پروفسور نادره مهتدی استاد دانشگاه
این نکته از حقایق بدیهی است که سازمانهای صدا و سیما در کشورهایی که ساعاتی از اوقات خود را به زبانهای سایر ملل اختصاص میدهند از ابزارهای سیاسی و بلکه استعماری آن کشورها به حساب میآیند.
مثل صدا و سیمای آمریکا و صدای انگلیس و به همین قسم با شدت و ضعف کمتری صدای فرانسه و پارهای از کشورهای غیراستعماری مانند هند و پاکستان ساعاتی از اوقات خود را به پخش برنامهای به زبانفارسی تخصیص میدهند.
هند یا پاکستان اگر به چنین کاری اقدام میکنند به این دلیل است که زبان این کشورها رابطهای تاریخی و ریشهای ناگسستنی با زبان فارسی و با ایران زمین دارند؛ گذشته از روابط همسایگی و سیاسی و اقتصادی و نژادی و دینی و مانند آن، که میان این کشورها با سرزمین پهناور و باستانی ما وجود دارد.
از این گذشته هند و پاکستان و امثال آن در هفته چند ساعت بیشتر از اوقات خود را به صدای ایران اختصاص نمیدهند در صورتی که صدای آمریکا و صدای انگلیس به ویژه ساعات فراوانی را در شبانهروز به ایران میپردازند.
پس این پرسش مطرح است که چرا؟ پاسخ بسیار بسیار ساده و آسان است. پاسخ این است که آمریکا و انگلیس نظر استعماری نسبت به ایران در سر دارند. به عبارت دیگر از صرف اوقات مربوط به پخش برنامههای متنوع به زبان فارسی سود زیادی عاید آنها میشود.
حالا ممکن است بپرسید چه سودی؟ پاسخ به این سئوال آسانتر از پاسخ به سئوال بالاست زیرا خانم رایس وزیر خارجه آمریکا به روشنی و بدون برجای گذاشتن هیچگونه ابهام یا شک و تردیدی بر سر در وزارت خارجه آمریکا یک آگهی آویزان کرده است بدین شرح که به کسانی یا به گروههایی که حکومت ایران را ساقط کنند در حدود 75 میلیون دلار نقد پرداخت خواهد کرد باز این سئوال پیش میآید که چرا!؟
برای اینکه ایران یک کشور نیرومند است و نیرویش بیش از آنکه از اسلحه باشد از نیروی ایمان و وطندوستی و از ایثار و از جان گذشتی و از همه مهمتر از مغز خلاق و آفریننده مردمان آنست.
این چیزها که مینویسیم عملا به ثبوت رسیده است آمریکا و انگلیس و روس و فرانسه و اعراب در حدود هشت سال با تانک و توپ و گازهای سمی و مانند آن در دهه 60 شمسی با ایران جنگیدند و دست آخر شکست خوردند. عامل شکست آنان چه بود؟ فقط یک چیز و آن ایمان مذهبی و از جان گذشتگی ایرانیان در راه حفظ نوامیس و وطن و هیچ چیز دیگر. به طوری که اگر چنین جنگی برای آمریکا پیش بیاید، آمریکا آیا قادر خواهد بود هشت سال دوام بیاورد و مقاومت کند، البته منهای توپ و تانک و بمب اتمی و گازهای شیمیایی و سایر وسایل جنگی بیولوژیکی یا زیستی.
یکی از راههای جاسوسی صدای آمریکا و صدای انگلیس مخصوصا این است که با ایرانیان مقیم ایران به طور خاص ارتباط تلفنی برقرار میسازند به طور علنی از آنان درباره اوضاع و احوال مملکت ایران البته در حدود شغل و کار آنها پرسشهایی میکنند و این چند نفر ایرانی سادهلوح و خوشباور که البته از حس جاهطلبی اشتباهآمیزی نیز برخوردارند به محض آنکه از صدای آمریکا یا صدای انگلیس از آنها سئوالی میشود به جان و دل و حتی مفصلتر از آنچه خبرنگار این صداها از آنها انتظار دارند، به پاسخگویی میپردازند به طوری که گاهی میشنوم حوصله خبرنگار سر رفته گوشی را بدون خداحافظی مجددا در سکویش قرار میدهد.
