* از آمریکا میخواهید که چه نکتهای را درباره اسلام و دنیای مسلمانان درک کند؟ و نگران چه سوء برداشتهای احتمالی هستید؟
** به نظر من دنیای اسلام نیاز به درک شدن بیشتری دارد؛ درکی که منصفانه و با توجه باشد. اتفاقات ناگواری که در سالهای گذشته روی داد از جمله حملات 11 سپتامبر و انفجارهای پراکنده، به اسلام نسبت داده شد و این درست نیست.
* به اسلام نسبت داده شد یا به عدهای که مسلمان بودند؟ این همان تمایزی است که میخواهید به آن اشاره کنید؟
** بله همان تفاوت و تمایزی است که میخواهم تشریح کنم. ممکن است آنها مسلمان باشند و یا از کشورها و خانوادههای اسلامی برخاسته باشند اما نماینده اسلام نیستند آنها قدرتی برای نمایندگی کردن اسلام ندارند و اجازه و اختیار قانونی و حقوقی هم برای این کار ندارند.
* فکر نمیکنید این برداشت فراگیر شده است، اینکه این افراد نماینده اسلام هستند؟
** به نظر من این برداشت غلط از دو جا نشأت میگیرد. یکی اینکه این افراد چنین ادعایی میکنند و دیگر اینکه بعضی مردم و تودهها چنین برداشتی میکنند. هر دو طرف در اشتباه هستند. مهمترین کار این است که درک از دنیای اسلام و احترام به این فرهنگ افزایش یابد. این همان نکتهای است که در عصر جهانی شدن به آن نیاز داریم. نیاز داریم که مردم یکدیگر را بیشتر درک کنند و به هم بیشتر احترام بگذارند.
* برای عملی شدن و تحقق این درک چه چیز نیاز است؟
** تعامل بیشتر، همکاری بیشتر، درک و انصاف بیشتر.
* انصاف از جانب چه کسی؟
** از جانب همه.
* سازمان شما برای پیشبرد این برنامه چه کاری میخواهد انجام دهد؟
** برای رسیدن به این هدف سخت تلاش میکنیم. تلاش میکنیم تا میانهروی و ارزشهای حقیقی اسلام یعنی همزیستی مسالمتآمیز را نشان دهیم. این ارزشها در کتابهای مقدس اسلام به تاکید آمده است. در سراسر تاریخ اسلام هم اصل پذیرش و احترام به دیگری به ویژه دیگرانی از مذاهب ابراهیمی مورد تاکید و توجه قرار گرفته است. مسلمانان قرنهاست در کشورهای مختلف چنین اصولی را رعایت کردهاند.
* یکی از نکاتی که پرسشهای زیادی به همراه دارد مواردی مثل زرقاوی است که علیه شیعیان در عراق اعلان جنگ میکند. این یعنی جنگ مسلمانان با مسلمانان. پرسش اینجاست که چرا مسلمانان علیه او بر نمیخیزند و حرف نمیزنند. یا شاید علیه او حرف میزنند و ما نمیشنویم؟
** البته حرفهایی علیه او زده میشود. ما در سازمان بیانیههای بسیاری در این مورد صادر کردهایم. ما با همه این تندروهای افراطی و حملات تروریستی آنها مخالفیم. آنها هیچ ارتباطی با اسلام ندارند و حقی ندارند که خود را نماینده اسلام معرفی کنند. هیچ کس به آنها مأموریت نداده که به نام اسلام حرف بزنند. از آن گذشته این نقض اسلام است. هیچ کس حق کشتن کس دیگری را ندارد و این بخش صریحی از دکترین ماست. این اولین بار در تاریخ اسلام است که چنین اتفاقی میافتد. باید این وقایع را در یک چارچوب سیاسی بررسی و درک کرد. تروریسم یک پدیده بینالمللی است.
تاریخ قرن 20 پر از این وقایع است. عملیاتهای انتحاری بسیاری در تاریخ بودهاند مانند کامیکازیها (ژاپن) یا ببرهای تامیل در سریلانکا. در ایرلند شمالی شاهد اقدامات تروریستی بودهایم. در بخشهای دیگر دنیا هم همینطور. بنابراین دلیلی برای برقراری ارتباط میان این حملات تروریستی و اسلام وجود ندارد. در دهه 1970 و 1980 مارکسیستها و مائوئیستها هم بودهاند. متاسفانه امروز هم شاهد این اتفاقات هستیم.
امروزه چون تنها ایدئولوژی که در میان تودهها مقبولیت دارد اسلام است، این افراد خود را اسلامی میخوانند تا حمایت تودهها را به دست آوردند. وظیفه ماست که به همه بگوییم این افراد نماینده اسلام نیستند و اسلام این نیست.
* بعضی میگویند این جنگ میان اسلام و غرب نیست، بلکه درون خود اسلام است. نظر شما چیست؟
** من اینطور فکر نمیکنم. حتما اگر درگیری در میان باشد درگیری از نوع اول (اسلام و غرب) است، اما جنگی در میان نیست. نه جنگ میان اسلام و غرب و نه جنگ بین تمدنها، یک گروه سیاسی یا جنبش سیاسی از اسلام برای اهداف خود استفاده میکند.
* شما درباره تبعیض علیه مسلمانان در کشورهای غربی سخن گفتهاید.
** یکی از مشکلات جدی امروز همین است که باید حتما مورد بررسی قرار گیرد چون پدیده جدی بیگانه ترسی در غرب رواج پیدا کرده است. درست اسلامی میگویند، مردم از چیزهایی که نمیشناسند میترسند و آن را دشمن میدانند. بنابراین ابتدا باید بر این مشکل عدم آشنایی و عدم وجود درک صحیح غلبه کرد. باید راههای گفتوگو و تماس بیشتر و درک بهتر فراهم شود.
* اکنون در محافل بینالمللی بحث بر سر تعریف تروریسم است. از نظر شما تعریف تروریسم چیست؟
** اول از همه باید بگوی ما با تروریسم از سوی افراد یا گروهها با دولت مخالفیم. هرگونه کشتار بیگانگان و غیر نظامیان اقدام تروریستی است. نمیخواهم بیشتر از این وارد جزئیات شوم چون بحث در این باره خیلی مفصل است. اما اگر پایه و اساس اقدام تروریستی این باشد که «چون من تو را نمیخواهم» و چون «تو دشمن من هستی پس باید تو را بکشم» این یک اعلان جنگ است.
* درباره وضعیت ترکیه و اتحادیه اروپا چه نظری دارید؟
** اگر اتحادیه اروپا بر سر عضویت ترکیه در این اتحادیه مانع تراشی کند، این برداشت به وجود خواهد آمد که مشکل اساسی بودن ترکیه است. ترکیه در سراسر قرن 19و 20 بخشی از اروپا بوده است. در همه بیماریهای اروپایی آن سالها ترکیه عضویت داشته است. به ویژه بعد از جنگ جهانی دوم ترکیه برای پیوستن به ناتو، به شورای اروپا به بازار مشترک دعوت شد. در همه این مراحل اروپا به بازار مشترک دعوت شد. در همه این مراحل ترکیه، اروپایی به حساب میآمد. ترکیه به همه تعهداتش این مراحل یک نفر در اروپا باید و بگوید، نه ترکها نباید وارد شوند میتوان گفت که این مشکل اروپاست نه ترکیه.
* بعد از انتخابات مصر فکر میکنید دمکراسی در منطقه فراگیر شود؟
** دمکراسی با اسلام سازگار است و اسلام هم با دموکراسی سازگار است. مردم خاورمیانه هم همگی خواستار دمکراسی هستند. روند دموکراتیک نه فقط ترکیه بلکه همه کشورهای اسلامی و از حمله مالزی و کشورهای آفریقایی را فراگرفته است و انتقال قدرت از طریق انتخابات صورت میگیرد. به هر حال در جوامعی که هنوز ساختارهای قومی و قبیلهای دارند اما شاهد روند توسعه هستند نمیتوان انتظار تحولات سریع را داشت.
مشکل فقط پیشرفت یا حضور زنان در جامعه نیست بلکه موضوع ساختار کلی جامعه است، بسیاری از کشورهای خاورمیانه بعد از جنگ جهانی اول یا تحت سلطه یا استعمار انگلیس و فرانسه بودند. بعد از جنگ جهانی دوم و عقب نشینی نیروهای خارجی دیکتاتوریها و نظام های حقوقی بشری. چطور میتوان انتظار تحول ناگهانی را داشت. هیچ کس نمیتواند روند اصلاحات و تحول را متوقف کند. اما نباید عجله کرد.
* شما با برنامه اصلاحات در سازمان کنفرانس اسلامی به عنوان دبیر کل انتخاب شدید. منظورتان از اصلاحات چیست؟
** سازمان 36 ساله کنفرانس اسلامی با 57 کشور عضو نیاز به تغییراتی دارد. من طرحهایی برای تغییر ساختاری و مفهومی این سازمان ارائه کردهام. منشور این سازمان تاریخ گذشته و منسوخ شده است. این منشور و دستور کار باید بررسی و اصلاح شود تا بیانگر واقعیات کنونی جهان اسلام باشد از گذشته، این منشور به موضوعاتی چون آپارتاید و استعمار تاکنون و بعد از سقوط اپارتاید در آفریقای جنوبی، این منشور تغییری نکرده است. در عصر جهانی شدن کنونی، انسان با چالشهای جدیدی روبهروست. مسلمانان هم مانند هر جامعه دیگری در این عصر به دنبال حقوق خودشان هستند.
به همین دلیل و برای احقاق کامل این حق باید تغییرات ساختاری و مفهومی در سازمان ایجاد کنیم. اولین تغییر باید تغییر در نام سازمان باشد. 36 سال پیش این سازمان با هدف سازماندهی به نشستهای وزیران کشورهای عضو ایجاد شد. اکنون با تغییر نام سازمان آن را با موقعیت و کارکرد کنونیاش سازگارتر می کنیم. سازمان کنفرانس اسلامی در گذشته چندان در عرصه جهان فعال نبوده و نتوانسته از تواناییهایش حداکثر استفاده را ببرد. این سازمان نتوانسته خود را به نهادی توانا و قدرتمند برای رساندن مسائل دنیای اسلام به گوش جهان تبدیل کند.