تاریخ انتشار : ۱۹ مهر ۱۳۹۱ - ۰۸:۲۷  ، 
کد خبر : ۵۲۴۰۴

اسرائیل؛ استعمار جدید در آفریقا


به قلم: دکتر ابراهیم محمداحمد بلوله / دانشیار دانشگاه بین‌المللی خارطوم
مترجم: حجت‌الاسلام و المسلمین سید نعمت‌الله قادری ـ رئیس مرکز مطالعات آفریقای وزارت امور خارجه
جالب توجه است که بانک جهانی با سرمایه‌گذاری دو پروژه دیگر در اتیوپی بدون هیچ شرطی دایر بر اینکه اتیوپی رضایت سایر کشورهای حوزه رود نیل را جلب کند موافقت کرد که جلب رضایت سایر کشورهای کناری رود نیل و استفاده همه از آب آن مبتنی بر قوانین بین‌المللی است که این گونه توافق بانک جهانی با اتیوپی منافع دو کشور مصب، یعنی مصر و سودان را در معرض خطر قرار می‌دهد.31 طبعاً تا زمانیکه آب رود نیل مورد بهره‌برداری قرار گیرد به صورت ابزار چالش سیاسی از سوی اتیوپی با مصر و در مواردی علیه سودان بکار گرفته خواهد شد.
در اینجا موضوع سدهای اتیوپی در وضعیت فعلی و گذشته مطرح می‌گردد که اتیوپی خواستار لغو حق امتیاز تاریخی مصر بر آب رود نیل و در پی القای توانمندی اثرگذاری سهم مصر بر آب نیل است. این کشور موافقت‌نامه‌ای که بین مصر و سودان در سال 1959 به امضا رسید مردود می‌داند. موضوعی که بصورت جدی مطرح می‌گردد محدود کردن سهم مصر از آب رود نیل است. اما سودان از رود نیل بصورت اهرم فشاری علیه مصر استفاده می‌کند اما از این اهرم فشار فقط در مواقع بحرانی در روابط فیمابین بهره می‌برد که آخرین آن مربوط به موافقتنامه بین مصر و اتیوپی در سال 1993 بود که دو کشور به همکاری مشترک از آبهای رود نیل مربوط می‌شد.32
بنظر می‌رسد اتیوپی بدون توجه به سایر کشورهای حوزه رود نیل به شدت علاقه‌مند به تغییر وضعیت موجود است و تهدیدی بالقوه بحساب می‌آید بطوری که برای این کشورها هیچگونه حقی و سهمی از آب رود نیل قائل نیست. از این رو اتیوپی بین رژیمهای سیاسی این کشورها اختلاف ایجاد می‌کند.
بدون تردید نقش بریتانیا و سیاست‌هایش نسبت به آبهای رود نیل و ارتباط مصر این سیاست باعث برانگیخته شدن پیچیدگیها و حساسیتهای زیاد و کنشها و واکنشهای سیاسی در منطقه حوزه رود نیل شده است. بطوری که انقلاب 1955 مصر را نمی‌توان آغاز مرحله نوینی برای تحولات منطقه‌ای شمرد اما این حرکت را می‌توان در تاریخ روابط سیاسی کشورهای یاد شده با کشورهای اطراف، بخصوص اتیوپی دانست. هر چند که این اثرگذاری دارای جنبه‌های منفی بود بطوری که مصر با اتخاذ تصمیم قاطعانه مبنی بر ساخت سد عالی بر روی نیل بدون مشورت با کشورهای همسایه و مرتبط با رود نیل و با امضای قراردادی میان قاهره و خارطوم در سال 1959 بار دیگر باعث ترس و وحشت و پیچیدگی اوضاع در کشورهای منطقه گردید.
این حرکت، اتیوپی را بر آن داشت تا مجموعه‌ای از اقدامات را جهت مقابله با آن سیاست به عمل آورد که در راس آن امضای موافقتنامه با واشنگتن بود که به موجب آن ایالات متحده می‌تواند تحقیقات کاملی بر روی رود نیل در اتیوپی جهت ایجاد چندین سد برای کشاورزی و تولید برق انجام دهد. همچنین اتیوپی با پذیرش سرکنسول اسرائیل در سال 1950 میلادی روابطش را با رژیم صهیونیستی توسعه داد. مناسبات دوجانبه اتیوپی با مصر تحت تاثیر تصمیمات اخیر دو کشور قرار گرفته بود و اتیوپی از بحران آب به عنوان یک اهرم فشار استفاده می‌کرد. با وجود آنکه ساختن سد در آن مقطع بر بهبود اقتصاد اتیوپی و پروژه‌های ناتمام صنعتی و اقتصادی اتیوپی بی‌تاثیر بود، اما به لحاظ سیاسی و استراتژیک، قابل توجه ارزیابی می‌شد.33
اما وضع سودان متفاوت بود. برخی از معترضین و تحلیلگران سودانی بر موافقتنامه 1951 اشکالاتی وارد می‌کردند و مشروعیت و قانونی بودن آن را زیر سئوال می‌بردند چرا که معتقد بودند این موافقتنامه در زمان حکومت نظامی سرلشکر ابراهیم عبود امضا شده و فاقد مشروعیت ملی می‌باشد. همچنین میزان سهم آب سودان و نیز غرامت مالی که به جهت زیر آب رفتن زمین‌های حاصلخیز و مرغوب سودان (اراضی حلفا) در نظر گرفته شده، ناچیز و ناعادلانه است.34 ولی دولت مصر نسبت به این موضوع دو موضع و جهت‌گیری مطرح کرد.
موضع‌گیری‌ اول: وزارت خارجه مصر
این موضعگیری توسط بعضی از مسئولین وزارت خارجه مصر مطرح می‌شد مبنی بر اینکه مصر از حقوقش از آب‌های رود نیل به هیچ عنوان کوتاه نخواهد آمد و به معاهدات بین‌المللی در این‌باره پایبند است. با قطع نظر از موضع بقیه نیروهای ذینفع که خواستار تغییر این معاهدات بودند به این دلیل که این پیمانها و قراردادها در عصر استعماری منعقد شد.
بنابراین برای کشورهای آفریقایی در حال حاضر تعهدآور و الزام‌آور نیست. از مهمترین موافقت‌نامه‌ای که حقوق مصر را در آبهای رود نیل روشن می‌سازد موافقت‌نامه آبهای رود نیل سال 1925 است که بین مصر و سودان از زمان اشغال دوم منعقد شد که این موافقت‌نامه بر ضرورت مراعات کامل منافع آبی مصر و متضرر نشدن حقوق طبیعی مصر از آبهای رود نیل صراحت دارد. همچنین موافقت نامه آب رود نیل در سال 1959 است که بین مصر و سودان منعقد گردید.
موضع دوم: وزارت آب‌یاری مصر
این جهت‌گیری اصولا معتقد است که رودخانه نیل زمین‌های مناسب و حاصل‌خیزی را برای کشورهای پیرامونی رود نیل در بردارد و امکانات زیادی وجود دارد که تاکنون از سوی این کشورها مورد بهره‌برداری قرار نگرفت که این امکانات کفاف همه کشورها را می‌نماید .بنابراین دلیلی برای اختلافات بین کشورها وجود ندارد.
برای اینکه این همکاری صورت گیرد حتماً باید گفتمان دارای موضوعیت باشد و نیازهای تمام طرفهای ذینفع، مورد توجه قرار گیرد. این موضعگیری حق هر کشوری را برای تحقق توسعه در سرزمینش برای حل مشکل کنونی و آینده برسمیت می‌شناسد مشروط بر اینکه به حقوق اساسی سایر کشورهای حوزه رود نیل به خصوص دو کشوری که در دهانه و ریزش رود نیل قرار دارند و همیشه از کمبود باران رنج می‌برند آسیبی نرسد. این موضعگیری همکاری در اجرای برنامه‌های رشد و توسعه را بین کشورهای حوزه رود نیل بجای اختلافات و تنش مطرح می‌سازد.35
قابل توجه است که اسرائیل با راه انداختن جنگ سرد در رابطه با رود نیل و با تشویق و تحریک کشورهای حاشیه رود نیل بر این موضوع تاکید می‌کند که مصر با استفاده بیش از حد از منابع آبی رود نیل و ارسال آن به «سینا»، به کشورهای حوزه رود نیل ظلم می‌کند. در رابطه با سودان نیز آن کشورها را علیه خارطوم تحریک می‌کند که سودان بخاطر رویکرد صریح اسلامیش امنیت و ثبات آفریقا را تهدید می‌نماید.
همچنین اسرائیل با کمک‌های نظامی امنیتی به جنبشها و سازمانهای مخالف دولتها باعث گسترش مشکلات در این کشورها می‌گردد به علاوه با تحریک اختلافات موجود بین کشورها، منطقه را در جنگ و خرید سلاح غوطه‌ور می‌سازد از این طریق بر سرنوشت منطقه تسلط یافته و مراکز قدرت را محاصره و در تصمیمات آن مرکز سلطه و نفوذ داشته باشد.36
شاخص‌ها و رویکرد اسرائیل به سوی آفریقا
شاید گفته شود که مجموعه مختلفی از شاخص‌ها و اسباب که وزن هر یک نسبت به دیگری در همان مرحله متفاوت است وجود داشته باشد. چنانکه اهمیت هر یک از آن شاخصها و ادامه آن در مرحله‌ای نسبت به مرحله دیگر تفاوت پیدا کند ولی از مجموع آن شاخص‌ها به شش شاخصه و رویکرد اساسی و بنیادی اسرائیل به آفریقا اشاره می‌شود:
1- اقلیتهای یهود در آفریقا
در صورتیکه شاخصها و اهداف رویکرد اسرائیل در رابطه با اقلیتهای یهودی آفریقا را مورد بحث قرار نمی‌دهیم ضروری است که اهمیت این اقلیت از دو بعد مورد تاکید قرارگیرد. یکی از این نظر که حدود 80% از مجموع ساکنین سرزمین اشغالی از مهاجرین آفریقا می‌باشند (براساس آمار سال 1970)37 ممکن است گفته شود که اهمیت موضوعی این مساله از اهمیت جمعیتی و عددی آن به مراتب بیشتر است زیرا در صورتی که به این موضوع توجه شود که از سال 1948 تا سال 1967 بتدریج مهاجرت رو به افزایش نهاده است این سالها (1948-1967) به طور مشخص سالهای تثبیت ساختار شهرک‌نشینی صهیونیست در فلسطین براساس مفاهیم ایدئولوژیک صورت گرفته است.
جهت دوم اینکه اقلیتهای یهودی بطور نسبی در تعداد زیادی از کشورهای آفریقایی به خصوص آفریقای جنوبی، اتیوپی، زیمبابوه، کنیا و زئیر تاثیرگذارند.38 شکی نیست که اهمیت این اقلیتها از جهت اندازه و تاثیرگذاری در صورتی که مورد توجه قرار گیرد دارای وضعیت اجتماعی ممتازی در داخل کشورهای آفریقایی به استثنای آفریقای جنوبی و زیمبابوه نسبت به تعداد قبائل و سایر اقلیتها به علاوه کم بودن ساکنین این کشورها می باشند. در این خصوص گولد مایر بردرک مسئولیت اساسی اقلیتهای یهودی تاکید کرده و می‌افزاید:
اسرائیل باید جهت مقابله با کشورهای عربی در داخل مرزهایش و نیز در صحنه بین‌المللی برای کشف راههای جدیدی که آن را از نفوذ در محاصره تحمیلی بر خود فائق آورد، کوشش فوق‌العاده انجام دهد. چرا که برای اسرائیل هم‌پیمان‌های صمیمی و برادرانه در بین یهودیان جهان وجود دارد. طبیعی است که از مسئولیت‌های مهم و اساسی برای هیات‌های دیپلماتیک اسرائیلی در آفریقای جنوبی عمل کردن به توسعه روابط بین اسرائیل و یهود آنجا می‌باشد.
در واقع مسئولیتی که اسرائیل نسبت به اقلیتهای یهودی دارد و متقابلاً وظایفی که اقلیتهای یهودی نسبت به اسرائیل دارند کم نیست39 به طور مثال نمایندگان دیپلماتیک اسرائیل در آفریقای جنوبی بر جذب داوطلبان یهودی که خدمت نظام وظیفه آنان پایان یافت اقدام می‌نمایند. به علاوه از طریق دستگاه صهیونیستی به سامان‌دهی جمع کردن خیرات و مالیات بر درآمد مبادرت می‌ورزند که این اقدام به خصوص در آفریقای جنوبی صورت می‌گیرد.
به غیر از تحرکات و فعالیتهای فوق هیات‌های دیپلماتیک، بازدید یهودیان آفریقای جنوبی را از اسرائیل ترتیب می‌دهند و کوشش می‌نمایند که ارتباط این اقلیتها با هیات دیپلماتیک، تثبیت، تحکیم و توسعه یابد (تا اینکه هر یک از این یهودیان نماینده روح حاکم بر اسرائیل و بازتاب‌دهنده دست‌آورهای آنان و مبین گویش هیات دیپلماتیک باشند).40 آن گونه که لیواشکول اظهار داشت: آفریقای‌های ساکن اسرائیل به جهت تعدد کشورهای مبداء، این امکان را برای وزارت امور خارجه اسرائیل بوجود می‌آورد تا درک بهتری نسبت به مشکلات و شرایط این کشورها داشته باشد.
همچنین دستگاه اطلاعاتی اسرائیل آمادگی پیدا می‌کند تا به راحتی شخصیت‌های تاثیرگذار آفریقا را در کشورهای آفریقایی برای بکار گرفتن در مسیر اهداف اسرائیل شناسایی نماید. جالب اینکه این اقدام، بازتابهای متضاد و تند یهودیان سایر کشورهای غیر آفریقایی را به همراه ندارد. ساکنین آفریقایی اسرائیل در حدی نیستند که بر سیاست خارجی اسرائیل در آفریقا تاثیرگذار باشند.
یعنی عامل اقلیتهای یهودی در قاره آفریقا حداقل دارای اهمیت برابر با دیگر قاره‌ها در سیاست خارجی اسرائیل است ولی با این همه عوامل و دلایل دیگری وجود دارد که اهمیت بیشتری به آفریقا داده شود. شاید در صدر آن عامل همگرایی جغرافیایی و در نتیجه برقراری روابط مستقیم و سریع با کشورهای آفریقایی است و این مزیت و عامل مثبتی است که در حالت تساوی بین قاره آفریقا با سایر قاره‌ها وجود دارد یا دست کم آفریقا از این نظر با اهمیت تلقی می‌گردد.41
2- همگرائی جغرافیائی
اعتراف به اهمیت همگرائی جغرافیائی از نظر اسرائیل در توانمندیهای شناخته شده یا تاثیرگذاریهای نهان تجلی می‌یابد. اهمیت آفریقا از نظر اسرائیل در حد اقدامات ایستا تعریف نمیشود بلکه درآمدی برای حرکتهای گسترده دیگری مورد نظر است که بنیادهای سیاسی اسرائیل را از دو جنبه رقم میزند.
1- نیازهای اقتصادی اسرائیل بخصوص بعد از آغاز برنامه‌های به شدت صنعتی کردن اسرائیل در سال 1955 میلادی که نیازهای اسرائیل در زمینه بازار یا مواد خام یا پالایش جلوگیری از تحریم اعراب تشدید گردید.
2- مقتضیات امنیت اسرائیل که این مسئله به صورت ویژه از انقلاب یمن در سال 1962 و نقش مصر در آن انقلاب؟
اهمیت استراتژیک دریای سرخ که رکن اساسی برای اسرائیل در آفریقاست مورد توجه قرار گرفت و بازتاب آن باعث تحکیم روابط بین اتیوپی و اسرائیل و توسعه حجم همکاری بین این دو به خصوص با به رسمیت شناختن کامل اسرائیل از سوی اتیوپی و مبادله نمایندگی دیپلماتیک تا سطح سفیر در سال 1961 میلادی بین اتیوپی و اسرائیل گردید و با این شرائط و اوصاف اقلیتهای یهودی اهمیت خاصی در آفریقا پیدا می‌کند و همچنین اهمیت دیگر این اقلیتها با افزوده شدن همگرائی جغرافیائی زمینه را برای رعایت اصول حرکت اقتصاد خارجی در سطح بین‌المللی را فراهم می سازد و توجه اسرائیل بسوی آنها جلب می‌گردد و آفریقا همچون «ناره‌ بسته‌ای» در مقابل تاثیرگزاریهای اسرائیل به عناوین مختلف قرار می‌گیرد که البته امکان حل چنین موضوعی در پرتو واقعیتهای حاکم بر آفریقا باید مورد عنایت و توجه واقع شود.
3- واقعیات حاکم بر آفریقا
می‌توان گفت آفریقا در برابر نفوذ اسرائیل سرزمینی باز و گسترده‌ای بحساب می‌آمد و نقش اثرگزاریها در پیاده کردن اصول حاکم بر حرکت اقتصادی و سیاسی و روابط بین‌الملل را از جهات زیر دارا می‌باشد.
جهت اول:
کشورهای استعمارگر سنتی بخصوص انگلیس و فرانسه در هموارسازی راه نفوذ اسرائیل در مستعمرات آفریقایی تحت سلطه خود نقش مهمی داشته‌اند چنانچه اسرائیل در سایه حمایت استعمارگران به تحقیق و بررسی اوضاع و شرایط کشورهای مختلف آفریقا پرداخت. همین امر موجب شد که هر زمان که یکی از کشورهای آفریقایی به استقلال خود دست یافت. اسرائیل در زمینه کمک‌رسانی به آن کشورها پیشقدم می‌گردید که این کمکها براساس واقعیتهای حاکم بر آفریقا توسط اسرائیل تدارک دیده می‌شد.42          ادامه دارد...

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات