در این 27 سال بعد از انقلاب، انتخابات زیادی داشتهایم. شما در طول این 27 سال، صادقانه نظر کنید، چه کسانی در مقابل تهدیدهای دشمن و تطمیعهای آنان توانستند کاملاً استقامت کنند و به هیچوجه تحت تاثیر افکار دشمنان واقع نشدند.
شما دیدید در زمان حیات امام (رضوانالله علیه) تصمیمگیرنده شخص ایشان بود. گاهی همه نزدیکان امام با مسالهای مخالف بودند؛ ولی همین که امام میفرمود باید اینگونه شود، دیگر همه سکوت میکردند، وگرنه اگر بنا بود از آقایان دیگر رایگیری شود، مساله به گونهای دیگر میشد. بعد از امام هم خدا مقدر فرمود کسی آمد که نسخه بدل امام بود. موارد فراوانی بوده که تقریباً همه سیاستمداران کشور، که بسیاری از آنها سوابق انقلابی خوبی هم داشتند، در مقابل تهدیدها و تطمیعهای دشمن کوتاه آمدند، و تنها کسی که مقاومت کرد، شخص رهبر بود و نتیجتاً هم معلوم شد که حق با ایشان است.
مواردی پیش آمد که همان کسانی که شجاعتها داشتند، فداکاریها داشتند، دلاوریها داشتند، در یک مواردی احساس ضعف کردند، و اگر بنا بود اینگونه افراد رهبر میشدند، تاکنون چندباره فاتحه اسلام خوانده شده بود. مثلا وقتی میگفتند نیروگاه هستهای بوشهر را منفجر میکنیم، دلش میلرزید، احساس خطر میکرد، و میگفت مسایلی در کار است که شماها نمیدانید. اما رهبری دلش مثل کوه است، انگار که روح امام (ره) در کالبد او دمیده شده است.
دشمنان خیلی خوب میدانند از کجا باید شروع کنند و چه کار کنند که به گمان خودشان به نتیجه برسد، پس خوب طراحی میکنند، اما غافلند از اینکه دستدیگری هم در کار است که نمیگذارد نقشههایشان درست پیاده شود، و عواملی وجود دارد که نمیتوانند پیشبینی کنند. شما کسی را سراغ دارید که در این انتخابات اخیر حدس زده باشد که چه کسی بناست انتخاب بشود؟ من با شخصیتهای مهمی صحبت کردم، آنها گفتند: ما هیچ امیدی نداشتیم که ایشان انتخاب شود. براساس حسابهای ظاهری هم، ما هیچ عاملی برای انتخاب شدن ایشان سراغ نداریم. کسانی احساس مسوولیت کردند که ما هیچ گمان نمیکردیم در این وادی قدم بگذارند. ما همه طلبه هستیم، وضع زندگی خودمان را میدانیم، اگر صد تومان به شهریهمان افزوده شود در زندگی ما اثر دارد. من طلبهای را سراغ دارم که یک میلیون تومان قرض کرد تا برای این انتخابات خرج کند و هنوز هم بدهکار است. چه عاملی باعث میشود که او چنین کاری را انجام دهد؟ هملباسی یا هم صنفی بودن، و چیزهای دیگر که کم و بیش جاذبههایی دارد، هیچ کدام مطرح نبود؛ اما دلها یک دفعه متوجه نقطهای شد که کسی باور نمیکرد. چه عواملی وجود داشت؟ چه خرجهایی که برای تبلیغات دیگران نشد، چه زمینههای اجتماعی که وجود داشت، در نهادهای مختلف کشور، در وزارتخانهها، در ادارات، در نهادها چه زمینههایی برای گرایش به دیگران بود، چه قدرتهایی در اختیارشان بود، حتی بعضی از افراد خودشان اعتراف کردند که اعتماد ما به عوامل خارجی بود، و مطمئن بودیم که کمکهای خارجی نمیگذارد شکست بخوریم. اما تقدیر به گونهای دیگر رقم خورد. چه وقت برای انتخابات چنین کارهایی انجام میگرفت؟ تا آنجایی که بنده یادم هست در این 27 سال که از انقلاب اسلامی گذشته، برای هیچ انتخاباتی این همه مردم نذر و نیاز نکردند، آن هم مردم مستضعف. آنهایی که این نتیجه را نتوانستند پیشبینی کنند، همانها هستند که اصل انقلاب را نمیتوانستند پیشبینی کنند.