تاریخ انتشار : ۲۲ مهر ۱۳۹۱ - ۱۰:۱۶  ، 
کد خبر : ۵۲۲۳۴

تجربه هشت سال گذشته(بخش سوم)


سعید رضوی فقیه
در حافظه جمعی و تاریخی اقوام و ملت‌ها، بسیاری از خاطرات و تجربیات مشمول مرور زمان می‌شوند و از یاد می‌روند و برخی هم غلظت و جلای روزهای اول را از دست می‌دهند و زیر غبار گذشت روزگار کمرنگ می‌شوند. اما برخی تجربه‌های بزرگ تلخ یا شیرین هم در این میان هستند که تازگی و جلای‌شان ماندنی است و با نو شدن زمان نو می‌شوند و فراتر از نقطه وقوع خود در خط تاریخ و در ذهنیت جمعی تداوم می‌یابند. مثل عاشورا و نوروز در ابعادی گسترده و یا چهاردهم و بیست و هشتم مرداد، سوم و پانزدهم و بیست و نهم خرداد یا سی‌ام تیر و بیست و دوم بهمن در ابعاد تاریخ معاصر ایران.
تجربه‌های بزرگ جمعی، چه تلخ باشند و چه شیرین، با جزئیات در حافظه قومی و ملی باقی می‌مانند چون در فرایند فراز و فرودهای سرنوشت جمعی نقش و تاثیر بزرگ و تعیین‌کننده دارند و یکی از این تجربه‌های بزرگ هم دوم خرداد سال 1376 است.
راستی در حافظه جمعی نسل‌های چندگانه حاضر در کشور، تاریخ دقیق چند انتخابات ریاست جمهوری به روز و ماه باقی مانده و از خاطر نرفته است؟ از همه پرسی دوازدهم فروردین 58 نیز که بگذریم،‌ همه پرسی قانون اساسی اول در پاییز 58 و بازنگری آن در تابستان 68 نیز همین وضع و حال را دارد و هکذا انتخابات مجالس شورای پیش و پس از انقلاب اسلامی. شاید در این میان فقط 28 بهمن 78 و اول اسفند 82 را هر یک به سیاقی بتوان مستثنا دانست زیرا هر کدام تاریخ تولد یکی از مجالس ششم و هفتم است که به گونه‌ای دقیق و نمادین دو گونه انتخابات و دو گونه مجلس را در تاریخ صد ساله شکل‌گیری پارلمان در ایران بازنمایی می‌کنند.
مرور و مطالعه ادبیات سیاسی ایران در هشت سال گذشته شاهد این مدعاست که دوم خرداد 76 نه تنها نخستین بلکه همچنین بزرگ‌ترین تجربه در این برش زمانی بوده و به مبدأیی تاریخی برای تفکیک ماقبل و مابعدش بدل شده است.
دوم خرداد فراتر از یک روز در یک ماه،‌ بلافاصله در ادبیات سیاسی ایران به یک کلید واژه ارتقا یافت و کاربرد صفت،‌ مرام و دیدگاه، گرایش فکری و سیاسی، طیف اجتماعی و از همه اینها مهم‌تر یک سرفصل تاریخی را یافت که در نگاه برخی یک حماسه ملی و در نگاه جماعتی دیگر نیز فاجعه، ‌توطئه یا انحرافات و فریب تلقی می‌شد.
اما در دوم خرداد سال 1376 چه حادثه‌ای رخ داد جز آن که یک نامزد انتخابات ریاست جمهوری که او نیز توانسته بود از صافی رد صلاحیت‌های گسترده عبور کند و روادید ورود به عرصه رقابت‌های درون حاکمیت را در بالاترین سطح بگیرد ـ در نخستین مرحله انتخابات با آرای اکثریت مردم از رقیب پیشی گرفت و به پیروزی رسید.
رمز ماجرا این بود که مردم کلید حل معماهای تاریخی را یافته بودند و با حرکتی آرام، بی‌هزینه، مسالمت‌آمیز، مدنی و هوشیارانه ثابت کردند که به اتفاق جهان می‌توان گرفت. در شرایطی که غالب دستگاه‌های حکومتی به نحوی جانبدارانه و بی‌پرده‌پوشی مهیای استقبال از ریاست پارلمان برای ورود به کاخ ریاست جمهوری می‌شدند و بسیاری از دستگاه‌های تبلیغی رسمی نیز در همین مایه سازهای خود را کوک و بلندگوهای خود را بلند کرده بودند، اکثریت مردم ایران رئیس کتابخانه ملی را با تاج افتخار آرای بیست میلیونی به عنوان نماینده خود در ساختار سیاسی حاکم برگزیدند.
نتیجه دوم خرداد 76 و هجدهم خرداد 80 هر چه بود و کارنامه عملکرد خاتمی و همکارانش هر امتیاز که از مردم گرفت و جنبش اصلاحات هر فرجام و سرنوشتی که در این هشت ساله یافت،‌ اما بی‌تردید تجربه دوم خرداد کامیاب و پیام آن روز از یاد نرفتنی،‌ شفاف و رسا و ماندگار بود. این تجربه و پیام چیزی جز کارآمدی روش مبارزات مسالمت‌آمیز و کم‌هزینه برای بیان مطالبات جمعی تحول‌خواهانه نبود. پیامی که حامل تفسیر و تأویل‌های متناقض واقع نمی‌شود و اراده تغییر را به زبانی شیوا و لحنی ملایم اعلام می‌کند. انصاف باید داد که از همان روز اعلام نتایج انتخابات دوم خرداد، نسیم تغییرات ملایم وزیدن گرفت بی‌آنکه هزینه‌های سنگین یک انقلاب و شورش یا یک جنگ داخلی به مردم و کشور تحمیل شود.
فرض کنیم در دو انتخابات ریاست جمهوری گذشته مردم یک تدارکاتچی را برگزیدند که کاری از او برنیامد جز آن که حرف‌های خودش یا مردم را به صدای بلند و از تریبون دومین مقام رسمی کشور به گوش همگان برساند. اولا بنا به منطق دموکراسی،‌ او منتخب مردم بود و محترم و تا روز پایان قرار داد دوجانبه با مردم حقوقی دارد و در برابر مسئولیت‌هایی.
ثانیاً همین سخنگویی نیز آن هم در جایگاه ریاست جمهوری دستاورد کمی نبود. کافی است در نظر آوریم رقیبان مدعی چه تمهیداتی اندیشیدند تا همین تدارکاتچی که فقط سخنگوی قهری اکثریت خاموش بود و بس، از دور رقابت‌ها کنار کشد یا از چشم مردم بیفتد و از رقیب یا رقیبان باز بماند یا دست کم در دوره دوم آرایش کاهش یابد. از همین جا می‌توان فهمید که در هشت‌سال گذشته اگر اوضاع یکسره به وفق مراد موافقان اصلاح و تغییر نبوده، به کام مخالفان نیز نبوده است.
اما این تنها محافظه‌کاران نبودند که رئیس‌ جمهور را تدارکاتچی می‌خواستند. در سوی دیگر کشاکش‌ها نیز برخی از مدعیان شتابزده تغییرات یک شبه نیز نه رئیس‌ جمهور و مجری برنامه‌های انتخاباتی بلکه یک تدارکاتچی برای اجرای برنامه‌هایی می‌خواستند که نه متناسب بود با واقعیات جامعه ایران و نه در چارچوب قوانین و قانونمندی‌های اجتماعی و سیاسی متعارف می‌گنجید و نه هماهنگ بود با وعده‌ها و بنرامه‌های رئیس‌جمهور منتخب مردم و نه اساساً به صورت منسجم و سازمان‌یافته عرضه می‌شد.
خاتمی نه وعده تغییر قانون اساسی را با مردم کرده بود و نه قول تغییر نظام را به کسی داده بود و نه با لباس مبدل به رهزنی آرای مردم کمر بسته بود. بالطبع یک سید روحانی آیت‌الله زاده با سابقه وکالت مجلس و وزارت طولانی مدت در همین نظام جمهوری اسلامی، که ایامی نیز به نمایندگی از ولی فقیه وقت به سرپرستی روزنامه کیهان مشغول بوده است نمی‌توانست و نمی‌تواند برآورنده خواسته‌هایی باشد که از چهار سوی چارچوب منش و اندیشه‌اش بیرون می‌زند. اگر به خاتمی انتقادی وارد است که هست آنجاست که به وعده‌های خودش عمل نکرد، حال نخواست یا نتوانست یا به مصلحت ندید بماند، نه آنجا که به خواست‌های دیگران عمل نکرد.
وحشتناک‌تر اینکه برخی نیز رئیس‌ جمهور منتخب مردم را نه حتی تدارکاتچی بلکه یک کودتاچی می‌خواستند و چون او را در این نقش ندیدند از او امید یا طمع بریدند و رایی که شاید اصلا به او نداده بودند از او بازستاندند. به فرض هر طعنه که از چپ و راست به خاتمی و اصلاح‌طلبان همراهش می‌زنند روا باشد، اما این همه اگر چه شکست و ناکامی و ناکارآمدی اصلاح‌طلبان را باز می‌نماید هیچ دلالتی بر شکست و ناکامی اصلاحات و اصلاح‌طلبی ندارد و خدشه‌ای بر تجربه بزرگ دوم خرداد وارد نمی‌سازد. و این تجربه چیزی جز این نیست که به گفته آن شاعر عرب، وقتی مردم اراده زنده ماندن می‌کنند تقدیر هم باید تسلیم شود و به این خواسته پاسخ بگوید.
روز دوم خرداد 76 اکثریت خاموش مردم ایران در پی مشاهده رصدگونه جمیع رخدادهای چندماهه در عرصه سیاسی کشور خود را در برابر یک مساله یافتند با دو راه حل. آنان با اتکا به عقلانیت فراهم آمده از تراکم تجربیات تاریخی، راه‌حل ساده‌تر را برگزیدند که سیلی نقد دستاوردش به هر حلوای نسیه می‌ارزید. گوارایی پیروزی مردم در آغازین روزهای خرداد 76 هنوز از خاطرها نرفته است اما مدعیان ناکامی تجربه هشت سال گذشته دست کم در مورد تجربه دوم خرداد می‌توانند تردید کنند و آن تجربه را شکست خورده انگاشته و بگویند اگر مردم در صیانت از ارزش آرای خویش خانه‌نشینی می‌گزیدند به کدام دستاوردهای تضمین شده دست می‌یافتند؟ تا بعد.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات