علی صالحآبادی
بیست سال پیش جمهوریخواهان «مک فارلین» را انجیل در دست راهی تهران کردند تا درباره اختلافات ایران و ایالات متحده آمریکا به طور مستقیم مذاکره کند. هدف این سفر، احتمالا دادن امتیازاتی بود که ایران با بهرهگیری از آنها بر عراق پیروز شود. افشای این مذاکرات و شرایط خاص جامعه، باعث قطع آن شد. بعدها این ماموریت «ایران کنترا» نام گرفت، هر چند گزارش این ماموریت در جهان انتشار یافته است، اما در ایران هنوز درباره آن گزارش رسمی منتشر نشده است! در آن زمان، تنها اکبر هاشمی رفسنجانی، رییس مجلس وقت با حمله به آمریکا این ماموریت را شکست خورده اعلام کرد.
حدود یک دهه قبل هم عطاالله مهاجرانی بحث مذاکره مستقیم به جای مذاکره غیرمستقیم با آمریکا را مطرح کرد که با مخالفت شدید مواجه شد و از آن استقبال نشد. هفته گذشته برای دومین بار موضوع مذاکره مستقیم از سوی ایالات متحده آمریکا به ایران پیشنهاد شد و به زلمای خلیلزاد، دیپلمات آمریکایی افغانیتبار، که فارسی نیز میداند و هماکنون سفیر آمریکا در عراق است ماموریت داد تا درباره مسایل عراق و آینده آن کشور، رسما با ایران وارد مذاکره شود.
هر چند سخنگوی وزارت خارجه کشورمان این پیشنهاد را رد کرد، اما به عقیده بسیار صاحبنظران و نگارنده نباید از کنار این پیشنهاد سریع و حتی بدون مشورت با صاحبنظران و سیاستمداران گذشت، زیرا تجربه نشان داده است که مذاکره و گفتوگوی رو در رو از تنش در روابط کشورها جلوگیری میکند. در مقابل ادامه تخاصم و یا تن دادن به مذاکره غیرمستقیم و با واسطه یا میانجیگری کشور ثالث نه تنها از تنش فیمابین نمیکاهد، بلکه به بحران موجود بین دو کشور نیز میافزاید. تجربه ایران در این نوع مذاکره مربوط میشود به موضوع آزادی گروگانهای آمریکایی در تهران که با نظارت و میانجیگری کشور ثالث یعنی الجزایر صورت گرفت.
کشور ثالث بیش از این که تامین کننده خواست دو طرف درگیر باشد، به دنبال امتیازگیری و کسب سود بیشتر از طرفین دعوا بود. اگر به خاطر داشته باشیم پس از امضای بیانیه الجزایر، آمریکاییها بیش از 10 فروند هواپیمای جنگی هرکولس به الجزایریها دادند. بیانیه الجزایر حاصل چنین گفتوگویی بود. ایران به خاطر نوپایی انقلاب و نداشتن تجربه دیپلماسی، در آن زمان مذاکره غیر مستقیم با آمریکا را پذیرفت که نتیجه آن بیانیه الجزایر است. بخشی از این بیانیه راه شکایت اتباع ایرانی و حتی آن دسته از شهروندان ایرانی را که تابعیت دوگانه دارند، در دادگاههای بینالمللی و حتی آمریکا باز گذارده است.
تا کنون دعاوی گوناگونی براساس بیانیه الجزایر علیه ایران اقامه شده و ایران مجبور به پرداخت میلیونها دلار بابت این دعاوی بوده است. چنانچه مذاکره بین دو کشور رو در رو صورت میگرفت، آیا نتیجه بهتری حاصل نمیشد؟ حکومتهای طالبان و بعث عراق که هر دو برای جمهوری اسلامی تهدید بالقوه و بالفعل بودند در سالهای اخیر توسط آمریکا و با همکاری مردم این کشورها، سرنگون شدند و به تاریخ پیوستند. این دو رویداد چنان مهم است که بیتردید نسلهای فعلی و آتی پس از استقرار دولتهای مردمی در سرزمینهای افغانستان و عراق از مواهب آن بهرهمند خواهند شد.
از سوی دیگر، بسیاری از صاحبنظران و مقامات آمریکایی و از جمله پادشاه عربستان، نتیجه سرنگونی این حکومتها توسط آمریکا را به نفع ایران دانستهاند. موضوع عراق برای ایرانیان بسیار مهم است، زیرا حکومت عراق پس از 400 سال که اغلب بین ایران و عراق تخاصم وجود تخاصم وجود داشته و 25 عهدنامه به امضا رسیده برای نخستین بار به دست اکثریت شیعیان و کردها افتاده است. رهبران این دو جریان نظیر طالبانی، جعفری، بحرالعلوم و زیباری سالها در ایران زندگی کردهاند و با زبان و فرهنگ ایران آشنا هستند. آنها در دوران مبارزه با صدام به صورت پناهنده در ایران زندگی میکردند.
به همین خاطر آنها تاکنون به رغم تمام تلاشهایی که برای رو در رو قرار دادن حاکمان فعلی عراق با جمهوری اسلامی انجام گرفته مقاومت نشان دادهاند و حتی در مذاکره با آمریکاییها با نگاه مثبت به تهران نگریستهاند. بنابراین دوران طلایی برای برقراری رابطه ایران و عراق فرا رسیده است و با توجه به این که آمریکا حضور فیزیکی در عراق دارد، گسترش روابط ایران و عراق بدون موافقت آمریکا دشوار است. هفته گذشته دومین جلسه محاکمه صدام و هفت تن از دستیاران ارشد او به اتهام قتل عام اهالی شهرک دوجیل در منطقه سبز عراق برگزار شد.
این دادگاه، قاضی آن و نیز حضور دادستان سابق آمریکا، رمزی کلارک، بار دیگر توجه جهانیان به ویپه ایرانیان را که خاطره هشت سال جنگ را از صدام به یاد داشتند، متوجه بغداد و تغییر و تحولات عراق نمود. ایرانیها و کویتیها بیش از دیگر کشورها مشتاق محاکمه صدام و مجازات وی هستند، این روزها عراقیها به انتخابات پارلمانی 24 آذر نزدیک میشوند. آنها تصمیم گرفتهاند خود از طریق تشکیل پارلمان مردمی به تدریج امور را در دست بگیرند. نتیجه این انتخابات هر باشد مطابق قانون اساسی عراق، مجلس شکلدهنده حکومت است و پارلمان از بین سیاستمداران شیعی و کرد و سنی به ترتیب نخستوزیر، رییس جمهور و رییس مجلس را انتخاب میکنند.
پس از این انتخابات، دولت قانونی اداره امور را در عراق به دست میگیرد و عملا زمینه برای خروج تدریجی نیروهای آمریکایی و انگلیسی فراهم میشود. آمریکا تا زمانی بهانه برای ماندن دارد که عراق ناامن باشد. اگر عراق امن شود و دولت آن به ثبات برسد، آمریکاییها مجبورند شهرهای عراق را ترک کنند. آمار نشان میدهد در ماه گذشته عملیات انتحاری و حمله به مراکز دولتی و نیروهای آمریکایی کاهش یافته است. به نظر میسد دولت بوش به خاطر فشار مردم آمریکا و نیز مخالفت حزب دموکرات با ماندن ارتش آمریکا در عراق بدون زمان بندی با مشکل جدی مواجه است.
کاخ سفید نسبت به گذشته در موقعیت ضعیف تری قرار دارد. مذاکره بین ایران و آمریکا در شرایطی که آمریکا در عراق با مشکل مواجه است و ایران و آمریکا در شرایطی که آمریکا در عراق با مشکل مواجه است و ایران میتواند در ثبات عراق نقش مثبتی داشته باشد، تعیین کننده منافع بلندمدت ایران و عراق است. استفاده از قاعده (trade of) به مفهوم بده بستان، که نفع طرفین را در برگیرد قاعدهای شناخته شده است. ما میتوانیم با بهرهگیری از این قاعده در مذاکره با آمریکا درباره موضوعاتی مثل پرونده هستهای ایران، لغو تحریمها، بلوکه شدن داراییهای ایران توسط آمریکا و... با امتیازگیری وارد مذاکره شویم.
تداوم تحریمهای اقتصادی علیه ایران، خسارتهای بسیاری را بر کشور وارد میکند. با توجه به این که زیرساختهای صنعتی کشور نیاز صنعتی کشور نیاز به تکنولوژی آمریکا دارد و ایران مجبور است نیازهای خود را از طریق و واسطهها با قیمت بیشتر تامین کند، تداوم این شرایط خسارتها بر ملت را دو چندان میکند. بنابراین اگر مذاکره منجر به لغو تحریمها شود، پیروزی دیپلماتیک نصیب ایران گردیده و بیتردید مردم از این اقدام حمایت خواهند کرد.
عدم ارجاع پرونده هستهای ایران به شورای امنیت و کاهش تنش بین ایران و آمریکا در روزهای اخیر تا حدودی بازار آشفته بورس را تکان داد و پیشبینی میشود، چنانچه مذاکره مستقیم بین ایران و آمریکا درباره موضوعات عراق و یا دیگر موضوعات آغاز شود، افزایش سرمایهگذاری و عبور از رکود و تورم کنونی به تدریج اقتصاد کشور را فرا میگیرد و مردم از آن بهره خواهند گرفت.