تاریخ انتشار : ۱۹ مهر ۱۳۹۱ - ۱۰:۲۰  ، 
کد خبر : ۵۲۲۴۶

تاملی کوتاه بر «پست مدرنیسم»(بخش دوم و پایانی)


پست مدرنیسم، در بازگشت و نقد «روایت کلان» به «روایت‌های خرد» نیز علاقه نشان می‌دهد، به روایت‌هایی کوچک با دایره‌های محدود که اندیشه‌های ماجراهای بومی را بر جهان‌نگری‌هایی در اندازه‌ بزرگ جهانی یا تفکر جهانی ترجیح می‌دهد. «روایت‌های خرد» پست مدرنیسم معمولاً گرفتار موقعیت نمی‌شوند و همچنین موقتی، اضطراری و گاه به گاهی‌اند و هیچ وقت ادعای جهانی شدن، حقیقت‌جویی، عقلانیت یا ثبات را ندارند.
جنبه دیگر اندیشه خردورزی، آخرین بخش از 9 نکته مورد اشاره این است که زبان شفاف است و کلمه‌ها به عنوان نمایندگان تفکر و اشیا خدمت می‌کنند و جز آنها را وظیفه خود نمی‌دانند،‌ جامعه‌های مدرن بر چنین باوری اصرار می‌ورزند که «دال»ها عموما «مدلول»ها را مشخص می‌کنند و این واقعیت در مدلول‌ها متجلی می‌شود اما در پست مدرنیسم، ‌تنها «دال»ها حضور پیدا می‌کنند. ایده هر گونه ثبات یا واقعیت همیشگی، ناپدید می‌شود و سپس «مدلول»ها به عنوان یک ایده،‌ «دال»ها را نشانه می‌روند. در جامعه‌های پست مدرن فقط سطح‌های بدون عمق وجود دارند؛ فقط «دال»ها، بدون وجود «مدلول».
همین را می‌شود به گونه‌یی دیگر گفت؛ طبق نظریه جین بادریلارد، که در جامعه پست مدرن «اصل» وجود ندارد، آنچه هست رونوشت یا نسخه‌برداری است،‌ یا چیزی که آن را «خیال» ـ یا مجاز ـ می‌خواند.
به عنوان مثال، درباره نقاشی یا مجسمه‌سازی می‌شود بگوییم که وقتی یک شاهکار اصل وجود دارد،‌ مثلا اثری از ون گوگ،‌ احتمالا هزاران بار از آن نسخه‌برداری شده است، ‌اما نسخه اصل، نسخه‌یی است که بالاترین ارزش را دارا است (بطور مشخص ارزش پولی یا سکه‌یی آن مد نظر است) بر خلاف آن سی‌دی یا نوار موسیقی، وقتی «اصل» نباشد، همانطور که در نقاشی ـ نه روی دیواری آن را می‌آویزند، نه روی تاقچه ـ فقط نسخه‌برداری از آن شده است، در حدود چند میلیون نسخه و همه مثل هم، و به تقریبا یک قیمت فروخته می‌شوند. نوع دیگری از «خیال» که بود ریلارد می‌گوید، عبارت است از «واقعیت آیینی» یعنی واقعیتی که با «خیال» خلق می‌شود و در اینجا دیگر «اصل» وجود ندارد. برای مثال می‌شود از بازی‌های کامپیوتری نام برد.
در نهایت، پست مدرنیسم با پرسش‌های عدیده‌یی از مقوله دانش روبرو است. در جامعه‌های مدرن،‌ دانش با علم یکسان بود و با روایت سنجیده می‌شد،‌ علم همان دانش اصلح بود و خرده روایت امری ناخوشایند، بدوی، غیر عقلانی محسوب می‌شد و بنابراین در مشارکت با زنان، کودکان،‌ قبیله‌ها و مردمان گناهکار به حساب می‌آمد. با این وجود، دانش در ذات خود امری مفید تلقی می‌شد؛ کسی که دانش را تحلیل می‌کرد، از راه یادگیری، بطور عام دانش آموخته بود و آنگاه انسانی تحصیلکرده شناخته می‌شد.
این موضوع مطلوب آموزش هنرهای روشنفکری بود. در جامعه پست مدرن، دانش همچنان امری کاربردی است و پیوند می‌خورد با فراگیری چیزها، نه شناخت آنها. در این مفهوم بهره‌گیری عملی از دانش، وجه مسلط شناخته می‌شود. آنگونه که «ساروپ» می‌گوید، روش‌های آموزش و پرورش امروزی بیشتر بر مهارت و آموزش تاکید می‌کند تا بر نیاز آموزش در معنای خاص اومانیستی، به عنوان کمال مطلوب، در واقع چنین چیزی بطور مشخص برای دانش‌آموختگان انگلیسی بسیار اهمیت دارد. به این جمله که تقریبا فراگیر است دقت کنید، «با مدرک دانشگاهی‌ات می‌خواهی چه کاره شوی؟»
در جامعه‌های پست مدرن،‌نه تنها دانش‌ آموختن امری سودمند تلقی می‌شود،‌ بلکه دانش بطور متفاوت از جامعه‌های مدرن، منتشر، ذخیره و طبقه‌بندی می‌شود بویژه، ظهور تکنولوژی کامپیوترهای الکترونیکی، انقلابی در اشکال تولید،‌ توزیع و مصرف جامعه ما پدید آورده است. در واقع، ممکن است بعضی‌ها بگویند که پست مدرنیسم، بهترین شکل بیان و ارتباط برای ظهور تکنولوژی کامپیوتر است که در دهه 1960 حضورش اعلام می‌شود و دامنه‌اش بر تمام جنبه‌های زندگی اجتماعی سایه می‌افکند.
در جامعه‌های پست مدرن، هر چیزی که قابلیت آن را نداشته باشد تا توسط کامپیوتر خوانده و به شکل حافظه، ذخیره شود یعنی هر چیزی که قابلیت دیجیتالی نداشته باشد،‌ دیگر به عنوان دانش در نخواهد آمد. در این تصور ذهنی، متضاد «دانش» هم «جهل» نیست که آن را تفکر ذهنی مدرن/ اومانیسم می‌دانند. در واقع «شلوغی و سر و صدا» مفهومی است در برابر دانش. هر چیزی که به عنوان شکلی از دانش، قابل تعریف نباشد «شلوغی» می‌‌خوانند، یعنی چیزی که در مظروف چنین سیستمی قابلیت شناخته شدن را ندارد.
لیوتار می‌گوید: «و این همان چیزی است که ساروب برای توضیح آن نیروی بسیار گذاشت و وقت زیادی صرف کرد.» سوال مهم در جامعه‌های پست مدرن این است: چه کسی تصمیم می‌گیرد که دانش چیست «و شلوغی چیست» و چه کسی می‌داند که براساس نیاز چنین تصمیمی گرفته می‌شود؟ این قبیل تصمیم‌ها درباره دانش با تعریف‌های «مدرن/ اومانیسم» ایجاد درگیری نمی‌کند؛ بطور مثال، برای ارزیابی دانش به عنوان حقیقت (منظر تعریف فنی آن است)، یا خوبی یا عدالت (منظور تعریف اخلاقی آن است) موضوعات ساده نمی‌شوند.
البته لیوتار استدلال می‌کند که دانش،‌ تفکر ذهنی بازی زیان را دنبال می‌کند، همانطور که «ویتگنشتاین» مطرح کرد. من نمی‌خواهم وارد جزییات تفکر «بازی زبان» در بحث ویتگنشتاین شوم؛‌ اما «ساروپ» در مقاله‌یی توضیح بسیار جالبی در این مفهوم برای آنها که علاقه‌مند به این بحث هستند، بیان می‌کند.
پرسش‌های بسیار درباره پست مدرنیسم باقی مانده است و یکی از مهم‌ترین آنها درباره درگیری سیاسی است، یا به عبارتی ساده‌تر این سوال به میان می‌آید که آیا این جنبش به سوی تکه تکه شدن، موقتی بودن و تزلزل پیش می‌رود؟ در اینجا پاسخ‌های متفاوت وجود دارد: در جامعه معاصر ما، علاقه برای بازگشت به عصر پیش از مدرن (تفکر روشنگرانه مدرن/ اومانیسم)،‌ گرایش به مشارکت در سیاست محافظه‌کارانه، مذهب و گروه‌های فلسفی چگونه ترغیب می‌شود. در حقیقت، یکی از نتایج پست مدرنیسم ظهور بنیادگرایی است، به عنوان شکلی از پاسخ به طرح پرسش برای رسیدن به روایت کلان از حقیقت مذهب.
این ارتباط درونی میان عدم پذیرش پست مدرن با تفکر محافظه‌کاری یا بنیادگرایی را می‌توان اینگونه توضیح داد که چرا تایید پست مدرن، چند پارگی و گوناگونی،‌ تمایل به جذب رادیکالیسم و لیبرالیسم را دارا است. برای همین است که در این بخش، متفکران فمینیست متوجه جذبه‌های پست مدرن می‌شوند؛ متفکرانی مثل «ساروپ»،‌ «فلکس» و «باتلر».
در سطحی دیگر، پست مدرنیسم گزینه‌هایی را برای پیوستن به فرهنگ جهانی مصرف ارایه می‌دهد، جایی که کالاهای مصرفی و شکل‌های مختلف دانش توسط نیروهای بیرون از سیطره فرد، عرضه می‌شوند. این گزینه‌ها رویکردی بر هر گونه عمل جمعی دارد، یا به کوشش اجتماعی (به عنوان ضرورت بومی،‌ محدود و جزیی، ‌اما در هر صورت موثر). با ترک و رها کردن «روایت‌های کلان» مثل همین که بگوییم کلاس پایین گرفته و شما آزاد هستید که بروید، ‌یا تمرکز بر اهداف مشخص بومی مثل توسعه و بهبود مراکز نگهداری کودکان و مهد کودک‌ها برای مادران شاغل.
نظریه‌پردازی در سیاست پست مدرنیستی مسیری را پیشنهاد می‌کند که سیال و غیر قابل پیش بینی است،‌ چیزی که متاثر از رغبت و میل جهانی است. از این پس در سیاست پس مدرنیستی می‌توانید از شعار بهترین بهره‌ها را بگیرید: «جهانی بیندیشید، بومی عمل کنید.» و هیچگاه با نگرانی و دغدغه به «طرح‌های اصلی» یا «برنامه‌های عظیم» نیندیشید.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات