هادی جرئوقیان
زمانی که نام آفریقای جنوبی در مذاکرات هستهای ایران مطرح شد، خیلیها در جهان متعجب شدند. بسیاری باور نمیکردند یک کشور «آفریقایی» به جایگاهی از پیشرفت رسیده است که میتواند در مورد مسائل و سوخت هستهای به «ما» کمک کند. این موضوع به پیشینه ذهنی ایرانیها از آفریقا و ناشناخته بودن این قاره برای ما باز میگردد.
به همین دلیل، در این نوشته، نگاهی هر چند کوتاه به رابطه آفریقای جنوبی و پرونده هستهای کشورمان و نیز سود و زیان احتمالی طرفین خواهیم داشت.
پرتجربه
باید بدانیم آفریقای جنوبی در زمینه میانجیگری برای رفع اختلافات کشورهای آفریقایی تجربه بسیاری دارد. تلاش این کشور برای برطرف کردن مشکلات کشورهای قاره سیاه به اصلی باز میگردد که «نلسون ماندلا» و تعدادی دیگر از بزرگان معاصر آفریقا به آن اعتقاد دارند. آنان معتقدند مشکلات سیاس قاره آفریقا باید به دست خود آفریقاییها حل و فصل گردد زیرا تجربه چند صد ساله تاریخ این قاره ثابت کرده است دخالت هیچ سفیدپوست استثمارگری به سود سیاهان نیست.
دولتهای ماندلا و «تابوامبکی» (رؤسای جمهوری سابق و کنونی آفریقای جنوبی) تلاشهای بسیاری برای حل معضلات آفریقا انجام دادهاند. این کوششها پس از شروع ریاست جمهوری امبکی در سال 1999 گسترش بیشتری پیدا کرده است. امروز، آفریقای جنوبی، یکی از کشورهای مؤثر در طرح «مشارکت جدید برای توسعه آفریقا» (موسوم به نپاد) و شخص امبکی نیز یکی از بنیانگذاران اصلی اتحادیه آفریقا به شمار میآیند.
رئیس جمهوری فعلی آفریقای جنوبی تلاش کرده است تا در هر اختلافی که میان آفریقاییها در سرزمینشان پدید میآید، به عنوان واسطه، حضوری فعال داشته باشد. حال، این دخالت یا با ورود مستقیم شخص امبکی به ماجرا بوده و یا نماینده ویژهای را منصوب کرده است. برای نمونه، میتوان از بحرانهای روآندا و جمهوری دموکراتیک کنگو (زئیر سابق) نام برد.
باید اشاره کرد با اینکه نتایج این دخالتها متفاوت بوده، اما در بسیاری موارد، سرانجام مثبتی داشته است به عنوان مثال، در قضیه صلح کشور بوروندی، رؤسای جمهور 3 کشور سواحیلی، به اضافه معاون رئیسجمهور آفریقای جنوبی پس از نشستهای متوالی، سرانجام توانستند با برگزاری انتخابات در سال 2005، به جنگهای 12 ساله داخلی بوروندی پایان دهند و صلح را به این کشور آفریقایی بازگردانند.
در موارد معدودی نیز دخالتهای آفریقای جنوبی سرانجام خوبی نداشت.
به عنوان نمونه، در اختلافات داخلی ساحل عاج، شورشیان این کشور که به «نیروهای جدید» معروف هستند، درخواست تابوامبکی برای وساطت میان شورشیان و دولت کنونی ساحل عاج را رد کردند. مخالفان اعلام کردند که رئیس جمهوری آفریقای جنوبی قصد بهرهبرداری سیاسی از موضوع میانجیگری را دارد. البته پس از آن، اختلافات به شدت بالا گرفت، به طوری که انتخابات ریاست جمهوری ماه گذشته میلادی در ساحل عاج به تعویق افتاد.
بنابراین میتوانیم مطمئن باشیم آفریقای جنوبی از این تجربیات گرانبها در مذاکرات هستهای ایران، نهایت استفاده را خواهد برد.
بیتجربه
باید بدانیم آفریقای جنوبی هر قدر میانجیگر خوبی در قاره سیاه است، هیچ گونه تجربه بینالمللی در این زمینه ندارد. به بیان سادهتر، پرونده هستهای ایران، «اولین» تجربه مهم بینالمللی برای واسطهگری آفریقای جنوبی به حساب میآید که این موضوع میتواند مزایا و معایبی برای ایران به همراه داشته باشد. شاید مهمترین حسن قضیه، آن است که آفریقای جنوبی «تمام» تلاش خود را به کار خواهد گرفت تا مسأله هستهای کشورمان فرجام خوبی داشته باشد و این کشور آفریقایی از اولین آوردگاه جهانی خود سربلند بیرون آید.
آفریقای جنوبی در عمل هم نشان داد به این رویه پایبند است. هنگامی که سخنان ضد صهیونیستی رئیس جمهوری اسلامی ایران در همایش «جهان بدون صهیونیسم» با واکنش منفی اروپا، شورای امنیت و برخی کشورهای جهان مواجه شد و دولتهای روسیه، بلژیک (مقر اصلی اتحادیه اروپا) به همراه سه کشور اروپایی طرف مذاکرات هستهای، سفیران ایران در کشورهای خود را فراخواندند و علیه اظهارات محمود احمدینژاد موضع گرفتند، آفریقای جنوبی شتابزده عمل نکرد.
با وجود آنکه ارتباط خوبی میان رژیم صهیونیستی و آفریقای جنوبی جریان دارد و حتی در سال گذشته میلادی، معاون نخستوزیر اسرائیل به این کشور آفریقایی سفر کرد، اما سخنگوی وزارت امور خارجه آفریقای جنوبی اعلام کرد: کشورش این گفته آقای احمدینژاد را که اسرائیل باید از صفحه روزگار پاک شود، محکوم نخواهد کرد (روزنامه شرق، سهشنبه 10 آبان 1384).
به این ترتیب، دولت آفریقای جنوبی ثابت کرد سخت به دنبال موفقیت در مذاکرات هستهای ایران است؛ حتی اگر به قیمت شکستن خطوط قرمز دیپلماسی باشد.
از سوی دیگر، باید امیدوار باشیم کمتجربگی آفریقای جنوبی باعث برهم زدن معادلات ایران نشود، زیرا پیشینه هستهای این کشور با چین و روسیه (دیگر تازه واردان احتمالی مذاکرات هستهای) متفاوت است. اگر روسیه شریک اصلی برنامههای هستهای جمهوری اسلامی ایران به شمار میآید، چین نیز تجربیات مفیدی از پرونده هستهای کره شمالی اندوخته دارد.