هاوش وی پنت/ استاد دانشکده وزارت دفاع انگلستان
ترجمه: آرمین منتظری
با سفر "مان موهان سینک" نخستوزیر هند به آمریکا در جولای سال 2005، دو کشور تصمیم گرفتند که فصلی جدید در روابط دوجانبه خویش باز کنند. دولت بوش از تمایل این کشور برای همکاری دوجانبه با هند در زمینه انرژی اتمی بدون کاربری نظامیخبر داد. برای دستیابی به این هدف، دولت بوش سعی کرد تا با متقاعد ساختن کنگره، قانون سیاست خارجی آمریکا را مورد بازبینی قرار دهد. و از دیگر سو سعی کرد تا دیگر کشورها و متحدان بینالمللیاش را متقاعد کند که در زمینههای تجاری و انرژی اتمیبا هند به همکاری بپردازند. در مقابل، دولت هند نیز متعهد شد با مدنظر قرار دادن همان مسئولیتها، در زمینه دانش هستهای با دیگر کشورها همکاری کند. در واقع میتوان گفت پیمان هستهای که میان هند و آمریکا به امضا رسید و در آن هند به عنوان یک قدرت هستهای مورد پذیرش آمریکا قرار گرفت، به معنای شکلگیری یک قدرت هستهای در سطح جهانی است. از این پیمان هستهای این معنا استخراج میشود که آمریکا در کمک به دیگر کشورها برای دستیابی به انرژی هستهای استثنایی قائل شده است. و آن استثنا این است که این کشورها باید این اجازه را به آمریکا بدهند که بر تمام فعالیتهای هستهای آنها نظارت داشته باشد؛ در غیر این صورت با تحریمهای آمریکا مواجه خواهند شد. پس از امضای این پیمان، فصل جدیدی در روابط دو کشور گشوده شد و آمریکا سعی کرد تا با نگاهی فراتر از منشور NPT به فعالیتهای هند بنگرد. در حقیقت آمریکا، هند را به عنوان یک قدرت بلامنازع و یک متحد استراتژیک مدنظر قرار داد. از دیگر سو امضای این پیمان باعث درگرفتن بحثهای داغی در مجامع و محافل سیاسی آمریکا و هند شد. سفر جورج دبلیو بوش به هند در اوایل سال 2006 به این معنا بود که دو کشور خواهان اجرایی شدن تعهدات هستند. هند در اولین قدم برای نشان دادن حسن نیت خود، فعالیتهای هستهای خود را در دو زمینه نظامی و غیرنظامی از هم منفک کرده و در انتظار پاسخ آمریکا در راستای تعهداتش ماند. این اقدام هند در راستای توافق هستهای طرفین بود که هند را ملزم میکرد فعالیتهای هستهای نظامی خود را از فعالیتهای هستهای غیرنظامی منفک کرده و این اقدام خود را در گزارش کاملی به آژانس بینالمللی انرژی اتمی ارائه کند.
بحثهای درگرفته در محافل سیاسی آمریکا
واکنش بسیاری از صاحبنظران آمریکایی درباره پیمان هند و آمریکا منفی بود. دلیل آنها برای مخالفت با این پیمان این بود که به ظن آنها اینگونه تعهدات دولت آمریکا باعث میشود که دیگر کشورها نیز مانند هند مانعی برای گسترش توان هستهای خود احساس نکنند و برای رسیدن به سلاح هستهای تلاش کنند. به عقیده صاحبنظران آمریکایی، امضای پیمان هند و آمریکا به منزله نشان دادن چراغ سبز به کشورهایی بود که درصدد دستیابی به سلاح هستهای هستند، تا خود را تبدیل به یک قدرت جهانی کنند و این گمان را برای آنها به وجود میآورد که در راه دستیابی به هدفشان با هیچگونه تحریمی مواجه نخواهند شد. به عنوان نخستین مثال از چنین کشورهایی، میتوان از پاکستان نام برد که ممکن است خواستار همان تسهیلاتی شود که آمریکا به هند وعده داده است. درحالیکه بسیاری از صاحبنظران، هند را جزو کشورهای قدرتمند جهان به شمار میآورند اما این نگرانی را دارند که مبادا هند در مسائل هستهای، راه ایران را در پیش بگیرد. آنها همچنین از این مساله ابراز نگرانی کردند که روابط هند و آمریکا شکلی متفاوت با روابط چین و آمریکا به خود بگیرد. بسیاری از اعضای کنگره آمریکا نیز با این پیمان مخالف کردند. نمایندگان کنگره بر این عقیده بودند که آمریکا نباید روابطش را با هیچ کشوری بر خلاف مفاد NPT طرحریزی کند و این کار آمریکا خطر زیر پا گذاشتن معاهدههای بینالمللی را در بر خواهد داشت. بنابراین آمریکا سعی کرد در اولین قدم هند را محک بزند. بنابراین، در اولین گام، آمریکا از هند خواست تا درباره مساله هستهای ایران موضع مشترکی با دولت آمریکا اتخاذ کند. حتی زمانی که وزیر امور خارجه هند به ایران سفر کرد، اعضای کنگره آمریکا خشم خود را ابراز کردند؛ به طوری که تام لانتون یکی از اعضای کنگره در اظهاراتی خشمگینانه اعلام کرد: هند بهای گزافی را در بیتوجهی به خواستههای آمریکا خواهد پرداخت. در این حین، ایران اقدام به بازگشایی پلمپ تاسیسات هستهای خود کرده و اعلام کرد که براساس NPT تصمیم گرفته است که تحقیقات اتمی خود را از سر بگیرد. غنیسازی اورانیوم بخشی از تحقیقات اتمی ایران به شمار میرود که هم میتوان از آن در تولید برق استفاده کرد و هم میتوان از آن در ساخت بمب اتم بهره گرفت. این تصمیم دولت ایران درست در زمانی صورت گرفت که هند به قطعی کردن مذاکرات هستهای خود با آمریکا بسیار امیدوار بود و این تصمیم ایران به صورت چالشی برای دولت هند مطرح شد. این تصمیم ایران نشست فوقالعاده سه کشور آلمان، فرانسه و انگلیس را به همراه آمریکا در برداشت که در این نشست سران سه کشور خواستار تشکیل جلسه آژانس برای بررسی مساله هستهای ایران شدند.
بدین ترتیب یک بار دیگر هند در موقعیتی قرار گرفت که مجبور به اتخاذ تصمیم مهمی بود. هند به خوبی میدانست که تصمیمش تاثیر بسیاری بر کیفیت رابطه هستهایاش با آمریکا خواهد گذاشت. دیوید مالفورد سفیر آمریکا در هند در یک اظهار نظر رسمی اعلام کرد چنانچه هند درمورد مساله هستهای ایران رایی مخالف رای آمریکا اتخاذ کند دچار زیان و خسران خواهد شد؛ چراکه در آن صورت کنگره آمریکا در ملاحظات خود در راستای توافق هستهای میان دو کشور، تجدیدنظر خواهد کرد.
این اظهارات برای دولت هند به این معنا بود که اگر این کشور موضع گذشته خود را درقبال ایران تکرار کند، هشدارهای آمریکا شکل واقعی به خود خواهد گرفت. از سوی دیگر علی لاریجانی بارها و بارها در سخنانش به توافق هستهای هند و آمریکا اشاره و از آن انتقاد کرد. علی لاریجانی اینگونه اقدامات را خطری برای صلح جهانی دانست و آمریکا را متهم کرد که علیرغم فعالیتهای هند در زمینه سلاح هستهای با این کشور توافقنامه هستهای امضا کرده است. اما هند در پاسخ به اظهارات علی لاریجانی اعلام کرد فعالیتهای هستهای این کشور تحت نظارت توافقات و مجامع بینالمللی (آمریکا) انجام میشود. این در حالی است که هند برخلاف ایران معاهده NPT را امضا نکرده است اما این ایران است که باید تمام فعالیتهایش را بطور شفاف و روشن به مجامع بینالمللی گزارش دهد!