نسل جدید رهبران سیاسی فرانسه در راه است. توافق محرمانه «نیکلا سارکوزی» رییس حزب حاکم فرانسه «یو. ام. پ» و وزیر کشور فرانسه با «دومینیک دو ویلپن» نخستوزیر این کشور در دفتر سیاسی حزب نشان میدهد که این دو رهبر راست فرانسه برای رویارویی با خیزش جدید راست افراطی یا فرصتطلبی سوسیالیستها به توافق رسیدهاند که باید اتحاد میان خود را محکم کنند و حزبشان در انتخابات ریاست جمهوری سال 2007 میلادی فقط از یک نامزد حمایت کند. بنابراین سال جاری و آینده برای این دو رهبر راست حاکم سال سختی است و نشان خواهد داد که آنان تا چه میزان به تعهداتشان وفا دارند.
از مدتها پیش این گمان میرفت که سارکوزی در آینده و حداقل در انتخابات ریاست جمهوری سال 2007 خواهد توانست رقیب خطرناکی برای نامزدهای مطرح محسوب شود.
تلاش سارکوزی برای بدست گرفتن ابتکار عمل در صحنه سیاسی فرانسه درست پس از آن صورت گرفت که «آلن ژوپه» نخستوزیر سابق و رییس پیشین راست حاکم به علت اتهام تخلفات اقتصادی و سیاسی نمیتوانست در این پست بماند.
تصمیم ژوپه به استعفا و کنارهگیری از زندگی فعال سیاسی به علت پرونده تخلفات مالی در زمان ریاست ژاک شیراک بر شهرداری پاریس، فرصتی برای کسانی بود که میخواستند با یک تحرک و جهش سیاسی بقای راستها را بر اریکه سیاست فرانسه تحکیم کنند.
سارکوزی در میان دوستان صمیمی خود این مساله را پنهان نمیکند که هنوز مطمئن نیست و به سال 2006 کمی مشکوک نگاه میکند و به اعتقاد او تا این سال سپری نشود، نمیتوان اطمینان حاصل کرد.
او در نشستهای خصوصی خود از انتخابات سال آینده فرانسه چنان سخن میگوید که از هماکنون رگههایی از طراحی آن پیداست و حتی جلوتر رفته و دوستان و یاران دوران ریاست جمهوری خود را نیز مطرح و ارزیابی میکند. سارکوزی حداقل از دو سو در انتخابات ریاست جمهوری آینده فرانسه در محاصره است: اول اینکه او باید با رقیب راستی و شریک دولتی خود یعنی دومینیک دو ویلپن رقابت کند و دوم اینکه رقیب سرسخت خود از حزب سوسیالیست را باید کنار بزند. او البته هنوز خطر جدی ژاک شیراک، رئیسجمهوری کنونی را برای حضور در انتخابات آینده کاملا منتفی نمیداند. در غیر این صورت باید شیراک را نیز به رقیبان سرسخت وی افزود. این همه در صورتی است که حزب راست افراطی به رهبری «ژان ماری لوپن» یا گروههای راست دیگر چون حزب «یو.د.اف» به رهبری «آلن بایرو» برای او زحمت نیافرینند.
انتخابات ریاست جمهوری آینده فرانسه از منظرهای متفاوتی مهم است که از جمله آنها میتوان به حساسیت آمریکاییها توجه داشت. آمریکاییها از قبیله سیاسی «ژنرال دوگل» دل خوشی ندارند. آمریکاییها گذشته از سوابق تاریخی و سرشاخشدن با ژنرال دوگل در سالهای دور، در همین سالهای نزدیک مشکلاتی با فرانسه داشتهاند.
خاطره جنگ با عراق و مقاومت فرانسه در برابر خواست آنها، چالشهای شیراک و شوراندن جهانی علیه آمریکاییها هنوز در خاطره همه مانده است. در این میان آمریکاییها به اندازه کافی ژاک شیراک را تنبیه کردهاند و او نیز این مساله را با همراهیهای خود در جریان مداخلات جدید آمریکاییها در مسایل خاورمیانه نشان میدهد.
به علاوه آمریکاییها گمان نمیکنند که شیراک بخواهد یک بار دیگر با وزنکشی سیاسی، خود را درگیر معرکهای کند که بخت پیروزی وی با وجود نیروهایی جوانتر بسیار نامعلوم است. افزون بر اینها ژاک شیراک ترجیح میدهد که در دوره بازنشستگی خود شاهد روی کار آمدن نسلی باشد که دست پرورده اوست و مشی سیاسی وی را دنبال میکند. دومینیک دو ویلپن خطر اصلی برای نیکلا سارکوزی یا همان شاگرد قابل شیراک است که روزهای همزیستی دشواری را در دولت با وزیر کشورش سپری میکند. به علاوه اگر فرض را بر این بگذاریم که آمریکاییها با حساسیت این انتخابات را دنبال میکنند، نباید چندان به پیروزی دو ویلپن اندیشید.
برعکس نیکلا سارکوزی که بیشتر دارای گرایشهای لیبرالی است و میتواند این نیاز آمریکاییها را تامین کند، دو ویلپن دارای تصویر ناخوشایندی در ذهن آمریکاییهاست.
هر چند نطق دو ویلپن در سازمان ملل در واکنش به سخنان سفیر آمریکا مبنی بر اینکه اروپا «قاره کهن» است، از او یک شخصیت حماسی ساخت و تسلط او بر ادبیات و شعر بر وزن و شخصیت او افزود، اما آمریکاییها بطور حتم نمیخواهند یک دوگل جوان زمام اداره کشوری را در دست گیرد که همه آمال و آرزوهای آن رسیدن به دوره اقتدار امپراتوری فرانسه در دوران گذشته است و هنوز ادبیاتی را در دیپلماسی خود بکار میگیرد که نشانههایی از ادبیات دوره استعمار در آن هست. با این توصیف، نامزد راست قابل قبولی برای آمریکاییها جز سارکوزی باقی نمیماند. شاید یهودیان آمریکا نیز که در این دوره بیش از هر زمان دیگر در هیات حاکمه آمریکا حضور دارند، سارکوزی یهودی تبار را بیش از هر شخصیت دیگری به خود نزدیک میبینند. بعلاوه سارکوزی شخصیتی متعلق به راست سرمایهداری فرانسه است. صرفنظر از مواضع او در زمان وزارت اقتصاد و دارایی فرانسه در دولت «ژان پیر رافرن» باید اضافه کرد که او برادری دارد که معاون اتحادیه بزرگ مالکان این کشور است. اتحادیه بزرگ مالکان که سر رشته همه بنگاههای اقتصادی و مالی فرانسه را در اختیار دارد، یکی از قدرتمندترین بخشهای تصمیمگیر در حیات سیاسی- اقتصادی فرانسه است. نفوذ خانواده سارکوزی در این بخش مهم که هر لحظه میتواند در روند کار دولت خلل ایجاد کند، یکی از برگهای برنده آمریکاییها در انتخابات ریاست جمهوری فرانسه است که با پیروزی سارکوزی کامل میشود.
ولی توجه به یک نکته، شانس «سارکوزی» را در انتخابات ریاستجمهوری فرانسه در سال 2007 میلادی افزایش میدهد و آن اصرار بر شعار تغییر در نظام سیاسی فرانسه است. ژاک شیراک با همه محبوبیتی که دار و نیز با توجه به تجربه سیاسیاش که برای فرانسه یک جنبه مثبت بشمار میرود، به احتمال زیاد نخواهد توانست رای اعتماد مردم را دوباره به خود جذب کند.
از سوی دیگر، سارکوزی حتی گامی فراتر گذاشته و بر حمایت مشروط خود از شیراک در انتخابات ریاستجمهوری سال 2007 میلادی هم تاکید کرده است.
وی اخیرا در گفتوگویی با شبکه دو تلویزیون دولتی فرانسه گفته بود:
«اگر ژاک شیراک در این انتخابات تنها نامزد برتر فرانسویان باشد، من از وی حمایت خواهم کرد!» توجیه وی در بیان حرف زیباتر بود که گفت: «ما در یک نظام جمهوری زندگی میکنیم و اولین ارزش در جمهوریت، صلاحیت و شایستگی افراد است.» سخنان سارکوزی به شخص معرفی شده شیراک یعنی دومینیک دو ویلپن نیز اشاره دارد و شاید مشاوران او این توصیه را کرده باشند که هرگونه حمایت شیراک از دو ویلپن میتواند اقبال عمومی را از جانشین دلخواه رئیس جمهوری کنونی فرانسه سلب کند. آمریکاییها البته مساله تغییر در اداره جهان را در دکترین خود جای دادهاند و این نسخه را در همهجا بویژه در اروپا با حساسیت زیادی دنبال خواهند کرد ولی از سوی دیگر، روند امور در اداره کشورهای دیگر از جمله انتخابات در برخی کشورها و روی کارآمدن گروههای چپ خلاف اراده آنها را نشان میدهد. در نتیجه این احتمال را نباید دست کم گرفت که سارکوزی گرچه میتواند نماینده یک تغییر بزرگ در کشوری مهم چون فرانسه قلمداد شود ولی ملت فرانسه نیز بر یک عادت پایدار نیستند و ممکن است با همه امیدهایی که به انتخاب سارکوزی بسته شده، سوسیالیستها صندوقهای رای را از آن خود کنند. نظرسنجیها در فرانسه بطور منظم از رقابت نیکلا سارکوزی با دو ویلپن و کسب نمرات محبوبیت خبر میدهند و گاه که سارکوزی پیش میافتد میتوان اثر شجاعت و ابتکار او را در طرح ایدههای نو به وضوح دید.
سارکوزی از تاثیر حزب تحت ریاست خود در انتخابات آینده کاملا آگاه است. ریاست او بر حزب شیراکی «یو.ام.پ» را در حقیقت باید به کودتایی علیه بنیانگذاران این حزب تعبیر کرد. سارکوزی که رقیب سرسخت شیراک به شمار میرفت، بالاخره توانسته بود با گوش کردن به نصیحت «فرانسوا بایرو» رییس حزب دست راستی «یو.د.اف» و ترک وزارت اقتصاد و دارایی فرانسه، بیش از 85 آرای موافق ریاست حزب را از آن خود کند.
برای تمامی گلیستهای سنتی سخت بود که حزب شیراک و یا یادگار راه دوگل که 27 سال همچنان در دست وفاداران به دوگل باقی مانده بود، این چنین آسان بدست رقیب افتاد. برخی ناظران سیاسی فرانسه معتقدند که نیکلا سارکوزی به زبان زور بیشتر آشناست و سعی میکند امور خود را با فشار و جسارت به پیش ببرد. طرفداران شیراک از وی به عنوان آدمی حریص یاد میکنند ولی سارکوزی میخواهد از زیر سایه سنگین مردان سیاسی با وزنه از جمله شیراک، ادوارد بالادور و شارل پاسکوا خارج شود. وی احساس میکند به اندازه کافی بزرگ شده و دیگر نیازی به پدر و پدربزرگ ندارد و همین احساس بود که شیراک را در روز جشن ملی فرانسه دو سال پیش وادار کرد بگوید این من هستم که تصمیم میگیرم و او باید اجرا کند. حتی زمانی که ژاک شیراک وی را برای پست وزارت اقتصاد و دارایی فرانسه تعیین کرد، معاونی برای بخش بودجه وی گمارد. اطرافیان شیراک نیز با تبریک زیرکانه به نامزدی نیکلا سارکوزی چنان وانمود کردند که باید این تحول و جوانگرایی در حزب «یو.ام.پ» منجر به اتحاد حزب حاکم راست شود، همان چیزی که حزب برای آن و به نام آن بوجود آمده است. با رهبری سارکوزی جوان بر حزب سیاسیون خبره، آرامش و صلحی در حزب راست حاکم برقرار شد که به تعبیر ژان پیررافرن، نخستوزیر پیشین فرانسه به صلح مسلح مشهور شد ولی حرکات بعدی وی نشان داد که سارکوزی توانسته تعادل لازم را میان سیاستمداران آن برقرار کند. برخلاف برخی از چهرههای سرشناس حزبی در فرانسه که سارکوزی را مناسب قبای ریاست حزب نمیدانستند، امروز بنظر میرسد که بسیاری از هواداران و اعضا از این رهبری خرسندند و آن را نشانهای برای تحولات حزبی و سیاسی و تجدید حیات راستها در فرانسه میدانند.
وی با اعمال یک رهبری جوان بر ارکان حزب «یو.ام.پ» که قدرت اول سیاسی این کشور را در حال حاضر در دست دارد، بواقع جانی نو به کالبد این حزب دمیده و توانسته معادله گذشته را که بیشتر متاثر از شیراک بود، بههم زند.
با این همه، این حزب تنها وسیله و اهرم موثر در دست شیراک است که میتواند اهداف او را محقق کند، ضمن اینکه این حزب نام رئیسجمهوری را نیز به عنوان بنیانگذار بر خود دارد.
به همین منظور شیراک در اوایل ماه فوریه گذشته توانست 519 نماینده مجالس ملی و سنای فرانسه را که عضو همین حزب هستند، به کاخ الیزه فرا بخواند و آنها را برای مبارزات آینده آرایش دهد. شیراک در این نشست مهم که به نشست وحدت تعبیر میکرد، تلاش کرد بدون اینکه به سارکوزی یا دو ویلپن بر بخورد، همه را اعضای یک خانواده بنامد که در سال 2006 با هدفی واحد تلاش میکنند تا کرسی ریاستجمهوری را باردیگر از آن خود کنند. حساسیت نطق ژاک شیراک به اندازهای بود که برخی از حاضران با علامت گذاشتن بر کاغذ، تعداد دفعاتی که نام دو ویلپن و نیکلا سارکوزی دراین نطق ریاست جمهوری بر زبان رانده شده بود، یادداشت میکردند. با وجود دقت شیراک در این نطق، باز هم طرفداران سارکوزی از این نشست راضی بیرون نرفتند و معتقد بودند که شیراک دو ویلپن را با عنوان «شخص مورد اعتماد» بر سارکوزی برتری داده است. آنان غرولند کنان میگفتند که بالاخره این شیراک نیست که جانشین خود را انتخاب خواهد کرد!
ولی سارکوزی بر تشکیلات حزبی تحت امر خود امیدوار است. خبرهای اخیر نیز حاکی از آن است که امید او بیجهت نیست و در یک رایگیری 96 درصد از اعضای حزب راست شیراکی آشکارا حمایت خود را از طرح اصلاحات حزبی پیشنهادی سارکوزی ابراز داشتهاند. سارکوزی با زیرکی، ضعف ساختاری حزب شیراکی را دریافته و با پیشنهاد مشارکت هرچه بیشتر طبقات مختلف حزبی در تصمیمگیریها در حقیقت اشرافیت حزبی را به هم ریخته است.
ناگفته پیداست که کادرهای پایین این حزب پرجمعیت، از اینکه در سرنوشت این حزب و سیاست کشور دخالت داده میشوند، رضایت دارند.
از همین روی، سارکوزی در فرانسه نماینده نسل جوان یا دوره گسست لقب گرفته است.
آنها در شخصیت سارکوزی صراحت، شجاعت و ابتکار میبینند و معتقدند دیگر با غولهای سیاسی سابق نمیتوان به جنگ «ژان ماری لوپن» و راستهای افراطی رفت و این فقط سارکوزی است که میتواند مخالفان راست را شکست دهد. نیکلا سارکوزی نیز مدام بر لزوم تغییر سیاست سی ساله کشور تایید میکند و اخیرا نیز گفته بود که نظام سیاسی، اقتصادی و اجتماعی فرانسه باید کاملا تغییر کند. وی در جمع همین اعضای جدید حزب حاکم «یو.ام.پ» در پاریس گفته بود: ما باید این وضعیت را که در 30 سال گذشته برای فرانسه ثمرهای جز کسری بودجه دولت، بیکاری و بیتحرکی در برنداشته است، عوض کنیم. او با اشاره به وجود شکاف بین سیاستهای دولت و نیازهای جامعه فرانسه خواستار تغییر در رویکردهای اقتصادی، حمایتهای اجتماعی، سیستم عملکرد اموردولتی، سیاست خارجی، دفاعی، و کشاورزی این کشور شد. سارکوزی در آن زمان با اشاره به آشوب حومههای شهرهای بزرگ فرانسه گفته بود که زمان برخورد با واقعیتها فرا رسیده و نباید در تحلیل این مسایل اشتباه کرد. رییس حزب راست حاکم با درک ضعفهای مدیریت شیراکی افزوده بود که هیچ چیز ممکن نخواهد بود مگر اینکه ما لحن گفتوگوی خود را با مردم فرانسه عوض کنیم و اگر ارزیابی ما درباره مشکلات درست نباشد، نمیتوان بطور ریشهای با مشکلات برخورد کرد. نوع موضعگیریهای اطرافیان سارکوزی نیز در ظاهر دلسوزانه است. آنان اظهار میکنند که راست نباید بیش از این شکست را تحمل کند و بنابراین باید انقلابی در راستهای فرانسه رخ دهد.
سارکوزی وعده ایدئولوژی جدیدی را برای آمادهسازی و پیشرفت کشور داده است. مسوولان حزب یو. ام. پ فرانسه امیدوارند که بتوانند با تلاشهای صورت گرفته و ابتکارهای سارکوزی، شمار اعضای این حزب مقتدر را تا زمان انتخابات ریاست جمهوری آینده فرانسه به بالاتر از 350 هزار عضو برسانند.
این در حالی است که دومینیک دو ویلپن نیز برگ برنده دولت را در دست دارد و تلاش میکند با نشان دادن بیلانی پربارتر و انجام وعدههای از پیش داده شده، اعتماد عمومی را به سوی خود جلب و محفوظ دارد. به گفته کارشناسان، هرچه اختلاف میان راستها افزایش مییابد، چپها تلاش میکنند روز به روز صف خود را فشردهتر کنند و همه آرایش حزبی خود را پشت سر حزب سوسیالیست فرانسه سامان دهند ولی رویدادها این امیدواری را تایید نمیکنند.