تاریخ انتشار : ۲۴ مهر ۱۳۸۷ - ۱۰:۲۲  ، 
کد خبر : ۵۲۱۹۶

کاسترو، الگویی برای مشرف


«این ‌که مشرف را یک «اردک لنگ» بنامیم، یک بهانه است. پس از مشخص شدن نتایج انتخابات پاکستان که هفته گذشته انجام شد، مشخص است که در پارلمان دیگر تقریباً هیچ‌ کسی از وی حمایت نمی‌کند و همان چند نفری هم که از حزب وی هنوز در پارلمان حضور دارند سریعا خواهان جدا کردن خود از مشرف هستند.

این وضعیت در ارتش هم که طی هشت سال ریاستش بر آن، پایه و اساسش را محکم کرد، به چشم می‌خورد.» به گزارش ایسنا روزنامه تایمز در گزارشی به تحلیل انتخابات پارلمانی پاکستان و وضعیت مشرف پس از آن پرداخته است.

در این گزارش آمده است: «همان‌ طور که دولت ائتلافی جدید شکل می‌گیرد، مشخص است که هدف اول آن تغییر دادن انتخاب مجدد مناقشه‌آمیز مشرف در ماه سپتامبر است. شگفتی و شوک انتخابات مجامع ملی و استانی این است که حزب مشرف، یک شاخه از حزب مسلم لیگ محافظه‌کار پاکستان، محو شده است. 23 تن از وزیران مشرف کرسی خود را در پارلمان از دست دادند و تنها کسی هم که توانست کرسی خود را حفظ کند کسی بود که پیش از انتخابات خود را از حزب مشرف جدا کرده بود و این یک انقلاب و شورش علیه حاکمیت مشرف است.

اگرچه مردم به عنوان هم‌دردی با حزب لیبرال و سکولار بی‌نظیر بوتو، نخست‌وزیر سابق و ترور شده پاکستان، حزب مردم پاکستان، به آنها رای دادند و این حزب نیز توانست بیشتر کرسی‌ها را به دست آورد، اما ما باید این را حرکتی علیه مشرف بدانیم. شگفتی دیگر، حمایت زیاد از نواز شریف، رهبر شاخه دیگر حزب مسلم لیگ پاکستان است. وی هم‌اکنون واسطه قدرت است زیرا حزب وی ایالت پنجاب را که بزرگتر از کل سه استان دیگر پاکستان است در اختیار دارد.

حزب مردم پاکستان برای ایجاد یک دولت ائتلافی به وی باید مراجعه کند، بنابراین نوازشریف فرصت مناسبی را در اختیار خواهد داشت تا حامیان سابق مشرف را از حزب مسلم لیگ پاکستان انتخاب کند و یا این‌ که این دو حزب را دوباره با یکدیگر ادغام کند.» تایمز می‌افزاید: «البته نقطه‌های روشنی هم در این انتخابات حساس وجود داشت: یکی از آنها شکست زیبای حزب مسلم لیگ شاخه قائد بود.

یکی دیگر از آنها نیز بی‌اعتنایی جدی رای‌دهندگان به احزاب اسلام‌گرا بود. حزب ارتش ملی که یک جنبش ملی‌گرای پشتون است، کنترل این احزاب را بر استان سرحد شمال ‌غربی شکست. به نظر می‌رسد که این انتخابات توانسته است به آن اعتباری که برای به رسمیت شناخته‌شدن از سوی جامعه بین‌المللی و همین ‌طور جلوگیری از تظاهرات خشونت‌آمیز در پاکستان نیاز داشت، دست یابد.

بنابراین گزارش‌هایی مبنی بر این که در بعضی از جایگاه‌های رای‌گیری، برگه‌های رای گم و یا فروخته شده‌اند، نمی‌تواند به این اعتبار آسیبی وارد کند.

برگزاری این انتخابات حتی از خود فعالیت‌های انتخاباتی هم که جان چندین سیاستمدار از جمله بوتو را گرفت، بسیار آرام‌تر بود. اما ترس از ایجاد درگیری و ارعاب نظام‌مند باعث شده بود که فقط در حدود 30 درصد به پای صندوق‌های رای بیایند، باید گذاشت تا آب‌ها از آسیاب بیفتد و بعد مسیر تغییر قدرت آرام را نظاره‌گر باشیم. ایجاد یک ائتلاف به این آسانی‌ها هم نیست: یکی از دلایل آنها این است که حزب مردم پاکستان فاقد یک رهبر است اگرچه مخدوم امین فهیم که در دوران تبعید بوتو رهبری حزب را برعهده داشت به عنوان یک رهبر، معقول به نظر می‌رسد اما وی یک شخص بی‌ابهت است.»

در ادامه این گزارش آمده است: «بزرگترین تردید و دودلی در مورد نیت نواز شریف است: آیا با توجه به این که اهرم‌های قدرت یک دفعه در اختیار وی قرار گرفته‌اند وی آمادگی کار کردن زیر دست نخست‌وزیر انتخابی از حزب مردم پاکستان را خواهد داشت و یا این‌ که به روش‌های خود که ما شاهد آن بوده‌ایم، ادامه خواهد داد؟ مقامات بریتانیایی که در پی ترور بوتو فکر می‌کردند که استفاده از شریف در تقسیم آرای مذهبی میان طرفداران بوتو و خود وی مفید فایده واقع شود، احتمالا متوجه خواهند شد که نتوانسته‌اند به آرزوی خود دست یابند.

شریف چند روز پیش اعلام کرده بود که وی با هر دولت ائتلافی برای غلبه بر دیکتاتوری همکاری خواهد کرد. البته این یک سخن آشکار برای خلاص شدن از شر مشرف است.

اگرچه رئیس‌جمهور پاکستان اعلام کرده است که با هر دولت آینده کار خواهد کرد اما از هنگامی که وی شریف را در کودتایی در سال 1999 خلع قدرت کرد، این‌ دو از یکدیگر متنفر هستند. این سخن مشرف با استانداردهای کشوری که سیاست در آن بسیار مشخص است نیز متناقض است.

البته اگر هدف شریف این باشد، بنابراین کار سختی نخواهد بود. حزب مردم پاکستان و حزب مسلم لیگ پاکستان شاخه نواز از حضور در رأی‌گیری ماه سپتامبر در پارلمان که مشرف را برای پنج سال دیگر به عنوان رئیس‌جمهور انتخاب کرد، خودداری کردند.

احزاب اپوزیسیون بعد از آن وعده داده‌اند که قضات دادگاه عالی را که انتخاب مجدد مشرف را مطابق با قانون اساسی نمی‌دانستند و به همین دلیل توسط مشرف اخراج شدند، دوباره به سر پست خود باز گردانند. آنها همچنین قدرت‌هایی را که مشرف برای خود ایجاد کرده بود از جمله قدرت انحلال پارلمان را از وی باز پس خواهند گرفت.» تایمز در پایان گزارش خود این‌گونه آورده است: «مشرف با تمام این چالش‌ها روبه‌روست.

در همین حال ارتش پاکستان به ریاست ژنرال پرویز اشفق کیانی که مشرف وی را به این سمت منتصب کرده است خود را از سیاست دور نگه داشته و از مشرف حمایت نخواهد کرد.

استعفای فیدل کاسترو برای مشرف مفید بود، نه‌ فقط در جلب شدن توجهات به سوی کاسترو و عدم توجه به تحقیر شدن خود، بلکه به وی راه آینده را نیز نشان داد.»

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات