الهه کولایی
سازمان شانگهای به ابتکار چین و روسیه برای حل و فصل اختلافات مرزی و ارضی بازمانده از دوران اتحاد شوروی از نیمۀ دهۀ 1370 شکل گرفت. تاجیکستان ـ قرقیزستان و قزاقستان در مرزهای چین هم به این همکاری فرا خوانده شدند.
ازبکستان نیز در پایان این دهه پس از ناامید شدن از کارآمدی سازمان گوام GUAM برای پاسخ دادن به نیازهای امنیتی خود به این جمع پیوست. رخدادهای آغاز قرن 21 در پی حوادث تروریستی در آمریکا، این همکاری را در یک سازمان امنیت منطقهای ارتقاء بخشید.
این سازمان در سالهای اخیر فعالیتهای اقتصادی و توسعۀ فعالیتهای مشترک برای تامین اهداف رشد و توسعه منطقهای را در دستور کار خود قرار داده است.
با افزایش سیاستهای مداخلهگرایانه آمریکا در غرب آسیا و آسیای مرکزی، چین و روسیه این سازمان را به نمادی برای مقابله با سیاستهای یکجانبهگرایانه آمریکا تبدیل کردند.
حضور ایران، پاکستان، هند و مغولستان به عنوان اعضای ناظر گام دیگری در جهت تقویت همکاری منطقهای برای اعضای این سازمان بوده است.
در پی افزایش گرایشهای واقعگرایانه در مسکو و تاکید روزافزون پوتین بر منافع ویژه روسیه این سازمان به طور فزایندهای تلاشهای خود را گسترش داده است.
با استقرار موشکهای آمریکایی در چک و لهستان، اعضای جدید ناتو، که در پی اجرای سیاست گسترش به سوی شرق به آن پیوستهاند، این سازمان با تحرک بیشتری فعالیت خود را ادامه داد. مسکو در پی کنار گذاشتن آرمانگرایی رومانتیک سالهای اولیه پس از فروپاشی، امنیت خود را در جمهوریهای سابق اتحاد شوروی بویژه در آسیای مرکزی و قفقاز مورد تاکید قرار داده است. در این چارچوب اهمیت این سازمان نیز افزایش یافته است.
پوتین به اشکال گوناگون مخالفت خود را با سیطره آمریکا بر جهان اعلام کرده و در ماههای اخیر با رویکردی قاطعانه سیاست تقابلجویانه خود را با آمریکا بر جهان اعلام کرده و در ماههای اخیر با رویکردی قاطعانه سیاست تقابلجویانه خود را با آمریکا شکل داده است. افزایش سرسامآور بهای انرژی در جهان توانایی دنبال کردن این سیاستها را برای روسیه فراهم آورده است.
هر چند رهبران کرملین شکلگیری "جنگسرد جدید" را رد کردهاند، ولی رفتارهای آنان در ماههای اخیر به خوبی یادآور دوران جنگ سرد است.
برای سازمان شانگهای از آغاز شکلگیری آن، مبارزه با تروریسم و تامین امنیت آسیای مرکزی به عنوان عرصه گسترش این اقدامات مورد توجه ویژه بوده است.
هر چند 11 سپتامبر سبب نزدیکی موقت اعضای این سازمان با آمریکا شد، ولی به زودی الزامات ژئوپلیتیکی، تعارضها را آشکار ساخت.
مانورهای نظامی اخیر این سازمان به نوعی صفآرایی نظامی در برابر حضور سنگین نظامی آمریکا در خلیج فارس و غرب آسیا است.
تحول در آیین نظامی روسیه در سال اخیر و تلاش همه جانبه مسکو برای حفظ و تقویت نفوذ در قلمرو سابق اتحاد شوروی ایجاد تقابل را روشنتر ساخته است.
رهبران چین و روسیه پس از اجلاس سران بر اهمیت تامین امنیت منطقه توسط کشورهای آسیای مرکزی و قدرتهای بزرگ آسیایی ـ اروپایی تاکید کردهاند. آنها آشکارا سیاستهای جنگطلبانه آمریکا را هدف قرار دادند.
پذیرش ایران و برخی از دیگر کشورهای غرب آسیا در این سازمان، گامی برای تقویت یک ائتلاف منطقهای علیه آمریکا برآورد میشود.
برای جمهوری اسلامی ایران که در میان دو حوزه مهم انرژی جهان (خلیج فارس و دریای مازندران) قرار گرفته، کشوری که در میان دو منطقه پر آشوب (افغانستان و عراق) واقع شده، حضور در این گروهبندی منطقهای، بدون ایجاد تعادل در روابط خارجی آن با غرب (اروپا و آمریکا) کارساز به نظر نمیرسد.
ویژگیهای ژئوپلیتیکی ایران اجرای سیاست متوازن اعتمادسازی منطقهای و بینالمللی را ضروری میسازد. همکاری ایران با این سازمان نمیتواند جایگزین روابط سازنده و مفید آن با غرب گردد. سیاست اعلامی جمهوری اسلامی "نه شرقی، نه غربی" است، این شعار یادآور میشود، اتکا به هیچیک از کانونهای قدرت، در برابر دیگر منابع قدرت جهانی برای کشور ما امنیت ایجاد نمیکند.
امنیت ما در گرو تنظیم روابط متعادل بینالمللی است، به گونهای که از رقابتها و تعارض منافع دیگران، ایرانیان بهرهمند گردند و نه اینک به کارتی برای بازی دیگران تبدیل شوند...