اقتصاد جهانی به طور حتم این روزها را فراموش نخواهد کرد. شاید طی چند سال گذشته که اقتصاد، بزرگترین جشنهای یکپارچگی و گسترش جهانی شدن خود را برگزار کرده است این برای نخستین بار باشد که بده بستانهای جهانی تا به این حد دچار تهدیدهای نه چندان کوچکی شدهاند.
پیش از این، البته به مراتب این اتفاق رخ داده است که یک کشور بخشی از مناسبات اقتصاد بینالمللی را تحریم کرده است اما تا آنجا که فعالان اقتصادی میگویند این مساله کاملاً تازگی دارد و گروهی از کشورهای مهم در بستر اقتصاد جهانی رودرروی یکدیگر به صف ایستادهاند. جالب اینجاست که این بار حتی شیخنشینهای خلیجفارس نیز با جدیت سعی میکنند که نقش قابل توجهی در این بازی تازه اقتصاد جهانی داشته باشند.
البته آنها همچنان صاحب دیپلماسی محکمی در عرصههای اقتصادی هستند به گونهای که پس از توهین زشت و به دور از ارزشهای اخلاقی نشریات دانمارکی به پیامبر اسلام هنوز هیچ یک از فعالان اقتصاد جهانی، مدیران ارشد اقتصاد در سرزمینهای عربی را ندیده است که از تحریم اقتصادی دانمارک و دیگر رفقای اروپاییاش توسط دولتهای رسمی سخن بگویند. به عبارتی باز هم اتاقهای دولتی شیخنشینها در انتظار ایستادهاند که سایر مسلمانها سنگرهای اقتصادی خود را بنا کنند و آنها نیز در نهایت با به رخ کشیدن اقدام بخشهای خصوصی اقتصاد از مقابله با اروپاییها سخن بگویند. بالاخره این هم برای خود نوعی رفتار دیپلماسی است.
شیخنشینها تا نقطه آخر صبر میکنند و به گونهای نیز مهرهبازی را جلو میکشند که هیچ گاه رابطه دوستانه میان دولتها مخدوش نشود، برای همین هم است که وقتی «پیتر ماندلسون» ـ کمیسیونر اتحادیه اروپا ـ چهارشنبه گذشته پشت تربیون ایستاد بیشتر از هر جایی برای ایران خط و نشان کشید چون درست یک روز قبل از آن وزیران بازرگانی و بهداشت و درمان ایران به طور رسمی از لغو تمام قراردادهای تجاری با دانمارک سخن گفتند. آنها در واقع به باور فعالان اقتصاد بینالمللی موضع رسمی دولت ایران را مشخص کردند هر چند که در آخرین روزهای هفته پیش منوچهر متکی ـ وزیر خارجه ایران ـ در دیدار با «اولو آوینچی» ـ وزیر امور خارجه نیجریه ـ تا حد بسیار زیادی سهم دولت ایران را از تحریم اقتصادی دانمارک جدا کرد و چنین اتفاقی را یک رفتار خودجوش از سوی فعالان خصوصی اقتصاد ایران معرفی کرد اما همچنان هستند بسیاری از اعضای تجاری اتحادیه اروپا که معتقدند در صورت تحریم اقتصادی دانمارک توسط ایران باید این اقدام خشن اقتصادی از سوی اروپا نیز علیه ایران اجرا شود. البته این موضوع را نباید فراموش کرد که اروپاییها تا مقدار زیادی دچار احساسات شدهاند.
اگر اتحادیه اروپا بخواهد نام ایران را از لیست رفقای اقتصادی خود خط بزند قبل از هر واکنش از سوی ایران با بداخمی بسیاری از اعضای اتحادیه اروپا مواجه میشود. تا اینجای کار آلمانیها خود را از دیگر اعضای اتحادیه اروپا جدا کردهاند. در واقع رویارویی اروپاییها با ساکنین خاورمیانه به نزاع اعضای این اتحادیه با یکدیگر تبدیل شده است. به قول «یورگن نیلسن» ـ رئیس پیشین بنیاد فرهنگی دانمارک در دمشق ـ دانمارکیها آبروی چند سال گذشته خود را در مقابل باد قرار دادهاند. یک فرد غیر مسوول سنگی را به چاه انداخته است که هیچ یک از دیپلماتهای اروپایی نمیتوانند آن را خارج کنند.» این شاید واقعیت اصلی این سناریو باشد. روزنامهنگار دانمارکی در کمال حماقت به پیامبر اسلام توهینی میکند و حالا این مساله اقتصاد جهانی را بر لب پرتگاه قرار داده است. تا حدی که خود اروپاییها نیز نمیتوانند برای برخورد با این ماجرا به اجماع برسند. برای همین آلمانها تا به این حد ناراحت هستند. آنها بیشترین پیوند اقتصادی را با ایران برقرار کردهاند. تنها «زیمنس» آلمان در حال حاضر سرگرم ساختن 24 نیروگاه برق در ایران است که اگر آن طور که «پیتر پاورـ سخنگوی کمیسیونر تجاری اتحادیه اروپا ـ میگفت اروپاییها نیز پاسخ تحریم خاورمیانه را با تحریم بدهند شرکتهای آلمانی تا مدت زیادی زمینگیر خواهند شد. تازه این تنها گوشهای از ماجراست. در یک نگاه کلی این جنگ اقتصادی میان اروپا و خاورمیانه است جایی که طی 9 ماه سال 2005 فقط 64 میلیارد یورو کالا از اروپا خریده است و درست به همین اندازه نیز کالاهای مختلف اقتصادی راهی اروپا کرده است. البته این نکته را نباید فراموش کرد که اروپاییها بیشتر مواد خام از این سوی دنیا خریداری میکنند. موادی که چرخه صنعتی آنها را تکمیل میسازد. بر همین اساس میتوان گفت که اگر این خط و نشان کشیدنهای دوطرفه به واقعیت تبدیل شود اروپاییها در حوزه صنعت دچار گرههای بزرگ میشوند و ساکنین خاورمیانه نیز در نقطه مقابل باید تولیدات خام خود را در انبار نگهداری کنند. به نظر میرسد باید حق با «جان پیلچر»ـ تحلیلگر و مستندساز بریتانیایی ـ باشد. او در نشریه «استیتسمن» نوشت که هر چند نزاع اقتصادی بین خاورمیانه و اروپا میتواند غرب را با چالش بزرگتری همراه کند اما در نهایت این اتفاق هیچ چیز نیست جز یک سقوط دو نفره در استخر اقتصاد جهانی؛ جایی که به طور حتم در نخستین سالهای هزاره سوم این نکته را به اثبات رسانده که جریان جهانی اقتصاد با هیچ کشور شوخی نمیکند. برای مثال ایران که بیشتر از هر جای دیگر باید جور خشونت اقتصادی اروپا را بکشد هر سال 8/11 میلیارد دلار کالا از 25 کشور اتحادیه اروپا میخرد و 2/9 میلیارد دلار کالا نیز برای آنها بستهبندی میکند که اگر ترازوی این تجارت برون مرزی بشکند همانطور که برخی صنعتگران اروپایی دچار سرما خوردگی میشوند فعالان سنتی اقتصاد ایران نیز باید روزهای بسیار تلخی را در حجرههای خود سپری کنند. یعنی همان گروه از اقتصاد ایران که پسته. کشمکش و دیگر محصولات خشکبار را در جیب غربیها میریزند. این نکات باخت دو نفره است که رفتار روزنامهنگاران اروپایی به اقتصاد جهانی تحمیل کرده است. شاید دولتیهای امارات و عربستان سعودی نیز از همین منظر به ماجرا نگاه میکنند که هنوز به طور رسمی دولت خود را در مقابل اروپا علم نکردهاند.
مردمان آنها هنوز با دشداشههای سفید راهی فروشگاههای بزرگ میشوند اما دیگر محصولات «آرا» ـ معروفترین کالای لبنی جهان که در دانمارک تولید میشوند ـ را خریداری نمیکنند چون پیش از این فروشندگان، کالاهای فوق را از قفسههای خود بیرون کشیدهاند.
به همین دلیل میخواهند تا به آخر منتظر باشند. فعالان خصوصی اقتصاد و مردم با فرهنگ مصرفی خود کار دولتیها را ساده کردهاند. آنها فقط میخواهند در بلند مدت دچار سقوط در گرداب اقتصاد جهانی نشوند.