مترجم: مهدی شکیبایی
کمیته بررسی دلایل شکست اسرائیل در جنگ اخیر لبنان در گزارشی ایهود اولمرت، نخستوزیر رژیم صهیونیستی را به همراه عامیر برتز، وزیر جنگ و دان حالوتس، رئیس مستعفی ستاد ارتش، مسئول اصلی شکست و ناتوان در مدیریت جنگ معرفی کرد اما به نظر میرسد حقیقت موضوع دیگری است چرا که علت اصلی شکست تاریخی و بیسایقه اسرائیل در وهله اول به مقاومت اسلامی حزبالله لبنان و استراتژیهای نظامی حساب شده و پایمردی رزمندگان این جنبش در صحنه نبرد برمیگردد.
اولمرت باور داشت که جنگ عیه لبنان آسان خواهد بود همانند جنگهای قبلی اسرائیل با ارتشهای عربی و بر این اساس با اطمینان و غرور زائدالوصف نسبت به نتایج آن وارد این جنگ شد.
ارتش اسراییل یکی از ارتشهای قوی در منطقه محسوب میشد، زیرا ارتش نظامهای عربی در برابر آن ضعیف مینمود. ارتشهای عربی در سالهای 1967 و 1973 قدرت و توان خود را در برابر ارتش اسرائیل به آزمون گذاشته بودند و شکست را نیز تجربه کرده بودند آن هم در مدت تنها چند روز بسیار کوتاه اما مقاومت اسلامی لبنان که اصولا با هدف شکست و فرسوده کردن دشمن تاسیس شده بود عکس این آزمون را تجربه کرد. ابتدا در سال 2000 میلادی ارتش صهیونیستی را وادار به عقبنشینی از جنوب لبنان کرد و سپس در تابستان سال 2006 همین ارتش را مجور نمود تا آتشبسی را جهت خروج آبرومندانهاش پیشنهاد کند و خسارات مادی و معنوی گستردهای را بر آن تحمیل نماید.
تمامی جنگهای قبلی اعراب با اسرائیل در کمتر از یک هفته با پیروزی طرف اسرائیل پایان یافت به فلسطینی ـ لبنانی بیش از 3 ماه از بیروت در برابر تخاجم اسرائیل دفاع کردند. در تابستان سال گذشته زمانی که مقاومت اسلامی لبنان پیروزی تاریخیای را به ثبت رساند این امر تنها به خاطر پایداری آنها در 33 روز جنگ بیامان اسرائیل علیه لبنان نبود بلکه آنها توانستهاند صحنه نبرد را به عمق استراتژیک اسرائیل برای نخستین بار در تاریخ نزاع اعراب و اسرائیل انتقال دهند.
این پیروزی زمانی بود که برخی سران عرب جهت ابزار همدردی با ایهود اولمرت، نخستوزیر اسرائیل، حزبالله لبنان را متهم به راهاندازی جنگ کرده و این جنبش مقاومت را مسوول پیامدهای آن کردند.
با وجود این مقاومت اسلامی لبنان تمامی معادلات را بر هم زد و ثابت کرد چنانچه عزم و اراده و ایمان باشد میتوان ارتش اسرائیل را شکست داد.
جنگندههای اسرائیلی که پیش از این سرنوشت نبردها و جنگ علیه اعراب را رقم میزند در جنگ اخیر لبنان قدرت خود را از دست دادند. جنگندههای اسرائیلی ابن بار به ابزاری برای «تخریب» و نه ابزاری برای «سرنوشت جنگ» تبدیل شدند و سیستمهای موشکی جدیدی در این جنگ توسط اسرائیل به آزمایش گذاشته شد و در آن سو نیز حزبالله لبنان با شلیک انواع موشکها به قدرت نمایید در برابر ارتش قوی اسرائیل پرداخت. در زرادخانههای نظامهای عربی نیز به وفور یافت میشود و چه بسا از موشکهای حزبالله به مراتب پرقدرتتر هستند. با این وصف آنچه که حزبالله از آن سود میبرد و رهبران عرب از آن بینصیب بودند، مثلث عزم، اراده، و ایمان بود. تا پیش از جنگ تایستان گذشته عمق استراتژیک اسرائیل در دایره امنیت و ثبات قرار داشت اما موشکهای حزبالله لبنان که همچون باران از جنوب این کشور شلیک میشد خواب و اسایش را از چشم سران صهیونیستی برای نخستین بار ربود. یک و نیم میلیون اسرائیلی از الجلیل و طبریه برای نجات جان خود از مناطق شمالی فرار کردند. به گونهای که حتی یک یهودی در شهرکهای خود باقی نماند و این در حالی بود که بسیاری از لبنانیها به ویژه در شهرها و روستاهای جنوبی این کشور در منازل خود ماندند و از مقا ومت جنوبی این کشور در منازل خود ماندند و از مقاومت حمایت کردند.
تنها دستاورد ارتش اسرائیل در این جنگ ارتکاب جنایات قانا و عتیاالشعب، تخریب جنوب، انهدام پلها و پستهای آب و برق بود. این در حالی بود که تانکهای پیشرفته اسرائیل قادر به پیشروی حتی یک مایل در عمق لبنان نشدند.
اسرائیلیها درمانده شده بودند زیرا ارتشی که به آن تکیه کرده بودند اینک قادر نبود حتی از آنها حمایت کند چه رسد به آنکه امنیت پایدار فراهم نماید و نتیجه اینکه مهاجرت معکوس اتفاق افتاد و بر صف طولانی هزاران یهودی در برابر سفارتهای آمریکا، کانادا و استرالیا برای خروج از سرزمینهای فلسطینی افزوده شد. سفارتهای کشور اروپایی نیز شاهد صفهای طولانی یهودیانی بودند که خواستار تبدیل تابعیتشان شدند تا آیندهای بهتر برای فرزندانشان بیابند.
در آن سو نیز نظامهای عربی، صلح را از اسرائیل التماس میکنند و آمادگی خودرا برای چشمپوشی از حق بازگشت آوارگان فلسطینی اعلام کردهاند. حزبالله حق دارد همزمان با انتشار گزارش وینوگراد محافل جشن و پایکوبی برپا نماید.
شمارش معکوس «غرور اسرائیلی» در روستاهای جنوب لبنان آغاز شد و اینک با شلیک موشک مقاومت از غزه به عمق استراتژیک اسرائیل ادامه دارد.