مقامات مسئول در واشنگتن مدتی است آژانس بینالمللی انرژی هستهای را تحت فشارگذاشتهاند تا برنامه هستهای ایران را در «تناقض» با تعهدات این کشور در پیمانهای این آژانس اعلام کرده و ایران را دارای تسلیحات هستهای بداند. این لحن شدید علیه تهران، برنامهای را در کانون توجه قرار داده که هیچ کس در واشنگتن نمیخواهد به صراحت درباره آن حرفی بزند. این برنامه همان برنامه تسلیحات هستهای اسراییل است.
حقیقت آن است که دنیا خوب به یاد میآورد که اکثر برنامههای تسلیحاتی خاورمیانه در پاسخ و واکنش به برنامه تسلیحاتی هستهای اسراییل شروع شد. این برنامه در اوایل دهه 1950 آغاز شد و با تولید یک بمب در سال 1968 به ثمر نشست. اسراییل اکنون بین صد تا دویست سلاح هستهای انبار شده از تسلیحات شیمیایی و یک برنامه تسلیحات میکروبی دارد که ممکن است تاکنون چندین محصول تسلیحاتی بیرون داده باشد.
این که کسی مطلب چندانی درباره برنامههای{تسلیحاتی و هستهای}اسراییل نمیداند جای تعجب چندانی ندارد. در گزارشهای سالانه و نیمسالانهای که کنگره آمریکا از آژانسهای اطلاعاتی این کشور درباره فعالیت تسلیحاتی و هستهای کشورهای خارجی طلب میکند، هیچگاه نامی از اسراییل برده نمیشود. در این گزارشها جزییات فعالیتهای تسلیحاتی کشورها و همچنین استفاده آنها از تجهیزات و تکنولوژی با مصارف دوگانه و مفید برای تولید تسلیحات کشتارجمعی آورده میشود. اما هیچگاه اشارهای به فعالیتهای اسراییل نشده و نمیشود.
سرویسهای اطلاعاتی آمریکا ارزیابی خود را درباره فعالیتها و برنامههای ایران، کره شمالی، هند، پاکستان و دیگر کشورها ارائه میکنند، اما اسراییل (و مصر) همواره در این گزارشها از قلم میافتند. این الگویی است که در دولتهای مختلف تکرار میشود.
در گزارش سال 2003 مرکز اطلاعات نیروی هوایی و فضایی آمریکا درباره تهدید موشکی کروز و بالستیک، نام 18 کشور دارای این موشکها از جمله بلغارستان، پاکستان، ترکمنستان، یمن و مصر که همگی از همپیمانان آمریکا هستند دیده میشد اما نشانی از اسراییل وجود نداشت.
این در حالی است که اسراییل تنها رژیم خاورمیانه است که تسلیحات هستهای و موشکهای میانبرد دارد و میتواند آن را تولید کند.
غفلت عمدی
البته آمریکا، اسراییل را تهدیدی نمیبیند، اما دیگر کشورهای منطقه این رژیم را تهدیدی برای خود میدانند. همه اصل موضوع هم همین است. آمریکا با نادیده گرفتن برنامههای (تسلیحاتی) اسراییل به نام حمایت از مردم اسراییل در حقیقت فقط خطر را بیشتر میکند.
خاورمیانه عاری از سلاح هستهای
روشن است که اسراییلیها در منطقهای که هیچ عضو دیگر آن سلاح هستهای نداشته باشد راحتتر از منطقهای هستند که بسیاری از کشورهای آن دارای چنین سلاحی باشند.
به همین دلیل در قطعنامههای پیدرپی سازمان ملل، خاورمیانهای عاری از سلاح هستهای درخواست میشود.
آمریکا،اسرائیل و کشورهای عربی همگی از این هدف حمایت میکنند. در حقیقت در دهه 1990، گفتوگوهای منطقهای درباره همین موضوع خاورمیانه عاری از سلاح هستهای، پیشرفت چشمگیری هم داشت. اما با فروپاشی روند صلح اسراییل و فلسطینیها، این مذاکرات هم نیمهتمام رها شد.
تغییر سیاست آمریکا
آنچه تاکنون گفته شد مربوط به زمان گذشته است. اکنون سیاست آمریکا مبتنی بر فرضیه متفاوتی است. هدف این سیاست اکنون از میان برداشتن «رژیمهای شرور»ی است که به دنبال زرادخانههای مرگبار هستند و همزمان تحمل حتی تشویق داشتن این زرادخانهها در کشورهایی است که با عنوان «مسئول» در برابر لقب «شرور»، همپیمان آمریکا هستند و این سیاست به صورت محدود و تدریجی مانند عراق جواب میدهد، اما به طور سیستماتیک عملی نیست چون انگیزه تکثیر هستهای به رژیمهای خاص محدود نمیشود. موضوعات مربوط به تکثیر هستهای هم در دموکراسیها پیش میآید و هم در دیکتاتوریها، حتی اگر تحولات دموکراتیک سراسر خاورمیانه را دربربگیرد، رژیمهای جدید باز هم به دنبال تسلیحات هستهای خواهند بود چون اسراییل چنین توانایی دارد. تا وقتی که اسراییل چنین تسلیحاتی دارد میل به داشتن برنامه تسلیحات هستهای در رژیمهای خاورمیانه وجود خواهد داشت.
برنامه هستهای ایران در زمان حکومت شاه و در سال 1958 شروع شد؛ اولین راکتور کمکی آمریکا هم در سال 1967 در این کشور شروع به کار کرد.
این برنامه در دولتهای بعدی در ایران هم ادامه خواهد یافت مگر آن که ساختار و پویایی خاورمیانه به طور کلی تغییر کند.
اگرچه نگرانیهای امنیتی واقعی که انگیزه و عامل به وجود آمدن برنامه هستهای اسراییل بوده، قابل بررسی و انکارناپذیر است. اما این را نباید از نظر دور داشت که اکنون زمان مناسبی است برای آن که از جنگ پیشگیرانه در عراق و پیامدهای آن به عنوان تضمینی برای اجتناب از یک جنگ دیگر استفاده شود. اکنون زمان آن رسیده که آمریکا از همه توان خود برای به اجرا درآوردن سیاست دیرینهاش در تبدیل کردن خاورمیانه به منطقهای عاری از سلاح هستهای استفاده کند.
سلاح هستهای غیرضروری
هیچ کس مسائل امنیتی جدی پیشروی اسراییل را انکار نمیکند. اما آنچه روشن است اینکه تسلیحات هستهای ربطی به این کشمکش ندارد و تأثیری هم در آن نخواهد داشت.
آنچه در چرخه درگیری میان اسراییل و فلسطینی نادیده گرفته شده این است که اسراییل هیچگاه تا این اندازه از ناحیه تهدیدات خارجی در امنیت نبوده است. نیروهای متعارف این رژیم به راحتی میتوانند ارتشهای عربی را شکست دهند. حکومت عراق، یکی از مخالفان اصلی منطقهای آن اکنون دیگر وجود ندارد.
نیروهای سوریه از لبنان عقبنشینی کردهاند و طالبان از صحنه قدرت در افغانستان برکنار شده است. شوروی هم دیگر وجود ندارد که ارتشهای عربی را در مقابل موجودیت اسراییل تشویق و تجهیز کند. این در حالی است که قوای نظامی آمریکا در منطقه بسیار قابل توجه است.
بنابراین اسراییل کمتر از گذشته به تسلیحات هستهای نیاز دارد و همزمان در جلوگیری از دسترسی دیگر قدرتهای منطقه به تسلیحات هستهای هم منافع زیادی دارد.
کشورهای عرب و مسلمان اکنون براین باورند که صحت بدگمانیشان نسبت به اهداف منطقهای آمریکا به اثبات رسیده چون در شرایطی که هیچ سلاح هستهای، شیمیایی و میکروبی در عراق پیدا نشده، تهدیدات برای سرنگونی دیگر دولتهای منطقه ادامه دارد.
بهرغم پیشرفت اخیر در روابط بین اسراییل و فلسطینیها، بسیاری هنوز درباره تعهد بوش به حل این موضوع از طریق مذاکره تردید دارند.
آمریکا به جای صحه گذاشتن بر این بدگمانیها باید نادرستی آن را از طریق اتخاذ سیاستی به اثبات برساند که همه تسلیحات غیرمتعارف در خاورمیانه را تهدیدی برای صلح و ثبات منطقه بداند.
اکنون دیگر همه درباره بمبهای مخفی اسراییل میدانند. بیرون کشیدن این بمبها از درون انبارهای مخفی و استفاده از آن به عنوان بخشی از یک توافق منطقهای میتواند تنها راه مانع شدن از تلاش دیگر کشورها برای ساخت بمب باشد. این کار آسانی نیست و دستیابی به چنین توافقی سالها طول میکشد. به همین دلیل نباید زمان را از دست داد.