سیدعلی دوستی موسوی
آغاز جنگ گاز میان روسیه و اکراین که با پافشاری کرملین روی قیمت 230 دلاری پیشنهادی خود از 2 روز پیش آغاز شده است، باعث آشکار شدن واقعیتهای پیشروی مدیران و برنامهریزان اقتصاد انرژی کشور میشود که با اتکا به آن میتوانند از این مجادله به عنوان فرصتی طلایی برای تامین منافع اقتصادی کشور استفاده کنند.
جنگ گاز بیش از آنچه تصور میشد، در اروپا و آمریکا بازتاب و نگرانی داشت؛ به طوری که بیشتر کشورهای مهم نظیر انگلیس، فرانسه، آلمان، لهستان، ایتالیا، اتریش، مجارستان و... با نگرانی به شهروندان خود درباره کمبود گاز مصرفی و افت فشار در زمستان سرد اروپا که اواسطه اکراین از روسیه تامین میشود هشدار دادند و آن را شروعی نامبارک برای سال جدید میلادی دانستهاند. به عنوان مثال وزیر انرژی انگلیس اذعان کرده است که قیمت سوخت در این کشور افزایش خواهد یافت و خانوادههای انگلیسی مجبور به پرداخت پول بیشتری در این خصوص میشوند. همچنین یکی از مسئولان بخش انرژی آلمان نیز به شهروندان این کشور هشدار داد زمستان سختی را پیش رو دارند و قیمت گاز در این کشور افزایش خواهد یافت. در لهستان، چک، اسلواکی و مجارستان نیز به مردم توصیه شده از نفت به جای گاز استفاده کنند.
طبق پیش بینی مقامهای اروپایی، جنگ گاز دست کم تا ماه مارس (اسفند – فروردین) که اوایل بهار است ادامه خواهد داشت؛ اما تحلیلگران اقتصادی بخوبی میدانند که آثار و منفی و روانی این جنگ بر افکار عمومی اروپا تا سالها ادامه دارد. چرا که ثبات تامین انرژی اروپا بشدت نزد شهروندان قاره سبز متزلزل شده است و احتمالا آنان به دولتهایشان فشار خواهند آورد تا در آینده از وابستگی صرف به گاز روسیه که سابقه ایدئولوژیک و سیاسی خوبی نیز با غرب ندارد. بشدت بکاهند و به منابع جدید و مطمئنتر تامین گاز رو بیاورند.
این منابع کجاست؟ روشن است؛ ایران، قاطعانه میتوان گفت هیچ جایگزینی مطمئنتر از گاز ایران برای قاره سبز پیدا نخواهد شد. هم اکنون منابع مطمئن گاز ایران برای قاره سبز پیدا نخواهد شد. هم اکنون منابع مطمئن گاز در اروپا از میان رفته است. به عنوان مثال انگلستان به دلیل بهرهبرداری زیاد. منابع گاز خود را در دریای شمال از دست داده و دیگر از نظر انرژی خودکفا نیست و در زمستانها نیازمند واردات است. دیگر کشورها نیز کم و بیش همین وضعیت را دارند؛ به طوری که آلمان هم با 3 خط لوله تنها بخشی از گاز خود را از نروژ و هلند و بخشی معادل 7 درصد را از انگلستان نیازمند به گاز وارد میکند!
لذا اکنون برگ برنده در دستان ایران است تا در این میان طرحهای معوق مانده خود برای صادرات گاز به اروپا را از طریق ترکیه تا بندر بام گارتن اتریش و تغذیه بیشتر کشورهای اروپایی را به جریان انداخته و نهایی کند و هم به بازاریابی جدید و وسیع گاز با توجه به نیازهای جدی ایجاد شده در تمام نقاط جهان و از جمله شبه قاره هند دست بزند همچنین جنگ گاز، اتفاقاً حربه گاز را در اختیار مدیران کشور قرار داده است تا از دیپلماسی اقتصادی برای دستیابی به اهداف سیاسی کشور استفاده کنند فرصت طلایی گاز، فرصتی نیست که همیشه ایجاد شود، امید است برنامهریزان کشور به این ماجرا به دید استراتژیک نگاه کنند و سومین دارندة ذخایر گازش جهان را از فرصتی چنین طلایی بهرهمند سازند.