کیس دیاب
ترجمه: حسن بنانج
سیاستمداران آمریکایی مکرراً گفتهاند که آمریکا باید به ایران حمله کند، زیرا این کشور در حال توسعه دادن تسلیحات هستهای است و میتواند جهان را تهدید کند. صرفنظر وجود ادله ضعیف در این زمینه، نگاهی واقعگرایانه به سیاستها و دیپلماسی ایران نشان میدهد که به نفع آمریکا است تا روابط خود را با این کشور بهبود بخشد.
سابقه این روابط حکایت از این دارد که حامیان آمریکایی اسرائیل تلاشهای ایران در جهت بهبود روابط با آمریکا را ناکام گذاشتهاند. گروههای طرفدار اسرائیل دشمنی آمریکا با ایران را برانگیختهاند تا بدین وسیله نه در جهت منافع آمریکا با ایران را برانگیختهاند تا بدین وسیله نه در جهت منافع آمریکا و یا حفاظت از ما، بلکه در زمینه افزایش قدرت اسرائیل در خاورمیانه فعالیت کنند. حامیان اسرائیل درصدد هستند تا در سیاستهای آمریکا در قبال ایران به دو هدف عمده دست یابند: اول امیدوار هستند که بتوانند به حذف هر نیروی سیاسیای که در خاورمیانه با گسترش نفوذ اسرائیل در سرزمینهای عرب مخالفت میورزد، نایل آید. دوم، آنها در تلاش هستند تا رژیم سلطنتی را در ایران احیا کنند. رژیم سلطنتی در ایران روابط دوستانهای با اسرائیل داشت، این در حالی بود که رژیم مذکور مورد نفرت مردم ایران بود و آنها در سال 1979 آن را سرنگون کردند. پس از خاتمه جنگ با عراق در سال 1989 ایران روابطش را با همپیمانان آمریکا در منطقه نظیر عربستان سعودی و مصر احیا کرده است. ایران همچنین از جنگهای آمریکا در عراق و افغانستان دوری گزیده و با دولت جدید عراق همکاری کرد. بخشهای میانهرو از مسئولان ایران تلاش داشتهاند تا از اواسط دهه 1990 روابط تهران با واشینگتن را بهبود بخشند. «شیرین عبادی» برنده جایزه صلح نوبل به وال استریت ژورنال گفت که حتی محافظهکاران ایران نیز به ارتقای روابط ایران و آمریکا علاقهمند هستند. این یک پیشرفت است که میتواند به سود آمریکا تمام شود. ایران ذخایر گاز به اثبات رسیده فراوانی دارد که دسترسی آمریکا به آنها میتواند قیمت انرژی را در این کشور کاهش دهد. با این حال حامیان اسرائیل در آمریکا نشانهها از ایران برای برداشتن حصارها را در نطفه خفه کرد. کمیته امور اسرائیل در آمریکا که لابی رژیم اسرائیل در این کشور به حساب میآید، کاخ سفید و کلینتون را تحت فشار قرار داد تا تحریمهای آمریکا علیه ایران وضع شوند. این مانعتراشی توان نیروهای میانهرو در ایران را تحلیل برد.
پس از 11 سپتامبر سخنرانی «محور شرارت» جورج بوش ضربه دیگری را بر روابط مسالمتجویانه آمریکا و ایران وارد آورد. واشینگتن، ایران را دشمن خواند، در حالی که این کشور دشمن القاعده است. نامهای که جورج بوش پس از حملات 11 سپتامبر از نومحافظهکاران طرفدار اسرائیل دریافت کرد وی را به ایراد این سخنرانی مصمم کرد. آنها از بوش خواستند که به ایران و سوریه حمله کند مگر اینکه این کشورها به حمایت خود از حزبالله خاتمه دهند.
حامیان اسرائیل در کاخ سفید معتقدند که حذف حزبالله و حامیان ایرانیشان از صفحه شطرنج خاورمیانه میتواند به مخالفتها علیه حضور غیرقانونی اسرائیل در سرزمین فلسطین خاتمه دهد. این رویکرد در واقع ایدهای بود که مشاوران کلیدی بوش و مرتبط با اسرائیل نظیر «ریچارد پرل» و «داگلاس فیث» طی توصیهای به اسرائیل در یکی از روزنامهها در سال 1997 به چاپ رساندند. آنها نوشتند که نتانیاهو نخستوزیر اسرائیل باید مذاکرات صلح عرب– اسرائیلیها مجبور کند. فلسطینیها مجبور خواهند شد با حمایت مالی پرداخت کنندگان مالیات در امریکا زمینهای خود را واگذار کنند. این اتفاق به وقوع نخواهد پیوست مگر آنکه اسرائیل به تغییر رژیم در کشورهایی که با این سرقت سرزمین مخالفت ورزیدند نایل آید. به عقیده مشاوران بوش اسرائیل فارغ از مخالفتها علیه خود میتواند نسبت به همسایگانش ارتقای قدرت یافته و صلح را بر مبنای شرایط خود اعمال کند.
دومین بخش از راهبرد اسرائیل احیای «سلطنت پهلوی» است. در سال 1979 عدهای از طرفداران اسرائیل در واشینگتن تجمع کرده و خواستار جایگزینی حکومت کنونی در ایران با یک رژیم سلطنتی که نسبت به اسرائیل پاسخگو باشد، شدند. روابط دوستانه ایران– اسرائیل در زمان حکومت سلطنتی در ایران منافع اسرائیلیها را در منطقه تامین میکرد شاه تا نیمی از نیازهای اسرائیل را به نفت تامین میکرد آن هم در شرایطی که سایر کشورها اسرائیل را تحریم کرده بودند. او همچنین با وجودی که اسرائیل، فلسطین را تحت اشغال قرار داده و مردم ایران نیز با این اشغالگری مخالف بودند، به طور حتم این رژیم را به رسمیت شناخت.
هم اکنون نومحافظهکاران و سازمانهای یهودی در آمریکا با حامیان گذشته شاه در کالیفرنیا در حال همکاری هستند.