تاریخ انتشار : ۱۶ ارديبهشت ۱۳۸۹ - ۰۷:۵۳  ، 
کد خبر : ۵۲۵۲۳

زمینه بحران سیاسی در حکومت پهلوی


مهدی قنواتی
حکومت پهلوی در بهمن ‌ماه 57 آخرین نفس‌های خود را می‌کشید. هر روز بیش از گذشته این حکومت در موضع ضعف قرار می‌گرفت و مخالفان موقعیتی برتر می‌یافتند. حاکمیت رو به زوال برای آنکه بتواند خود را مسلط بر جریانات نشان دهد تدابیر مختلفی اتخاذ می‌کرد. کما اینکه در تاریخ ششم بهمن 57، حکومت تجمع بیش از دو نفر را ممنوع اعلام کرد. اجرای چنین تدابیر امنیتی مبین گسترش فزاینده بحران سیاسی در ایران بود. به راستی حکومت پهلوی چگونه عمل کرده بود که اینک تمام اعضای جامعه نسبت به آن متعرض بودند؟ ارائه پاسخی بر مبنای «آرمان سیاسی» می‌تواند مناسب باشد.
آرمان سیاسی را در دو قالب می‌توان مطرح کرد:
1- آرمان سیاسی؛ برآیند خواست‌های و ایده‌آل‌های مردم جامعه جدای از کمیتشان است که انتظار اجرای آنها را از سوی حکومت دارند.
2- آرمان سیاسی در معنای وسیع تقاضای مردم جامعه برای حکومت ایده‌آل‌شان است. شکل‌گیری حکومت پهلوی در سال 1304 بر مبنای بخشی از آرمانی سیاسی آن عهد یعنی گریز از هرج ومرج و ناامنی قابل توجیه است. به نحوی که در آغاز کار این حکومت از مقبولیت نسبی هم برخوردار بود. اما رفته ‌رفته به جای اینکه حکومت تکیه خود را بر آرمان سیاسی مردم نشان دهد، با عملکردش در نقطه مقابل خواست‌ها و ایده‌آل‌های مردم ایران قرار گرفت و این وضع به صورت تدریجی رشد فزاینده‌ داشت و با پهلوی دوم به اوج رسید. خط مشی این چنینی حکومت پهلوی در جامعه بازتابی دوگانه یافت. نتیجه این خط و مشی هم پیدایی بحران سیاسی در جامعه ایران بود که در آغاز ذکرش رفت.
اما مراد از بازتاب دوگانه خط و مشی حکومت پهلوی، بازتاب در بین اقلیت و اکثریت است. هنگامی که حکومت پهلوی با رویکردی باستان‌گرایانه اندیشه سیاسی ناسیونالیسم و ملی‌گرایی را مبنا قرار داد و مصالح دینی را نادیده گرفت و حاشیه‌نشین کردن دین در دستور کارش قرار گرفت، به عنوان نمانیده سیاسی روشنفکران لائیک عمل می‌کرد. این رویه حکومت حتی واکنش‌هایی از سوی روشنفکران دینی غیر حوزوی را هم در پی‌ داشت.
روشنفکران لائیک در ابتدا با حکومت پهلوی همراهی می‌کردند . اما زمانی که رویه اقتدار‌گرایی پهلوی دوم به اوج رسید و امکان مشارکت سیاسی برای بسیاری از جریانات از بین رفت، روشنفکران همراه اولیه هم به موضع‌گیری علیه این وضع پرداختند. اما ساقط کردن حکومت پهلوی برای اینان تبدیل به یک آرمان سیاسی نشد. ابراز مخالفت‌های آنان در سال‌های 56-57 هم تنها برای بهبود وضع با حفظ حکومت پهلوی بود. این وضع بازتاب عملکرد حکومت پهلوی در بین اقلیت بود.
اما اکثریت دین‌دار جامعه ایران با برخوردی دیگر با حکومت پهلوی داشتند. با شروع دهه چهل و با تغییراتی که در جامعه دینی ایران رخ داد، بخشی از نیروهای مذهبی و حوزوی نقش‌آفرینی در فضای سیاسی کشور را یکی از محورهای اصلی فعالیت خود قرار دادند. این طیف از مذهبیون با عنایت به رویکرد غیردینی و ضددینی حکومت پهلوی کوشیدند از طرفی چون نصحیت کردن و انذار دادن در مشی سیاسی – اجتماعی این حکومت تغییرات لازم را ایجاد نمایند. وتغییراتی در رویه‌اش ایجاد می‌شد می‌توانست حداقل در کوتاه‌مدت به عنصری مطلوب در آرمان سیاسی مذهبیون سیاسی درآید. اما بااصلاح‌ناپذیری شاه و اتخاذ سیاست تبعید و گلوله از سوی او، آرمان سیاسی این طیف از مذهبیون را دچار تغییر کرد. این طیف به جای آن‌که بکوشند شاه را به عنصری مطلوب تغییر دهند و به تدریج و در طول زمانی 15 ساله طرح عبور از حکومت پهلوی را در دستور کار قراردادند. تلاش‌های صبوران این طیف توانست در سال‌های 56-57 اکثریت قابل توجهی از مردم را با خود همراه سازد. از موفقیت‌های این طیف این بود که اکثریت خاموش را تبدیل به اکثریت فعال، تحول‌خوا‌ه ‌و انقلابی نمود که عرصه را بر حکومت پهلوی تنگ ‌و تنگ‌تر نمود. نهایتا اینکه فعالیت‌های اقلیتی که در پی بدل ساختن شاه به عنصری مطلوب بودند و فعالیت‌های اکثریتی که در پی عبور از حکومت پهلوی و ایجاد حکومت اسلامی بودند به زوال حکومت پهلوی منتهی شد.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات