آرمین منتظزی
سخنرانی سالانه بوش در کنگره آمریکا داستان دو رئیسجمهور بود. دو رئیسجمهوری که یکی با معارضانش با مدارا رفتار میکند و به خاطر آینده ملتش به دنبال فصل مشترک با مخالفانش است و دیگری منتقدانش رابه انزوا طلبی، آشتیپذیری و خیانت به میهن متهم میکند. یکی خواهان سرنگونی حکومتهای مستبد و دیکتاتوری است و دیگری خواهان سرنگونی یا تغییر دولتهایی مانند ایران و فلسطین است که با انتخاب مردم بر سر کار قرار گرفتهاند. یکی میخواهد مالیاتها را کاهش دهد و دیگری میخواهد کسری بودجه را جبران کند! یکی میخواهد توان آمریکا را به عنوان کشوری که پیشتاز دنیای علم است، افزایش دهد و دیگری میخواهد تحقیقات علمیرا درباره جنینشناسی، با محدودیتهای سختگیرانه مواجه کند.
مطمئنا هر دو رئیسجمهور در حقیقت یک نفر هستند: جورج بوشی که گاه الهامبخش است و گاه متناقضگو.
دموکراتها اغلب از این شکاف شخصیتی جورج بوش غفلت میکنند. اما بسیاری عاقلانه است اگر کسی درباره شکاف میان شخصیت خودمحور و ایدهآلیست بوش به عنوان یک رهبر، از سویی، و خواستههای واقعگرایانه او برای انجام هر کاری در راستای رسیدن به هدفش، از سوی دیگر، بیندیشد. برای مثال بخشی از شخصیت جورج بوش خالصانه و بدون ریا، تمایل دارد در برابر مسائل مالی، مسوولیت بپذیرد اما بخش دیگری از شخصیتش او را به شدت وسوسه میکند که در صورت تلاش دموکراتها برای منقضی کردن قانون مالیاتیاش در سال 2008، آنها را به سیخ بکشد. بخشی از شخصیت جورج بوش دوست دارد ایالات متحده را در جنگی طولانی بر علیه به اصطلاح تروریسم اسلامی متحد کند. و بخش دیگری از شخصیت او سعی دارد با ساکت کردن دموکراتها، از آنها چهرهای مانند یک جوجه دوروزه بسازد.
اگر بخواهیم وعدههای سرخرمن دموکراتها را جدی بگیریم باید بگوییم آنها نقش خود را در دولت بوش ایفا خواهند کرد. اما بسیاری از دموکراتها به هنگام سخنرانی روز سهشنبه جورج بوش به سختی نشستن بر جایگاه خود را تحمل میکردند. زمانی که جورج بوش برای ادای سخنرانیاش به سوی جایگاه میرفت، درست در پشت صف جمهوریخواهان، آنتونی وینر، دموکرات نیویورکی در حال حل کردن جدول کلمات متقاطع بود. وقتی که جورج بوش در جایگاه قرار گرفت وینر و همقطارانش با بیاعتنایی تمام بیشتر وقت سخنرانی را به پچپچ کردن و تورق نامهها و مدارک روی میزشان پرداختند.
تا آنجا که حتی یکبار «نانسی پلوسی»، رهبر دموکراتها به آنها تذکر داده و آنها را به سکوت فراخواند.
حتی جمهوریخواهان نیز چندان از سخنان بوش استقبال نکردند. وقتی جورج بوش از عزم دولت برای ساماندهی وضعیت مالیاتی کشور سخن گفت، سخنانش تنها با تشویقی متعارف و معمولی مواجه شد. حتی «جان بونر» و «جان شادگ» جمهوریخواه نیز که در این طرح همکاری داشتند، در واکنش به سخنان بوش حتی از روی صندلیشان برنخاستند.
سخنان جورج بوش درباره طرح قبول نیروی کار خارجی نیز با همان واکنش مستمعان مواجه شد.
در مقابل، اولین کسی که در واکنش به سخنان بوش از جا میجهید و به کف زدن میپرداخت نماینده اسبق اوهایو در کنگره،«باب نی» بود. او همان کسی است که سه هفته پیش به دلیل ارتباطش با اتهامات «جان آبراموف»، جایگاهش را در جلسات دولت از دست داد.
در هر صورت چه جمهوریخواهان در اوج قدرت باشند چه نباشند، جورج بوش تصمیم گرفته است برای پیروزی در انتخابات امسال سنا، از موضوعات و اصول آشناتر سخن بگوید. خودکفایی در زمینه انرژی و اهمیت دادن به مراقبتهای بهداشتی دغدغه اصلی بوش نیست. ایراد این سخنان روش خاص جورج بوش در سیاست است. در دو دوره گذشته ترکیبی که جورج بوش از شعارهای بلندپروازانه و سیاست عامه پسند ارائه داد باعث پیروزیاش در انتخابات شد. اکنون نیز بوش سعی دارد تا با استفاده همان استراتژی در انتخابات سال 2006 سنا پیروز شود. او سعی میکند تا هر دو حزب دموکرات و جمهوریخواه را به پشتیبانی از پروژه جنگ بر علیه تروریسم فراخواند. و البته در این راه انگشت اشاره اش را به سوی دموکراتها گرفته و آنها را ترسوهایی خطاب میکند که همیشه به فکر عقبنشینی و دفاع هستند.
به نظر میرسد که سیاست بوش باز هم کارگر افتد. بسیاری از دموکراتها مجبور شدند در سخنرانی روز سهشنبه بوش در بعضی موارد ـ حتی زمانی که بوش درباره عراق آنها را سرزنش کرد ـ به تایید و تحسین میهنپرستی بوش بپردازند. بوش در سخنرانیاش گفت: برای مواجهه با مسائلی که پیش رو داریم باید با اعتماد به نفس پیش برویم و به یکدیگر احترام بگذاریم. او همچنین گفت: و من مصمم هستم که وظیفهام را به انجام برسانم. بوش در بخشی دیگری از سخنرانیاش در لفافه و بدون نام بردن اسم کسی به سخنان «جک مورتا» دموکرات که خواهان عقبنشینی نیرویهای آمریکا از عراق شده بود اشاره کرد و جواب دندان شکنی به او داد. بوش در اینباره گفت: بین انتقادهای دلسوزانه که در راه رسیدن به هدف یاریدهنده هستند و نقدهای بزدلانه که نتیجهای جز شکست در بر نخواهند داشت، تفاوت بسیاری وجود دارد.
«تیم کین» یکی از نمایندگاه ایالت ویرجینیا پاسخ رسمی دموکراتها به اظهارت بوش را به منزله گام مهمی در راه پیروزی دموکراتها در انتخابات آینده سنا دانست. به عقیده «کین» دموکراتها ترجیح میدهند درباره سیاست خارجی دولت بوش بحث نکنند. البته میتوان گفت آنها چارهای جز این هم ندارند چرا که بوش در مسند قدرت است و تریبون را هم در اختیار دارد. ضمنا کشور هم همچنان در موقعیت جنگی قرار دارد. تحلیل اخیر بوش از تروریسم نشان میدهد که او تا چه اندازه نسبت به اهداف دشمنانش و چگونگی پیروزی بر آنها بیاطلاع است. پیشتر از این بوش ادعا کرده بود که تروریسم نتیجه فقدان دموکراسی است. او گفت: «دیکتاتوریها پناهگاه تروریستها و خوراکی برای خشونت و تندروی آنها هستند. آنها مدام به دنبال دستیابی به سلاحهای کشتار جمعی هستند.» اما کسی نیست که از آقای بوش بپرسد که آیا پاکستان و عربستان که از سویی، یکی دارای سلاح کشتار جمعی و دیگری کشوری کاملا غیردموکراتیک است و در عین حال از شلیک کردن به سوی افراد القاعده نیز ابایی ندارند جزو دیکتاتوریها هستند یا خیر؟ آقای بوش چگونه میتواند از پس توجیه این تناقض برآید؟! بوش همه را با یک سنگ از خود میراند. اما حقیقت اینست که آنها با هم متفاوتند. بمبگذاران لندن شهروندان لندنی بودند نه تروریستهای عراقی. مساله خیلی ساده است. جنگ عراق به هیچ عنوان جنگی بر علیه تروریست نبود. این جنگی بود که برای به اصطلاح خلع سلاح کردن صدام انجام شد! در حالیکه دولت بوش مجرم اصلی یعنی القاعده را در این میان از یاد برد.