحضور آنان هیچ کنگرهای افتتاح نخواهد شد. شعرخوانی این افراد به عنوان نفر اول و سخنرانیهای ممل آنان که حکم نطق پیش از دستور را دارد به قاعده لایتغیر مراسم افتتاحیه مبدل شده است. شادروان دکتر حسن حسینی در خصوص یکی از این قبیل شاعران گفته است: «.... او در عین صمیمی بودن، معترض، پرخاشگر و عصبی است. این خلق و خو به نظر نگارنده ستمی است که شاعر به شعر و شخصیت خویش تحویل کرده است. بیشتر شاعران و منتقدان و دستاندرکاران فرهنگی به جای اینکه او را دوست داشته باشند از او میترسند و ملاحظهاش را میکنند. (حسینی، 1381، ص 158) شاید به خاطر همین ملاحظه کاری دیگران است که چنین تابوهایی آفریده میشوند.
2- برخی از افراد در هر کنگره به هر لطایفالحیلی میخواهند به سمع و نظر مخاطبین برسانند که نخستین کنگره شعر دفاع مقدس با نام و همت آنان شکل گرفته است یا اینکه فلان غزل که از بس آن را خواندهاند و نخنما شده سروده آنان است. سخنان تکراری آنان در هر کنگره سبب شده است تا وقتی پشت تریبون قرار میگیرند مخاطبین به پیشبینی سخنرانیهای آنان بپردازند.
3- در کنگرهها هر از چند گاهی شاهد ظهور شاعرانی هستیم که با برجسته کردن رگ گردن، فریاد کشیدن و با بهرهگیری از انرژی موی سر و صورت خویش سعی در اثبات خود میکنند. تحسینگوی این قبیل از شاعران غالباً ردیفهای اول و دوم سالن است که خاص مخاطبین عام است. اما همین احسنت آنان جواز عبور شاعر در تمام مراسم خواهد بود.
دریدهگویی این دسته از شاعران و مزاحهای بیمورد آنان مکانیسم جبرانی است که به قصد پوشاندن ضعف شعری خود از آن بهره میگیرند. تهاجم آنان به حریم شخصی افراد در قالب طنز و مزاح باعث شده تا بسیاری از افراد به منظور رهایی از گزند زبان آنان به تأییدشان بپردازند. چنین صمیمیت متکلفی قلمرو برخوردهای ریاکارانه را گسترش داده است. در سطور آتی در بحث «مناسک پرستی» به این قبیل شاعران! بیشتر خواهیم پرداخت.
4- سخنرانیهای مکرر شخصیتهای دولتی (مسؤولین) از جمله برنامههای ثابت کنگرههای شعر دفاع مقدس است.
در این که در هر کنگرهای میبایست خیر مقدم گفته شود شکی نیست اما گاه این خیر مقدمها به سخنرانیهای طولانی مبدل میگردد. مشکل دیگر آن است که هر گاه یکی از شخصیتهای استانی سخنرانی کند برای سایر مسؤولین هم طراز و ایجاد حق میشود و جلسه شعرخوانی به ماراتن سخنرانی تبدیل میگردد. ماهیت اکثر این سخنرانیها گزارش کار است. سخنرانان باید به این امر توجه کنند که مستمعین آنان قشر نخبه و برگزیده جامعهاند و ارائه بدیهیات به مفهوم دست کم گرفتن مخاطب میباشد. در چهاردهمین کنگره شعر دفاع مقدس در حالی که 20 نفر از شاعران جوان در نوبت قرائت شعر قرار داشتند مابقی زمان جلسه را به سخنرانی یکی از مسؤولین اجرایی استان کرمانشاه اختصاص دادند. در حالی که پیشتر از او دو نفر دیگر از مسؤولین در فواصل مختلف به ایراد سخنرانی پرداخته بودند. قرائت شعر در کنگرههای سراسری یکی از آرمانهای بزرگ شاعران جوان است، آرمانی که اشتیاق روزافزون آنان را به سرودن شعر دفاع مقدس بیشتر خواهد ساخت. خاموش ساختن این شاعران جوان غفلت بزرگی است که فردای جامعه شاهد تبعات آن است.
ب) تابوی موقعیت (زمان و مکان)
همواره بین مدت زمان برگزاری کنگرهها – که معمولاً دو روز است – و تعداد شاعران مدعو سنخیتی وجود ندارد. یا باید زمان کنگرهها را افزایش داد یا اینکه متناسب با زمان مقرر نسبت به دعوت از شاعران اقدام کرد.
برگزاری کنگرهها در مناطق جنگی باعث شده تا کمبود امکانات (نظیر وسایل سمعی و بصری، سالن و...) بر کیفیت کنگرهها تاثیر نامناسب بگذارد. پیشنهاد میگردد کنگرهها در مراکز استانهای موردنظر برگزار شده و جهت بازدید از مناطق جنگی استان مذکور برنامه خاصی طراحی گردد.
