عباس محمدنژاد
هنگامی که سید محمد خاتمی در طرحی جهان شمول. طرح گفتگوی تمدنها را مطرح کرد و شرط تحقق آن را نفی سلطهپذیری و سلطهگری در همه اشکال آن قرار داد. روزنه امیدی شد تا طرح نظریهپردازان غربی در ایجاد اصطکاک و برخورد میان تمدنها عقیم مانده و امکان تحقق ارتباط میان اسلام و غرب فراهم شود. به طوری که بتوان پلهایی از تفاهم را ساخت و امکان پشت سر نهادن اصل نفی یکدیگر را فراهم آورد. اما اسلامستیزی و اسلامهراسی که قدرتهای مغرور غربی آن را به عنوان ابزار راهبردی جهت گسترش سیاستهای توسعهطلبانه خود قرار دادهاند. فضای نامناسبی را بر کل جهان حاکم کرده است.
گذری بر سیاستهای غرب و در رأس آن آمریکا پس از حوادث مشکوک 11 سپتامبر نشان میدهد که زدن انگهایی چون تروریست، رادیکال، افراطی و ... تماما در جهت تحقیر مسلمانان و تحریک جوامع غربی با شناخت از ذهنیت منفی موجود میان جهان غرب و جهان اسلام ناشی از جنگهای صلیبی صورت گرفته است. عقبه این حرکت هم نظریهپردازانی قرار دارند که با ارائه تئوریها و راهکارهای استعماری، ذهنیت افکار عمومی غرب را برای اجرای سیاستهای مجریان آماده میکنند. افرادی چون هانتینگتون با ارائه نظریه برخورد تمدنها، فوکویاما با ارائه نظریه پایان تاریخ و ادعای پیروزی قطعی دموکراسی لیبرال و اقتصاد بازار آزاد و یا لئواشتراوس نظریهپرداز جنجالی یهودی که از برتریهای دموکراسی آمریکایی سخن میگوید و برای حفظ این دموکراسی، حملات پیشگیرانه را مجاز میداند و شاگردان او که هم اکنون در رأس هیأت حاکمه نومحافظهکاران آمریکایی قرار دارند و در کنار این نظریهپردازان متونی قرار گرفته است که اگر بیشتر آن را معارض اسلام و کینهتوزانه علیه مسلمانان بدانیم. بیپروایی نکردهایم.
اهانت به ساحت مقدس پیام آور رحمت، حضرت محمد (ص) و تحت فشار قرار دادن ایران را باید پرده دیگری از نمایش غرب برای ایجاد اصطکاک و ایجاد بدبینی میان تمدن غرب و جهان اسلام برشمرد که اولی به بهانه آزادی بیان، احساسات 5/1 میلیارد مسلمان را جریحهدار کرده و دومی به بهانه اینکه ایران در پی دستیابی به سلاح اتمی است. خشم مسلمانان را از برخورد تبعیضآمیز غرب با مسایل هستهای ایران برانگیخته است. اما غرب با این اقدامات سهواً به بیداری اسلامی و وحدت و یکپارچگی مسلمانان جهان کمک کرد واکنش یکپارچه مسلمانان به اقدام موهن نشریات غربی و پیروزی دولت ایران در رفراندوم هستهای در تظاهرات 22 بهمن یکبار دیگر نشان داد که غرب در معادلات جهانی خود افکار عمومی بیدار جهان اسلام را فراموش کرده است.
موج بیداری اسلامی حاصل از پیروزی انقلاب اسلامی ایران امروزه سراسر جهان را در نوردیده است. جهانی که در سایه تفکرات اومانیستی، آرمانهای انسانی خود را به فراموشی سپرده و با شعار اصالت انسان، کرامت را از او گرفته است. تئوریسینهای تفکر استعماری که در سلسله مباحث خود بر علیه بیداری جهانی، تئوریهایی چون پایان تاریخ و جنگ تمدنها را ارائه کرده بودند. در این مبارزه چارهای جزء حرکت به سمت رویارویی سیاسی، نظامی، اقتصادی و تبلیغاتی رسانهای نیافتهاند، اما امروز اسلام زنده و حرکتهای اسلامی رو به رشد است. حرکتی که به منظور آگاهی دادن به آنانی که سراب را واقعیت، جنایت را عدالت، ظلم و ستم را آزادی و فساد و لجام گسیختگی را دموکراسی میپندارند و دامنه این حرکت نه تنها جهان اسلام بلکه همه جهان را احاطه کرده است. پیروزی حماس در فلسطین، پیروزی ائتلاف شیعیان در عراق و پیروزی اسلامگراها در ترکیه نمونههایی از این حرکت فراگیر است.