علی تتماج
هفتم اکتبر برابر است با ششمین سالگرد اشغال افغانستان به دست آمریکا و نیروهای ائتلاف در اکتبر. 2001 در حالی آمریکا مقابله با القاعده و عاملان حادثه بر جهان دوقلو و ساختمان پنتاگون را سرلوحه سیاستهای جنگطلبانه خود ساخته بود، با ائتلاف 30 کشور به افغانستان لشکرکشی نمود. آنها وعده دادند که با سرنگونی طالبان، دولتی دموکراتیک را برای مردم به ارمغان میآوردند که به کمک آنها، آبادانی و سازماندگی را برای افغانستان محقق میکنند. اکنون 6 سال از آن دوران میگذرد اما روند تحولات افغانستان در مسیر دیگری حرکت میکند. بررسی کارنامه افغانستان در حال حاضر در چند محور میتواند بررسی شود:
1- دولت افغانستان: بررسی پرونده دولت افغانستان که از ابتدا با ریاست حامد کرزای بر دولت موقت و انتقالی و سپس حضورش در پست ریاست جمهوری همراه بود، نشان میدهد که به رغم تمام تلاشهای صورت گرفته وی نتوانسته به اهداف اعلام شده دست یابد. هر چند که غربیها برای نمایش چهره دموکراتیک از خود، برگزاری انتخابات ریاست جمهوری، قانونگذاری و لویه جرگه را اجرایی کردند اما در بخش اتحاد حکومتی، اجرای سیاستهای دولت بویژه در امر بازسازی، پایان درگیریهای قبیلهای توفیقی برای دولت کرزای حاصل نشده است. از یک سو در عرصه داخلی کرزای نتوانست به امور بازسازی و حل اختلافاتش با قبایل بپردازد که نتیجه آن ادامه بحران در کشور باشد. از سوی دیگر وی در جمعآوری تعهدات جهانی نیز ناکام ماند چنانکه وی بارها تاکید کرده است که کشورهای و سازمانهای بینالمللی تعهدات خود در قبال افغانستان را اجرایی نکردهاند. این در حالی است که افغانستان به دهها میلیارد دلار برای بازسازی نیاز دارد اما فقط چند میلیارد آن هم برای امور امنیتی به پرداخت شده است.
2- طالبان: بعد دیگر بازیگران افغانستان را گروههای طالبان و القاعده تشکیل میدهند. هر چند که آمریکاییها به بهانه مبارزه با آنها وارد افغانستان شدند اما اکنون حضور آنها بیش از پیش مشهود است. افزایش عملیاتهای انتحاری، تصرف برخی شهرها و مراکز نظامی، از سازماندهی دوباره این گروهها حکایت دارد. این گروهها که به ادعای آمریکایی در پاکستان و کشورهای دیگر تجهیز و آموزش میبینند توانستهاند لطمات بسیاری بر اشغالگران وارد سازند چنانچه آنها برای فرار از بحران به دادن امتیازات و برخی تعهدات امنیتی به آنها وادار شدهاند. اسناد افشا شده نشان میدهد که اشغالگران بویژه انگلیسیها با اختصاص 5/1میلیارد پوند به عنوان رشوه، خودداری از جنگ و واگذاری برخی مناطق به طالبان برای کاهش تحرکات نظامی آنها تلاش میکنند.
3- اشغالگران: در سال 2001 اشغالگران به بهانه دموکراسی و امنیت بینالملل وارد افغانستان شدند. کارنامه شش سال حضور آنها در افغانستان را میتوان در چند محور ارزیابی کرد: اولا وضعیت اشغالگران در داخل افغانستان در بدترین شرایط میباشد. در حالی که بیش از 30هزار نیروی ائتلاف و ایساف در افغانستان حضور دارند از تامین امنیت حتی برای خودشان نیز دشوار گردیده است. بحران شدید روحی و روانی نظامیان آمار بالای تلفات به اختلاف شدید میان فرماندهان و نظامیان کشورهای مختلف و... به چالشهای بزرگی برای اشغالگران مبدل شده است که خروج برخی از آنها را به همراه داشته است. ثانیا اجرای عملیاتهای محوله بویژه در زمینه مبارزه با مواد مخدر و تامین امنیت نیز چالش دیگر اشغالگران است. آنها نه تنها در این راه موفق نبودهاند بلکه کارنامه آنها سرشار از کشتار غیرنظامیان میباشد. آمار بیش از 5هزار تن را نشان میدهد در حالی که هزاران تن نیز در زندانهای مخفی در بازداشت به سر میبرند. در زمینه مواد مخدر نیز آنها نه تنها به مقابله نپرداختهاند بلکه خود به تولید کننده و صادر کننده آن مبدل شدهاند که بیش از 6 هزار تن میباشد. قاچاق زنان و کودکان به خارج، قاچاق اشیاء قدیمی و باستانی را نیز باید به جمع قاچاق مواد مخدر توسط اشغالگران افزود ثالثا در عرصه بینالملل و داخلی میز اشغالگران با وضعیت مطلوبی مواجه نمیباشد. در حالی که آنها با نام تو در اولین ماموریت خارج از خانه برای کسب منزلت جهانی و جایگزین شدن به جای سازمان ملل تلاش میکردند، روند تحولات آنها در بحرانی قرار دارد که از یک سو انتقادهای شدید مردمی از سیاستهای دولت و از سوی دیگر بدبینی و نفرت جهانی از ناتو را به همراه داشت. در نتیجه اقدامات آنها گسترش تروریسم به اروپا و سایر نقاط جهان، دوری اشان از روند توسعه اتحادیه به دلیل گرفتار آمدن در جنگ افغانستان، وابستگی به سیاستهای آمریکا و عدم استقلال در تصمیماتشان و.... میباشد تا آنها نیز به سرنوشت آمریکا در عراق دچار شوند. آنها نه تنها نتوانستند به اهداف خود دست یابند بلکه چنان گرفتار جنایات خود شدهاند که خروج آنها از بحران تنها با یک عامل محقق میشود و آن خروج از افغانستان و واگذاری تمام امور به دولت و ملت این کشور است هر چند که آنها در 6 سال گذشته چنان رفتار کردهاند که دولت مرکزی توانایی انجام امور را نداشته باشد تا همواره وابسته به اشغالگران باشد تا توجیهی برای جنایات آنها گردد.