سابقه مبارزاتی تبریز در تاریخ انقلاب اسلامی در کتابهایی بررسی شده است. اما برای پرداختن به قیام 29 بهمن تبریز لازم است سیر حوادث را از رحلت غریبانه حاجآقا مصطفی خمینی آغاز کنیم. آیتالله قاضی طباطبایی که دوستی و علاقه خاصی به حاج آقا مصطفی داشت، پس از اطلاع از این ضایعه بر آن شد مراسمی شایسته مقام او به کمک انقلابیون تبریز همچون مرحوم فهیمی و بازاریان متدین برپا کند و قیام تبریز موید شگفتآوری بر این کلام امام شد که مرگ آقا مصطفی را از الطاف خفیه الهی دانستند و این لطف پنهان در تبریز آشکارا خود را نشان داد.
نخست از طرف شهید قاضی طباطبایی ،حجتالاسلام فلسفی برای ایراد سخنرانی در این اجتماع دعوت شد که به دلیل ممنوعالمنبر بودن وی از مرحوم حجتالاسلام سیداحمد حسینی همدانی برای ایراد سخن دعوت به عمل آمد. وی به تبریز رفت و در مراسم باشکوهی در مسجد آیتالله بادکوبهای در تاریخ 16/8/1356 به سخنرانی شورانگیزی پرداخت. در شرایطی که بردن نام امام جرم تلقی میشد، وی چندین بار نام حضرت امام را به زبان آورد که از مسجد غریو بانک صلوات برخاست. پس از تهران و قم، مهمترین مجلس ترحیم حاجآقا مصطفی به این ترتیت منعقد شد.
رژیم پهلوی در برابر موج فراگیر ذکر نام و یاد آیتالله خمینی ره که پس از مراسم ترحیم مسجد ارگ برپا شد، مرتکب بزرگترین اشتباه خود شد و با انتشار مقاله اهانت آمیز ایران و استعمار سرخ و سیاه، به سقوط خود شتاب غیرقابل تصوری بخشید. در اولین عکسالعمل، طلاب حوزه علمیه قم در 19 دی به پا خاستند . پس از آن نوبت تبریز بود. در این شهر، علاوه بر نیروهای مذهبی، تعدادی از دانشجویان قمی تحصیل میکردند که اخبار قم را به تبریز و آیتالله قاضی میرساندند.
با مشارکت مردم و دانشجویان مسلمان، جلساتی در بیت آیتالله قاضی به منظور برنامهریزی مراسم چهلم شهدای قم برگزار شد و سرانجام تصمیم گرفته شد مجلسی در مسجد قزللی. حاج میرزا یوسف.منعقد شود و پس از آن مردم به رهبری علما بویژه آیتالله قاضی دست به تظاهرات اعتراضآمیز بزنند.
شروع قیام
در آستانه چهلم شهدای قم اعلامیهای از طرف آیتالله قاضی و علمای تبریز صادر شد که در آن مراسم بزرگداشت اعلام شده بود. از سوی دیگر، از طرف دانشجویان مسلمان دانشگاه تبریز هم اعلامیهای انتشار یافت. در همین ایام اعلامیههایی هم که از سوی مراجع عظام تقلید انتشار یافته بود، در تبریز توزیع شد. با هماهنگیهایی که میان مردم و دانشجویان صورت گرفت، قرار بود پس از مراسم به مظاهر فساد حکومتی چون سینماها و مشروبفروشیها آسیب وارد شود. از صبح آن روز سرد زمستانی، مردم از گوشه و کنار شهر راهی مسجد قزللی شدند و در مدتی کوتاه تعداد مردم به چند هزار نفر رسید. هر چه زمان برگزاری مراسم نزدیکتر میشد، جمعیت فزونی مییافت و اضطراب ماموران بیشتر میشد لذا آنها درهای مسجد را بستند و مانع ورود مردم به آن شدند. گستاخی سرگرد حقشناس، رئیس کلانتری6 تبریز در مسجد و پاره کردن اعلامیههایی که بر دیوار چسبانده شده بود، بر اهالی تبریز گران آمد. جوانی غیور به نام محمد تجلی این اهانت را بر نتافت و به جسارت رئیس کلانتری پاسخ گفت. سینهاش را گشود تا پذیرایی اولین گلوله یا اولین جرقه شروع قیام شود.
شهادت محمد تجلی کبریتی بود که خشم مردم را شعلهور کرد ؛ به طوری که دامنه آن در عرض چند ساعت سراسر شهر را در برگرفت. به محض شهادت محمد تجلی جمعیت از برابر مسجد، چون سیل خروشان در مسیرهای از پیش تعیین شده به حرکت درآمدند. مراکز وابسته به حکومت بویژه ساختمانهای امریکاییها برای مردم خشمگین تبریز، اهداف مناسبی بودند.
آنها هم نظم انقلابی داشتند وهم در اقدامات صورت گرفته اهداف متعالی لحاظ شده بود. به طوری که به اماکن مردمی هیچ آسیبی وارد نشد. ساختمان مرکزی حزب رستاخیز، مظهر سلطه سیاسی نظام پهلوی در اولین دقایق قیام منهدم شد. مراکز فساد، مشروبفروشیها، سینماها، مظاهر فساد و فحشا و کاخ جوانان اهداف از پیش تعیین شده دیگری بودند که یکی پس از دیگری در خشم انقلابی مردم متلاشی میشدند. شیوه عمل نیز این طور بود که در مقابل هر یک از موسسات سخنرانی کوتاهی ایراد میکرد و سپس عملیات آغاز میشد. وابستگی آن مرکز به حکومت پهلوی یا بهائیت و صهیونیسم میزان تخریب نیز متفاوت بود. بانک صادرات که وابسته به بهائیان بود، بیش از دیگر بانکها تخریب شد که از نفرت مردم مسلمان نسبت به سلطه اقتصادی و اجتماعی این فرقه ضاله وابسته به اسرائیل حکایت داشت. یکی از روزنامههای وابسته به رژیم، روز سوم اسفند نوشت: میان بانکهای تبریز، بانک صادرات از همه بیشتر آسیب دیده است.
به گفته خویی، بانکهای صادرات منطقه آذربایجان، در حادثه اخیر 39 شعبه این بانک به کلی سوخته و65شعبه آن آسیب کلی دیده است. در اسناد لانه جاسوسی آمریکا در خصوص رابطه تخریب تبریز و بانک صادرات آمده است: «شعبات بانک صادرات هدف اصلی آنها بود.» «از حوادثی که در پیوند مبارزهجویانه اخیر بازار و علما به وقوع پیوست، یکی هم مبارزه در جهت جلوگیری از افتادن کنترل بانک صادرات ایران که پر شعبهترین بانک خصوصی مملکت بود، دست یک نفر بهایی نه نام یزدانی بود.»
این یکی از جوانب قیام شورانگیز تبریز بود، یعنی مبارزه عملی با بهائیت و سلطه اقتصادی و سیاسی رو به تزاید صهیونیسم جهانی، که در ویرانی و نابودی گستره بانکهای صادرات به وقوع پیوست.
نظم انقلابی
این جنبش، بزرگترین ضربهای بود که به طور ناگهانی و غیرمنتظره بر سلطنت50ساله پهلوی وارد آمد و سرمشقی شد برای مردم شهرهای دیگر ایران. کنسول امریکا در تبریز پس از قیام تبریز نتیجهگیری کرد که این قیام «دروازهها را برای نبردهای مذهبی و اجتماعی که بسادگی آرام نخواهد شد، باز کرد.» در این قیام برای نخستینبار پس از15خرداد42، ارتش مستقیما به سرکوبی مردم پرداخت؛ ولی اولین نمونههای پیوستن ارتش به ملت نیز مشاهده شد. تظاهرات چهلم قیام تبریز جنبه تقریبا سراسری یافته بود. چون این قیام با برنامهریزی دقیق همراه بود، از چنان گستردگی و عمقی برخوردار بود که ماوران ساواک هر چند روز شنبه، وضعیت شهر را غیرعادی ارزیابی کرده بودند اما از پیشبینی قیامی به این عظمت عاجز ماندند.
هرچند قیام تبریز همراه با تخریب و آتشسوزی و قهر انقلابی بود؛ ولی مسوولان رژیم نتوانستتند به مردم تبریز نسبت غارتگری بدهند و مدعی شوند مردم به علت غارت و چپاول دست به شورش زدهاند یا به دلیل نفع شخصی مکانی را تاراج کردهاند. دانشجویان نقش مهمی در نظم دادن به آن ایفا کردند. آنها سعی داشتند به عنوان سردمدار و هدایتکننده مردم؛ از خرابکاری بیهدف جلوگیری کنند و مردم را از هر گونه غارت باز دارند. مردم به بانکها حمله میکردند؛ اما یک قطعه اسکناس هم بر نمیداشتند .هر جا که بانکی در طبقه زیرین خانه مسکونی قرار داشت، فقط به شکستن شیشه آن اکتفا میکردند. به هیچیک از وسایل مردم تعرض نشد. اتومبیلهای مردم در کنار خیابانها سالم بود؛ ولی وسایل نقلیه دولتی و حزبی مورد حمله قرار گرفت. به هیچ مدرسه یا مرکز فرهنگی آسیبی نرسید. در این میان، عناصری از ساواک میان مردم بودند و سعی داشتند حرکت اصیل مردمی را منحرف کنند و آنها را خرد کردن مغازههای عادی و معمولی بکشانند، اما هدایت دانشجویان، تلاش آنها را خنثی کرد. در قسمتی دیگر که عناصری ساواکی مردم را تشویق به خردکردن پرورشگاه کودکان میکردند، چند دانشجو با رفتن جلوی نردههای پرورشگاه، خود را سپر قرار دادند. و با فریادهای بلند مردم را آگاه کردند و به آنها فهماندند که ماموران ساواک مشوق حمله به پرورشگاه هستند.
نمونههای دیگر اقدامات ساواکیها که با اقدام بموقع دانشجویان خنثی شد، از این قرار است:
الف. موقعی که جمعیت بسیاری پس از آتشزدن یک مرکز امریکاییان از مقابل بیمارستان عبور میکرد، یک نفر شعار میدهد، بیمارستان را بسوزانند. اما بلافاصله یکی از رهبران تظاهرات در سخنانی کوتاه توضیح داد که اینجا محل بستری شدن بیماران است. نباید آن را آتش زد. به دنبال آن، مردم با نظم و آرامش از جلوی بیمارستان گذشتند و برای رعایت حال بیماران حتی از شعار دادن خودداری کردند.
ب- در اسناد لانه جاسوسی امریکا اشاره جالبی به نظم انقلابی موجود در قیام وجود دارد: اسقف ارمنیهای تبریز در گفتگو با کنسول امریکا توضیح داده است که یکی از هنرمندان ارمنی که گالری یا استودیوی کوچکش در نزدیکی مرکز اولین درگیری بود، قبل از این که گالریش را ببندد، با گروهی از مردم مبارز مواجه شد. چند روز پیش از قیام به دستور رهبران، تمامی مغازهها و مراکز تجاری تعطیل شد؛ اما آن هنرمند ارمنی این دستور را نادیده گرفته بود. یکی از رهبران تظاهرکنندگان نگاهی به مغازهای انداخته و به جمعیت گفته بود که: او یک هنرمند است، ولش کنید.
سپس آن مرد ارمنی تذکر داده بود مغازهاش را ببندد و به خانهاش برود. بعد بدون تعرض به او به بانک نزدیک آن گالری حمله کردند. اسقف ارمنیهای تبریز در روز قیام به طور دایم با خانوادههای ارمنی که در سطح شهر پخش بودند، تماس داشت. وی از بصیرت و احتیاط مردم مبارز شگفتزده بود. در عرض چند ساعت قیام تمام شهر تبریز را فرا گرفت. به طوری که نیروهای امنیتی رژیم از کنترل اوضاع عاجز شدند. پس از اظهار عجز ساواک و شهربانی، به دستور شاه، پادگان تبریز وارد عمل شد، ولی تعداد بسیار زیادی از سربازان و افسران جزء حاضر به اجرای دستور مافوق نشدند. اخبار مقاومت دهها سرباز از گشودن آتش بر روی مردم بعد انتشار یافت. این 2 عامل یعنی خارج شدن کنترل اوضاع از دست ساواک و شهربانی از یک سو و مقاومت پادگان تبریز از سوی دیگر، به این قیام و انقلابیون فرصت داد که پیام و هدف قیام را به نحو کامل پیاده کنند. ساواک در این باره چنین گفت: «.... در این میان چنانچه از علل اجتماعی، سیاسی، مذهبی و اقتصادی تبریز بگذریم و یافتن مقصر واقعی در ایجاد و تشدید این حادثه مورد نظر باشد، میتوان ناتوانی، بیتصمیمی، جبن و دستپاچگی و ترک محل خدمت رئیس سابق شهربانی آذربایجان را عامل اساسی و موثر دانست.»
از عوامل دیگری که در گسترگی حرکت سراسری انقلاب موثر بود، میتوان به حضور زنان اشاره کرد: برای اولین بار، زنان مشهدی در اعتراض به روز 17دی راهپیمایی کردند. این حرکت مشوقی بود که در جریانهای بعدی نیز خانمها شرکت کنند و به حرکتهای انقلابی دامن بزنند.»
حضور گسترده زنان در 19دیقم و 29 بهمن تبریز در حدی بود که هرگز تا به ان روز دیده نشده بود.
واکنشها
اولین واکنش که رژیم پس از اعلام حکومت نظامی در تبریز داشت، آغاز موج دستگیری افراد مظنون به شرکت در قیام بود. پس از پایان روز 29 بهمن تنها در طول 48 ساعت 621 نفر از دانشجویان روانه زندان شدند.
اقدام دیگر رژیم که توام با این دستگیریها بود، تعویض و تنبیه قاصرین واقعه قیام مردم تبریز است. شاه برای تنبیه قاصرین واقعی تبریز یک هیات بازرسی به آن شهر اعزام داشت.
شاه دستور داد مامورانی که در پیشبینی جلوگیری از واقعه تبریز قصور کردهاند، تبییه شوند. 9 اسفند، رستاخیز نوشت: سهپبد آزموده که در زمان وقایع بهمن تبریز، استاندار آذربایجان شرقی بود به تهران احضار شد. در پی قیام مردم تبریز، رئیس شهربانی آذربایجان تسلیم کمیسیون بررسی واقعه شد.
دولت کوشید با کنترل مطبوعات و رادیو تلویزیون پس از قیام تبریز، تا حد ممکن آن را یک مساله بیاهمیت جلوه دهد.
یک هفته پس از واقعه تبریز، وزیر امور خارجه ایران برای انجام مذاکراتی وارد بغداد شد .به احتمال قریب به یقین این سفر در رابطه با رهبریهای سیاسی امام ره و قیام مردم قم و تبریز بود.