سیاست متمرکز برنامهریزی که جهت آن از مرکز به سوی استانهای برگزار کننده کنگرههاست یکی از عوامل مهم بسیاری از ناهماهنگیهاست. برای رفع این معضل میتوان به برنامهریزی منطقهای روی آورد و این مهم را به استانها تفویض نمود تا با توجه به امکانات و بافت فرهنگی و اجتماعی خود برنامهریزی نمایند.
ج) تابوی قالب و محتوا
بهرهگیری از قالب مثنوی و مثنوی غزل به عنوان سنت لایتغیر در کنگرههای شعر دفاع مقدس مبدل شده است. تکرار چنین شعرهای بلند و زمان بری که غالبا با زبان و زاویه دید یکسانی سروده میشوند علاوه بر یکنواخت کردن فضای جلسه سبب میشوند تا برنامهها بر اساس جدول زمانبندی اجرا نشوند. محتوای اکثر شعرهای دفاع مقدس به نوعی نوستالوژی مفرط متمایل شدهاند هر چند که چنین رویکردی برآیند ساختارهای اجتماعی و دوران گذار است اما آه کشیدنهای متوالی و حسرتهای متمادی ممکن است که شعر دفاع مقدس را به کرانههای یأس نزدیک سازند. حسرت روزهای رفته حس مقدسی است اما غفلت از ایثارگریها، رشادتها و حماسهسازیها و فداکاریها شعر دفاع مقدس را به واگویههای یأسآلود مبدل خواهند ساخت.
سنخهای مختلف آسیب اجتماعی
الف) مناسکپرستی: اصطلاح مناسک پرستی برگرفته از تئوری آسیبشناسانه رابرت مرتون است. به اعتقاد وی «فرد در نتیجه اجتماعی شدن (جامعهپذیری) هدفهای مهم فرهنگی و نیز راههای دستیابی به این هدفها برای فرد فراهم نباشد و او ناچار شود راههای دیگری را در پیش گیرد ممکن است رفتاری از فرد سر زند که به انحراف اجتماعی منجر گردد» (ستوده، 1366، ص 128)
مراسم گرا کسی است که هدفها و مقررات سازمانی را به عنوان هدفها و مقررات خودش میپذیرد و تابعیت بیچون و چرا با سازمان از مشخصات اوست. مراسمگرا محکم به وسیله میچسبد و وسیلهای را که در اختیار دارد کورکورانه به جای هدف مینشاند و تصور میکند که مردم و مراجعان برای مقررات خلق شدهاند و نه مقررات برای مردم. مثال: در بخش اورژانس بیمارستان اگر پرستاری به جای پذیرش فوری بیمار ساعتها به تشریفات پذیرش و پروندهسازی و پر کردن فرمهای معمولی زمن را تلف کند یک فرد مراسم گراست. (ستوده، 1366، ص 129)
در حیطه ادب و هنر مراسمگرا یا مناسکپرست به کسانی اطلاق میشود که به جای پرداختن به هدف که همانا اعتلای شخصیت هنری است به ظاهر و آرایش ظاهری خود میپردازند و سعی دارند وسیله را جایگزین هدف کنند. شاعرانی با موی سر و صورت بسیار بلند و پریشان، با لباسهای عجیب و غریب و ژستهای منحصر به فرد از این قبیلاند. اعتیاد به سیگار خصوصا در بین شاعران جوان از نامناسبترین جلوههای مناسکپرستی است. برخی از شاعران مناسکپرست، نسخه بدل شاعران صاحبنامی گشتهاند که شعر خوانی و ژستهای آنان از مقبولیت عمومی خاصی برخوردار بود. این نسخههای بدل سعی دارند تمامی حرکات و سکنات خویش را – حتی شیوههای نفسگیری را – مطابق حالات آن شاعران صاحبنام که اکنون در بین ما نیستند تنظیم کنند و شادروان محمدرضا آقاسی یکی از این شاعران صاحبنام است که مرجع رفتاری این آقایان قرار گرفته است.
خطری که در این میان وجود دارد آن است که اگر این نسخههای بدل به مراجع رفتری شاعران جوان مبدل شوند قافله سالار خیل عظمیی از شاعران نوجوان و جوان در بیراههها خواهند بود و آسیب نوآوری، بلایی است که گریبانشان را خواهد گرفت زیرا آنان برای رسیدن به هدف به خلق وسیله خواهند پرداخت و متاسفانه جامعه بسیاری از این وسایل را نه تنها تقبیح نکرده بلکه به تمجید و ستایش آنها نیز پرداخته است.
