تاریخ انتشار : ۲۴ مهر ۱۳۸۷ - ۱۱:۴۹  ، 
کد خبر : ۵۲۱۸۰
بازکاوی سیاست اصلی آمریکا در منطقه خاورمیانه

جنگ برای تجاوز، تجاوز برای جنگ


"‌جنگ عراق دیگر حمایت‌های مردمی را از دست داده است و مردم آمریکا دیگر از این جنگ خسته شده‌اند. این جمله از اظهارات اخیر جورج‌ بوش درباره جنگ عراق است. چه تناقض آشکار و روشنی! اعتراف نسبت به اهمیت افکار‌ عمومی درباره جنگ عراق و عدم اهمیت به دغدغه‌های این افکار! اگر بخواهیم از تناقضات آشکار سیاست‌های بوش سخن بگوییم این مطلب در چندین مقاله نمی‌گنجد و همین بس که بسیاری از رسانه‌های غربی از وجود این تناقضات در اظهارات مسئولان کاخ‌ سفید در راس آنها بوش و دونالد رامسفلد مقاله‌های طنز‌آمیز ارائه داده‌اند."
به گزارش روزنامه الشرق ـ چاپ قطر ـ با ارائه تحلیلی تحت عنوان "‌تجاوز و تفهیم جرم و اشتباه‌، سیاست اصلی آمریکا در قبال منطقه" می‌نویسد: «هیچ شکی نیست که آشکار ساختن حقیقت‌، یک فضیلت است و اعتراف به اشتباه برای کشف حقیقت نیز یک فضیلت است اما زمانی که بر حقیقت سرپوش گذاشته شود تا اهداف مغرضانه محقق شود و نیز پس از محقق شدن یا عدم تحقق این اهداف اعتراف به جرم و کشف حقیقت از سوی عاملان آن انجام گیرد، این یک گناه نابخشودنی و بزرگ است.
آمریکا در قضیه عراق که به جنگ و اشغال این کشور منتهی شد مرتکب این گناه نابخشودنی شد.
بزرگ‌ترین گناه و اشتباهی که دولت بوش در جنگ عراق مرتکب شد آن بود که با اطلاع کامل از حقیقت به گونه‌ای عمل کرد که افکار ‌عمومی جهان را در برابر یک قضیه کاملا غیر‌واقعی قرار گذاشت، قضیه‌ای که همه اسناد و مدارک آن با اطلاع قبلی مقامات مسئول کاخ سفید کاملا جعل شده بود و تنها با هدف همراه ساختن افکار‌ عمومی جهان و کشورهای جهان در جنگ آمریکا با عراق این کار انجام گرفت.»
اعترافات کاخ سفید
در ادامه این تحلیل آمده است: «‌جالب آن است که تمامی اعترافات مقامات مسئول کاخ ‌سفید نسبت به دست داشتن در جعل مدارک و اسناد مربوط به جنگ عراق در زمانی انجام گرفت که این مسئولین یا در زمان پایان خدمت خود در پست سیاسی یا نظامی‌شان بودند یا قصد کناره‌گیری از پست و مقام خود را داشتند.
به رغم آنکه دولت آمریکا بلافاصله پس از پایان جنگ‌ عراق به وجود برخی از اشتباهات و مدارک جعلی در پرونده عراق که منجر به آغاز این جنگ شد اعتراف کرده است اما هیچ یک از مسئولان کاخ‌ سفید و دولت‌ بوش تا زمانی که در پست و مقام سیاسی خود بودند یا هستند، رسما به اشتباهات خود و دست داشتن در جعل مدارک و اسناد جنگ عراق اعتراف نکرده‌اند. سیاست آمریکا در این زمینه یعنی اعتراف به اشتباه و گناه یا کوتاهی در مسئولیت خود تنها در قبال قضیه عراق انجام نمی‌گیرد بلکه این سیاست کلی کاخ ‌سفید در قبال قضایای خاورمیانه است و این نشان می‌دهد که منطق سیاست آمریکا در قبال این منطقه منطق تجاوز است منطقی که به خود اجازه می‌‌دهد تحت هر بهانه و تحت هر پوششی اهداف مغرضانه خود را محقق سازد.»
روزنامه الشرق در این تحلیل خود می‌آورد: «‌آخرین نمونه این سیاست گزارش سری سیا بود که کارل لوین، رئیس کمیته نیروهای مسلح مجلس سنای آمریکا درباره عراق فاش ساخت و این گزارش را در اختیار اعضای این مجلس قرار داد. در این گزارش آمده است که یکی از معاونین بلند‌پایه دونالد رامسفلد، وزیر‌ دفاع آمریکا به نام داگلاس‌فیت به ‌طور عمدی در برخی از داده‌های سازمان اطلاعات ‌مرکزی آمریکا (سیا) دست برده است و تمامی این اطلاعات که در آنها دست برده شده است متعلق به موضوع صدام و ارتباط دولت وی با شبکه القاعده است.
در این گزارش آمده است که موضوع وجود این ارتباط میان دولت سابق عراق و القاعده از سوی فیت کاملا تلفیق شده بود و وی این اقدام را به دستور پل ولفوویتز، معاون رامسفلد و نیز دستور مستقیم رامسفلد انجام داده است.
بر اساس این گزارش دولت بوش با استناد به اطلاعات این گزارش تلفیقی جنگ عراق را با اتهام این نظام به همکاری با القاعده و دستیابی به سلاح‌های کشتار جمعی آغاز کرد.»
سیاست مغرضانه
در این تحلیل هم چنین آمده است: «‌می‌بینیم که بر اساس آنچه که گفته شد اعتراف به انجام این اشتباهات درست در زمانی انجام گرفت که رامسفلد، ولفوویتز و فیت از پست‌های خود کناره‌گیری کرده بودند.
در اینجا است که مشخص می‌شود سیاست آمریکا سیاست مغرضانه‌ای است که با منطق تجاوز و پس از آن عقب‌نشینی و تفهیم جرم انجام می‌گیرد و این سیاست در نزد هر دو حزب آمریکا یعنی جمهوری‌خواهان و دموکرات‌ها مورد قبول است و دست داشتن دموکرات‌های آمریکا کمتر از دست داشتن جمهوری‌خواهان این کشور در جنگ عراق نیست زیرا هر دو حزب با اطلاع از حقیقت موجود تا زمان محقق شدن اهداف پشت‌پرده خود یعنی جنگ عراق و به اشغال درآمدن این کشور سکوت اختیار کردند.
تا به امروز تمامی سردمداران و مهندسان اصلی جنگ عراق به نوعی از پست‌های خود کناره‌گیری کرده و پس از آن به وجود اشتباه و نیز جعل کردن اسناد و مدارک مربوط به این جنگ اعتراف کرده‌اند مگر مهندس اصلی این جنگ یعنی دیک چنی، معاون اول بوش، چنی تا به این لحظه همچنان بر سرپوش گذاشتن بر بسیاری از واقعیت‌های موجود در جنگ عراق اصرار می‌ورزد و همچنان با حفظ تکبر و غرور سیاسی خود از انجام هر‌گونه اعترافی درباره جنگ‌عراق خودداری می‌کند. اگر نوبتی هم باشد دیر یا زود نوبت دیک‌ چنی نیز خواهد رسید زیرا وی با اعتراف دوستان و دشمنان آمریکا به عنوان مهندس اصلی جنگ عراق معروف است.»
در پایان این تحلیل آمده است: «‌اقدام اخیر کمیته مسلح مجلس‌ سنای آمریکا در ارائه گزارش سری سیا به اعضای این مجلس بی‌شک اقدام بزرگ و قابل تقدیری است و مطمئنا در کشف بسیاری از حقایق پشت‌پرده جنگ عراق کمک خواهد کرد اما این گزارش و این اقدام در زمان خود انجام نگرفته است و نتوانسته است که در متوقف ساختن بسیاری از مصائب و بحران‌های جاری در عراق جلوگیری به عمل آورد.
به راستی که جنگ حتی در صورتی که کاملا بر اساس واقعیت‌های موجود انجام گیرد و چاره‌ای جز وقوع آن نباشد به عنوان بزرگ‌ترین بلا و شر ممکن است که نصیب یک ملت می‌شود و امروز جنگ عراق که با تمامی نیرنگ‌ها و فریب‌های موجود انجام گرفته است و یک جنگ کاملا نامشروع و غیر‌ضروری بوده است چه بلاها و مصائبی را ممکن است برای ملت عراق و ملت‌های منطقه به دنبال داشته باشد.»

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات