جولیان ایوانز*
علیرضا عبادتی
سرد، تاریک، غرق در ودکا و تحت حاکمیت کا گ ب؛ این تصویری است که غربیها از روسیه در ذهن دارند. ولادیمیر پوتین رسماً اعلام کرده است که کشورش با مشکل ذهنیت دیگران درباره این کشور مواجه است و کرملین ]منظور دولت روسیه[ اخیراً تلاش جدیدی را در حوزه روابط عمومی آغاز کرده تا مقدمات میزبانی اجلاس گروه هشت برای نشست سال 2006 را فراهم آورد. چقدر بد است مسکو به جای آنکه تلاش کند تصویر ذهنی مردم خودش را بهبود ببخشد به فکر ذهنیت غربیها نسبت به روسیه است.
دیگر پرده از این راز افتاده است که ذهنیت دنیا نسبت به روسیه چندان خوشایند نیست. متاسفانه زمانی ولادیمیر پوتین عناوین خبرها را تشکیل میدهد که یک تاجر به زندان افتاده یا یک ناراضی را سرکوب کرده است. حکومت روسیه در سال 2003 یک نظرسنجی فراگیر انجام داد و بدین وسیله عمق فاجعه روشن شد. در این نظرسنجی از آمریکاییها پرسیده شد که نام روسیه چه چیزهایی را در ذهنشان تداعی میکند و از آنان خواست در 10 مورد نام ببرند. چهار مورد اول که با نام روسیه در ذهن آمریکاییها تداعی شد عبارت بودند از: کمونیسم، کا گ ب، برف و مافیا. تنها کلمه مثبت در مورد روسیه آخرین موارد بود و به هنر و فرهنگ ارتباط پیدا میکرد. در ماه اوت 2005 نیز نظرسنجی نتایج بدتری به بار آورد. در این نظرسنجی پرسیدند چه نام، نشان یا نوعی از روسیه را میشناسید و مردم در جواب گفتند: کلاشینکف و مولوتف (که در فارسی به کوکتل مولوتف معروف است).
کاخ کرملین ]یعنی دولت روسیه[ به این باور رسیده که مجرم اصلی یا شرکای این جرم که باعث مخدوش شدن چهره روسیه شدهاند خبرنگاران خارجیاند که در مسکو مستقر شدهاند. سرگئی یاسترژمبسکی مشاور پوتین در سال 2001 گفت: «تصویر بیرونی روسیه... تیرهتر و تاریکتر از واقعیتها است. تا حدود بسیار زیادی تصور دنیا در مورد روسیه در اثر فعالیتها و نوشتههای خبرنگاران خارجی در مسکو ایجاد شده است.» «مایکل مک فاول» یکی از صاحبنظران روسی در بنیاد بینالمللی کارنگی هم میگوید: «در میان مشاوران و بوروکراتهای ارشد کرملین دشمنی و خصومت قابل توجهی نسبت به خبرنگاران خارجی مستقر در مسکو مشاهده میشود. آنها به این باور رسیدهاند که خبرنگاران مسکو شیفته و دلباخته روشنفکران لیبرال در مسکو شدهاند.»
از نظر مشاوران پوتین رسانههای غربی به شدت تحت تاثیر الیگارشهای ضد کرملین مثل ولادیمیر گرسینسکی و میخائیل خودورکوفسکی صدها میلیون دلار صرف کردهاند تا روابط عمومیهای غربی و شرکتهای متخصص در چانهزنی را اجیر کنند. از قول الکساندر ولوشین فرمانده ستاد مشترک هنگام بروز واکنش منفی رسانههای غربی در مورد دستگیری خودورکوفسکی گفتند: «وقتی که پول آنان ته کشید این گزارشها هم ته خواهند کشید.» این که آیا رسانههای غربی با تعصب و جانبداری گزارش تهیه میکنند یا خیر، به هر حال دولت روسیه اطمینان دارد که رسانههای غربی جانبدارانه و متعصب برخورد میکنند، برای همین هم برنامه همه جانبه روابط عمومیها را راهاندازی کرده تا برای بهبود تصویر روسیه در اذهان و افکار عمومی دنیا فعالیت کند. اما چرا روسیه اکنون به این فکر افتاده در حالی که نیاز روسیه به غرب به مراتب کمتر از 20 سال پیش است؟ فقط این فرض در ذهن شکل میگیرد که روسیه خود را برای اجلاس گروه هشت آماده میکند و به قول مک فاول 7 هزار خبرنگار خارجی به سنت پترزبورگ سرازیر میشوند تا موضوعی برای نگارش و گزارش پیدا کنند. اگرچه روسیه صاحب نفت دیگر نیازی به کمکهای مالی غرب ندارد اما به نظر میرسد که پوتین و تیمش تمایل زیادی دارند که روسیه نیز سر میز مذاکرات در مورد مسائل جهانی پذیرفته شود.
در اواخر 2003 کرملین تصمیم گرفت که یک خبرگزاری دولتی به نام نووستی راهاندازی کند که مهمترین ابزار برای بهبود تصویر روسیه در افکار عمومی جهان باشد. برای این منظور رئیس سابق آن را بازنشسته کرد و به جای او «سوتلانا میرون یوک» - مشاور ارشد روابط عمومی سابق گوسینسکی و یکی از باتجربهترین متخصصان روابط عمومی از دوره غولهای تجاری نسل گذشته در روسیه – را به این کار گماشت. کرملین از موفقیتی که میرون یوک در زمان گوسینسکی به دست آورده بود و با توجه به ارتباطاتی که با شرکتهای خارجی متخصص در امور روابط عمومی کسب کرده بود بودجه هنگفتی (که رقم آن فاش نشده) در اختیار وی گذاشته تا خبرنگاران خارجی در مسکو را دور بزند و به کمک خبرگزاری نووستی یک استراتژی دو سویه را در پیش بگیرد. به زودی شبکه خبری این خبرگزاری راهاندازی میشود و کانال تلویزیون به زبان انگلیسی به نام «روسیه امروز [Russia Today] شروع به کار خواهد کرد. این شبکه خبری 300 خبرنگار دارد که 70 نفر از آنان از خارج روسیه گزارش ارسال خواهند کرد و طبیعی است که «اخبار جهانی از دیدگاه روسیه» ارائه خواهد شد. علاوه بر این خبرگزاری نووستی تعداد زیادی خبرنگار خارجی استخدام کرده که طرفدار کرملین هستند و مجلهای تحت عنوان Russia Profile عرضه خواهند کرد.
در جبهه دیگر مسکو از اواخر سال 2004 باشگاهی با عنوان «ولادی دیسکاشن» (کلوپ مباحثه ولادی) (منظور ولادیمیر پوتین) راهاندازی کرده است. یک نشست سالانه برگزار میشود که در آن کارشناسان و روزنامهنگاران خارجی به خرج کرملین دعوت میشوند. دعوتشدگان فرصت پیدا میکنند با چهرههای سیاسی برجسته و مطرح روسیه ارتباط برقرار کنند. حتی برای بعضی از این خبرنگاران فرصت مصاحبه رودررو با ولادیمیر پوتین رئیسجمهور روسیه در نظر گرفته میشود. برای امسال نیز چنین فرصتی برنامه ریزی شده که سه ساعت طول میکشد. طبعی است از خبرنگارانی که در مسکو مستقر هستند و سیاهنمایی میکنند دعوت به عمل نمیآید.
اینکه چنین روشی تا چه حد میتواند موفقیتآمیز باشد باید منتظر ماند و دید. کانال تلویزیونی «روسیه امروز» که هنوز مجوز پخش بینالمللی را نگرفته و هنوز قضاوت در مورد کیفیت و موفقیت آن بسیار زود است در مسکو و در میان خبرنگاران مسکو این کانال تلویزیونی به سوژهای برای جوک تبدیل شده (چون از نظر آنان این کانال هنوز راهاندازی نشده افترازنی را آغاز کرده). کرملین تاکنون 30 میلیون دلار هزینه برای راهاندازی این کانال سرمایهگذاری کرده و خبرنگاران خارجی با حقوق 60 هزار دلار در سال استخدام کرده اما اکثر این خبرنگاران وارداتی صفر کیلومتر و تازهکارند و حتی یک کلمه روسی نمیدانند و فاقد دانش پایه درباره تاریخ و سیاست روسیه هستند. هنوز نیامده هم با کارفرمایان خود تنش پیدا کردهاند به خصوص که مسئولان سرویسها اکثراً روس هستند و با وجودی که اطلاعات و توانایی آنان ده برابر خبرنگاران وارداتی است نصف حقوق این خبرنگاران را نیز دریافت نمیکنند. بازدید از دفاتر و ساختمان این کانال تلویزیونی این حقیقت را آشکار میکند که این کانال حتی در مقایسه با ایستگاههای رادیویی دانشجویی ضعیفتر است. اخبار ساعت شش را یک مجری آغاز میکند که از سر دستپاچگی از میان دوربینهای استودیو به دوربینی خیره شده که در حال تصویربرداری نیست و وقتی خبر از عراق میخواند، جمعیتی از مسلمانان خشمگین را نمایش میدهد و حتی وقتی خبر بعدی در مورد مسائل هستهای ایران قرائت میشود هنوز تصویر جمعیت خشمگین مسلمان ادامه دارد. از الکساندر بابینسکی مسئول بهبود تصویر روسیه در افکار عمومی میپرسم که آیا شبکه تلویزیونی «روسیه امروز» به مسائلی مثل فساد دولتی و غیره هم میپردازد، در جواب میگوید: «فرض کنید شما یک وکیل مدافع استخدام کردهاید و در دادگاه مقابل هیات منصفه به جای دفاع از شما شروع به انتقاد کند و بگوید این موکل من یک هیولا است، دروغگو است، ماهی یک بار هم حمام نمیرود، چه احساسی به شما دست میدهد؟» در ادامه میگوید: «از طرفی اگر ما به تعریف و تمجید از حکومت بپردازیم مخاطبان خود را از دست میدهیم.» بنابراین کانال روسیه امروز در برزخی به سر میبرد که در آن باید از خشمگین کردن کرملین بپرهیزد و از کسل کردن بینندگان و مخاطبان اجتناب کند.
سردبیر این کانال «مارگارت سیمونیان» گزارشگر سابق کرملین است که فقط 25 سال دارد. ادعا میکند که میتواند در مقابل فشارهای کرملین مقاومت کند اما زمانی که از او میپرسم بزرگترین اشتباه پوتین چه بوده بعد از مکث طولانی جواب میدهد: «روسیه کشور عظیمی است.» وقتی میپرسم منظورش چیست این بار بیشتر مکث میکند به قدری که دلم به حالش رحم میآید. موضوع را عرض میکنم. از همان برنامههای تمرینی میتوان حدس زد که این کانال تصمیم گرفته از تبلیغات مستقیم پرهیز و در ظاهر گزارشهای انتقادآمیز از کرملین منتشر کند. اما باید دید آیا غرب تشنه «اخبار از نگاه روسها» هست یا نه، آن هم اخباری که خبرگزارهای خارجی و خبرنگاران خارجی تهیه میکنند؟ شاید تنها دلیل تماشای این کانال اخبار و اطلاعات دست اول در مورد روسیه باشد. اما من با مشاهده این برنامههای تمرینی متوجه این نکته شدم که مطالب مربوط به روسیه بسیار خنثی بود از جمله یک مستند در مورد پزشکی بودائیان، آناستازیا میسکنیا تنیس باز روسی و یک فرقه مذهبی قدیمی که در طول روز چند بار تکرار میشد.
نخبگان
گرچه بعید به نظر میرسد که کانال تلویزیونی «روسیه امروز» مخاطبان زیادی پیدا کند اما سایر استراتژیهای «نووستی» از اقبال و امکان موفقیت بیشتری برخوردار است به خصوص آن کلوپی که قرار است خبرنگاران را با سیاستمداران ارتباط دهد. سال 2005 گروه 30 نفره از کارشناسان خارجی و خبرنگاران خارجی ]غیر مستقر در مسکو[ با یک قایق از رودخانه ولگا به سمت پائین سفر کردند. شرکتکنندگان از وقایع آن روز ابراز شگفتی کردند. در این گردهمایی ادای فضای بازی را درآوردند که در آن کرملین به شدت مورد انتقاد قرار گرفت.
پروفسور مارشال گولدمن از دانشگاه هاروارد در اینباره گفت: «این رویداد چنان در فضای باز به اجرا درآمد که شگفتی برانگیز بود، گویی این گردهمایی تافته جدا بافته از کل کشور بود.»
میرون یوک از چهرههای مهم سیاسی کرملین دعوت کرده بود تا با مدعوین ملاقات کنند، از جمله سرگئی ایوانف وزیر دفاع، ولادمیسلاو سرکوف متخصص ماستمالی (کسی که رویدادهای سیاسی را به نفع ارباب یا حزب خود تعبیر و تفسیر میکند) و خود پوتین.
دیوید جانسون از مرکز اطلاعات دفاعی واشینگتن نیز درباره این گردهمایی گفت: «هماهنگی ملاقات طولانی با پوتین قدرت و نفوذ «میرون یوک» را به نمایش میگذارد.»
ایجاد امکان دسترسی کارشناسان و خبرنگاران خارجی به افراد بلندپایه حکومت کرملین حکم قمار را دارد و وقایع نشان میدهد که آنان در این قمار بازنده نبودند. پوتین در این قمار از خود قابلیتهای زیادی نشان داد و دو ساعت تمام به پرسشهای سخت کارشناسان مسائل روسیه پاسخ گفت و در تمام این دو ساعت از هیچ یادداشت یا کمک مشاوران بهره نگرفت ]که نشانه تسلط وی به اوضاع است.[ گولدمن از دانشگاه هاروارد میگوید: «من از تسلط او ]پوتین[ به اطلاعات دچار شگفتی شدم. اگر با او از نزدیک تماس پیدا کنید، به شدت تحت تاثیر قرار میگیرد.»
سایر ابتکار عملها و اقدامهای مربوط به بهبود تصویر روسیه در افکار و اذهان جهان نیز با تمجید مواجه شده است. اقدامهایی نظیر فعالیتهای فرهنگی در لندن و نیویورک. این روزها پوتین در تمام دیدارهایش با غربیها برنامههای فرهنگی و دیدار از نمایشگاههای هنر را به حمایت الیگارشهای روسیه میگنجاند. عدهای از منتقدان این رویه را «تبلیغات مستقیم و ناشیانه» توصیف میکنند، در حالی که بسیاری از کشورهای ثروتمند از ابزارهای فرهنگی برای بهبود روابط دیپلماتیک استفاده میکنند. واقعیت این است که اگر انتقادی هم باشد، این نیست که چرا کرملین از دیپلماسی برای جلب افکار عمومی بهره گرفته، بلکه انتقاد این است که چرا اینقدر دیر دست به چنین اقدامی زده است. هنوز هم ارتباط روسیه با غرب ناکارآمد است. شاهد آن رویداد انقلاب نارنجی و سکوت مرگبار روسیه در قبال این رویداد بود که باعث قطع ارتباط شد. شرکت نفت بریتانیایی بیپی [بریتیش پترولیوم] از قطع ناگهانی روابط اتحادیه اروپا با روسیه دچار تشویش شد تا جایی که حتی مجبور به تشکیل دپارتمان ویژه برای بهبود ارتباطات بین دو طرف شد.
در کل ایده بهبود تصویر روسیه در اذهان و افکار عمومی جهان ایدهای پسندیده است. با وجود این جای امیدواری است که خبرنگاران خارجی مستقر در مسکو به پیشداوری و بیاطلاعی از وقایع در روسیه متهم نشوند. به هر حال این خبرنگاران در روسیه زندگی کردهاند، این کشور واقعاً سرد است. تا حدودی هم تحت حاکمیت کاگب باقی مانده است. حزبیها گاهی در خیابانها پرسه میزنند، به خصوص در بخشهای شمالی. اگر این خبرنگاران بخشی از گزارش خود را به تحلیلهای مخالفان کرملین اختصاص میدهند، احتمالاً به دلیل آن است که حداقل الیگارشهای مخالف کرملین وقت خود را در اختیار آنان میگذارند. هنوز هم با وجود تلاشهای نووستی دسترسی به وزرای حکومت یا مشاهده وقایعی که پشت دیوارهای بلند کاخ کرملین اتفاق میافتد، بسیار دشوار است. هنوز هم وضع به گونهای است که اگر یک چهره سیاسی بلندپایه کرملین تن به مصاحبه دهد، یک رویداد ملی تلقی میشود (حداقل برای ناظران روسیه). چنین رویدادی در سال دو یا سه بار اتفاق میافتد. مطمئناً اگر تصور غربیها از روسیه توسط خبرنگاران مستقر در مسکو شکل گرفته، ارزشاش را دارد که کرملین زمان بیشتری را به خبرنگاران قلم به مزد اختصاص دهد! ممکن است پوتین بتواند تصویر بهتری از روسیه در ذهن غربیها نقش کند، اما با خطر «داشتن استانداردهای دوگانه» مواجه خواهد بود. حتی اگر خبرگزاری نووستی به تدریج فضا را برای کارشناسان و خبرنگاران خارجی باز کند، باز هم مشکل رسانهها و مطبوعات داخلی به قوت خود باقی است، چون در شرایط کنونی رسانهها و مطبوعات در روسیه در کنترل کامل حکومت هستند. در این صورت این تلقی ایجاد میشود که استاندارد دو گانه وجود دارد. از سویی کارشناسان و خبرنگاران خارجی در سال حداقل سه ساعت دسترسی بدون سانسور با رئیسجمهور روسیه دارند، در حالی که خبرنگاران در داخل از چنین فرصتی بیبهره باقی میمانند. به بیان دیگر کرملین به مخاطبان خارجی احترام قائل شده و با آنان نسبتاً راست و مستقیم برخورد میکند اما این سئوال مطرح است که چه زمانی برای مخاطبان داخل روسیه نیز همین احترام را قائل خواهد شد.