بسماللهالرحمنالرحیم
تحویل اولین محموله سوخت نیروگاه اتمی بوشهر توسط روسیه، رویداد مهمی است که از یکطرف در روابط روسیه و جمهوریاسلامی ایران اثرگذار است و از طرف دیگر معادلات مربوط به موضوع هستهای ایران را تحت تاثیر قرار میدهد.
دولتمردان روسی از اوائل پائیز امسال قول قطعی داده بودند که تحویل سوخت را به زودی آغاز و ظرف دو ماه بعد از آغاز، کار تحویل سوخت را تکمیل نمایند. ولادیمیر پوتین، رئیسجمهور روسیه، نیز در سفر به تهران بر قولی که داده شده بود تأکید کرد و انجام آنرا قطعی دانست. این وعده، در آخرین هفته آذر ماه عملی شد و قرار است با تحویل بقیه محمولههای سوخت، تا دو ماه دیگر سوخت نیروگاه اتمی بوشهر تکمیل شود.
این اقدام روسیه، در عینحال که قابل تحسین است، اما بهرحال عمل به بخشی از تعهدی است که روسها در چارچوب قرارداد تکمیل نیروگاه اتمی بوشهر و راهاندازی آن در قبال جمهوریاسلامی ایران دارند. اصل تأسیس نیروگاه اتمی، یک اقدام عادی است که بسیاری از کشورها آنرا انجام دادهاند و حق طبیعی همه ملتهاست. نیروگاه اتمی بوشهر نیز قبل از پیروزی انقلاب طراحی و اجرای آن آغاز شده بود ولی غربیها برخلاف تعهدی که داشتند اجرای آنرا متوقف کردند و بعدها روسیه تکمیل آنرا برعهده گرفت که اکنون در مراحل پایانی خود قرار دارد.
بنابراین، موضوع نیروگاه اتمی بوشهر هیچ ارتباطی با مسائل فناوری هستهای که مورد بحث جمهوریاسلامی ایران با آژانس انرژی اتمی و کشورهای 1+5 میباشد ندارد. به همین دلیل تحولاتی که در زمینه این نیروگاه پیش میآید نباید بهیچوجه با موضوع فناوری هستهای مرتبط دانسته شود.
نکته قابل تأملی که همینجا مطرح میشود اینست که بوش کوچک، رئیسجمهور آمریکا، بلافاصله بعد از تحویل اولین محموله سوخت نیروگاه اتمی بوشهر ادعا کرد این اقدام به منزله بینیازی ایران به غنیسازی اورانیوم است و با تحویل سوخت اتمی توسط روسیه به ایران، اکنون زمان توقف غنیسازی توسط ایران فرا رسیده و ایرانیها باید به مفاد قطعنامههای شورای امنیت سازمان ملل که خواستار تعلیق غنیسازی توسط ایران شده عمل نمایند! به این خواسته انحرافی اکنون توسط رسانههای غربی دامن زده میشود تا به افکار عمومی چنین وانمود کنند که اصولاً روسیه با این هدف اقدام به تحویل سوخت اتمی مورد نیاز نیروگاه اتمی بوشهر به ایران کرده که ایران تعلیق را بپذیرد و دست از غنیسازی اورانیوم و برخورداری از چرخه سوخت بردارد.
واقعیت اینست که این ادعا بهیچوجه پذیرفتنی نیست، زیرا همانطور که توضیح دادهایم اصولا هیچ رابطهای میان موضوع فناوری هستهای ایران با اصل نیروگاه اتمی بوشهر و تحویل سوخت به این نیروگاه وجود ندارد. فناوری هستهای، اقدامی است که جمهوریاسلامی ایران آنرا زیر نظر آژانس بینالمللی انرژی اتمی و در چارچوب معاهده منع تولید و گسترش سلاحهای اتمی انجام میدهد و هر کشوری از جمله ایران با قطع نظر از برخورداری از فناوری هستهای یا عدم برخورداری از آن، حق دارد نیروگاه اتمی داشته باشد. روسیه نیز طبق قراردادی که هیچ ربطی به موضوع فعالیتهای هستهای ایران ندارد، تعهد کرده است نیروگاه اتمی بوشهر را تکمیل و راهاندازی نماید که تحویل سوخت نیز بخشی از این تعهد است.
این سخن که با دریافت سوخت هستهای، دیگر ایران به غنیسازی نیازی ندارد نیز بیمبنا و خلاف واقعیتهای موجود در جهان امروز است. خود همان کشورهائی که مسئولان آنها این سخن را بر زبان میآورند، از جمله آمریکا، علاوه بر داشتن نیروگاه اتمی و چرخه سوخت و اینکه هر روز با اشتهائی بیش از گذشته به تکثیر آن میپردازند، حتی از سلاح اتمی نیز برخوردارند و برخلاف معاهده منع تولید و گسترش سلاحهای اتمی که همه کشورهای صاحب سلاحهای اتمی را مکلف به نابود ساختن آنها میکند، همچنان به تولید نسلهای جدید سلاحهای اتمی مشغولند و در عینحال به دیگران از جمله به ایران میگویند حتی از فناوری صلحآمیز هستهای هم باید محروم باشید! جالب است که این سخن بیپایه را رئیسجمهور آمریکا درحالی میگوید که 16 سازمان اطلاعاتی کشورش با صراحت اعتراف کردهاند برنامههای اتمی ایران کاملاً صلحآمیز است و هیچ انحرافی به سوی فعالیتهای نظامی ندارد.
روشن است که رئیسجمهور آمریکا و دولتمردان بعضی کشورهای اروپائی و رسانههای همنوا با آنها در این بازی جدید بیجهت خود را خسته میکنند و باید بدانند که مردم و دولتمردان ایرانی، همانگونه که اعلام کردهاند، به این قبیل مطالب واهی کمترین اعتنائی نخواهند کرد و به راه خود، که راهی کاملاً قانونی و در چارچوب مقررات بینالمللی است، ادامه خواهند داد.