ب) سطحینگری و تقلیلگرایی (Reductionalism)
هر پدیدهای اجتماعی دارای ابعاد و سطح مختلفی است نظیر سطح مرفولوژی، فیزیولوژی، رفتارهای گروهی و جمعی (جریانها و هیجانات اجتماعی). تمام این سطوح در ارتباط متقابل با یکدیگر قرار دارند لذا برای تحلیل هر پدیده ضروری است که به تمام این اجزا توجه شود.
بسیاری از تحلیلگران شعر دفاع مقدس که در جلسات نقد و برسی به بیان دیدگاههای خویش میپردازند دچار آسیب تقلیلگرایی میشوند. آنان شعر دفاع مقدس را یا در سطح خرد مورد ارزیابی قرار میدهند یا در سطح کلان گاه تنها به شاعر و دنیای درونی او توجه کرده و از ساختارهای اجتماعی غافل میمانند و زمانی تنها به جبر ساختاری میپردازند. گاهی به جریان شناسی شعر دفاع مقدس مشغول میشوند بیآنکه به عناصر درونی این جریان التفاتی نشان دهند و زمانی شعرها را به صورت منفرد مینگرند بیآنکه کلیت آثار را به عنوان یک پدیده ارزیابی نمایند. تقلیل شعر به قالب یا محتوا، لفظ یا معنی و غفلت از رابطه تعاملی عناصر پدیدآورنده شعر جلوههای دیگری از سطحی نگریند.
جلسات نقد و بررسی شعر دفاع مقدس غالباً با یک سؤال آغاز میگردند. میدانیم که در عرصه پژوهش سؤال باید برخاسته از مسائل و نیازهای موردنظر باشد. در درون سؤال باید ابهامی باشد که تحلیلگران را به رفع آن فراخواند. پرسیدن بدیهیات در قالب سوال نوعی توهین به مخاطب تلقی میگردد و به قول شاعر، چو دانی و پرسی سؤالت خطاست.
گاه سوال برآیند مطالعات اکتشافی است. طراحی صحیح سوال سبب میشود تا تحلیلگران، مسیر پاسخ را به درستی طی کنند. سوالاتی که در جلسات نقد و بررسی شعر دفاع مقدس مطرح میشوند گاه خلق الساعهاند. بدون آنکه قبلا گروهی درباره آنها اندیشیده یا اینکه برآیند ضرورتها باشند و جالب این است که گاه ساعتها وقت صاحبنظران صرف پاسخگویی به سؤالی میشود که جز بدیهیات است. پیشنهاد میگردد گروهی از صاحبنظران و پژوهشگران به تدوین سوالاتی اساسی، بنیادین پرداخته و آنها را در اختیار مجریان برنامه قرار دهند.
ج) تفکر ثابت و قالبی (جزماندیشی)
مهمترین متغیر تابع (متغیر وابسته) سطحینگری و تقلیلگایی، جزماندیشی است. جزماندیشی حالتی است که فرد براساس آن تفکرات خویش را عیار سنجش تمامی پدیدهها قرار میدهد. به عبارتی دیگر تمامی پدیدهها را بر اساس چارچوبی که خود ساخته است میسنجد چارچوبی که کرانههای آن برآیند تجربههای شخصی و تعمیم نیافته فرد است. چنین چارچوبهایی از یک سو زمینههای اختلاف نظر را شدت بخشیده و از سویی دیگر منجر به عدم پذیرش بسیاری از نظرات گردد و اگر این آسیب به حیطه داوری آثار کشیده شود به حذف بسیاری از آثار خواهد انجامید.
د) تاریک بودن فضای مفهومی و نامناسب گشتن تعاملات میان ذهنی
مولوی در حکایت فیلی که در اتاق تاریک قرار داده بودند به روشنی پدیده تاریک بودن فضای مفهومی و پرداشتهای مختلف غیرواقعی را بیان کرده است. با روشن شدن شمعها تمامی اختلافنظر افراد از بین رفت و همه آنان بر فیل بودن موجودی که در اتاق تاریک بود گواهی دادند حال آنکه پیشتر از این، فیل را ناودان، ستون، تخت یا بادبزن میپنداشتند.
در عرصه پژوهش و تحلیل چنانچه متغیرها و مفاهیم تعریف عملیاتی نگردند هر کسی از ظن خود یار آن مفهوم خواهد گشت و براساس تعبیر شخصی خود به بررسی پدیده مورد نظر خواهد پرداخت.
عدم ارائه تعریف دقیق از شعر دفاع مقدس و عناصر سازنده آن باعث شده تا هر فرد صاحبنظری براساس تعریف شخصی خود وارد میدان بحث و تبادل نظر گردد و پیامد چنین وضعیتی جز به اختلافنظرهای سازشناپذیر نخواهد انجامید.
ه) توهم تئوریپردازی
در گستره علم و مفهومسازیهای آن، مفاهیمی نظیر آگزیوم، تئورم، پیش فرض، فرضیه، گفتار قانون علمی و تئوری (نظریه) وجود دارند که هر کدام از آنها دارای تعریفی عملیاتی خاص خود است. تعریفی جامع و مانع که مفهوم موردنظر را از امتزاج با مفاهیم دیگر باز میدارد.
در جلسات نقد و بررسی شعر دفاع مقدس یا در جراید کثیرالانتشار افرادی یافت میشوند که پیشفرضهای خود را در قالب نظریه ارائه مینمایند یا اینکه به صدور حکمی اثبات نشده میپردازند مثلاً عزیزی در یکی از این جلسات اظهار نمود فلان ویژگی شعری که مختص شعر دفاع مقدس است در هیچ برهه از تاریخ ادبیات ایران اتفاق نیفتاده است. صدور چنین حکمی مستلزم آن است که فرد تمام تاریخ ادبیات یا قسمت عمدهای از آن را مطالعه کرده باشد در حالی که سطح علمی فرد خلاف این امر را ثابت میکند.
منطق تئوریسازی، قاعده «اگر» و «پس» است. مثلاً اگر فلان عامل حادث شود پس فلان نتیجه حاصل خواهد شد. بسامد چنین اگر واپسهایی در گفتار خیل عظیمی از صاحبنظران (یا کسانی که خود را صاحبنظر میپندارند) بسیار بالاست. برخی از این افراد بیآنکه از بار ارزش مفاهیم اطلاعی داشته باشند اقدام به صدور مانیفست یا پارادایم مینمایند. توهم تئوریپردازی این افراد با خصلت فضلفروشی آنان ترکیب یافته و به پدیدهای ناهمگون مبدل میگردد.
عبارت «به نظر من» در اظهار نظر افراد یاد شده به وفور یافت میشود. حال آنکه چنین «نظر»ی مبتنی بر یافتههای پژوهشی نیست. سائقهای است ذهنی که فیالمجلس زاییده میشود.
و) جدل به جای مناظره
یکی دیگر از آسیبهای اظهارنظر افراد در خصوص شعر دفاع مقدس بهرهگیری از قاعده جدل به جای مناظره است. در جدل، طرفین دعوی خود را حق پنداشته و اندیشه طرف مقابل خود را ناصواب میدانند. بر این اساس هر کدام از آنان سعی دارد تا نظر خود را به طرف مقابل تحمیل کند. حال آنکه روش مناظره ناظر بر بحث و تبادل نظر با پیش فرض صحت نظر طرف مقابل است. گستره پذیرش نظر طرف مقابل در مناظره از وسعت خاصی برخوردار است.
جزماندیشی، تقلیلگرایی، سطحینگری و توهم تئوریپردازی از مهمترین آسیبهایی هستند که فرایند مناظره را در بررسی شعر دفع مقدس به جدل مبدل میسازند.
ی) مدرک تحصیلی به جای فضیلت علمی
در جامعه گاه بین اهداف و وسایل جابهجایی موقعیت صورت میپذیرد.
به عبارت دیگر به جای آنکه توان علمی افراد به آنان هویت بخشد مدارک تحصیلی به آنان تقدس میبخشند. البته چنین رویکردی برآیند ساختاری است که داشتن مدرک تحصیلی را به عنوان فضیلت ذاتی به حساب میآورد.
عنوان «دکتر» از جمله عناوینی است که گاه به صورت پیشوند جداییناپذیر اسامی افراد مبدل میگردد این عنوان مجوز محکمی است برای بیان هر اظهارنظر غیرعلمی حال ممکن است این دکتر: دکتر دامپزشک، پزشک عمومی، معادل دکترا، دانشجوی دکترای دانشگاههای غیرانتفاعی و دهها مورد مشابه باشد.
عملکرد این افراد که با منطقی کاسبکارانه به مدرک تحصیلی مینگرند ستم بسیار بزرگی است بر عنوان صاحبنظران تحصیلکردهای که آبروی ادبیات معاصر ایران به شمار میروند. شخصیتهای گرانسنگی نظیر دکتر قیصر امینپور که فارغ از دغدغه نام و نان جز جداییناپذیر ادبیات معاصر ایران به حساب میآید. دکتر امینپور را همه با نام کوچکش میشناسند. مردی که «ابتدای نام او انتهای عشق است»
عناوین دانشگاهی گاه به افرادی که ظرفیت وجودی آنان محدود است جسارت اظهارنظرهایی را میدهند که ناصواباند جامعه نیز هر گونه نقدنظر این گونه از افراد را ناصواب میپندارد.
اگر صد نکته گوید مرد درویش رفیقانش یکی از صد ندانند
و اگر یک بذله گوید پادشاهی از اقلیمی به اقلیمی رسانند
(سعدی)