معنا و مفهوم سکولاریسم:
اصطلاح سکولار از ریشه Seaculum,Saecularis به معنای روزگار یا دنیا میباشد و کمکم در اندیشه غربی به صورت دنیوی در مقابل دینی و اخروی بکار رفت. در واقع تفکر غربی چیزی را که مربوط به این دنیا و بیارتباط با مسائل دینی و اخروی باشد سکولار میگوید. سکولار به معنای دنیا و گیتی در برابر مینو است و اغلب در کشورهای پروتستان مصطلح است. سکولاریسم یک واژه انگلیسی است به معنای عصر، نسل، قرن.
این کلمه در زبان لاتین به معنای جهان یا دنیا در برابر کلیسا به کار رفت. کلمه Mundrs نیز در این زبان به معنای عالم و جهان است. با این تفاوت که Saeculum بر بعد زمانی عالم دلالت دارد در حالی که Mundrs بعد مکانی آن را باز مینماید و سکولار ابتدا به این معنا بود که دارائیهای کلیسا باید دنیایی گردد و اداره آن به مقامهای سیاسی و غیردینی واگذار شود. واژه سکولار در فرانسه در قرن 18 از سوی کلیسای کاتولیک به معنای مصادره نامشروع و غیر قانونی دارایی کلیسا به کار رفت.
از دید جان هالیوک (1817-1906) سکولاریسم: اعتقاد به امکان اصلاح وضعیت انسان از راههای مادی بدون رد یا قبول ایمان مذهبی است. سکولاریسم مورد نظر هالیوک میکوشد که با دین نسبتی متناقض، متضاد، متقابل و متداخل نداشته باشد.
مفهوم سکولاریسم با لائیسم متفاوت است. سکولاریسم جدایی نهاد دین از نهاد سیاست است ولی لائیسم (لائیک) ضدیت با مذهب و دین است. یکی از مشکلات اصلی سکولاریسم که باعث ایجاد خصومت شدید بین سکولارها و مسلمانان است خلط و ابهامی است که کاربرد سکولاریسم در جوامع ترک زبان ـ فارسی زبان و عرب زبان دارد.
در زبان عرب از واژه "علمانیت" به جای سکولاریسم استفاده میکنند. علمانیت مشتق از "علم یا عالم" به معنای "ناسوت و عالمگرایی" در برابر "لاهوتگرایی و دنیاگرایی" است. و اعتقاد به اینکه همه پدیدهها زمانمند و محدودند و هیچ امر فرازمانی، ازلی و ابدی یا ماوراء مادی وجود ندارد.
واژه "Verweltichen" یا "این جهانی کردن" مترادف خوبی برای روند سکولاریزاسیون است. هم چون بسیاری از ایسمهای دیگر، سکولاریسم هم با نهضت اصلاحطلبی یا رفرماسیون آغاز شد و تعبیر سکولاریزاسیون در زبانهای اروپایی برای اولین بار در معاهده وستفالی 1648 به کار رفت.
مقصود از سکولاریزاسیون، توضیح و توصیف انتقال سرزمینهایی به زیر سلطه اقتدارات سیاسی غیر روحانی بود که پیشتر تحت نظارت کلیسا قرار داشت. سکولاریزاسیون روندی طبیعی است که یکی از نتایج آن، زمینی، عرفی، بشری و خطاپذیر شدن حکومت است.
حکومت امری غیرقدسی و سراپا بشری است که مشروعیت خود را نه از دین بلکه از رای و اراده مردم میگیرد. در نظامهای سکولار دینداری دیگر تکلیفی بر عهده اعضای جامعه نیست و به صورت امری دلخواهانه و داوطلبانه درمیآید. طرح سکولاریزاسیون در حقیقت برای خلع سلاح پاپ و تصرف اریکه قدرت توسط جریان نوگرایی در فرنگستان است. مسئله مهم اینکه باید دانست که سکولاریسم یک ایدئولوژی است در حالی که سکولاریزاسیون یک فرایند اجتماعی است.
سکولاریسم امری بینشی، نظری و اعتقادی است که در حوزه مباحثات تئوریکی ـ اندیشهای ـ ارزشی ـ هنجاری و تجویزی مورد بحث قرار میگیرد و فرایند سولاریزاسیون پدیدهای جامعه شناختی یا تاریخی است که همچون امری واقع مورد بررسی قرار میگیرد. سکولاریسم با اومانیسم و انسان خداانگاری، رشنالیسم و خرد بسندگی، سیانتیسم و علم زدگی، آنتیسم و اصالت ماده، لیبرالیسم و روا انگاری، پیوندی وثیق دارد. برخی برای سکولاریسم معانی دیگری را متذکر میشوند. مثلا آقای علیاکبر رشاد مفهوم "این جهانی گری" را بیان میکند.
روند سکولاریزاسیون (عرفی شدن) فرایندی است که به همراه صنعتی شدن، رشد شهرنشینی، عقلانیت و بورکارتیزاسیون، اصلیترین شاخصهای تجدد را تشکیل میدهد. همچنین از دید دکتر سعید حجاریان عرفی شدن و روند سکولاریزاسیون یعنی، تضعیف و افول نقش دین در صحنه اجتماع یا افتراقیابی میان نهادهای دینی و نهادهای جامعه عرفی و غلبه رواج روشنگری بر زوایای تاریک زندگی بشر.
برخی از متفکران و نویسندگان جهان سوم، سکولاریزاسیون را در فضای "مدرنیزاسیون" و "وسترلیزاسیون غربی" به کار میبردند. و گروهی نیز آن را با "ماتریالیسم" مترادف میدانند و فرد سکولار را ملحد و بیدین و ضد اخلاق و پیرو اباحیگری معرفی میکنند.
برخی هم کوشیدهاند تا بین دینداری و سکولاریسم همچون دینداری و دمکراسی، نوعی هماهنگی برقرار ساخته و حتی به اینکه خود را "دیندار سکولار" بنامند مباهات ورزند.
نیوباخ "1804-1872" مهمترین پایهگذار سکولاریسم الحادی معتقد است: محور دین خدا نیست بلکه انسان است و دین ساخته و پرداخته دست انسان است.
دکتر محمد عابد الجابری سکولاریسم را بخشی از سازمان مدنیت غربی میداند که از آن غیر قابل انفکاک است. به نظر جابر مفهوم سکولاریسم در اسلام جایی نداشته و نسبت به آن خارجی و بیگانه میماند چرا که اسلام همچون مسیحیت نیست و نهادی چون کلیسا ندارد تا بتوان آن را از دولت تفکیک کرد. جابری جداییپذیری دین از سیاست و دولت را در اسلام ناممکن میداند. او معتقد است آنچه جهان عرب و اسلام بدان نیازمند است، مردم سالاری (دموکراسی) و خردگرایی است. با تاکید بر عقلانیت و آزادی و دمکراسی است که میتوان از بنبستها و موانع تاریخی فراروی جوامع عربی گذر کرد و برخلاف سکولاریسم دمکراسی و خردگرایی مستلزم کنار گذاشتن اسلام نیست.
از دید دکتر وحید عبدالمجید مفهوم سکولاریسم و دین را دو مفهوم موازی میداند که حتی قابل جمعند، به اعتقاد او بعد از انقلاب فرانسه سکولاریسم تعدیل شده و به میانهروی گرایش پیدا کرده است و به جای بیدینی و یا دینستیزی به صورت مدافع مدارا و تسامح مذهبی و دینی درآمد. این مفهوم جدید از سکولاریسم به معنای جدایی دین از سیاست نیست بلکه مبین تفکیک نهاد دین (کلیسا) از نهاد سیاست (دولت) است.
چنین سکولاریسمی دین را به نهاد مدنی تبدیل کرده رابطه آن را با قدرت سیاسی قطع میکند و این به معنای محدود کردن نقش دین در جامعه نمیباشد زیرا جامعه سکولار جامعهای آزاد است که همه نهادها و از جمله نهاد دینی در آن میتوانند آزادانه به فعلیت پرداخته و کارهای ویژه فرهنگی، اجتماعی و مذهبی خود را ایفا کنند.
مسئله مهم این است که دولت سکولار، دولتی است که از نهاد دینی مستقل است و به هیچ وجه ته خود در زیر سلطه نهاد دینی قرار دارد و نه نهاد دینی را به زیر سلطه خود درمیآورد. همچنین جدایی دین و سیاست در سکولاریسم بدینمعناست که وقتی سیاست غیر مقدس میشود (یعنی علمی) و دین مقدس میماند آن دو از هم جدا میشوند.
مهمترین شاخصههای سکولاریسم عبارتند از:
1. جدایی دین از دولت
2. طرد قومگرایی و طایفهگرایی سیاسی
3. برقراری مساوات بین افراد ملت علیرغم اختلاف دینی که محاکم مدنی عمومی آن را تضمین میکنند.
4. تساوی بین زن و مرد در قانون و احوال شخصی
5. منشا قانونگرایی، جامعه است که براساس نیازها مشکلات قانون وضع میکند.
6. حاکمیت و مشروعیت حکومت از ملت است.
7. منزلت داشتن فرهنگ علمی و عقلانی.
8. به رسمیت شناختن حقوق مذهب و قومیتهای دینی گوناگون.
9. آزادی دین از سیطره دولت.
فرآیند سکولاریزاسیون استقلال دولت از دین را ضامن آزادی فکر و اعتقاد دینی میداند و دولت را از اینکه رهبران دینی آرا و عقاید خود را به نام دین به جامعه تزریق کنند باز میدارد.
قرائت دیگری از مفهوم سکولاریسم معتقد است که مذهب حق دخالت در امر حکومت را ندارد و روحانیون باید خود را از سیاست دور نگه دارند. رژیمی غیر مذهبی بوده که برمبنای عقیده یا مذهب خاصی استوار نباشد و مذهب را در عبادات و عقیده شخصی فرد محدود سازد. در این نوع تفکر هیچ دینی نباید در جامعه از موقعیت خاصی برخوردار باشد و دولت همه ادیان را به یک چشم ببیند و پیروان آنان همه متساویالحقوقند و تا جایی که در صدد برنیایند که عقاید مذهبی خود را در سیاست دخالت دهند آن را محترم شمرد.
نوع دیگری از برداشت هم در مورد سکولاریسم آن را بینشی مشتت، اصلی منحط، بدآموزی تحریف شده و گروهی آنرا مساوی با لائیکگری قلمداد میکردند.
از دید جان کین استاد دانشگاه وست مینستر لندن سکولارسازی مستلزم آن است که شهروندان از اوامر کلیسا و دولت رها شوند، آزاد باشند که ایمان بیاورند و یا مطابق وجدان و قضاوتهای اخلاقی خود عبادت کنند. شهروندان باید تمایلات مذهبی متفاوت یکدیگر را تحمل کنند و رعایت با نزاکت اجتماعی و بیاعتنایی نسبت به احساسات دیگران تعاملی برخورد کنند، آزادی متدینان برای عبادت خدا در خلوت باید تضمین شود و در عوض غیر متدینان نیز باید از حق زیستن بدون مواجهه با تعصب و اغفال دینی در قلمرو جامعه مدنی و دولت برخوردار باشند.
منابع در روزنامه موجود است.