سفیر فرانسه با اشاره به سفرای آلمان و انگلیس ادامه داد: ما فکر میکنیم که خوب است هر سهمان به سوالات شما پاسخ دهیم سر ریچارد دالتون سفیر انگلیس و پاول فون مالتزان سفیر آلمان و من به عنوان سفیر جدید فرانسه در کشور بزرگ و اعجابانگیز شما به سوالاتتان پاسخ میگوییم.
پاول فون مالتزان سفیر آلمان در تهران پس از تعارفات برنارد پولتی به کراواتش که نقش پرچم انگلیس بر روی آن به چشم میخورد اشاره کرد و گفت: این کراوات به دوران ریاست دورهای انگلیس بر اتحادیه اروپا در سال 1996 باز میگردد و من به این وسیله همبستگیمان با انگلیس را نشان میدهم و بر گفته همکارم تاکید میکنم که ما متحد هستیم.
وی افزود: از این فرصت استفاده میکنم تا تاسفام را نسبت به این موضوع اعلام کنم که رسانههای ایران گاهی اوقات انگلیس را به عنوان طرف بد قصه مورد اشاره قرار میدهند. سفیر آلمان در تهران ادامه داد: ما در خصوص موضوع هستهای موجود بین ایران و سه کشور اروپایی از ابتدا تاکنون با یکدیگر متحد بودهایم و موضعی واحد در این خصوص داریم. مالتزان با اشاره به تجمعات اعتراضآمیزی که مقابل سفارت انگلیس در تهران صورت میگیرد ادامه داد: من درک نمیکنم که چرا تظاهرات علیه کشور اروپایی فقط در مقابل سفارت انگلیس صورت میگیرد ما احساس میکنیم که تظاهرات مسالمتآمیز باید در برابر سفارتهای سه کشور صورت گیرد.
در همین حال سفیر فرانسه در تهران با بیان این که "میخواهم حمایت کاملام را از آن چه که همکار آلمانیام اعلام کنم" تاکید کرد: در این خصوص ما متحد هستیم و هیچ دلیلی هم برای برجستهتر کردن یکی از کشورها وجود ندارد. برنار پولتی هم چنین با تاکید مجدد بر این که سه کشور اروپایی در یک خط قرار دارند گفت: ما درک کاملی از یکدیگر داشته و در خصوص تاسف درباره برگزاری تظاهرات مقابل یک سفارت به همکارم ملحق میشوم هر چند که تظاهراتهایی هم مقابل سفارت فرانسه برگزار شده است.
سفیر انگلیس که تا این زمان سکوت اختیار کرده بود در ادامه گفت: تظاهرات چندان مهم نیست و آنچه که مهم است تاکتیک آشنای برجسته کردن انگلیس است اما این تاکتیک برای ایجاد اختلاف در مواضع هیچ توفیقی نخواهد داشت.
* افکار عمومی ما همواره این سوال را میپرسد که چرا کشورهای اروپایی موضع خود را از موضع آمریکا جدا نمیکنند؟
** سفیر آلمان در پاسخ به این سوال گفت: بدون بازگشت به تاریخ خیلی دور تاریخ معاصر را مروری بکنیم ابتکار سه کشور اروپایی بر مبنای ابتکار خود ما و در راستای سیاستهایمان انجام شد که کاملا با آمریکا متفاوت بود.
سیاست آمریکا پس از افشای 20 سال سیاست پنهانکاری طرف ایرانی این بود که ایران را مستقیما به شورای امنیت ببرد وضعیت دشواری برای ایران پیش آمده بود و احتمال ارجاعاش به شورای امنیت برای اعمال برخی تحریمها نیز وجود داشت. ابتکار سه کشور اروپایی به مذاکره میان دو طرف ایرانی و اروپایی انجامید پس با شما در این که ما نیز هم جهت با آمریکا عمل میکنیم مخالف هستم. در عین حال این نکته مهم است و ارزش سمبلیک بالایی دارد که آمریکا قبول کرد قطعات یدکی صنایع هوانوردی به ایران فروخته شود و این نکات حائز اهمیت هستند. اما مذاکرات به بنبست رسید و ما نتوانستیم راههای دیگری را در خصوص ایران بیابیم.
پاسخ سفیر انگلیس نیز در همین ارتباط گفت: فکر میکنم بهتر است توجه شما را به سوی جهانی جلب کنم که به عنوان یک مجموعه نسبت به سیاستهای ایران واکنش نشان میدهد. قطعنامه شورای حکام آژانس بینالمللی انرژی اتمی طی سالهای اخیر با اجماع و از جانب تمام کشورهای این کره خاکی (!) به تصویب رسیده است که چین و روسیه را نیز شامل میشود. نگاه به این که چه کسی از برنامه هستهای ایران از دیدگاه اشاعه هستهای نگران است و به این که چه کسانی به دنبال اطمینان از آن باشند که ایران به توافقات پادمانی به عنوان یک عضو معاهده منع گسترش سلاحهای هستهای پایبند بوده است مسالهای مهم است.
* به نظر میرسد مساله هستهای ایران صرفا نگرانی اردوگاه غرب است؟
** سفیر آلمان گفت: فکر میکنم این تفسیری غلط باشد مساله این است که کشورهای ممتنع اکثرا این رای را به دلایلی دادهاند که اصلیترین خواست آنها این بود که فرصت بیشتری برای تداوم روند مذاکرات در چارچوب آژانس بینالمللی انرژی اتمی ایجاد شود نه آن که این پرونده به شورای امنیت برود. اما الکساندر رومیانتسف رییس سازمان انرژی اتمی روسیه نیز گفته است اگر چه نگرانیها در خصوص چرخه سوخت میتواند وجود داشته باشد اما طرف ایرانی حق توسعه آن را دارد. سفیر آلمان گفت: این دقیقا آن چیزی نیست که من از طرف روسی شنیدهام.
روسیه نیز مانند تمام ما علاقمند آن است که برنامه هستهای ایران صلحآمیز باشد اما آنها تا آنجا که میدانند از چرخه سوخت هستهای ایران حمایت نکردهاند.
فکر میکنم تمام قدرتهای هستهای نگران آن هستند که کشور دیگری نیز به سلاحهای هستهای دست پیدا کند.
حق هستهای ایران تردیدناپذیر است
اگر نگاهی به سوابق مذاکرات و همکاریهای کشورهای اروپایی با رژیم گذشته ایران در بخش هستهای داشته باشیم آلمان قصد ساخت نیروگاه برق هستهای بوشهر را داشت فرانسه نیز در بخش چرخه سوخت هستهای ایران در دارخوین شرکت داشت. اما پس از انقلاب اسلامی ایران مخالفتهایی با چنین طرحهایی در ایران صورت گرفت که در رژیم گذشته شاهد آنها نبودیم.
* بنابراین افکار عمومی ایران چنین روندی را سیاسی میدانند در این خصوص چه پاسخی دارید؟
** پاسخ سفیر فرانسه در این ارتباط گفت: به گذشتهها اشاره کردید تحولاتی در تصمیمگیریهای ایران نیز پس از انقلاب در خصوص این همکاریها با آلمان یا فرانسه ایجاد شد و تا آنجا که میدانم ایران به این همکاریها پایان داد.
اما اجازهدهید به موضوعی که بیان کردید اشاره کنم.
هیچکس حق ایران یا هیچ کشوری را براساس معاهده منع گسترش سلاحهای هستهای برای داشتن صنعت انرژی هستهای مورد تردید قرار نمیدهد. این حق ایران تحتNPT مستلزم برخی الزامات است که مهمترین آن تضمین آژانس با بازرسیهایش بر این نکته است که این برنامهها منحصرا اهداف صلحآمیز را دنبال میکنند. این همان چیزی است که ایران با امضاء NPT پذیرفته است.
اروپاییها نیز هیچ مخالفتی با ایران برای توسعه فنآوری صلحآمیز هستهایاش ندارند و ما فکر میکنیم ایران باید این برنامه برق هستهای صلحآمیز را داشته باشد و از توسعه آن نیز حمایت میکنیم. سه کشور اروپایی در پیشنهاد ماه اوتشان حمایت کامل و حاوی جزئیات خود را از برنامه صلحآمیز هستهای ایران در چارچوب توافق بلندمدت اعلام کردند. اما ایران اگرچه NPT را امضا کرده بود اما برنامههای مخفی را نیز برای غنیسازی فرآوری و رآکتور آب سنگین پیگیری میکرد.
* اما تاسیسات فرآوری اورانیوم اصفهان به هیچ وجه شامل پنهانکاری نمیشود؟
** سفیر فرانسه در پاسخ به این سوال گفت: چیزی که باعث نگرانی است آنکه توسعه چرخه سوخت هستهای در ایران منطق اقتصادی ندارد و ما برای حال حاضر که ایران فقط یک نیروگاه هستهای برق در حال ساخت دارد این منطق را درک نمیکنیم.
پیشنهاد ما به ایران شامل همکاری هستهای بود اما برخی اوقات چنین بیان میشود که ما قصد محروم کردن ایران از حق خود برای دستیابی به علم و این فنآوری را داریم یا حتی گفته میشود که ایران در این خصوص مورد تبعیض قرار گرفته است اما اینها موضع ما نیست. ما نه تنها معتقدیم که ایران این حق را دارد بلکه بر این باوریم که ایران صلاحیت آن را نیز دارد که برنامه هستهای صلحآمیزش را برای تولید برق توسعه دهد.
* مجلس ایران تصویب کرد که ایران باید 20 هزار مگاوات برق هستهای را ظرف 20 سال آینده داشته باشد.
** پس این منطق ما برای داشتن چرخه سوخت است. سفیر فرانسه گفت: ما در این خصوص مشکلی نداریم و این بستگی به ایران دارد که در این باره تصمیم بگیرد.
مساله آن است که ایران سالها پیش به صورت شفاف اعلام نکرده بود که تاسیسات غنیسازی و فرآوری اورانیوم دارد و درحال حاضر نیز هیچ توجیه تجاری اقتصادی و یا بازرگانی برای این مساله ندارد. در جریان مذاکرات برای ما غیر ممکن بود که بتوانیم هیچگونه توجیه اقتصادی را در حال حاضر برای این تولید بیابیم. سفیر آلمان نیز در این ارتباط اظهار داشت: هسته مساله "نبود اعتماد" در حال حاضر است که به سیاست پنهانکاری گذشته مربوط میشود و تا اعتمادسازی لازم صورت گیرد به زمان احتیاج است.
از سوی دیگر هیچ منطقی برای برنامه غنیسازی از جانب ایران وجود ندارد و هدف مذاکرات نیز آن بود که این تامین سوخت تضمین گردد. سفیر انگلیس نیز با تقدیر از همکاری ایران گفت: سه کشور اروپایی از همکاری ایران در سالهای اخیر تقدیر میکنند اما چیزی که ما از آن متاسفیم گامهای اخیری است که ایران برای ترک چارچوبهای مورد توافق در مذاکرات برداشته و همچنین مساله منتفی دانستن قطعنامه 24 سپتامبر بود. برای اعتمادسازی در برخی از کشورهای دیگر سالهای متمادی زمان صرف شده است.
هند در این خصوص یک نمونه است زمانی بود که نگرانیهای شدیدی از بابت این که هند چه میکند و آیا تهدیدی برای جامعه جهانی به حساب میآید وجود داشت که در حال حاضر این موضوع به صورت قابل توجهی از طریق طی روند صبر جامعه جهانی طی شد. موضوع دوم من آن است که بگویم ایران موردی نیست که به صورت استثنایی مورد بررسی قرار گیرد.
این حسی است که میتوان از اظهارات شما و دیگران برداشت کرد که گویا نقشهای علیه ایران و فقط ایران وجود دارد. مساله این است که هر کشوری با چنین برنامه وسیع و پیشرفتهای که اکنون میدانیم ایران آن را از داراست تحقیقات از نزدیک را ایجاب مینماید. گزارشهای آژانس بینالمللی انرژی اتمی درباره یکسری از کشورها در نشستهای عادی اجرای پادمانها و تمام فایلها به مرور این مسائل میپردازد.
برنامه هستهای ایران میتواند قابلیت انحراف به سوی برنامه تسلیحاتی را داشته باشد و همانگونه که همکارانم گفتند سابقه ایران در پنهانکاری به نگرانیهایی مشخص انجامیده است. نکته سوم من آن است که پیشرفت خوبی در رسیدگی به این نگرانیها از طریق اجرایی کردن پروتکل الحاقی حاصل شده است.
سه کشور اروپایی به ایران اعلام میکنند که این رویکرد همچنان معتبر است و در راستای توسعه منافع ایران و حق قانونی این کشور برای بهرهبرداری از صنعت هستهای میباشد. آنچه از اظهارات شما و همکاران مطبوعاتیتان حس میکنم آن است که تعلیق پروتکل الحاقی نوعی تنبیه برای سه کشور اروپایی و دیگر کشورهایی است که برنامههایتان را مورد سئوال قرار میدهند.
اما واقعیت این است که ایران چنانچه پروتکل الحاقی را به حال تعلیق درآورد بیشترین لطمه را خواهد دید.
بدون داشتن سطح دسترسی برای آژانس بینالمللی انرژی اتمی که در پروتکل الحاقی لحاظ شده است هیچ فرصتی برای حل مسائل باقیمانده هستهای ایران نخواهد ماند.
در خصوص این که مسائل باقیمانده باید حل شوند با مقامات ایران موافقم.
در خصوص بررسی این مسائل از طریق پروتکل الحاقی باید گفت که ایران یکی از 69 کشوری است که چنین توافقنامهای را به اجرا درآوردهاند. چنانچه ایران اکنون اعلام کند که پروتکل الحاقی امری غیر ضروری است ممکن است بسیاری بپرسند چرا ایران نمیخواهد چنین پروتکلی را اجرا نماید.
* ایران پروتکل الحاقی را تصویب نکرده و تنها آن را به صورت داوطلبانه و غیرالزامآور و از نظر حقوقی اجرا مینماید که این اجرا را برای اعتمادسازی و غیرالزامی میباشد، به نظر اینطور نیست؟
** سفیر انگلیس در پاسخ به این سوال گفت: ایران در چارچوب توافق با سه کشور اروپایی پذیرفت که این پروتکل را تا پایان سال2005 تصویب کند، پس پروتکل الحاقی برای ایران ابزاری معتبر است تا به توسعههای مدنظرش و اعتمادسازی لازم دست یابد. ما معتقدیم انزوا به توسعه ایران ضرر میرساند. سفیر فرانسه نیز ادامه داد: 10 یا 20 هزار مگاوات برق هستهای نمیتواند بدون همکاری فنی با سایر کشورها به دست آید و هیچ برنامه هستهای در جهان توسط یک کشور بدون رابطه فنی یا تامین مواد هستهای شکل نگرفته است.
این همان دلیلی است که ما را ناامید کرده چون ما پیشنهاد خود را دادهایم و فکر میکنیم این پیشنهاد بدون آن که مطالعه شود کنار گذاشته شود. ایران نمیتواند به تنهایی برنامه هستهای را ادامه دهد بنابراین به نفع این کشور خواهد بود که برنامه هستهای صلحآمیزش را با اعتماد دوباره ایجاد شده بینالمللی تداوم دهد که در این چارچوب میتوانیم مذاکرات را ادامه دهیم که البته متاسفانه در حال حاضر به حالت تعلیق درآمده است.
اروپا شرط جدیدی ندارد
سفیر آلمان در رابطه با اعتمادسازی ایران گفت: ایجاد اعتماد بسیار مهم است و مهمتر آنکه نباید گامی را برداشت که موجب تحلیلرفتن این اعتماد بشود. بنابراین ما آمادگی داریم این پرونده را ادامه دهیم ودر قطعنامه وین نیز به تداوم مذاکرات تاکید شده بود. در اصل هدف ما آن است که حتی اگر به نیویورک هم برویم بحث اعمال تحریم مطرح نشود چرا که ما بیشتر میخواستیم که بر تداوم مذاکرات تاکید شود.
حال برخی از شرکای ما گفتهاند که در حال حاضر این تاکید را نداشته باشید و در چارچوبهای موجود به این مساله دست یابیم. ما آمادگی داریم و تا اجلاس آتی شورای حکام در اواسط ماه نوامبر دو ماه زمان پیشرو داریم هیچ ضربالاجلی در میان نیست اما فکر میکنم استفاده از این زمان و جمع شدن دور یکدیگر بسیار مفید خواهد بود.
در داستانهای آلمانی ما شاهزاده و شاهزاده خانمی هستند که میخواهند به یکدیگر برسند اما فاصلهای به اندازه یک رود در میانشان وجود دارد علیرغم خواست هر دو طرف برای رسیدن به هم به هیچ پلی میانشان موجود نیست در این باره و برای نزدیک کردن موضع ایران و اروپا نیز یک پل وجود دارد و آن تداوم مذاکرات است. سفیر فرانسه نیز افزود: برخی اوقات در مطبوعات میخوانیم که برای تداوم مذاکرات نباید هیچ پیش شرط یا شرط جدیدی مطرح شود من میگویم که برای ادامه مذاکرات در چارچوب توافق پاریس ما هیچ شرط جدیدی را وضع نمیکنیم آن چه که ما میخواهیم بازگشت به توافق پاریس و مقدمات آن است.
توافق پاریس هنوز معتبر است. بر اساس آن ایران به صورت یک جانبه تصمیم گرفت برای اعتمادسازی تمام فعالیتهای مربوط غنیسازی اورانیوم را برای دوره مذاکرات به حالت تعلیق درآورد پس اگر تعلیق نباشد مذاکراتی هم در میان نخواهد بود. در توافق پاریس دو طرف تشخیص دادند که برای مذاکرات و اعتمادسازی در جریان مذاکرات تعلیق امری ضروری است ما شرط جدیدی نمیخواهیم و ایران را تحت فشار قرار نمیدهیم ما به طور کامل به ایران و حقوق این کشور احترام میگذاریم ما به طور کامل به ایران و حقوق این کشور احترام میگذاریم اما تعهداتی وجود دارد که میخواهیم به آنها هم احترام گذاشته شود. اعتمادسازی باید دو جانبه باشد.
* با توجه به آن که مذاکرات پس از دو سال نتیجه ملموسی برای ایران در پی نداشته اروپاییها چگونه میتوانند اعتماد افکارعمومی ایران را جلب کنند؟
** سفیر انگلیس در پاسخ به این سوال گفت: فکر میکنم هر دو طرف باید در این خصوص اقدام کنند و ما علاقهمندیم که نقش خود را در این زمینه با اجرای دستورالعملهایی که در اوایل اوت در پیشنهادمان مطرح کردیم ایفا نماییم که شامل موارد حس نیتمان نیست به ایران نیز میشد.
چیزی که ما برای به پیش رفتن ارائه میکنیم نه تنها قطعنامه بر سر برنامه هستهای را تحت تاثیر قرار میدهد که بنیانی برای همکاریها میان ایران و اروپا پس از انقلاب اسلامی ایران میتواند شکل گیرد در عین این که هم چنان باب مذاکره را باز میداند. این مساله میتواند اروپاییها را قادر گرداند تا به افکارعمومیتان پاسخ دهند و ما از سوی خودمان برای شما اعتمادسازی کنیم. اعتمادسازی از جانب شما نیز مشتمل بر یک مساله کلیدی است که براساس NPT کشورها باید رضایت آژانس را تامین کنند که برنامهشان صرفا صلحآمیز است.
براساسNPT این مسئولیت کشورها نیست که ارزیابی کنند هیچ دلیلی برای نگرانی وجود ندارد این مساله باید از طریق روند بازرسیهای آژانس بینالمللی انرژی اتمی مورد راستی آزمایی قرار گیرد. ما میتوانیم فاصلهها پر کنیم اما این موضوع نیازمند اقدام از جانب دو طرف و بازنگری از سوی طرف ایرانی در خصوص موضعاش است.
از نظر فنی همانگونه که آقای البرادعی هم گفته مسایل باقی مانده به زودی حل خواهد شد اما از نظر سیاسی مساله به گونهای دیگر است
سفیر انگلیس گفت: در نهایت مساله ایران به صورت فنی حل میشود به شرطی که ایران در رد کردن قطعنامه 24 سپتامبر بازنگری نماید.
وی با اشاره به اینکه مساله مهمی در گزارش البرادعی در ماه سپتامبر مطرح شده است افزود: البته که راهی فنی برای حل مساله هستهای ایران وجود دارد اما تا زمانی که مسائل مذکور مورد بررسی قرار نگیرند نمیتوانیم مساله را حل شده تلقی نماییم.
اما زمانی که از محمد البرداعی مدیر کل آژانس بینالمللی انرژی هستهای درباره تصمیم شورای حکام برای تصویب قطعنامه با توجه به آنکه بندهای1و2و3 اجرایی آن فاقد وجاهت قانونی بوده پرسیدم که چرا با توجه به این که هیچ نقضی در فعالیتهای هستهای ایران در گزارش شما ذکر نشده است. اما این بندها در قطعنامه به چشم میخورد گفت: این تصمیمی سیاسی از جانب شورای حکام بوده و من نمیتوانم در این باره کاری انجام دهم.
سفیر انگلیس گفت: ایرانیها فکر میکنند که اقدامات سیاسی مساله را حل خواهد کرد در حالی که این یک نوع سادهانگاری است. البته هر موضوع پیچیدهای در جهان باید از طریق تصمیمسازی سیاسی حل شود و در نهادهای بینالمللی تصمیمات مناسب درباره آن اتخاذ گردد.
در این روند ملاحظات فنی مدنظر قرار میگیرد.
اینها دو مسالهای هستند که نمیتوانند ازهم جدا شوند برای مثال آقای البرادعی در گزارش ماه سپتامبر خود توصیه کرد که دسترسیها به افراد وتاسیسات در ایران باید گسترش یابد که این قضاوتی فنی است چرا که او نمیتواند اعلام نماید که هیچ نقضی در فعالیتهای هستهای ایران رخ نداده است.
پس این دیدگاهی فنی است اما هنگامی که به قطعنامه میرسیم بیانیهای سیاسی از جانب دولتهایی به حساب میآید که در شورای حکام حضور دارند. اینکه گفته میشود مسائل سیاسی را پشت سر بگذاریم و از طریق فنی مسأله را حل کنیم اشتباه است و این دو با یکدیگر پیش روند.
* با توجه به اینکه رویکرد عدم تعهد به گزارش البرادعی و بند 49 و50 آن مبنی بر این بود که لازم نیست اختیار آتی فراتر از پروتکل به آژانس اعطاء شود و طرف ایرانی نیز صرفا اجرای داوطلبانه پروتکل را پذیرفته است آیا فکر میکنید با توجه به این مسائل میتوان چنین درخواستی را پذیرفت؟
** سفیر انگلیس در پاسخ اظهار داشت: بسیاری از کشورهای دیگر نیز مساله بازرسیهای فراتر از پروتکل الحاقی را پذیرفتهاند. باید به گونهای جدی به این مساله فکر کنیم که چگونه در وضعیت کنونی به پیش برویم.
* مقصود شما کدام کشورهاست؟
** سفیر آلمان گفت: در دهه 70 میلادی مشکلاتی بر سر اعتماد در خصوص برنامه هستهای برزیل و آرژانتین وجود داشت که زمان زیادی صرف ایجاد اعتماد شد. در سال 2003 همه چیز در مطبوعات ایران بر سر حق این کشور برای استفاده از انرژی هستهای متمرکز شده بود که این تمرکز اندی بعد به حق ایران در خصوص غنیسازی تغییر یافت و سپس یعنی امسال دوباره به حق ایران در فرآوری اورانیوم تبدیل شد.
باید تلاش کرد که این موضوع بسیار پیچیده را از مواضع احساسی دور نگه داریم. بهتر است غرور ملی را از این جریان جدا کنیم. منافع ملی مرکز استراتژی یک برنامه بلندمدت خواهد بود. پیشنهاد اروپا طرحی برای آغاز مذاکرات در این چارچوب بود. ضمن این که این پیشنهاد به معنای پایان مذاکرات نبود. در کل میتوانستیم این پیشنهادها را بررسی کنیم و به پیشنهادهای دیگر طرف ایرانی نیز بپردازیم.
* در توافقنامه پاریس پذیرفتید که مطابق بند چهارNPTعمل نمایید و ایران میتوانست از حق خود تحت این معاهده استفاده نماید. چرا این مساله را در طرح پیشنهادیتان که پنجم اوت منتشر شد لحاظ نکردید؟
** سفیر آلمان در پاسخ گفت: در بند چهار صحبتی از غنیسازی نشده بلکه سخن از حق بهرهگیری از فنآوری هستهای است ضمن آنکه ما راههای مختلفی را برای تضمنی فراهم آوردن سوخت هستهای پیشنهاد کردیم.
سفیر فرانسه نیز ادامه داد: مساله پذیرش یا رد پیشنهاد نبود و این پیشنهاد نقطه آغازی برای انجام مذاکرات به حساب میآمد.
اما مذاکرات برای مدت زمان زیادی به طول انجامید و ایران احساس کرد که اروپاییها خواهان حل مساله نیستند بلکه صرفا در پی تعلیق فعالیتهای هستهای ایران میباشند و لذا طرح اروپا که قرار بد اول اوت ارائه شود را رد نمود.
هر سه سفیر اروپایی: خیر خیر اینگونه نبود.
سفیر انگلیس ادامه داد: این یک تبلیغات سیاسی است و در توافق صورت گرفته تصریح شده بود که در اوایل اوت پیشنهادی به ایران ارائه خواهد شد.
اما حسن روحانی دبیر سابق شورای عالی امنیت ملی ایران اعلام کرده بود که پیشنهاد اول اوت ارائه خواهد شد.
سفیر آلمان افزود: شاید در مطبوعات اینگونه انعکاس داده شده بوده است. سفیر انگلیس در ادامه گفت: این مذاکرات برای هند به مدت هشت سال به طول انجامید اما آیا ایران میخواهد فرصت برای رسیدن به پیشرفت در روابط با کشورهای مهم جهان را به واسطه دو یا سه روز تاخیر به کناری اندازد البته که ایران از پیشنهاد ما ناراحت بود اما نباید فراموش کنیم که راه رفع این ناراحتی تداوم مذاکرات است.
تعریف از تضمین عینی هسته مساله ایران و اروپا
* با در نظر داشتن طرح ابتکاری رییسجمهور در مجمع عمومی سازمان ملل متحد اروپا هیچ پیشنهاد جدیدی را در عوض این طرح به ایران نداد که بتوان با آن نگرانیهای اروپا را کاست ضمن آنکه مشخصا چه تضمینی وجود دارد که بتوان برای اطمینان از صلحآمیز ماندن چرخه سوخت هستهای ایران ارائه کرد و تاکنون ارائه نشده است چرا اروپا هیچ موضوع عینی را در پیشنهاد خود به ایران ارائه نکرد؟
**سفیر فرانسه در پاسخ به این سوال گفت: مذاکرات پایان نیافته است. تضمین عینی قطعات هسته مذاکراتی است که متاسفانه در حال حاضر از هم گسیخته است اما تعریف تضمینهای عینی وظیفه مذاکرهکنندگان است و ما آمادهایم اگر ایران اجازه دهد مذاکرات ادامه یابد و بحث در این خصوص ادمه دهیم.
سفیر انگلیس نیز افزود: ما تضمینهای محکمی برای تضمین موضوع سوخت هستهای رآکتورهای هستهای ایران ارائه کردهایم.
این مذاکرات باید در چارچوبی ادامه یابد که اجرای قطعنامه24سپتامبر و احترام به توافق پاریس نیز جزو آن باشد.
با توجه به آن که اروپا ادعا میکند چشمپوشی از چرخه سوخت هستهای در ایران تضمین عینی است اگر این مبنای شما باشد ایران پیشاپیش اعلام کرد که چنین مسالهای برایش قابل قبول نیست.
سفیر آلمان گفت: ما از دیدگاه خود گفتیم که بهترین و تنها تضمین عینی آن است که ایران چرخه سوخت هستهای کامل را در اختیار نداشته باشد. ایران باید این موضوع را تعریف نماید که چگونه میتواند تضمینهای عینی بدهد که هیچ انحرافی به سوی برنامههای تسلیحات هستهای نداشته باشد . ضمن آنکه ما هنوز به توافقی نرسیدهایم و این بخشی از مذاکرات است.
پیشنهاد اروپا حاوی دورنمای صریح از همکاریها نبود.
* در پیشنهاد پنجم اوت اروپا به ایران هیچ دورنمای صریحی از همکاریهای دو جانبه ذکر نشده بود و تنها برخی مفاهیم کلی بدون ذکر عینیت در آن آمده بود. با گذشت دو سال از مذاکرات و گفتوگوها چرا اروپاییها طرح را پیشنهاد کردند که فقط مفاهیم کلی را در برداشت در حالی که در طرح چهار مرحلهای ایران در ماه مارس تمام تضمینهای عینی مطرح شده بود؟
** سفیر آلمان در پاسخ اظهار داشت: در پنجم اوت یکسری از پیشنهادات از جمله همکاریهای اقتصادی فنی و امنیتی مطرح شده بودند که همگی مسائل بسیار پیچیدهاند که تمام طرفها باید آنها را مورد بررسی قرار دهند. ما نتوانستیم یک مجموعه جامع را ارائه دهیم. ضمن آنکه دیدگاه ایران به این مجموعه این بود که این پیشنهاد نهایی ماست اما اینگونه نبود و این یک آغاز بود. سفیر انگلیس در ادامه افزود: اما در این طرح نیز پیشنهادات ملموسی مطرح شده است که از جمله آن دسترسی ایران به بازار فناوری هستهای است.
این به معنای آن است که محدودیتهای فعلی که ایران را به بومی کردن مساله هستهایاش سوق داده تعدیل خواهد شد و به این ترتیب همگام با سایر کشورها توسعه خواهد یافت. نکته دیگر آن که از تحقیقات ایران حمایت خواهد شد.
این موضوع اگر چه برای ایران رضایتبخش نیست، اما نمیتوانید بگویید که چیزی به طور مشخص در پیشنهاد ما نبوده است. قرار بود ما از توسعه همکاریها در سایر کاربردهای فناوری هستهای برای توسعه ایران حمایت نماییم و برخی از آنها را نیز مشخص کردیم که از آن جمله مصارف پزشکی و کشاورزی بود.
مرحله نهایی بازی ایران و اروپا چیست؟
* فکر میکنم دو راه برای طی این مسیر پیشروی ماست که در آن یک فاکتور ثابت است و آن اینکه ایران و ایرانیها بر حقوق اساسی خود در زمینه فناوری هستهای تاکید دارد. اولین راه رفع نگرانیهای اروپا از طریق مذاکرات و راه دوم ارجاع وضعیت را بسیار بدتر نماید. با توجه به سوابق مذاکرات آمریکا و کره شمالی و این که آمریکا پس از10 سال مجبور به بازگشت به میز مذاکرات شد در این صورت مرحله پایانی این بازی را چگونه میبینید فکر میکنید آیا طی چنین مسیری به نفع اروپا خواهد بود؟
** سفیر انگلیس گفت: ما به عنوان سه کشور اروپایی اولین راه از آنچه شما پیشنهاد کردید یعنی مذاکرات را ترجیح می دهیم. این اظهاریهای صریح از جانب سه کشور اروپایی است.