تاریخ انتشار : ۰۶ اسفند ۱۳۸۸ - ۰۹:۲۲  ، 
کد خبر : ۵۲۳۲۹

هند قدرت آتی جهان


در افکار عمومی جهانیان اینگونه جا افتاده است که چین به غول اقتصادی آتی جهان تبدیل خواهد شد.
مخالفان آمریکا اینگونه پیش‌بینی می‌کنند که چین قدرت جدید جهان خواهد شد و جلوی آمریکا قد علم خواهد کرد. اما نکته جالب اینجاست که تعداد کمی از مردم پیش‌بینی می‌کنند که در آینده هند قدرت برتر جهان خواهد بود. واقعیت این است که می‌توان به دو علت سیاسی و اقتصادی تصور برتری چین را غلط و نادرست دانست. به گزارش ایسنا، به لحاظ اقتصادی چین به طرز شگفت‌آوری تلاش کرده است تا خود را از کشوری با اقتصاد معیشتی که میراث دوران مائوتسه تونگ است ارتقا بخشد و به سطح در حال توسعه‌ی فعلی برساند. اما مدل توسعه چین که می‌توان آن را «مدل سر و ته» (Top – Down Mode) نان نهاد بیشتر مبتنی بر صادرات کالاهای ارزان قیمت به آمریکا است مدلی که در کشورهای شرق دور همواره اجرا شده است. بدتر از همه اینکه بخش عمده‌ی اقتصاد چین تحت هدایت دولت کمونیستی این کشور است تا تحت هدایت کارآفرینان خصوصی. به این معنی که چین زمینه‌های پرورش نسلی از کارآفرینان را که بتوانند مدل خاص خود را طراحی و آن را به یک بازار داخلی تسری دهند فراهم نیاورده است. صادرات به آمریکا مدل تجاری نسبتا سهل‌الوصولی است. به این معنی که شما می‌توانید لیست اجناسی را که در بازار آمریکا خریدار دارند را تهیه و سپس نوع ارزان قیمت آنها را تهیه و تولید کنید. خلق یک بازار داخلی بسیار وظیفه سنگین‌تر و مشکل‌تری است. زیرا چنین بازاری باید خودکفا باشد. ژاپن نیز چنین مسیری را پیموده است و به همین دلیل است که به رغم داشتن جامعه‌ای بسیار سرمایه‌دارتر از چین هنوز هم به صورتی گسترده وابسته و متکی به صادرات به آمریکا است و در پی همین واقعیت است که با هر تکانه‌ای در اقتصاد آمریکا، اقتصاد ژاپن نیز متاثر می‌شود.
 چین با بیش از یک میلیارد جمعیت و شرکت‌های بسیار ضعیف‌تر از ژاپن مسلما بسیار آسیب‌پذیرتر خواهد بود. یکی از بدترین حالتهایی که اتفاق خواهد افتاد آن زمانی است که آمریکا چین را مجبور کند که نرخ یوآن را شناور سازد. کالاهای چینی در حال حاضر به این دلیل بسیار ارزان هستند که نرخ یوآن در این کشور به طور سطحی پایین نگه داشته شده است. مساله‌ای که از رکود موجود در آمریکا نهایت استفاده را می‌برد. ولی واقعیت این است که این امر نمی‌تواند الی‌الابد تداوم داشته باشد. از یک سو مشکل از اینجا آغاز خواهد شد که شرکت‌های چینی مجبور شوند به صورت آزاد و منصفانه با شرکت‌های آمریکایی، اروپایی و ژاپنی به رقابت بپردازند و از سوی دیگر نباید رشد آرام و منطقی هند در جنوب آسیا را نیز از نظر دور داشت. دولت در هند صرفا تسهیل‌کننده گذار به سرمایه‌داری است چرا که گذار در این کشور بوسیله هزاران کارآفرین بزرگ و کوچک انجام می‌شود. کارآفرینانی که بایستی مهارت‌های خود را برای رقابت آزاد و سالم در میان خودشان و با شرکت‌های خارجی ارتقا بخشند. هند نسخه‌ای عظم از «سیلیکون والی» با سرمایه‌ای که بخشی از آن به صورت مستقیم یا غیرمستقیم از جانب آمریکا تامین شده اما بخش اعظم آن از داخل خود هند تامین شده است. هند در حال اعمال مدیریت برای کسب مهارت‌های لازم در تکنولوژی برتر است،‌ امری که چین فقط می‌تواند خواب آن را ببیند.
در حال حاضر هند احتمالا دومین صادرکننده تولید نرم‌افزار در جهان پس از آمریکا است. در بلندمدت اقتصاد هند آمادگی بیشتری برای رقابت در سطح جهانی نسبت به اقتصاد چین دارد. موفقیت هند بسیار کمتر مبتنی بر تولید کالاهای ارزان قیمت است بلکه بیشتر مبتنی بر زیرساختها مهارتها و در کل رقابت است. به لحاظ سیاسی بسیار واضح است که هند مزیت‌های عمده‌ای در بلندمدت دارد. هند تجربه بیش از پنج دهه دموکراسی را دارد به طوری که در حال حاضر بزرگترین دموکراسی جهان و به جرات می‌توان گفت در طول دوران تاریخ است. به رغم مشکلات و معضلاتی که در این کشور با اقلیت مسلمان و جدای طالبان شرق وجود دارد دموکراسی هند بسیار باثبات‌تر از آن چیزی است که بتوان فکرش را کرد. حکومت‌های مشروع و حاکمیت قانون این مزیت را دارند که مردم فقط به سیاست‌ها و خط‌مشی‌ها اعتراض می‌کنند نه به خود نهادها و موسسات. برعکس هند،‌چین در حال حاضر یکی از رژیم‌های توتالیتر جهان محسوب می‌شود. هر چند اقلیت‌ها در این کشور از توسعه اقتصادی ناگهانی ابراز خرسندی می‌کنند، اما نارضایتی هم در اطراف کشور و هم در شهرهایی با توده‌های فقیری که باید قربانی ارتش که در حال حاضر کنترل اکثر بخش‌های تجاری را در اختیار دارد و نخبگان فاسد سرمایه‌دار شوند امری شایع و فراگیر است. دچار زوالی به مانند زوال اتحاد جماهیر شوروی شدن در چین بسیار محتمل‌تر از هند است. همانگونه که اقتصاد سرمایه‌داری خالق یک طبقه متوسط است (چیزی که کمونیستها آنها را با نام بورژوازی خوار می‌شمرند) طبقه متوسط نیز خواهان قدرت بیشتر است چیز که نه کهنه کمونیست‌ها و نه سرمایه‌داران جدید بدان نیندیشیده‌اند. نهایتا همانطور که مارکس می‌اندیشید، این واقعیت به نزاع طبقاتی و نهایتا انقلاب می‌انجامد. به لحاظ اجتماعی شکاف طبقاتی در چین بسیار بیشتر از هند است. در چین در حال حاضر میلیاردرها و مقامات حکومتی فاسد بسیار گسترش یافته‌اند.
به لحاظ جمعیت شناختی جمعیت هند هنوز هم در حال رشد است. در حالی که چین در حال حاضر نزولی‌ترین نرخ رشد موالید را در جهان دارا است. به عنوان مثال در حال حاضر تعداد نیروی کار فعال چین نسبت به بازنشستگان 9 به یک است اما در 40 سال آینده این نسبت به 6/2 به یک خواهد رسید. سالخوردگی سریع جمعیت چین در آینده نزدیک به معضلی مهم برای چین تبدیل خواهد شد. در حال حاضر بازنشستگی پیش از موعد روشی است برای حل معضل بی‌کاری در چین، اگر چین مجبور شود سن بازنشستگی را به 65 یا 70 سال افزایش دهد میلیون‌ها چینی بی‌کار خواهند شد. اروپای غربی و ژاپن نیز چنین مشکلی دارند اما آنها پس از اینکه به ثروت کافی برای حل معضل دست یافتند به این معضل دچار شدند در حالی که چین زمانی دچار این معضل شده است که هنوز کشوری فقیر است. جمعیت چین بسیار سریعتر از آنکه ثروتمند شود در حال پیر شدن است. رشد چین متکی بر فضای باثبات حوزه پاسیفیک و مسیرهای باثبات امتداد یافته از پاسیفیک تا شرکای تجاریش (خاورمیانه، آفریقا و آمریکای لاتین) است. جالب است بدانیم که صلح و آرامشی که چین بدان نیاز دارد بوسیله آمریکا تضمین و تامین شده است. بنابر همه مطالب پیش گفته، هم در جنبه‌های اقتصادی و هم در ابعاد سیاسی،‌ به نظر می‌رسد هند از موقعیت اطمینان‌بخش‌تری نسبت به چین برخوردار است.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات