تاریخ انتشار : ۲۳ ارديبهشت ۱۳۸۹ - ۰۷:۱۱  ، 
کد خبر : ۵۲۵۱۳

تلاش رژیم صهیونیستی برای فرار از انزوا


محمدرضا عسگری مورودی
طرح خروج اسرائیل از نوار غزه، مهمترین رویداد داخلی آن رژیم و تحولی بزرگ در سطح خاورمیانه به شمار می‌رود که در صدر اخبار و تحلیل خبرگزاری‌های مختلف قرار گرفته است. اما تنها پس از گذشت چند روز از عملیات عقب‌نشینی، انتشار خبر مربوط به دیدار «خورشید قصوری» و «سیلوان شالوم»، وزیران خارجه پاکستان و اسرائیل، بسیاری از اخبار از جمله خبر خروج اسرائیل از منطقه غزه را تحت‌الشعاع خویش قرار داد.
در واقع این دیدار، حکایت از این داشت که تل‌آویو تلاش جدیدی را در جهت برقراری مناسبات با کشورهای اسلامی‌– عربی آغاز کرده است.
بی‌تردید سیاست‌گذاران اسرائیلی به خوبی دریافته‌اند که اگر هم بتوانند بر انتفاضه فائق آیند و جنبش مردم فلسطین برای استیفای سرزمین خود را سرکوب کنند، هرگز این اقتدار مبتنی ‌بر خشونت و اشتغال، بستری مناسب برای رسمیت شناختن اسرائیل توسط سایر کشورها نخواهد بود، چرا که نام این رژیم در افکار ‌عمومی جهان با اشغالگری، ظلم و تجاوز عجین شده است و با گذشت زمان و استمرار حضور در مناطق اشغالی، اسرائیل در عرصه روابط دیپلماتیک در انزوای بیشتری قرار خواهد گرفت و تنها اتکاء به تعامل با چند کشور از جمله ایالات متحده، آنان را از محاق سیاسی کنونی خارج نخواهد کرد و یگانه رهیافت خروج از بن‌بست در روابط سیاسی، عقب‌ نشستن به مرزهای سال 1967 است که منطبق بر خواست فلسطینیان، سازمان ملل، اتحادیه عرب و کنوانسیونهای بین‌المللی است.
در همین راستا در سال گذشته، گزارشی محرمانه در دولت اسرائیل انتشار یافت که به مردان سیاسی تل‌آویو هشدار داده بود که ممکن است این رژیم در مسیر برخورد با اتحادیه ار‌وپا قرار گرفته باشد که این امر می‌تواند، ‌اسرائیل را به دولتی مطرود مبدل سازد.
این سند که توسط وزارت خارجه تهیه شده بود،‌ موقعیت آتی جهانی اسرائیل را در پرتو این فرضیه تحلیل می‌کند که اگر اتحادیه اروپا موفق شود با کنار گذاردن اختلاف‌نظرهای خود، گفتمان واحدی را در عرصه بین‌المللی تعقیب کند، احتمال دارد تا یک اروپای واحد و قدرتمند تقاضای بیشتری از اسرائیل برای پیروی از کنوانسیون‌های بین‌المللی داشته باشد و بعید نیست که آزادی عمل اسرائیل را برای مناقشه با فلسطینیان محدود نکند.
این گزارش همچنین پیش‌بینی کرده که در چنین شرایطی حاد، این رژیم مانند آفریقای جنوبی در دوره آپارتاید، منزوی شود. در پایان گزارش بر این نکته تصریح شد که قدرت و نفوذ ایالات متحده به عنوان حامی اصلی اسرائیل در برابر اروپای متحد کمرنگ خواهد شد. با تامل در محتوای گزارش مذکور، این احتمال قوت می‌گیرد که منافع اسرائیل با برخی بازیگران فراملی از جمله اتحادیه اروپا در یک حالت پارادوکسیکال قرار گیرد، چرا که این اتحادیه بارها تل‌آویو را به دلیل عدم تلاش جدی برای دستیابی به راه‌حل مسالمت‌آمیز در حل مناقشه با فلسطینیان بی‌توجهی به قطعنامه‌های شورای امنیت و همچنین ایجاد دیوار حائل را مورد انتقاد شدید قرار داده است؛ بر این اساس، این گمانه مطرح می‌شود که اتحادیه اروپا نیز به جمع بازیگران فراملی از جمله اتحادیه عرب و سازمان کنفرانس اسلامی خواهد پیوست که دارای منافع به شدت متعارض با رژیم اسرائیل هستند، چرا که سران اتحادیه عرب در اجلاس 2002 در بیرون تنها راه برقراری روابط سیاسی با تل‌آویو را عقب‌نشینی کامل آنان از سرزمین‌های اشغال در سال 1967 عنوان کردند و این گونه است که اسرائیل نمی‌تواند به صورت کامل در حوزه این سه بازیگر فراملی خصوصاً در کشورهای عربی اسلامی به بسط توسعه همکاری‌ها و ایجاد روابط دیپلماتیک بیندیشد. مجموعه چنین شرایطی اسرائیل را بر آن داشته است تا به دنبال ابتکاری جدید برای گشودن فصلی نوین در عرصه روابط دیپلماتیک خود با سایر کشورهای دنیا باشد. به نظر می‌رسد که این رژیم نخستین گام برای ایجاد و یا افزایش روابط را در خروج از نوار غزه دیده است. طیف سیاسی حزب راستگرای لیکود برخلاف هم‌کیشان مذهبی خود بر این باورند که اولین پیامد واگذاری منطقه غزه به فلسطینیان همان تلطیف اذهان عمومی جهان دایر بر اشغالگری اسرائیل خواهد بود، هر چند که به اعتقاد بسیاری از صاحبنظران، سیاست فعلی شارون مبنی‌بر «ابتدا نوار غزه» در آینده به «نوار غزه و دیگر هیچ» تغییر خواهد یافت و این خروج تنها یک اقدام تاکتیکی برای منحرف کردن افکار‌عمومی و خروج از انزوای کنونی در عرصه روابط با کشورهاست.
دولت صهیونیستی به رهبری شارون به موازات شروع عملیات خروج از غزه تلاش بسیار گسترده‌ای را برای فرار از انزوای دیپلماتیک آغاز کرده است که در این راستا، استانبول ترکیه میزبان دیداری جنجال‌برانگیزی می‌شود که طی آن وزرای خارجه اسرائیل و پاکستان به گفتگو می‌نشینند.
فعالیت‌های دیپلماسی تل‌آویو برای گسترش روابط با کشورهای اسلامی در حالی شدت یافته است که اسرائیل تنها با چهار کشور مصر، اردن، موریتانی و ترکیه دارای مناسبات آشکار سیاسی بوده است.
وزیر خارجه پاکستان پس از این دیدار، گفتگو با وزیر امور خارجه اسرائیل را نشانه اهمیتی خواند که کشور برای عقب‌نشینی این رژیم از نوار غزه قائل است و بر این نکته تاکید می‌کند که مهم این است که اسرائیل به ادامه حرکت به سوی صلح تشویق شود؛ اما مردم و نخبگان فلسطینی برخلاف وزیر خارجه پاکستان، معتقدند که خروج از منطقه غزه که هزینه‌های سرکوب انتفاضه در آن بسیار بالا و فاقد موقعیت استراتژیک برای تل‌آویو است نه تنها به معنای عقب‌نشینی اسرائیل به مرزهای سال 1967 نیست. بلکه این اقدام به مفهوم بر هم زدن روند سیاسی صلح با فلسطینیان است، زیرا که در طرح چهارگانه صلح خاورمیانه، تخلیه مناطق یهودی‌نشین در غزه و کرانه غربی رود اردن، تقسیم بیت‌المقدس و بازگشت آوارگان فلسطینی مورد توجه بوده است.
مدیر مرکز حقوق بشر فلسطین نیز بر این عقیده استوار است که شارون دنیا را گول می‌زند، او به اشغالگری پایان نمی‌دهد، بلکه نیروهایش را به شکل دیگری مستقر خواهد کرد.
صحت این گفتار را یکی از بندهای طرح شارون تائید می‌کند آنجا که می‌گوید اسرائیل همچنان کنترل مرزهای خشکی، آبی و هوایی غزه را حفظ خواهد کرد.
از آنجا که جامعه جهانی اعم از سازمانهای بین‌المللی و کشورهای مختلف، تنها راه ممکن برای پایان دادن به مناقشه خاورمیانه را تشکیل حکومت مستقل فلسطینی عنوان کرده‌اند، در اینصورت پرسش اساسی این است که این کشور مستقل فلسطینی در چه وسعت سرزمینی تشکیل می‌شود و آیا بدون بازگشت اسرائیل به مرزهای سال 1967، شکل‌گیری حکومتی مستقل در فلسطین مفهوم عینی می‌یابد و نهایتا بازیگران عرصه روابط بین‌الملل به تشکیل حکومت فلسطینی، تنها در وسعت کنونی محصول در دست فلسطینیان از جمله نوار غزه تن می‌دهند؟
آریل شارون در چند روز گذشته بر این موضوع تاکید کرده که پس از نوار غزه، از هیچ منطقه فلسطینی خارج نخواهد شد؛ بنابراین، می‌توان گفت حرکت به سوی صلح دولت اسرائیل تنها در خارج از غزه خلاصه خواهد شد. از سوی دیگر ایالات متحده فشارهای غیرمحسوسی را برا روی کشورهای عربی‌– اسلامی با پایان خروج اسرائیل از غزه، آغاز کرده است و ظاهرا به سران کشورهایی که فاقد مناسبات سیاسی با اسرائیل هستند، گوشزد کرده که به دلیل حرکت اخیر رژیم صهیونیستی، آنان نیز باید به خصومت چندین ساله خود پایان دهند که دیدارهای اخیر برخی از سران کشورهای اسلامی با هیات اسرائیلی حاضر در شصتمین اجلاس سازمان ملل که در نیویورک برگزار شد و در رسانه‌های مختلف نیز بازتاب داشت،‌ در این راستا قابل ارزیابی است.
به نظر می‌رسد اگر برخی کشورهای عضو سازمان کنفرانس اسلامی بخواهند تنها به استناد عقب‌نشینی اسرائیل از غزه، به ایجاد رابطه سیاسی با این رژیم مبادرت ورزند،‌ این سازمان دچار نوعی چالش درونی خواهد شد و مهمترین فصل اشتراک کشورهای عضو، یعنی مساله فلسطین به اختلاف برانگیزترین موضوع بدل می‌شود چرا که در پایان تمامی نشستهای سازمان کنفرانس در سال‌های گذشته، بر خروج اسرائیل از تمامی سرزمین‌های اشغالی، تشکیل حکومت مستقل فلسطینی و بازگشت آوارگان تاکید شده است و حال اگر برخی از دولت‌های اسلامی بخواهند واکنشی مغایر با فحوای مانیفست‌های سازمان کنفرانس اسلامی از خود بروز دهند، انشقاق گسترده‌ای را در درون سازمان شاهد خواهیم بود.
بی‌شک چنین فضایی نیز بر اتحادیه عرب سایه می‌افکند و در صورتی که تعدادی از کشورهای عربی عضو اتحادیه بخواهند به سمت ایجاد رابطه با آن رژیم حرکت کنند، در واقع به مقابله با تعهدی برخاسته‌اند که در خود در سال 2002 در اجلاس بیروت بر رعایت آن متعهد شده‌اند.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات