ترجمه: مونا عادلی
سهمیهبندی یکی از اصلیترین پیامدهای بحران بازار نفت و سوخت در جهان است. با کمتر شدن میزان نفت موجود در ذخایر و پیشی گرفتن تقاضا از میزان عرضه آن زمینه برای افزایش قیمت نفت و به دنبال آن دیگر فرآوردههای نفتی از جمله بنزین فراهم میشود. سهمیهبندی یکی از راههای تخصیص منابع مصرفی به گروهها و بخشهای مختلف جامعه بهجای اختصاص آن به یک بخش خاص است. تجربه سهمیهبندی آمریکا به جنگ جهانی دوم برمیگردد. افرادی که بیشتر از 70 سال سن دارند این تجربه را شخصا مشاهده کردهاند. در سالهای جنگ جهانی دوم هر خودرو در حال حرکت در خیابانهای این کشور برچسبی برای مصرف سوخت داشت که روی شیشه جلوی خودرو نصب شده بود. این برچسب با ثبت حروف B، A و C روی آنها نشاندهنده میزان مصرف سوخت آنها بود. برچسب کلاس A برای خودروهایی بود که سفرهای غیر ضروری در شهر داشتند. به این گروه از خودروها در هر هفته سه گالن بنزین داده میشد که برای سفرهای تفریحی کفایت نمیکرد. طبق گزارش دولتی آمریکا در این سال خودروهای کلاس A اجازه سفرهای غیر ضروری و تفریحی نداشتند. رنگ این برچسبها سیاه بود.
دومین گروه خودروهای کلاس B بودند که با رنگ سبز روی شیشه جلوی خودرو نمایش داده میشد و این برچسب به خودروهایی تعلق داشت که به منظور حملونقل کارگران کارخانهها، مسافرت کاری بازرگانان یا نیروهای امنیتی مورد استفاده قرار میگرفت. خودروهایی که برچسب سبز رنگ داشتند هر هفته میتوانستند هشت لیتر بنزین مصرف کنند. خودروهای کلاس C با رنگ قرمز نمایش داده میشد و برای نیروهای پلیس، پزشکان و کارمندان اداره پست (نامهرسان) بود. این برچسبها برای خودروهای سواری بود و تمام صاحبان خودرو را در برمیگرفت. دو کلاس دیگر انرژی هم در این گروهها قرار داشت. کلاس T و کلاس X که هر یک به ترتیب به کامیونها و سیاستمداران اختصاص داشت. خودروهایی که برچسب انرژی آنها X بود به خودروهای افراد سیاسی و افراد بسیار مهم اختصاص داشت که روزانه میتوانستند هر اندازه لازم باشد سوخت مصرف کنند.
در ایالات متحده آمریکا سهمیهبندی بنزین برای اولین بار در سال 1942 میلادی اجرا شد. این سهمیهبندی به دنبال سهمیهبندی رزین و فرآوردههای آن از قبیل لاستیک در جریان جنگ جهانی دوم اجرا شد. زمان آغاز اجرای این طرح 15 می سال 1942 میلادی بود و در 17 ایالت شرقی آمریکا به اجرا در آمد. در دوم سپتامبر همان سال این سیاست در تمامی ایالتها اجرا شد. در آن زمان تصور میشد سهمیهبندی بنزین میتواند از مشکلات اقتصادی آمریکا بکاهد و به روند جنگ کمک کند اما نه تنها این اتفاق نیفتاد بلکه یک سال بعد دولت این کشور سهمیهبندی را یک شکست بزرگ برای آمریکا خواند. بسیاری بر این باورند که شکست این طرح از یک ماه پیش از اجرای آن در آوریل سال 1942 میلادی امری واضح و مبرهن بود. در این دوران اصلیترین دلیل سهمیهبندی بنزین کمبود رزین بود. رزین ماده اولیه مورد استفاده در ساخت لاستیک خودروهاست و استفاده زیاد از خودروها باعث فرسودگی سریعتر این قطعه از خودرو میشد. سهمیهبندی بنزین به صاحبان خودرو اجازه استفاده بیش از حد از وسیله نقلیه خود را نمیداد و تصور میشد در مصرف رزین صرفهجویی میشود. در جریان این سهمیهبندی خانوارها علاوه بر برچسب انرژی که میزان مصرف آنها را نشان میداد کوپنهایی نیز دریافت میکردند که در خرید سوخت مورد نیازشان کاربرد داشت.
در سال 1973 میلادی اعضای سازمان کشورهای عربی صادرکننده نفت (OAPEC) به منظور حمایت از اعراب در جنگ عربها با نیروهای اشغالگر فلسطین طرحی وضع کردند که به موجب آن نفت به کشورهای حامی صهیونیستها صادر نشود. در آن سال حامیان اصلی دولت غاصب در جنگ علیه اعراب کشورهای آمریکا، ژاپن و کشورهای اروپای غربی بودند. به دنبال این طرح و کاهش حجم تولید این دسته از کشورها قیمت نفت طی یک شب 17 درصد افزایش یافت. در این زمان کشورهای عربی صادرات نفت به آمریکا را متوقف کردند که سبب شد ایالات متحده با بحران مواجه شود. این حوادث در روزهای 17 تا 19 اکتبر سال 1973 میلادی اتفاق افتاد و وضعیت اقتصادی آمریکا را یک شبه زیرورو کرد. تا انتهای این سال درگیری میان صادرکنندگان نفت و آمریکا همچنان ادامه داشت و تا سال 1974 میلادی قیمت هر شبکه نفت در مقایسه با روزهای قبل از بحران چهار برابر شد. در همین زمان قیمت بنزین که از فرآوردههای پرمصرف و با اهمیت نفت محسوب میشود به بیش از 17 سنت رسید که رشد قابل توجهی در مقایسه با روزهای پیش از بحران داشت. بحران نفت در سال 1974 میلادی سبب شد تا مصرف بنزین در آمریکا کمتر شود. در سال 1974 و 1975 میلادی دولت آمریکا اقدام به چاپ کوپنهای سهمیهبندی و توزیع آن در میان مردم کرد.
البته طرح اجرا شده در آن سال طرح رسمی نبود و به همین دلیل هم کوپنهای چاپ شده توسط دپارتمان خزانهداری این کشور هیچ وقت مورد استفاده قرار نگرفت. در آن سال شمار کوپنهای چاپ شده 8/4 میلیارد عدد بود و روی هر کدام تصویری از جورج واشنگتن نقش بسته بود.
خلاصه بحران نفت و انرژی در آن سالها به حدی بود که مقامات دولتی ایالات متحده آمریکا نمیدانستند چه کاری باید انجام دهند تا اوضاع اندکی بهبود یابد. اما اولین اقدام به این تصمیم عجولانه ریچارد نیکسون در چاپ کوپنهای جمعآوری آنها توسط خزانهداری این کشور بود. این کوپنها در فاصله سالهای 1975 تا 1984 میلادی در خزانهداری نگهداری شد و سیاست خاصی برای سهمیهبندی بنزین و استفاده محدود از این منبع سوخت وضع نشد.
اما میلیونها کوپن چاپ شده در سال 1975 میلادی در سال 1984 قابل استفاده نبود چون قیمت سوخت در آمریکا تغییر کرده بود. این مساله سبب شد تا در سال 1984 میلادی نیروهای ارتش آمریکا تحت نظارت دپارتمان انرژی این کشور اقدام به نابود کردن این کوپنها کنند. طرح از بین بردن کوپنها با موفقیت به پایان رسید. انقلاب اسلامی ایران در سال 1979 میلادی شوکی دیگر برای بازار بنزین آمریکا بود که سبب شد طرح سهمیهبندی بنزین به حالت استندبای یا آمادهباش قرار داشته باشد. پیشنویس این طرح در روزهای نخست سال 1980 میلادی آماده و به حالت آمادهباش نگه داشته شد. دولت آمریکا اعلام کرده هر بحران دیگری در بازار انرژی به هر دلیلی باعث اجرای این طرح در سطح کشور خواهد شد. طبق این طرح اخیر تخصیص سهمیهبندی بنزین به خودروهای مختلف بود اینکه یک گواهی مصرف سوخت به مالک آن اختصاص یابد. این طرح واقعبینانهتر و منطقیتر به نظر میرسید و با استقبال زیادی از طرف مقامات دولتی مواجه شد.
طبق این طرح که به حالت آمادهباش قرار دارد تمام خودروهای شخصی که وزن آنها کمتر از 4535 کیلوگرم است سهمی بر مبنای متوسط مصرف ملی هر خودرو یعنی 2830 لیتر در سال یا 748 گالن در سال دریافت میکنند.
این سهمیهبندی از زمان اجرا تنها 90 روز به طول خواهد انجامید و طی این مدت خودروها تنها میتوانند سه درصد بیشتر از سهم خود مصرف کنند. این قانون برای مواقع ضروری احتمالی وضع شده است. داشتن این حق در میان تمامی دارندگان خودرو به آنها دلگرمی میداد که در شرایط بحران میتوانند این میزان مازاد را صرف کنند و اثرات روانی بسیار مثبتی در جامعه آمریکا به وجود میآورد.
خلاصه از زمان پیشنویس طرح تا به امروز بیش از 27 سال میگذرد و آمریکا هنوز ضرورت اجرای آن را احساس نکرده است. در این سالها پژوهشهای زیادی در این کشور انجام شد تا اثرات اجتماعی طرح سهمیهبندی بررسی شود. طبق این پژوهشها سهمیهبندی بنزین با شرط فروش میزان مازاد نیاز به قیمت بالاتر یک فضای روشن در بازار مصرف ایجاد میکند که به مردم القا میکند توزیع سوخت در میان اقشار مختلف با رعایت وضعیت مالی و اقتصادی اقشار پایینتر است. طبق این طرح طبقات پایینتر میتوانند سوخت موردنیازشان را با هزینه کمتر دریافت کنند و در صورت اجرای صحیح آن شاهد تعدیل فشارهای تورمی باشند. اما اگر این طرح به طور صحیح و اصولی اجرا نشود میتواند تبعات منفی بسیار زیادی به همراه داشته باشد. دریافته اساسی این پژوهش ارتباط بین گروههای درآمدی و شمار خودرو به نفر و ارتباط بین گروههای درآمدی و مسافت طی شده توسط خودروهای شخصی در هر روز است.
این پژوهش نشاندهنده ارتباط بین میزان سفرهای روزانه و اندازه خودروهای شخصی بود زیرا خانوارهای ثروتمند اغلب از خودروهایی با سایز بزرگتر استفاده میکردند. خانوارهای کمدرآمد اغلب از خودروهای کوچک استفاده میکنند و سفرهای درون شهری کمتری با خودروهای شخصی دارند.
تغییر الگوی مصرف
با آغاز فصل تابستان و تعطیلی مدارس هر ساله مصرف بنزین در ایالات متحده آمریکا افزایش چشمگیری مییابد. اگر چه آمریکا روزانه 10 میلیون بشکه نفت خام از همسایه شمالی خود کانادا وارد میکند اما نیاز به فرآوردههای نفتی این غول صنعتی همچنان سیراب نشده است. امروز ایالات متحده آمریکا به عنوان بزرگترین مصرفکننده بنزین جهان مطرح است. نوسانات قیمت بنزین دارندگان خودروهای شخصی را به سمت استفاده از خودروهای هیبریدی مانند مدل هیبریدی گاز ـ الکتریسیته تویوتا و هوندا سیویک کشانده است. اتومبیلهای هیبریدی به طور متوسط برای هر 27 مایل یک گالن بنزین مصرف میکنند. این در حالی است که خودروهای تولید شرکت جنرال موتورز برای هر 22 مایل نیاز به یک گالن بنزین دارند.