اینها که جواب آن صداها را میدهند چه کسانی هستند؟ غالبا یا پزشکاند یا مدرس دانشگاه یا دانشجو یا وکیل دادگستی یا کارگر یا وکیلهای سابق مجلس و گاهی هم معالاسف از کارمندان دولت و مانند آن.
نکته مهمی که از لحاظ روانشناسی معمولی حتی روانشناسی تحلیلی مطرح است اینست که این افراد چرا بیدرنگ و با ذوقزدگی زایدالوصف به طوری که تو گویی جایزهای هنگفت پس از این گفت و شنود نصیبشان خواهد شد با آن خبرنگار صدای آمریکا یا صدای انگلیس خوش و بش کرده به طیب خاطر نه تنها جواب سئوال او را میدهند بلکه از خود نیز چیزی بیشتر و گاهی محرمانهتر که البته غالباً اغراقآمیز یا دروغ است چاشنی حرفهای خود میکنند جواب اینست که اینان سادهلوحانه فکر میکنند به خاطر اعتباری که دارند به آنها از آمریکا و انگلیس زنگ میزنند.
دوم نکتهای که در اینجا مطرح است اینست که چرا این ایرانیان از اقشار مختلفه از خود نمیپرسند صدای آمریکا یا انگلیس چرا با آنها تماس گرفته آیا دلشان برای ایرانیان تنگ شده یا دلشان برای آن کارگر ناراضی یا مدرس دانشگاه یا وکیل دادگستری یا وکیل مجلس سابق یا فلان دانشجو مانند آن سوخته و مرهمی دارد که میخواهد روی زخم آنها بگذارد؟ زیرا اگر چنین سئوالی از خود بکنند بیدرنگ از رویای خویش و سادهلوحانه جاهطلبانه بیدار شده متوجه خواهند شد که این تلفنها که به خانه آنها یا به خانه دوستانشان یا به تلفن همراهشان و از این قبیل از طرف صداهای آمریکا و انگلیسزده میشود برای اینست که میخواهند اطلاعاتی دست اول و مجانی از ما ایرانیان بر ضد مملکتمان به دست آورند و بعد آنرا به طور خام در اختیار سیا و مانند آن بگذارند تا بر ضد خودمان و برای تدارک پیشنویس تحریمهای تلختر بر ضد ایران یا مانند آن استفاده کنند.
البته ناگفته نماند که اگر عامل صدای آمریکا یا صدای انگلیس از فلان پزشک ایرانی مقیم ایران بخواهند که ایشان نظرش را درباره درمان فلان بیمار آمریکایی که در فلان بیمارستان واشنگتن در حال نزاع است، بدهد هیچ عیبی ندارد که این پزشک اگر قادر است باید با ذوقزدگی هر چه کاملتر که البته باعث تفاخر ایرانیان نیز خواهد بود، ابراز نظر کند. ولی غالبا از پزشکان ایرانی میپرسند که مثلا آمار ایدزیها در ایران کدام است یا از فلان وکیل دادگستری میپرسند در دادگستری چه میگذرد و یا درباره فلان موکلش که مورد توجه سیا و موساد یا انتلجنس سرویس است اطلاعاتی بدهد یا از فلان مدرس دانشگاه میپرسند رئیسجمهور ایران امروز چه گفت و موافقان و مخالفان نظرات رئیسجمهور چه گویند و یا از فلان وکیل مجلس سابق که چون مجددا وکیل نشده ناراضی است میپرسند مجلس در چه حال فعالیتهایی هستند و یا در شهرستان مردم کی تظاهرات کردند و مانند آن.
باری این است که من نام این افراد را حالا از هر قشری که میخواهند باشند، جاسوس افتخاری میگذارم چون میدانم فقط چند نفری از آنان پولی از این راه به جیب میزنند و گرنه اطلاعرسانیشان به صدای آمریکا با صدای انگلیس یا حتی صدای اسرائیل مهمانی و افتخاری است مثل دکترای افتخاری یا جایزه صلح آمریکایی یا جایزه قلم یا جایزه روزنامهنویسی یا جایزه شجاعت یا عنوانهای دکترا یا مهندسی یا پژوهشگر میهمان یا فعال سیاسی یا عضو ساختمان حقوق بشر در آمریکا و از این قبیل.