تاریخ انتشار : ۰۶ اسفند ۱۳۸۸ - ۰۹:۲۴  ، 
کد خبر : ۵۲۳۴۳

شروع دوباره از صفر!


حمزه کرمی
یکی از موضوعات مهم در کشور گردش نخبگان است که باعث رشد و شکوفایی می‌شود و استعدادهای جدید در جامعه شد و نمو پیدا می‌کند اما گردش نخبگان نباید به حذف و تخریب کسانی که دوره‌های پیشین خود جزو نخبگان بوده‌اند بیانجامد. در نظام کشورهای جهان سوم «سیستم» حاکم نیست بلکه کشورهای جهان سوم، براساس روزمرگی و نوعا باری به هر جهت اداره می‌شوند. کشور ما نیز خارج از این قاعده و قانون نیست زیرا با روی کار آمدن هر دولتی چون در کشور «سیستم» نداریم ابتدا تغییرات مدیریتی آغاز می‌گردد تغییرات مدیریتی از حقوق طبیعی دولت جدید است و در همه کشورهای جهان امری متداول است اما در کشور ما متاسفانه اغلب دولت‌ها پس از روی کار آمدن علاوه بر وزراء و معاونین وزراء و مدیران کل دامنه تغییرات را تا سطوح پایین‌تر گسترش می‌دهند.
اوایل انقلاب در محافل اداری و سیاسی تغییرات مذکور پس از تغییر دولت به تغییرات «اتوبوسی» معروف بود اما رفته رفته این موضوع دامنه وسیع‌تر و وسیع‌تری یافته و امروز تغییرات «اتوبوسی» جای خود را به تغییرات در حد قطار و ترن در ادارات و وزارتخانه‌ها داده است معنی و مفهوم آن این است که در گذشته با آمدن یک وزیر به تعداد ظرفیت یک اتوبوس نیرو و مدیر جدید به وزارتخانه می‌آمدند اما امروزه این ظرفیت در حد مسافرین یک قطار افزایش پیدا کرده است هر چند دامنه این تغییرات در دولت جدید احمدی‌نژاد بیشتر از گذشته است لکن در زمان دولت خاتمی نیز متاسفانه قلع و قمع استانداران و مدیران مختلف که تجربه تلخی برای انقلاب و کشور بود صورت پذیرفت.
پس از دوم خرداد یاران بی‌تجربه خاتمی سرمست از پیروزی دوم خرداد همه را به اتهام «عدم دریافت پیام دوم خرداد» طرد نمودند و دهان‌ها را دوختند و افراد باتجربه را به صرف عدم هماهنگی با پیام دوم خرداد برکنار کردند. این تراژدی که مدیریت کشور و تجربه‌های به دست آمده بازیچه تصمیمات احساسی و سیاسی و خطی دولت‌ها می‌شود در هر دوره تکرار می‌گردد. در دوره جدید هم چنین احساس می‌شود که باز هم مدیران و تجربه‌های به دست آمده اولین قربانیان تغییرت هستند در حالی که این روش‌ها جز از بین بردن تجربه‌ها و شروع کردن از صفر و سر خط هیچ نتیجه‌ای ندارد و نمی‌توان آن را گردش نخبگان نامید. گردش نخبگان وقتی معنی می‌دهد که نخبگان در تداوم یک راه مشخص به صورت مستمر برای کشور مفید بوده و بازدهی داشته باشند آیا بیکار نمودن خیل عظیم مدیران اعم از وزیر، معاون وزیر، مدیر کل و غیره چال کردن تجربه‌ها و حبس بخشی از نخبگان نیست؟!
نگارنده در سفر رسمی که در گذشته در قالب یک هیات رسمی جمهوری اسلامی از کشور ترکیه داشت به رغم تغییرات نخبگان و برگزاری انتخابات فراوان در این کشور و تغییر دولت‌ها در کمال ناباوری شاهد نوعی ثبات در سیستم مدیریتی آن کشور بود مثلا هر دولتی که عوض شود فقط وزراء تغییر می‌کنند و از قائم‌مقام وزیر تا پایین به صورت مستمر و با ثبات به کار خویش ادامه می‌دهند درست به خاطر دارم که قائم‌مقام وزیر کشور ترکیه اعلام می‌کرد حدود هیجده سال است که پست قائم‌مقامی وزیر کشور را بر عهده دارد و بیش از 10 وزیر را تجربه کرده است فرد مذکور در جریان کلیه مذاکرات گذشته کشورش با جمهوری اسلامی بود و کدهایی از ده یا پانزده سال پیش و مذاکرات سال‌های دور می‌داد که حاکی از اشراف او به مسائل به دلیل ثبات مدیریتی بود در حالی که در کشور ما تصدی یک پست مدیریتی در حد ده سال امری مذموم شمرده می‌شود. نبود ثبات مدیریتی زیان‌های فراوانی در پی دارد از جمله مدیران شجاعت و قدرت برنامه‌ریزی درازمدت را از دست می‌دهند. ریشه برخی از تخلفات مالی مدیران بی‌ثباتی آنها و مبهم بودن دوره مدیریتی آنهاست وقتی مدیری آنهاست وقتی مدیری به یک پستی گمارده می‌شود برخی اطرافیان ناآگاه به او نهیب می‌زنند که معلوم نیست چند روز یا ماه و چند سال در این پست و مقام هستی!‌ لذا بهتر است از موقعیت استفاده کنی. حرف آنها این است که از موقعیت در واقع سوءاستفاده کند. لذا تغییرات مدیریتی گاهی بی‌اعتمادی مدیران به سیستم را در پی داشته و باعث آلودگی و انحراف آنها می‌شود.
راستی چرا این عادت بد را ترک نمی‌کنیم چرا همه دولتها فکر می‌کنند با قلع و قمع مدیران همه مشکلات را می‌توانند یک شبه حل کنند در حالی که تجربه نشان داده است تغییرات همیشه و الزاما حلال مشکلات نبوده است. ظریفی می گفت در کشورمان مدیران جدید در هر دولتی ابتدا شروع می‌کند به نقد مدیران گذشته یک سال وقت خود را اینگونه تلف می‌کنند سپس در سال دوم به همگان می‌گویند در حال آشنایی با مسائل و مشکلات و برنامه‌ریزی هستند و در سال سوم با بهانه‌تراشی شروع به استعفا دادن نمایشی می‌نمایند و هر وقت به کم کاری و ناتوانی آنها اعتراض می‌شود اعلام می‌کنند که آنها قبلا استعفا داده‌اند ولی استعفایشان پذیرفته نشده است به هر حال قصه مدیریت کشور ما بسیار پر غصه و دردآور است. در همه کشورهای پیشرفته دنیا مراکزی وجود دارد که مدیران ارشد کشور پس از طی دوران مدیریت به امور مشاوره‌ای پرداخته‌ و تجربیات خود را به صورت مکتوب در اختیار نسل جدید مدیران می‌گذارند اما در کشورهای جهان سوم مدیران جدید خود را بی‌نیاز نسبت به تجربه‌های گذشتگان دانسته و راهنمایی‌های آنها را آدرس غلط دادن می‌پندارند.
واقعا جای تاسف است که فکر کنیم مدیران قبلی برای این که اثبات شود که آنها خیلی مدیران خوبی بوده‌اند راهنمایی غلط به مدیران جدید بدهند تا آنها موفق نشده و مدیران قبلی در افکار عمومی نمود پیدا کنند؟! اگر همچنین افرادی وجود داشته باشند باید به کشور دوستی آنها شک نمود زیرا همه ما مدیون کشور و نظام هستیم و نباید تجاربی که با قیمت فراوان و از طریق «آزمون خطا» به دست آورده‌ایم را مال خویش بدانیم بلکه تجارب مدیران در واقع بخشی از «بیت‌المال» محسوب می‌ شود که حفظ و نگهداری و بهره برداری از آن وظیفه همه دولت‌هاست اینک سخن حقیر با دولت جدید است. دوستان پیروز هر چند برخی از دولت‌های گذشته در قلع و قمع نیروها دریغی نکرده و اغلب افراد دلسوز کشور نسبت به روش آنها هم انتقاد و اشکال دارند اما شما راه آنها را تجربه نکنید زیرا این سنت سیئه در آینده نیز تکرار شده و عده‌ای خواهند آمد و همه مدیران فعلی را جاروب خواهند کرد و این دور تسلسل و باطل برای همیشه در کشور ما تکرار شده و دود آن فقط به چشم مردم می‌رود زیرا نادیده گرفتن تجربیات یعنی کشور را کارگاه آزمون و خطا فرض کردن و جامعه را موش آزمایشگاهی دانست، پس بیائید برای یک بار هم که شده از صفر شروع نکنیم راهی که آمده‌ایم و پر سنگلاخ و سخت بوده است بیهوده آن را انکار نکنیم.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات