حسن رشوند
واژه امنیت دستهجمعی عبارت است از اتخاذ یکسری تدابیر توسط گروهی از کشورها به منظور جلوگیری از تجاوز یک کشور خارجی که براساس آن هم کدام از کشورهای عضو سازمان ملزم به مشارکت در اقدام دستهجمعی علیه کشور متجاوز باشند. تحلیلگران سازمانهای بینالمللی معتقدند که توانایی یک سازمان در برقراری امنیتی کشورهای عضو سازمان، یکی از اساسیترین وظایف هر سازمان محسوب میگردد. عدم موفقیت یک سازمان در برقراری ترتیبات امنیتی مناسب که جلوی هرگونه تجاوز خارجی به کشورهای عضو را سد نماید، یکی از نقاط ضعف اجتنابناپذیر یک سازمان خواهد بود که موجب از هم گسیختگی سازمان خواهد گردید وکشورهای عضو را وادار خواهد نمود تا از طرق دیگری درصدد تامین امنیت خود برآیند. با این استدلال میبینیم که سازمان کنفرانس اسلامی در جهت برقراری یک سیستم امنیت دستهجمعی برای کشورهای عضو خود موفق نبوده است، هر چند علیرغم اینکه در تمام اجلاسهای این سازمان به نوعی اشاره به امنیت کشورهای عضو شده است ولی هیچگاه کشورهای عضو سازمان کنفرانس اسلامی مقوله امنیت دستهجمعی را جدی نگرفته و چه بسا خویش ناقض همان تصمیمات غیر کاربردی و شعاری بودهاند.
اگر بپذیریم که دو مقوله مهم 1- ایجاد یک محیط منطقهای که تضمین کننده امنیت کشورهای عضو سازمان باشد. 2- به کارگیری و یا استفاده از ابزارها و اقدامات ویژه علیه کشورهای دشمن، در اولویت امنیتی سازمان کنفرانس اسلامی قرار دارد، باید اذعان کرد رفتارهای فردی و یا گروهی برخی کشورهای عضو این سازمان با روح چنین امنیتی در تضاد است. موید این دیدگاه، رفتار تضادآمیزی است که در پایان هفته گذشته کشورهای عضو شورای همکاری خلیج فارس در اجلاس اخیر خود نسبت به جزایر سهگانه جمهوری اسلامی ایران در بیانیه پایانی ابراز نمودند. رفتارهایی از این دست، گویای آن است که مقوله امنیت دستهجمعی که مورد تاکید اعضای سازمان کنفرانس اسلامی است، برای اعضای شورای همکاری خلیج فارس که از جمله کشورهای تاثیرگذار این سازمان به حساب میآیند، چندان معنادار نیست و این امنیت که از مهمترین محورهای اجلاسهای اخیر در سازمان کنفرانس اسلامی به شمار میآید، جدی گرفته نشده و شاید هیچگاه هم جدی گرفته نشود. با توجه به نکاتی که گفته شد به نظر میرسد سازمان کنفرانس اسلامی دچار یک پارادوکس شده است و تا زمانی که این پارادوکس در سازمان رفع نگردد، باید انتظار داشت کشورهای عضو فراتر از تصمیمات سازمانی اهدافی را تعقیب کنند که با روح حاکم در اجلاسهای کنفرانس اسلامی همخوانی ندارد. چگونه میتوان انتظار داشت سازمانی که اعضای آن در کمتر از دو هفته مفاد اجلاس مکه را در یک سازمان فرعی همچون شورای همکاری خلیج فارس نقض میکنند و تمام تعهدات را زیرپا میگذارند، قادر باشد از حقوق کشورهای عضو سازمان در مقابل دشمن مشترکی همچون رژیم صهیونیستی دفاع کند؟ هر چند در اجلاس شورای همکاری خلیج فارس شاهد دفاع از حقوق هستهای ایران و مخالف با تسلیحات هستهای رژیم صهیونیستی بودیم، ولی یقینا با توجه به گنجاندن برخی جملات واهی و ناصواب همچون «بازپس دادن جزایر سه گانه ایرانی به امارت متحده عربی» نمیتوان چندان به موضعگیری در مقابل تسلیحات هستهای رژیم صهیونیستی و حمایت از فرآیند صلحآمیز هستهای ایران که کشورهای عضو این شورا بدان تاکید کرده بودند، خوشبین بود. به نظر میرسد برخی کشورهای عضو سازمان کنفرانس اسلامی هنوز سخنان رییسجمهور در اجلاس فوقالعاده سران را باور نکردهاند و مصر هستند در را بر همان پاشنهای بچرخانند که تاکنون چرخاندهاند. از همین روست که همواره جملات بیاساسی را که بارها پاسخ آن را دریافت کردهاند در بیانیههای خود مطرح میکنند. با چنین دیدگاهی، چگونه میتوان امیدوار به موضعگیری واحد اعضای سازمان کنفرانس اسلامی در مقابل رژیم صهیونیستی و یا امنیت دستهجمعی برای اعضای این سازمان بود؟