همان گونه که انتظار میرفت کوزوو در سال جدید میلادی اعلام استقلال کرده و با وجود تمامی مخالفتها، اعتراضها و تهدیدات مردم این سرزمین به خواسته خود جامه عمل پوشانده و نشان دادند برای تحقق خواسته خود حاضر به تن دادن به هر فشار و مشکلی هستند.
استقلال کوزوو خواسته دیرین و قدیمی مردم این سرزمین است که حتی قبل از این که جمهوریهای یوگسلاوی پیشین در این راستا قدم بردارند مردم آلبانیتبار این منطقه در این مسیر حرکت کرده و خواستار استقلال بودند.
از روزی که در انتخابات پارلمانی این منطقه حزب افراطی دموکراتیک به پیروزی رسید روند استقلال شدت گرفته و با توجه به حمایت آمریکا و انگلیس از طرح استقلال، مردم آلبانیتبار کوزوو مصممتر از پیش در این راستا حرکت کردند تا اینکه مجلس روز 28 بهمن ماه برای اعلام استقلال تشکیل جلسه داد.
استقلال کوزوو که خواسته دیرینه مردم این سرزمین است با واکنشهای مختلفی مواجه شده و مسایلی را خصوصاً در اروپا در پی داشته است ولی بیش از همه صربها ابراز نگرانی کردند به این دلیل که کوزوو یکی از استانهای خودمختار صربستان بوده و از اهمیت مذهبی و تاریخی برای مردم این کشور برخوردار است به همین دلیل سالها قبل در زمان ریاست جمهوری اسلوبودان میلوسوویچ رییسجمهور وقت صربستان ارتش صرب با حمله به کوزوو و قتلعام غیرنظامی درصدد سرکوب استقلالطلبان برآمد لذا از سال 1999 پس از بمباران 78 روزه صربستان از سوی ناتو تحت قیمومیت سازمان ملل درآمد بر این اساس حکومت بلگراد حدود 8 سال است که بر این استان جنوبی خود عملاً حاکمیت ندارد.
پس از گذشت 8 سال از ورود هیات سازمان ملل به کوزوو قرار است نیروهای غیرنظامی اتحادیه اروپا که بالغ بر 2200 نفرند جایگزین نیروهای ناتو بشوند. در این سالها 16 هزار و پانصد نیروی نظامی ناتو تحت عنوان کیفور کنترل اوضاع کوزوو را در اختیار داشتند.
استقلال کوزوو پس از 8 سال حضور ناتو غیرقابل اجتناب بود ولی روسیه و صربستان همواره با این مساله به مخالفت پرداختهاند. در این ارتباط کابینه صربستان ضمن رد استقلال کوزوو اعلام داشته حکومت بلگراد برای حاکمیت و تمامیت ارضی صربستان که طبق قانون اساسی این جمهوری ـ کوزوو و نیز بخشی از آن است به مبارزات خود از راههای دیپلماتیک، حقوقی و قانونی ادامه خواهد داد. کوشتونیتسا نخستوزیر صربستان نیز به خبرنگاران میگوید حکومت صربستان تمامی شهروندان کوزوو را برای همیشه شهروندان خود میداند و همواره از تمامیت ارضی کوزوو در چارچوب مرزهای صربستان دفاع خواهد کرد. وی از صربها و دیگر گروههای قومی غیرآلبانی کوزوو میخواهد خانههای خود را ترک نکنند.
دولت صربستان در بیانیهای به استناد قطعنامه 1344 شورای امنیت سازمان ملل تلاش میکرد مانع استقلال کوزوو شود ولی به جرات باید اعلام کرد که حرکتی بیحاصلی را آغاز کرد که به نتیجه نرسید. این برخوردهای انفعالی متاسفانه پس از اعلام استقلال توسط هاشم تقی نخستوزیر در پارلمان از سوی دولت صربستان ادامه داشته و این کشور با فراخوان سفرایش از کشورهایی که کوزوو را به رسمیت شناخته بودند درصدد مقابله برآمد.
قطعنامه 1344 شورای امنیت سازمان ملل که حکومت صربستان از آن به عنوان اهرم حقوقی برای حفظ کوزوو استفاده کرد در پایان بمباران 78 روزه ناتو علیه صربها در ژوئن 1999 میلادی صادر شد که در آن کوزوو جزیی از صربستان شناخته شده بود.
یکی از اقداماتی که نشان از تمایل جامعه جهانی برای اعطای استقلال به کوزوو داشت طرح مارتی آهتیساری رییسجمهوری پیشین فنلاند و نماینده ویژه دبیر کل سازمان ملل بود که در طرح خود استقلال با نظارت جامعه بینالمللی را برای حل این مساله حساس پیشنهاد کرده بود که با مخالفت شدید صربستان و روسیه که حامی بزرگ صربهاست مواجه گردید در حالی که آمریکا و برخی از کشورهای عضو اتحادیه اروپا به اجرای آن خارج از چارچوب سازمان ملل کمک کردند.
البته طرحهای دیگری نیز برای حل مشکل کوزوو اعلام شده که تقسیم آن به دو منطقه صربنشین و آلبانینشین میباشد.
در کنار اعتراض صربها باید به نظریات برخی کارشناسان نیز اشاره کرد از جمله استیون مایر استاد دانشگاه دفاع ملی در واشنگتن که معتقد است در 8 سال گذشته قدرتهای غربی نخواستند مساله کوزوو حل شود. به عقیده وی طرح آهتیساری که در حال پیاده شدن است نمیتواند بحران بالکان را فراموش کند بلکه به آن دامن خواهد زد. به گفته وی اگر آهتیساری خواهان صلح پایدار در کوزوو یا منطقه بالکان بود باید کشورهای غربی را ترغیب میکرد صربها و آلبانیتبارها را به سوی مذاکرات واقعی سوق دهند. واکنش صربستان به استقلال کوزوو علاوه بر قطع رابطه با کشورهایی که آن را به رسمیت شناختند شامل ایجاد هماهنگی میان صربهای کوزوو نیز میشد به این ترتیب که وزرای کابینه و تعداد از نمایندگان پارلمان صربستان به منظور همبستگی با صربها راهی بخش شمالی ضربنشین کوزوو شدند. آنها ضمن دیدار و گفتوگو با صربها در نقاط مختلف در مراسم آغاز طرح احداث 70 خانه مسکونی برای جنگزدگان و آوارگان منطقه گراچانیتسا حضور یافتند. آنها از صربها خواستند خانهها خود را ترک نکنند زیرا کوزوو همیشه به صربستان تعلق داشته و خواهد داشت و شهروندان این استان شهروندان صربستان به شمار میروند.
حزب دموکراتیک صربستان به رهبری نخستوزیر این کشور در بیانهای اعلام کرده بود تمامی وزیران و نمایندگان این حزب به همراه حزب صربستان نوین در مناطق مختلف کوزوو حضور یافته و با آنها بسر خواهند برد.
کوزوو استان خودمختار صربستان که در جنوب این کشور واقع شده براساس آمار غیررسمی حدود 2 میلیون و یکصد هزار نفر جمعیت دارد که اکثر آنها آلبانیتبار هستند. آنها از سالها قبل خواستار جدایی از صربها بودند.
در حالی که صربها مخالفت با استقلال را اعلام کرده بودند روزنامه انگلیسی دیلی تلگراف نوشت انگلیس درصدد اعزام نیرو به این سرزمین است. بهانه دولت انگلیس نیز برای اعزام یک هزار نیروی ذخیره پیشگیری از بروز درگیریهای قومی عنوان شده است که در قالب عملیات نظامی ناتو عمل کنند. ناتو دارای 16500 نیرو در کوزوو است که 30 نفرشان انگلیسی هستند.
یکی از مسایلی که دیپلماتهای اتحادیه اروپا بر آن تاکید داشتند اعلام نام کشوری است که استقلال کوزوو را تایید کردهاند. در این ارتباط مسایل گوناگونی اعلام میشود. به طور مثال عنوان شده بود اولین کشورها شامل اعضای گروه تماس میشوند که با صربستان و روسیه درباره استقلال کوزوو مذاکره کرده بودند. این کشورها آمریکا، آلمان و انگلیس را در برمیگیرند. به گفته آنها، کشورهایی دیگری چون اتریش، سوئیس، ایسلند، مجارستان، لهستان، ایتالیا و کشورهای حوزه بالتیک نیز به جمع طرفداران خواهند پیوست. در حالی که ترکیه، آلبانی و مقدونیه تمایل خود را برای این کار اعلام خواهند کرد. اما احتمال داده میشود قبرس، اسپانیا، یونان، رومانی، بلغارستان و اسلواکی مخالف باشند. یکی از دلایل مخالفت آنها وجود اقلیتهای قومی در این کشورها عنوان شده است.
مخالفان استقلال کوزوو دو دسته هستند:
1- دسته اول که روسیه در راس آن قرار دارد دارای وابستگی و ارتباط قومی، مذهبی و سیاسی با صربها بوده و در حقیقت دوست آنها به شمار میروند. به طور مثال روسها از نژاد اسلاو بوده و از نظر مذهبی نیز ارتودکس هستند. این وضعیت برای صربها و یونانیها هم وجود دارد. در این حال هراس آلبانی از این است که اکثر مردم کوزوو آلبانیتبار بوده و استقلال یک کشور آلبانینژاد در کنار آلبانی میتواند مسئلهساز گردد.
2- دسته دوم کشورهایی که به دلیل دارا بودن اقلیتهای قومی و یا مذهبی و سیاسی در آستانه تجزیه قرار داشته و تمایلی به تایید تجزیه کشور دیگری ندارند. به طور مثال اسپانیا با مشکل جداییطلبان باسک، ترکیه با مساله کردها و قبرس با موضوع ترکها دست به گریبان هستند. آنها نه اینکه قلباً مخالف استقلال کوزوو باشند بلکه از آن هراس دارند که با این اقدام خود آب به آسیاب جداییطلبان کشورشان ریخته و گروههای استقلالطلب را تحریک کنند.
در این ارتباط میتوان به ماجرای استقلال چند سال قبل قبرس شمالی و ترکیه اشاره کرد که با استقبال چندانی مواجه نشده و فقط آنکارا آنرا به رسمیت شناخت، زیرا در این صورت تشکیل کشور ترک قبرس شمالی، نه تنها قبرس تجزیه شده و ترکها و یونانیها هر یک دست به تشکیل کشور مستقلی میزدند بلکه تجزیه کشورها به یک سنت تبدیل میشد.
حال ممکن است این سوال به وجود آید که اگر این مساله قابل قبول نیست به چه دلیل در جریان جنگهای بالکان که به تجزیه یوگسلاوی انجامید جامعه جهانی به پشتیبانی جمهوریها برخاسته و اجازه داد یوگسلاوی از بین برود و با این که چرا از سال 1999 ارتش و نظامیان ناتو در کوزوو استقلال یافته و زمینه مساعدی برای تجزیه به وجود آوردند؟
در این ارتباط باید به این واقعیت توجه شود که آنچه از جانب صربها در حق مردم جمهوریهای یوگسلاوی اعلام میشد قتلعام و پاکسازی نژادی بود که به صورت وحشیانهای صورت میگرفت. هدف جامعه جهانی در آن مقطع حمایت از حقوق بشر و جلوگیری از پاکسازی قومی و نژادی بود.
با توجه به مخالفتهایی که از جانب روسیه و صربستان اعلام میشود به نظر میرسد شاهد ناآرامیهایی در کوزوو باشیم. این اقدامات میتواند به صورت انفجارهای کور و بیهدف و یا تروریستی انجام گرفته و عدهای بیگناه و غیرنظامی را با مرگ مواجه سازد در همین راستا انگلیس نیروی اضافی به کوزوو اعزام کرده و یا نظامیان ناتو به حالت آمادهباش درآمدهاند اگر جدایی کوزوو مسالمتآمیز صورت بگیرد مشکلات خاصی برای اقلیت صرب ساکنین این سرزمین به وجود نخواهد آمد در غیر این صورت اوضاع برای آنها نیز حاد شده و این احتمال وجود دارد که شاهد جنگهای قومی و نژادی جدیدی در کوزوو باشیم.