گروه بینالملل، مهدی شکیبایی: مصر میتواند با تغییر و تحولات معطوف به شکلدهی یک دموکراسی برونزا و نزدیک به تعاریفی که آمریکاییان از دموکراسی و لیبرالیزه کردن سیاسی دارند، الگوی مناسبی برای جهان عرب و کل منطقه خاورمیانه باشد و حتی در مقام تقابل با دموکراسیهای درونزایی نظیر آنچه که در ایران میگذرد، قرار گیرد.
از این رو میتوان تحولات سیاسی اخیر در مصر از جمله انتخابات ریاست جمهوری و پارلمانی این کشور را در همین چارچوب ارزیابی کرد.
اصولاً موضعگیریهای واشنگتن نسبت به برگزاری این انتخابات را نیز میتوان در همین پیوند دید.
به اعتقاد بسیاری از ناظران انتخابات مصر و نتایج آن آغاز رویکرد جدید آمریکا در خاورمیانه در قرن بیست و یکم میلادی است.
واشنگتن میکوشد با انجام این انتخابات به خلق الگوی جدید از دموکراسی در خاورمیانه دست یافته و با آن به تقابل با دموکراسیهای بومی و درونزا نظیر ایران بپردازد، چرا که آمریکا برای جلوگیری از تعمیق دموکراسی درونزای ایران در منطقه نیازمند خلق الگویی تازه بود و تحولات عراق نیز آنگونه که مورد انتظار واشنگتن بود نتوانست به ارایه الگو یا نمونه دموکراسی در منطقه منجر شود.
اما چرا مصر به عنوان گزینه واشنگتن در تقابل با دموکراسیهای بومی انتخاب شده است؟
نخست؛ مصر از زاویه تبارشناسی تاریخی یکی از چند تمدن برجسته جهانی به شمار میرود و از جایگاه ویژهیی برخوردار است.
دوم: مصر در منطقه بسیار حساس و ویژهیی قرار دارد و حلقه اتصال آفریقا و آسیا است.
سوم: چنانچه خاورمیانه جدید را که آمریکاییان تلاش دارند تحت عنوان «خاورمیانه بزرگ» در مفهوم خاور نزدیک بزرگ به آن توجه کنند مورد تامل قرار دهیم این ویژگی مختص مصر در عصر جدید تلاش آمریکا، برای رسیدن به ثبات هژمونیک در جهان از اهمیتی ویژه برخوردار خواهد بود.
پرسش دیگری که مطرح است اینکه انگیزههای ایالات متحده از انتخاب مصر برای خلق الگوی جدید چیست؟
برای پاسخ به این پرسش ابتدا باید حوزه روابط بینالملل را مولفهشناسی کرد. به عقیده تحلیلگران، روابط بینالملل امروز با مفهوم آنارشی (هرج و مرج) بینالمللی معطوف به ساخت نظم نوین جهانی تشخیص داده میشود.
پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی سابق در آغاز دهه 90 میلادی و پایان دوران جنگ سرد نظم جدیدی هنوز بر نظام بینالملل حاکم نشده است. براساس تعریفی جامع، آنارشی بینالمللی نمیتواند حداکثر بیش از دو دهه ادامه یابد. کنشگران جهان به دنبال الگوی ایجاد نظم هستند. سقف این بینظمی (هرج و مرج) در حال پایان یافتن است. از سال 1990 تا سال 2005 حدود پانزده سال میگذرد و در این مدت رقابت شدیدی میان آمریکای یکجانبهگرا و اروپای چند جانبهگرا از یک سو و کشورهایی مانند چین و روسیه از سوی دیگر که خواهان باز تعریف نظم نوین جهانی هستند، ادامه دارد.
در چنین شرایطی آمریکاییان در پی الگوهای متفاوتی برای نظم آینده بینالمللی هستند چرا که به امپراتوری مدرنی میاندیشند که واشنگتن به عنوان مغز ادارهکننده آن، مدیریت اصلی این نظام را بر عهده داشته باشد.
اما آمریکا اینک با دموکراسیهای متفاوت با تعریف خود در منطقه و جهان روبرو است. این وضع بویژه با زمینههای رشد و گسترش دانایی ملتها در منطقه بویژه خاورمیانه وارد عرصه دشوارتری شده است.
بر این اساس آمریکا براساس دکترین پیشدستی قصد دارد با ایجاد دموکراسیهای برونزا شکلگیری دموکراسی درونزا در خاورمیانه را با چالش جدی و ساختار روبرو کند.
به عقیده ناظران سیاسی اینجا است که نقش مصر به عنوان یک کشور محور در جهان عرب و در خاورمیانه مشخص میشود. مصر میتواند با تغییر و تحولات معطوف به شکلدهی یک دموکراسی برونزا همسو با تعریف آمریکا از دموکراسی الگوی مناسبی برای جان عرب به زعم کاخ سفید باشد.
در این وضع است که فشار به حسنی مبارک برای ایجاد فضای باز سیاسی معنا مییابد. اگرچه این ساختار در درون با مقاومتهایی روبرو است اما اولین گام یعنی تکثر در کاندیداها برداشته میشود و زمینههای مشروعیت بخشی حداقل در لایههای بیرونی به حسنی مارک و دولت او افزایش مییابد.
اما واشنگتن توجه دارد که رویکرد به مصر به عنوان یک الگوی عملیاتی برای ایجاد دموکراسی برونزا میتواند فرصت درونی را برای جناحها و گروههای سیاسی به وجود آورد.
بر این اساس آمریکاییان سعی دارند فضا را بیشتر مدیریت کنند و حسنی مبارک نیز با توجه به تجارب مربوط به ایران در زمان کارتر (دکترین حقوق بشر) و تلاش شیعیان عراق برای دستیابی به یک دموکراسی درونزا سعی میکند مدیریت جدیتری بر وضعیت فعلی مصر و صحنه سیاسی این کشور داشته باشد.
چرا که در کنار عراق، مصر هم اگر از فضای سیاسی مدیریت شده آمریکاییان خارج شود، کنترل طرح خاورمیانه بزرگ بسیار دشوار خواهد بود.
واشنگتن میکوشد با خلق الگوی جدید از دموکراسی در مصر و حتی عراق با عربستان بتواند نگاه افکار عمومی جهان و نخبگان منطقه را از دیگر مدلها منحرف کند. از این رو پیشبینی میشود در آینده رئیسجمهوری مصر آمادگی بیشتری برای اعطای امتیازات به جناحهای سیاسی در کنار مدیریت فضا داشته باشد چرا که فشار آمریکاییها این اصلاحات را ایجاب خواهد کرد.
اما در این میان یک نکته قابل تامل است و آن ظرفیت نظامهای سیاسی همسو با آمریکا در قبول قاعده دموکراسی است. دستگیری دهها عضو اخوان المسلمین مصر در آستانه برگزاری دور دوم انتخابات پارلمانی این کشور نشان میدهد که قاهره تحمل محدودی برای پذیرش قاعده دموکراسی دارد.