تاریخ انتشار : ۱۶ ارديبهشت ۱۳۸۹ - ۰۸:۰۰  ، 
کد خبر : ۵۲۲۵۱
اجلاس 2006 داووس در گفت‌وگو با محمود سریع‌القلم تنها شرکت‌کننده ایرانی

مبنای ارتباط دولت‌ها صداقت نیست

مجید یوسفی اشاره: ربع قرن پس از پایان جنگ ویرانگر بین‌الملل دوم، در سال 1971 میلادی پروفسور کلاوس اسشواب اقتصاددان شهر سوئیسی بنیاد و مجمعی را پایه‌گذاری کرد که همه ساله از اقصی نقاط دنیا در دهکده کم‌جمعیت آلمانی زبان داووس گرد هم می‌آیند تا به مهمترین رخدادهای سالی که گذشت و نیز روند کلی اقتصاد آینده جهان به بحث و گفت‌وگو بپردازند. دهکده زیبا و برف‌پوش داووس که روزگاری به واسطه پیست‌های اسکی مرتفع و هتل‌های زمستانی رنگارنگش شهرتی عالمگیر داشت،‌ در این سال‌ها به جهت نقشی که این مجمع در اقتصاد جهانی ایفا می‌کند اهمیت قابل توجه یافته است.آرمان بلند و دور و دراز اسشواب آن بود تا این مجمع نقش میانجی را در میان شرکت‌های تجاری بزرگ بین‌المللی و سیاستمداران و رهبران کشورهای مختلف جهان با هدف ارتقا و رشد اقتصادی در جهان ایفا کند. این دهکده، امسال نیز در بیست و ششم ژانویه در سی و ششمین سال خود شاهد و میهمان رنگین کمانی از فرهیختگان، اقتصاددانان،‌ سیاستمداران و رهبران کشورهای مختلف جهان با ارتقاء و رشد اقتصادی در جهان ایفا کند. این دهکده ‌، امسال نیز در بیست و ششم ژانویه در سی و ششمین سال خود شاهد و میهمان رنگین کمانی از فرهیختگان، اقتصاددانان، سیاستمداران ‌، بازرگانان و صاحب سرمایه‌ای بود که از 90 کشور جهان گرد هم آمدند تا به مسائلی همچون وضعیت بازار انرژی در اروپا، قدرت فزاینده رو به رشد اقتصادی تنگ چشم‌های چینی، مسئله انرژی هسته‌ای در ایران،‌ سهم اقتصادی بازار نوظهور هند و بحران خاورمیانه بپردازند. دکتر محمود سریع‌القلم استاد علوم سیاسی و روابط بین‌الملل دانشگاه شهید بهشتی تنها شرکت ‌کننده ایرانی این اجلاس،‌ از چهار سال گذشته همه ساله به دعوت کمیته اجرایی این اجلاس به عنوان یک استاد روابط بین‌الملل و یک ایرانی کارشناس و متخصص در حوزه‌های متعدد پیرامون ایران و جهان دعوت می‌شود. او این بار شاید به جهت همزمانی اجلاس انرژی هسته‌ای ایران در وین و نیز به جهت حضور در میزگردی به همین منظور مورد توجه محافل غرب و شبکه‌های ماهواره‌ای جهانی قرار گرفت. این گفت‌وگو به همین منظور و به جهت بازتاب‌های متعددی که حضور وی در این اجلاس داشت انجام گرفته است.

* اهمیت و اعتبار اجلاس داووس در صحنه روابط بین‌الملل چگونه است و اساسا کشورها براساس چه نوع اولویتی به این اجلاس دعوت می‌شوند؟
** داووس یک شهر بسیار کوچکی است که محل برگزاری اجلاس سالانه مجمع جهانی اقتصاد است. امسال سی و ششمین اجلاس آن تشکیل شد. سی و شش سال پیش رئیس این مجمع که یک اقتصاددان بود،‌ عده‌ای از اقتصاددانان و روسای شرکت‌ها را گردهم آورد تا مسائل جهانی را بررسی کنند. این سنت به همین صورت ادامه پیدا کرد و اکنون مهمترین اجلاسی است که در مورد مسائل اقتصادی و سیاسی جهان توسط روسای شرکت‌های بزرگ و روسای دولت‌ها و نزدیک به 150 الی 200 دانشگاهی هر سال تشکیل می‌شود.
* هیچ اجلاسی شبیه به این در جهان برگزار می‌شود؟
** ما اجلاس مشابه داووس در سطح جهانی نداریم. یک اجلاس اجتماعی جهان است که گروه‌های چپ و معتقدان به اقتصاد سوسیالیستی چند سالی است که در آمریکای لاتین و هند تشکیل می‌دهند که البته در آن، روند بحث‌ها بیشتر جنبه‌های اجتماعی دارد تا اقتصادی. در حالی که داووس مکانی است که از نظر سطح شرکت کننده حدود 500 رئیس شرکت بزرگ دنیا سالانه در آن شرکت می‌کنند و از اهمیت مهمتری برخوردار است. این اجلاس در ماه ژانویه هر سال یعنی در ابتدای سال میلادی تشکیل می‌شود و این بدان معنا است که تمامی این روسای دولت‌ها و شرکت‌ها علاقه‌مند هستند که در ابتدای سال شناختی از روندها و جریان‌های بین‌المللی پیدا کنند تا بتوانند در همان سال برنامه‌ریزی دقیق‌تری پی‌ریزی کنند. یکی از نکات حائز اهمیت در اجلاس داووس امسال این بوده است که جهان به حدی پیچیده شده و شناخت پدیده‌ها و رندهای سیاسی و اقتصادی جهان غامض شده که طراحی استراتژی بیش از یک سال دیگر امکان‌پذیر نیست. در واقع ما تا یکسال آینده نسبتا می‌توانیم روندها را تشخیص دهیم و این در صورتی است که هر سه ماه یکبار یک مروری شود. صحبت از ارزیابی و تحلیل استراتژی در گذشته 5، 10 و 20 ساله بود. البته شناخت روند‌ها همیشه امکان‌پذیر است ولی برای اینکه شما بتوانید آنها را عملیاتی و به رقم تبدیل کنید و برنامه‌ریزی کنید ظاهرا یک سال بیشتر امکان پذیر نیست. بنابراین فضای شناخت جهان خیلی برای شرکت‌ها و دولت‌ها حائز اهمیت است این همان نگاه استقرایی به جهان است که ما می‌خواهیم براساس آن چیزی که اتفاق می‌افتد برنامه‌ریزی کنیم ظاهرا یک سال بیشتر امکان‌پذیر نیست. بنابراین فضای شناخت جهان خیلی برای شرکت‌ها و دولت‌ها حائز اهمیت است این همان نگاه استقرایی به جهان است که ما می‌خواهیم براساس آن چیزی که اتفاق می‌افتد برنامه‌ریزی کنیم و اهدافمان را دنبال کنیم. بنابراین می‌شود گفت که داووس مهمترین مجمع جهانی است که نزدیک به سه هزار نفر را گرد هم می‌آورد. این اعضای شرکت‌کننده در حدود 200 نفر از آنها محقق و استاد دانشگاه و حدود 70 نفر رئیس دولت با هیات‌های همراهشان و نزدیک به 2 هزار نفر روسای شرکت‌های بزرگ و متوسط هستند. طراحی برای سمینار داووس حدود 5 ماه طول می‌کشد و گاهی از ماه اوت هر سال شروع می‌شود و تا آخر سال ادامه می‌یابد و در ماه ژانویه سمینار را برگزار می‌کنند . در داووس 2006 دویست و چهل و سه میزگرد تشکیل شد. طیف مباحثی که از مباحث اقتصادی با همه مشتقاتش مطرح شد مربوط به اشتغال، تولید، بازاریابی ‌، رقابت فناوری بود. تقریبا می‌توان تخمین زد که حدود چهل درصد مباحث اقتصادی و بیست درصد مباحث سیاسی بودند، مابقی مباحثی متفرقه مربوط به جامعه مدنی ‌، دموکراسی و شهروند جهانی بود. در حدود 30 درصد از مباحث امسال در زمینه چین و هند به عنوان دو کشور در حال ظهور در جهان بود. حدود 10 درصد مباحث به مباحث انرژی مربوط می‌شد و در انتها مباحث بین‌المللی،‌ اجتماعی، ‌فرهنگی و همچنین بحثی در رابطه با خانواده مطرح شد.
* به چه بعدی از مباحث خانواده پرداخته شد؟ ارتباط آن با مسائل بین‌المللی چگونه ربط داده شد؟
** چون اگر قرار است افراد منطقی تصمیم بگیرند باید سلامت روانی داشته باشند، چندین میزگرد در رابطه با سلامتی روان بود که این به روسای شرکت‌ها و روسای دولت‌ها برمی‌گردد و اینکه در این دنیای پرآشوب و در این دنیای دیجیتالی چگونه می‌توان یک انسان نرمال بود و سلامتی روان داشت تا انسان بتواند به تمام ابعاد زندگی خودش توجه کند و بتواند از آنها به خوبی‌ بهره‌برداری کند.
* آنگونه که به یاد دارم تا به امروز در هیچ کدام از اجلاس داووس از دولت جمهوری اسلامی دعوتی به عمل نیامده است. آیا حضور شما در چهار دوره و رئیس‌جمهور سابق– سید محمد خاتمی– در دو دوره گذشته داوطلبانه بوده یا دعوت رسمی‌ای از سوی رئیس اجلاس صورت گرفته است؟
** نزدیک پانزده سال است که از وزارت خارجه و بانک مرکزی برای شرکت در اجلاس داووس دعوت به عمل می‌آید و تنها رئیس دولتی که از طرف ایران شرکت کرد آقای خاتمی بود. بنابراین از مسئولین دولت و بعضی وزارتخانه‌های اقتصادی و یا بانک مرکزی دعوت به عمل می‌آورند و عمدتا کمیته اجرایی داووس برای دعوت کشورهای خاص باید به خوبی آن را مورد بررسی قرار دهد چرا که سخنرانی آنان در اجلاس برای حاضران مفید واقع شود. البته افرادی در رده‌های مبانی که در دولتمسئولیت‌هایی به عهده دارند می‌تواند به عنوان شرکت‌کننده ثبت نام کنند و بدین طریق حق ثبت نام خود را پرداخت کنند و از جلسات استفاده کنند. تمام نویسندگان و اساتید دانشگاهی که به آنجا دعوت می‌شوند با تشخیص کمیته اجرایی داووس است. بنابراین مشارکت داوطلبانه در این مجمع معنایی ندارد به استثنای شخصی که حق مشارکت و ثبت نام را بتواند پرداخت کند، مابقی همه دعوت‌های رسمی خود داووس است.
* هزینه ثبت نام در اجلاس داووس در چه سطحی است؟
** البته سال به سال متغیر است اما تا آنجا که بنده مطلع هستم شرکت‌های بزرگ و افرادی که از طرف شرکت‌ها مثل شرکت بویینگ و مایکروسافت و امثال آن شرکت می‌کنند برای هر فرد 12 هزار دلار محاسبه شده است.
* یکی از مهمترین بخش‌های این اجلاس میزگردهایی است که در قالب گروه‌ها و گرایشات متعدد اقتصادی، سیاسی و اجتماعی برگزار می‌شود. میزگردهایی که شما بدان اشاره کرده‌اید خود در آن حضور داشته‌اید؟
** بله، البته در شش روز اجلاس 2006، دویست و چهل و سه میزگرد تشکیل شد. در ظرفیت دانشگاهی از بنده دعوت شده بود که در شش میزگرد شرکت کنم و نظراتم را ارائه دهم. یکی در رابطه با آینده سیاست خارجی آمریکا تشکیل شده بود. ژئوپلتیک خاورمیانه یکی دیگر از مباحث بود و دیگری در رابطه با آینده جامعه مدنی در کشورهای در حال توسعه بود. پنجمین موضوع هم در رابطه با تعاریف نظری مفهوم خلاقیت بود. چون امسال سوژه کلی داووس در رابطه با خلاقیت بود به این موضوع توجه بیشتری نشان داده شد. موضوع ششم در رابطه با برنامه هسته‌ای ایران تشکیل شد. در همه شش میزگرد داووس که شرکت کردم و نظرات شخصی خود را مطرح کردم عمدتا جزء ظرفیت‌های شخصی و دانشگاهی من تشخیص داده شده بود.
* کدام یک از این میزگردها بازتاب آن بیشتر بود؟
** تا آنجایی که من اطلاع دارم ظاهرا میزگرد برنامه هسته‌ای ایران هم درخود داووس بازتاب وسیعی داشت و هم در بیرون از داووس در سطح رسانه‌های جهانی انعکاس وسیعی یافت. شاید دلیل آن این بود که همزمان با داووس 2006 امسال جلسات بین‌المللی سازمان انرژی اتمی در وین در رابطه با ایران تشکیل شد و قرار بود که نسبت به آن تصمیم‌گیری شود که آیا گزارش به شورای امنیت ارجاع داده شود یا نه؟ برای همین از این جنبه اهمیت بیشتری پیدا کرد. محلی را هم که در خود داووس برای میزگرد اختصاص داده بودند سالنی بود که افراد قابل توجهی را در خود جا داد. معمولا در آنجا سالن‌های مختلفی است و به تناسب‌ موضوع و اهمیت موضوع انتخاب می‌کنند.
* علاوه بر شما که از ایران رفته بودید چه کسان دیگری در این میزگرد دعوت شده بودند؟
** یک استاد روابط بین‌الملل آمریکایی از موسسه بروکینگز بود که یک موسسه تحقیقاتی قابل توجهی در آمریکا است. آقای جک استراو وزیر خارجه انگلستان و یک سناتور آمریکایی از ایالت جورجیای آمریکا بود. رئیس جلسه هم رئیس شورای روابط خارجی آمریکا که بزرگترین موسسه تحقیقاتی خصوصی در آمریکا است، بود.
* خلاصه مباحثی که در این میزگرد مطرح شد روی چه محورهایی بود؟
** مهمترین موضوع این بود که برخورد نظامی با برنامه هسته‌ای ایران کارآمد نخواهد بود. شناخت دقیق موضوع از طرف ایرانی‌ها و ملاحظاتی که اروپایی و آمریکایی‌ها نسبت به این موضوع دارند از اهمیت خاصی برخوردار است. ما در واقع باید نیات طرفین را و ملاحظاتشان را خوب درک کنیم. مسئله دیگر این بود که ایران از نظر تاریخی همیشه مورد تحقیر قرار گرفته و بعد از انقلاب فرصتی یافته که بتواند در بازیابی و ایجاد قدرت ملی خود اهتمام کند. بنابراین برنامه هسته‌ای ایران یکی از شاخص‌های افزایش قدرت ملی ایران است و برنامه ذهنی و تزیینی نیست و ما برای اینکه متوجه بشویم چرا ایران به دنبال این برنامه است، باید محیط ژئوپلتیک ایران را هم درک کنیم. موضوع سوم این بود که چرا مهمترین و گسترده‌ترین حساسیت برنامه هسته‌ای ایران را اسرائیل دارد. به خاطر اینکه اسرائیل در ماتریس ژئوپولتیک ایران قرارمی‌گیرد و از اینکه یک کشور قدرتمندی مانند ایران به موشک‌های دو برد هم مجهز است و اگر ظرفیت برنامه هسته‌ای به معنای علمی و به معنای یک منبع انرژی هم پیدا کند این به هر حال برای اسرائیلی‌ها یک ملاحظه جدی امنیتی است. نکته دیگر این که انرژی هسته‌ای اصالتا برای تسلیحات به وجود آمده بعدا استفاده صلح‌آمیز به معنای برق و انرژی و به معنای علمی در رشته‌هایی مانند پزشکی و کشاورزی در آن مشتق شدهاست. اهداف اصلی کشورها در پیگیری انرژی اتمی این است که در نزدیکی تسلیحات قرار بگیرند. یعنی هر زمانی که خواستند از آن بهره‌برداری کنند بنابراین هیچ کشوری نمی‌تواند بگوید که من صرفا دنبال برنامه‌های علمی هستم. این یکی از مباحثی بود که در این میزگرد و دو میزگرد دیگری که در رابطه با مسائل هسته‌ای بود مطرح شد.
* این نظر طرف ایرانی بود؟
** این را یک محقق انگلیسی مطرح کرد که کشورها ممکن است حق داشته باشند به خاطر شرایط سختی که در آن زندگی می‌کنند ایشان هم مثال زدند که ما باید شرایط سخت ایران را هم در نظر بگیریم. کشور کوچکی مانند پاکستان یک قدرت هسته‌ای هستند. هر چند که من خودم هم مطرح کردم که حدود 14 سال دیگر طبق تخمین‌هایی که زده می‌شود جمعیت ایران به صد میلیون نفر هم می‌رسد و این جمعیت جوانی هم خواهد بود اگر ایران بتواند از منابع نفت و گاز خود برای رشد اقتصادی کشور استفاده کند خیلی به نفعش است تا این که بخواهد آن را در بازارهای بین‌المللی بفروشد. بنابراین انرژی هسته‌ای در ایران یک ضرورت ملی و یک ضرورت اقتصادی است و می‌تواند برای ایران یک منبع تنوع‌سازی برای رشد و توسعه اقتصادی کشور باشد. مشکل برنامه هسته‌ای ایران تکنیکی، حقوقی و سازمانی نیست بلکه ماهیت مشکل سیاسی است. ایران اگر بخواهد به دنبال برنامه هسته‌ای خودش باشد،‌ باید سیاست خارجی خود را با برنامه هسته‌ای همسو کند اگر این کار صورت بگیرد، ‌نه در سطح منطقه و نه در سطح جهانی در این حد مخالف نخواهد داشت.
* محورهایی که به چین و هند معطوف شده بود بر چه چارچوبهایی استوار بود و چه نسبتی با هم داشتند؟
** البته توجه به چین بیش از هند بود به رغم این که یکی از میزگردها در مورد آسیا و به خصوص هند و چین بود اما توجه ویژه‌ای بر روی چین معطوف شده بود. چین کشوری است که با نرخ رشد اقتصادی 9 درصد جهت‌گیری بسیار مهمی در آسیا پیدا کرده و به قدرت واقعی تبدیل شده است و حتی قدرت جهانی شدن چین پیامدهای بسیار مهمی دارد. در طول 15 سال گذشته نزدیک به 150 میلیون نفر از غرب چین به مناطق شرقی چین مهاجرت کرده‌‍اند برای اینکه کار کنند. سالانه دو میلیون نفر به سواحل شرقی چین و برای کار مهاجرت می‌کنند. چین کشوری است که در حال حاضر درآمد سرانه آن حدود هزار و صد دلار است و پیش‌بینی می‌کنند که در سال 2015 این را به 2200 دلار برسانند. صادرات چین در سال 1978 بیست میلیارد دلار بود،‌ اکنون صادرات چین به 851 میلیارد دلار رسیده است. چینی‌ها به دنبال این هستند که به آرامی تبدیل به یک قدرت نظامی شوند و الان یک حریم بسیار مهمی در دریاهای خودشان در مناطق شرقی و برای امنیت خود ایجاد کرده‌اند. به عبارت دیگر،‌ حمله به چین از مسیر دریا بسیار کار مشکلی است و قدرت بازدارندگی چین طی پنج سال گذشته فوق‌العاده افزایش یافته است. چین در هزینه‌های نظامی در دنیا مقام دوم را کسب کرده است. چینی‌ها پس از آمریکا بین شصت تا هفتاد میلیارد دلار برای قدرت نظامی خود هزینه می‌کنند، چینی‌ها روابط بسیار خوبی را با همسایگانش به استثنای ژاپن ایجاد کردند و مسائل سنتی خودشان را با استرالیا حل کرده‌اند حتی به جایی رسیده که وزیر خارجه استرالیا طی یک سخنرانی یک سال پیش گفته بود که آمریکایی‌ها نباید تصور بکنند که در صورت حمله آمریکایی‌ها به چین بر سر مسئله تایوان، استرالیا به صورت اتوماتیک از آمریکا حمایت کند و این نشان می‌دهد که چینی‌ها در دیپلماسی خود در منطقه آسیایی به استثنای ژاپن فوق‌العاده موفق بوده‌اند. چینی‌ها یکی از کشورهایی هستند که نام آن را گرسنه منابع طبیعی گذاشته‌اند. چینی‌ها در هر منبع طبیعی که شما تصور کنید با کشورهای آسیایی،‌ کشورهای آمریکای لاتین، کشورهای آفریقایی که بتوانند منابع طبیعی بگیرند قرارداد منعقد می‌کنند. به هر حال این مجموعه از اتفاقاتی که در اقتصاد و سیاست ملی و استراتژی امنیت ملی چین افتاده جهان را هم نگران کرده و هم متوجه کرده است. اروپایی‌ها و روس‌ها به طور کلی از رشد تدریجی چین استقبال می‌کنند. رشد تدریجی چین باعث می‌شود که فضای مانور سیاسی روس‌ها و اروپایی‌ها در ماتریس کلانی که با آمریکایی‌ها دارند افزایش یابد. در واقع ما در یک جهان چند جانبه‌گرا حرکت می‌کنیم. از طرف دیگر موضوعی که خود آمریکایی‌ها دارند افزایش یابد. در واقع ما در یک جهان چند جانبه‌گرا حرکت می‌کنیم. از طرف دیگر موضوعی که خود آمریکایی‌ها و بعضی از آلمانی‌ها و انگلیسی‌ها در سطح محقق و اساتید دانشگاه آنان مطرح کردند این بود که ظرفیت آمریکا برای مدیریت و مسائل سیاسی و اقتصادی جهان به تدریج کاهش می‌یابد و این دلیلش این است که فضاهایی که در دنیا وجود دارد برای مانور دادن افزایش پیدا کرده است و کشورهایی که بتوانند از دیپلماسی قوی برخوردار باشند باید در اقتصاد کلان تنوع‌سازی کنند و روابط اقتصاد خارجی خود را متنوع کنند. اینها می‌توانند از فشارهای آمریکا قدری مصون بمانند. چون موضوع فشار استراتژیک و اقتصادی آمریکا هم وجود دارد. اکنون آمریکا بر 78 کشور جهان تحریم اقتصادی دارد و برای بهره‌برداری‌های سیاسی از این اهرم اقتصادی استفاده می‌کند. این است که در واقع اتفاقات بسیار مهمی از نظر ژئوپلتیک و ژئواکونومیک در جهان در حال شکل‌گیری است. هر چقدر کشورها بتوانند شعاع‌های امنیتی و اقتصادی خود را گسترش دهند، در واقع می‌توانند قدرت ملی خود را افزایش بدهند. یکی از نکاتی که در همین رابطه نسبت به ایران نیز مطرح شد این بود که ایران بدون تردید یک قدرت منطقه‌ای است. اما ایران به خاطر اینکه پایه‌های قدرت ملی خودشان را اقتصادی قلمداد نکرده و به خاطر اینکه دیپلماسی تقابلی با جهان دارد باعث شده که به تناسب جغرافیا، مساحت و جمعیت و تعدد منابع طبیعی که دارد آن بهره‌وری قدرت منطقه‌ای و جهانی را به دست نیاورد. خیلی خوب است که ایران پایه‌های قدرت ملی خود را به طرف اقتصاد ملی پیش ببرد. شاید در دنیا کمتر کشوری باشد که مانند ایران این قدر زیبایی ژئوپولتیک داشته باشد اما ما به این تناسب از آن بهره‌برداری نمی‌کنیم. این جمعیت فوق‌العاده باهوشی که ایران دارد و پتانسیلی که در مردم ایران وجود دارد به خوبی مدیریت نمی‌شود. کشورهایی که مردمش بتوانند از هنر گرفته تا تجارت،‌ اقتصاد، موسیقی، سینما،‌ علم و سیاست حضور جهانی داشته باشند بسیار نادر هستند. بنابراین پتانسیل عظیمی در ایران وجود دارد. اما به تناسب این پتانسیل ایران در قدرت منطقه‌ای و نفوذ منطقه‌ای و جهانی بهره‌برداری نمی‌کند. تفسیر شخصی خود من این است که در واقع چون ایران بیشتر مسائل خود را امنیتی تعریف می‌کند و خمیرمایه ذهنی نخبگان سیاسی ایران عمدتا امنیتی است لایه‌های اقتصادی، فناوری و تکنیکی و حتی هنری این ذهن محدود است. به خاطر همین است که ما نمی‌توانیم از این قدرت بالقوه بهره‌برداری کنیم. نکته نهایی در رابطه با چین این است که به نظر می‌رسد طی ده سال آینده اگر همین روند ادامه پیدا کند چه به لحاظ اقتصادی و چه به لحاظ نظامی چین مسلما یک قدرت قوی آسیایی است و می‌تواند برای منابع ملی خودش بسیار موفق باشد.
* شما در چهار سال اخیر در اجلاس داووس شرکت داشته‌اید اما امسال متفاوت از سال‌های گذشته بود. مخصوصا توجه ویژه رسانه‌های جهانی و محافل سیاسی غرب نشان از یک چهره‌پردازی رسانه‌ای داشت. به نظر شما این علامت و نشانه بین‌المللی ویژه‌ای برای ایران است یا روند انعکاسی آن اتفاقی بود؟
** بنده به عنوان یک دانشگاهی و به عنوان کسی که در رابطه با مسائل بین‌المللی تحقیق می‌کند در اجلاس داووس شرکت داشتم. همانطور که می‌دانید امسال از دولت ایران هیچ نماینده‌ای شرکت نکرد و در واقع هیچ دعوتی از ایران برای اجلاس داووس نشده بود. تصور من این است که مباحث دانشگاهی برای رسانه‌های جهانی و برای مخاطبان جهانی ما قابل فهم‌تر است. به عنوان مثال زمانی که می‌گوییم «غربی‌ها صداقت ندارند» و در یک سخنرانی شخصی گفته بود که «آقای دونالد رامسفلد تقوا ندارد» یا فرض کنید که این جمله‌ای که این روزها ما خیلی در کشورمان می‌شنویم که «ما زیر بار زور نمی‌رویم» این الفاظ قابل فهم در سطح جهان نیست. صداقت موضوعی در روابط بین انسان‌ها است. مبنای ارتباط بین دولت‌ها صداقت نیست، بلکه منافع است. قرار نیست که از آقای رامسفلد انتظار تقوا داشته باشیم. این که ما اصول کافی را بخوانیم و از اصول کافی جهان را تعریف کنیم می‌توانیم این کار را بکنیم اما به تعاریف واقعی نخواهیم رسید. ای کاش که روابط بین‌المللی براساس صداقت بود اما به هیچ وجه چنین نیست. جهان و تمامی کشورهای نظام بین‌الملل به دنبال قدرت و ثروت هستند. در یک تعامل بین‌المللی، به دنبال افزایش قدرت ملی خودشان هستند. بنابراین ما برای پیشبرد اهدافمان باید از فرهنگ لغتی استفاده کنیم که در جهان افراد بتوانند خود را به آن ربط دهند. مثلا فرض کنید در رابطه با برنامه هسته‌ای خود داشته باشیم. فرانسه به خاطر مخالفت با آمریکا در جنگ عراق هزینه‌های بسیار قابل توجهی را پرداخت کرد، در حالی که فرانسه و آمریکا در چهارچوب اتحاد آتلانتیکی تعریف می‌شوند. سیاست جهان براساس صمیمیت، صداقت، محبت و انسانیت تعریف نمی‌شود. سیاست جهانی بسیار بی‌رحم است این است که ما باید حتما به طرف ائتلاف‌های متعدد حرکت کنیم. ائتلاف داشتن با کشورهایی که در حال فروپاشی هستند مانند کوبا و سوریه برای کشور مهمی مانند ایران اعتبار جهانی به دست نمی‌دهد. منظور این نیست که ما حتما باید در ائتلاف‌هایمان به طرف غرب برویم بلکه کشورهای بسیاری در آسیا وجود دارند که اینها اعتبار بین‌المللی دارند. این است که نحوه صحبت‌ کردن ما با جهان خیلی مهم است. فکر می‌کنم توجه رسانه‌ها به این میزگرد به این دلیل بود که چارچوب مطروحه و الفاظی که به کار برده شد برای دفاع از برنامه هسته‌ای ایران– نه اینکه آنها قبول کردند– قابل فهم بود.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات