دکتر حسین دهشیار
ذکاوت دیگران راه فراری جز حسرت بر جای نمیگذارد و قدرت تطبیق و زمان سنجی آنان فرصتی جز غبن در فرارو نشان نمیدهد. آنچه را ماکیاولی به روشنی «کیاست» و هگل «روح زمان» مینامند در سیاست دولتهای هند و پاکستان بالاخص هندوستان در وادار ساختن غرب به پذیرش واقعیت هستهای آنها مشاهده میکنیم.
دولت هند با سوق دادن آمریکا به پای میز مذاکره که در طول هشت ماه گذشته به طور جدی در جهت مشروعیت بخشیدن به سیاستهای هستهای هندوستان و از سویی دیگر دستیابی به تکنولوژی پیشرفته هستهای آمریکا و توانایی این کشور در این حیطه نشان داد که میتوان حتی از ملحق شدن به معاهدات بینالمللی ابا کرد ولیکن از هرگونه صدمه و آسیب به منافع ملی و اعتبار و حیثیت جهانی هم جلوگیری کرد.
جروج دبلیو بوش در سفر خود به هندوستان که استعداد فراوانی برای تبدیل شدن به یک قطب بزرگ اقتصادی و نظام را دارا است، موافقتنامههایی را امضا کرد که برای بسیاری از چپها در هندوستان و برای کثیری از راستها در آمریکا خلط سیاست اعلامی و بینالمللی آمریکا در خصوص جلوگیری از اشاعه و گسترش سلاحهای کشتار جمعی است. امریکا در طول سالهای اخیر بالاخص بعد از به قدرت رسیدن نسل جدیدی از رهبران فکری در سال 2000 این را وظیفه و تعهد خود به عنوان رهبر معنوی غرب از یک سو و به جهت برخورداری از موقعیت برترین قدرت نظامی در تاریخ مدرن مسئولیت خود دانست که از گسترش سلاحهای هستهای و فناوری هستهای جلوگیری کند. حمله آمریکا به عراق در این زمینه توجیهی برای این شد که عراق در صدد ساختن سلاحهای کشتار جمعی و به دست آوردن فناوری هستهای برای متزلزل ساختن منطقه است. با وجود مخالفتها و انزوای اخلاقی آمریکا در گستره جهان جورج دبلیو بوش هجوم نظامی را بهترین و مطلوبترین گزینه یافت. این نگرش ارائه شد که برای جلوگیری از گسترش سلاحهای کشتار جمعی و فناوری هستهای آمریکا هر هزینهای را بر عهده میگیرد و به هر اقدامی حتی جنگ دست میزند. این به معنای اولویت داشتن مبارزه با گسترش سلاحهای هستهای در سیاست خارجی آمریکا است که اصولاً هسته اصلی دکترین بوش را تشکیل میدهد. در چارچوب چنین تفکری است که آمریکا کره شمالی را تحت فشار شدید قرار داده و حتی به تهدید این کشور روی آورده است تا پروژه هستهای خود را کنار بگذارد. این گمان است که این کشور دارای یک و یا دو بمب اتمی است. هر چند که هیچگونه مدرک مستند دال بر چنین موضوعی وجود ندارد. با این وجود آمریکا بیش از سی هزار سرباز را در مرزهای کره شمالی مستقر ساخته است و حمله نظامی را به عنوان یک گزینه مطرح بر روی میز قرار داده است. حال چگونه کشوری که جنگ با عراق را ضروری مییابد و تهدید نظامی کره شمالی را الزامی میداند این چنین در برابر هندوستان و پاکستان به نادیده انگاری واقعیات هستهای میپردازد و هندوستان حتی به معاهده ان پی تی ملحق نشده و آن را نادیده گرفته است.
رئیس جمهور آمریکا قراردادی را امضا میکند که از 22 نیروگاه هستهای تعداد هشت نیروگاه را که به فعالیتهای نظامی اختصاص یافته است کاملاً در حیطه کنترل هندوستان قرار میدهد و هر گونه نظارت جهانی و اصولاً کنترل جهانی را غیر ضروری قلمداد میسازد. هندوستان در دو دهه گذشته به تدریج نشان داد که شایستگی پوشیدن جامه یک بازیگر مطرح جهانی را داراست. این کشور بدون اینکه هنجارهای حاکم جهانی را که ارزشهای مطلوب نظر قدرت برتر و بازیگر مطرح صحنه گیتی است به چالش بگیرد به توجیه سیاستهای خود در حیطه انرژی هستهای پرداخت. منظور از توسعه داخلی در اینجا این است که هندوستان به آمریکا و دیگر کشورهای بزرگ بیان کرده است که هدفش حیات دادن به رفاه اقتصادی در هندوستان و بهبودی وضع اقتصادی مردم است.
هندوستان هیچگونه میل و علاقهای به بازی کردن نقش در صحنه جهانی به صرف مخالفت با هنجارهای بینالمللی و چالش نفوذ آمریکا ندارد. این بدان معنا است که آمریکا نباید از قدرتمند شدن هندوستان به هراس افتد و اقتدار نظامی و نفوذ سیاسی خود را در صحنه بینالمللی و منطقهای در خطر بیابد. هندوستان مردود دانستن تلاش برای توسعه بیرونی را از همان ابتدا به دنبال سقوط اتحاد جماهیر شوروی برای آمریکا واضح و مشخص کرد. هندوستان هنجارهای بینالمللی را شروع توسعه اقتصادی و تأکید بر اولویت اقتصاد بر نظامیگری را که مفهوم اصلی اندیشه لیبرال است دارای صحت هنجاری و مذاکرات را برای حل و فصل منازعات و مشکلات در هر مقولهای معتبر میداند. هندوستان به انحای گوناگون و در قالبهای آرام بخش برای بازیگران مطرح مشخص ساخته است که در صورت از بین رفتن اختلافات با پاکستان به سلاح هستهای به عنوان یک اهرم ایجادگر نفوذ در منطقه و جهان نگاه نخواهد کرد. این کشور با اولویت دادن به دغدغههای اقتصادی و پذیرش ارزشهای صلح دموکراتیک نگاه برون مرزی و چالش نگر به چرایی داشتن سلاحهای هستهای ندارد. با وقوف بر این چشمانداز فکری که به شکل نهادینه در بین نخبگان هندی در آمده است میتوان به این درک نائل شد که چرا آمریکا میپذیرد که توانمندی هستهای هندوستان در قلمرو نظامی از نظارت بر کنار باشد و توان هستهای این کشور با نگاه هراس آلود نگریسته نشود. نخبگان هندی و تصمیمگیرندگان سیاسی این کشور در دو دهه گذشته این باور را در جامعه نهادینه ساختهاند که قدرت از دودکش کارخانه و از صحنه کامپیوتر بر میخیزد و رفاه اقتصادی بهترین سمبل قدرت و برجستهترین وسیله برای ایجاد نفوذ در مردم در فرا مرزها و منطقه است.
اگر در کشوری که دغدغه ایجاد رفاه، ارزش اولویت اقتصاد بر نظامیگری و تعامل به تعارض حیات یافته و مشروعیت گرفته است توانمندی هستهای شکل بگیرد ضرورتی برای نگرانی آمریکا و دیگر بازیگران مطرح از قبیل چین که همسایه است به وجود نخواهد آمد. هندوستان در قراردادی که به امضا رساند به این مهم دست یافت که برای بهبود وضع بیش از 600 میلیون دهقان و روستایی این کشور به توانمندیهای آمریکا در زمینه انرژی هستهای و چگونگی استفاده از این منبع قدرت برای دگرگون ساختن شرایط در روستاها دست یابد. امریکا، هندوستان را یک شریک استراتژیک یافته است چرا که این کشور توسعه اقتصادی را در جهان امروزی عامل اقتدار جهانی، برجستگی بینالمللی و ثبات داخلی می داند. آمریکا خطری از سوی هندوستان مسلح به توانمندی هستهای احساس نمی کند، همانگونه که چنین نگرشی را نسبت به انگلستان و روسیه و چین دارد. این کشورها پذیرفتهاند که بده و بستان فکری و تجاری راه مطلوب رقابت است.